مشارکت شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس در جنگ علیه ایران، منطقهگرایی در شرق را به خاک خواهد سپرد
تهران از تشدید تنشها نمیترسد و آمادۀ اقدام پیشگیرانه است
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری
وزارت دفاع امارات متحدۀ عربی این اعلام کرد: «کمیتۀ کشورهای عضو شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس با محوریت تقویت همکاریهای نظامی نشست فوقالعاده برگزار کرد. در این نشست، چندین بند از دستور کار بررسی شد که هدف آنها تقویت همکاریهای نظامی مشترک در زمینه عملیات و آموزش، و همچنین تدوین سازوکارهایی برای هماهنگی و یکپارچگی بیشتر میان نیروهای مسلح کشورهای عضو شورا بود».
این نهاد نظامی اعلام کرد: «هدف این نشست، تقویت تلاشهای مشترک برای دفاع از کشورهای خلیج فارس و ارتقای سطح آمادگی و اثربخشی عملیات و آموزش است».
گفتنی است که اعضای شورای همکاری خلیج فارس، یعنی بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحدۀ عربی، در جریان مذاکرات به شماری از موضوعات مورد علاقه مشترک پرداختند. این موضوعات به همکاریهای نظامی، سازوکارهای یکپارچگی و هماهنگی، و نیز شرایط کلی منطقه مربوط میشد.
در بررسی مسائل نظامی و سیاسی، باید به این نکتۀ مهم توجه کرد: تأکید ویژه شرکتکنندگان بر افزایش اثربخشی عملیات مشترک، آمادگی رزمی و هماهنگی میان نیروهای مسلح کشورهای عضو، بههیچوجه تصادفی نیست. زیرا، در روزها و هفتههای اخیر، دستکم نشانههایی از بررسی و سنجش فضای سیاسی از سوی «ائتلاف اپستین» دربارۀ تجاوز دیگر علیه ایران مشاهده میشود.
بهویژه، خبرهایی دربارۀ تمایل اسرائیل به ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران منتشر شده است. چند روز پیش، روزنامۀ فایننشال تایمز به نقل از منابع آگاه، طبق معمول، گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مشهور به «بیبیِ خشمگین» نیز در جریان رایزنیها با کاخ سفید، بر ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران اصرار ورزیده است.
بر اساس یافتههای خبرنگاران، رئیس دولت اسرائیل از همان اوایل ماه اکتبر به نیروی هوایی این کشور دستور داده بود طرحی برای حمله به خاک جمهوری اسلامی آماده کند. بااینحال، گفته میشود که واشنگتن با عملیات پیشنهادی موافقت نکرده است.
طبق اطلاعات این روزنامه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به اسرائیل اطلاع داده بود که دستکم تا سوم نوامبر قصد دارد از تشدید تنشها اجتناب کند. زیرا، در این روز انتخابات میاندورهای کنگره در آمریکا برگزار میشود. اما پس از سوم نوامبر، دست رئیس ساکن کاخ سفید، در مجموع، برای اقدام بازتر خواهد بود. ازاینرو، بعید است که رسانههای غربی بیدلیل سناریوی یک عملیات نظامی «کوتاه اما شدید» سهروزه را به تصویر میکشند، هرچند ممکن است این سناریو نیز هرگز محقق نشود.
در همین حال، منبع فایننشال تایمز احتمال داده است که گفتوگوها دربارۀ ازسرگیری احتمالی عملیات نظامی علیه ایران، صرفاً ترفندی سیاسی باشد. بر اساس این تحلیل، اگر چنین باشد، هدف آن اعمال فشار بر تهران و واداشتن ایران به دادن امتیاز است.
در هر صورت، فضای منطقه بهشدت ملتهب شده است. ممکن است کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، زیر پوشش منطقهگرایی، خود را برای هرگونه تحول احتمالی، از جمله برای هماهنگسازی اقدامات پادشاهیهای حاشیه خلیج فارس علیه تهران آماده کنند.
گفتنی است که در روزهای اخیر، رسانهها از طرح ایران برای حمله به کابلهای ارتباطی زیردریایی در خلیج فارس خبر دادهاند. این طرح در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل از پیش و برای اجرا تدوین شده است. بنا بر گزارش منابع خبرگزاری رویترز، تهران قصد دارد نهتنها زیرساختهای زیردریایی را از کار بیندازد، بلکه از بازسازی آنها نیز جلوگیری کند تا اختلال در ارتباطات و اینترنت طولانیتر شود. بااینحال، مقامهای ایرانی مشخص نکردهاند که این حملات احتمالاً به چه شیوه و در کدام نقاط انجام خواهند شد.
پیشتر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اعلام کرده بود که در صورت ازسرگیری درگیریها، کابلهای ارتباطی آمریکا، مراکز داده و تأسیسات دارای زیرساخت هوش مصنوعی در خاورمیانه ممکن است در تیررس ایران قرار گیرند.
صرفنظر از میزان صحت این اطلاعات، یک نکته روشن است: ایرانیها قطعاً آمادهاند سطح رویارویی را افزایش دهند، حتی اگر این امر به مقابله با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بینجامد. در همین زمینه، نکتۀ قابلتوجه آن است که تهران از کشورهای خاورمیانه نیز خواسته است حمایت از آمریکا را کنار بگذارند. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، در گفتوگو با رسانهها اظهار داشت: «به آنها اولتیماتوم داده شده است که از هرگونه حمایت از آمریکا دست بردارند. در جریان جنگ چهلروزه، پایگاههای هر کشوری را که آمریکا برای حمله به ایران از آن استفاده میکرد، هدف قرار دادیم».
به گفتۀ این نمایندۀ مجلس، در صورت ازسرگیری درگیریهای نظامی، تصمیمهای ایران ممکن است از حمله به پایگاههای نظامی فراتر برود و چنین کشورهایی در شمار کشورهای متخاصم قرار گیرند. مالکی تأکید کرد که ایران کاملاً آماده است. روز پیش از آن، شبکۀ انبیسی گزارش داده بود که آمریکا بهتدریج در حال تخلیۀ کارکنان خود از خاورمیانه است. در این مورد پنتاگون سکوت اختیار کرده است.
با این حال، تهران تلاشهای دیپلماتیک را نیز کنار نگذاشته و اعلام کرده است که آمادگی دارد مذاکره با دولت ترامپ را مشروط بر اجرای تفاهمنامۀ اسلامآباد از سوی واشنگتن، بررسی کند. مالکی خاطرنشان کرد که در صورت اقدامات خصمانۀ آمریکا و اسرائیل، پاسخ ایران بسیار «قاطع و سخت» خواهد بود.
دلیلی برای تردید در این زمینه وجود ندارد. چراکه ایرانیها آمادهاند کابلهای ارتباطی آمریکا، مراکز داده و تأسیسات مجهز به زیرساخت هوش مصنوعی را در منطقه از کار بیندازند. البته، طبیعتاً در صورتی که این اهداف در تیررس موشکهای ایران قرار داشته باشند. اما حتی اگر چنین اهدافی در برد موشکهای ایران نباشند، توانمندیهای گستردۀ جنبش یمنی «انصارالله»، جنبشی که مواضع نظامی در خاک عربستان سعودی را با موفقیت هدف قرار میدهد، همچنان به قوت خود باقی است.
یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح حوثیها، در شبکۀ تلویزیونی «المسیره» اعلام کرد: «طی ۴۸ ساعت گذشته، چهار عملیات نظامی دقیق با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپادها انجام دادهایم. نخستین عملیات، ساختمان وزارت دفاع را در پایتخت دشمن سعودی، ریاض، هدف قرار داد. این حمله دقیق بود».
تشدید تنشها در منطقه از اواسط ژوئیه، از زمانی که نیروهای یمنیِ طرفدار دولت، هنگام فرود هواپیمایی از ایران حامل هیئتی از حوثیها در فرودگاه صنعا، به این فرودگاه حمله کردند، آغاز شد. حوثیها عربستان سعودی را مسئول این رویداد دانستند و علیه آن اعلام جنگ کردند. از آن زمان تاکنون، دو طرف بهطور منظم حملات متقابل انجام میدهند.
دو نکته کاملاً روشن است:
نکتۀ نخست– ورود کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به جنگ «ائتلاف اپستین» علیه ایران، پیامدهایی بهشدت منفی برای منطقه خواهد داشت و در صورت تحقق چنین سناریویی، دیگر نمیتوان از حاکمیت ملی و برخورداری از جایگاه مستقل در عرصۀ بینالمللی سخن گفت. زیرا، قواعد بازی از سوی نخبگان حاکم بر کشورهای منطقه تعیین نخواهد شد، بلکه این قواعد را به آنها دیکته خواهند کرد.
نکتۀ دوم- دور تازۀ درگیریها ناگزیر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را، حتی اگر آنها بکوشند از اتخاذ تصمیمهای سرنوشتساز و خطرناک اجتناب کنند نیز درگیر خواهد کرد.
۴ آبان-عقرب ١۴٠۵
سفر هیأت پیمان دفاعی مکه به تهران
ا. م. شیری
این سفر که در روزهای ۴ و ۵ آبان ١۴٠۵ به تهران انجام گرفت، اولین سفر مشترک ۳ کشور عضو «پیمان دفاعی مکه» به ایران بعد از تشکیل این پیمان در اوت ۲۰۲۵ در مکه است.
طبق این پیمان، حمله به هر یک از اعضای پیمان به منزلۀ حمله به همۀ آنهاست، مشابه مادۀ ۵ پیمان تروریستی ناتو.
اما چه کسانی بعنوان نمایندگان پیمان مکه به تهران آمدند؟
از عربستان، شاهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع؛ از پاکستان، ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش؛ از ترکیه، ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات این کشور.
لازم به یادآوری است که عاصم منیر، مهمان ویژۀ کاخ سفید و نورچشمی ترامپ در ۳۰ مهر ۱۴۰۵، یعنی یک روز بعد از سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجۀ روسیه به میهن ما نیز به تهران آمده بود. به این ترتیب، او در مدت کمتر از یک هفته (۳۰ مهر- ۴ آبان)، دو بار با رئیس جمهور، دبیر شورای عالی امنیت ملی و وزیر خارجۀ کشور ما دیدار داشت.
«هیأت مکه» نیز با محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور و عباس عراقچی وزیر امور خارجه دیدار کردند.
هدف سفر این هیأت از دو زاویۀ متفاوت روایت شده است:
۱– روایت رسمی ایران- شورای عالی امنیت ملی: بگفتۀ علی باقری، معاون رضایی این سفر با دو هدف صورت گرفته است:
اول- تبریک به محسن رضایی برای احراز سمت دبیری شورا. این گفته بیشتر به شوخی شباهت دارد تا هدف سفر یک هیأت بلندپایه.
دوم -رایزنی دربارۀ «امنیت درونزا» – یعنی امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه، بدون دخالت آمریکا و اسرائیل تامین شود.
سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز سفر «هیأت مکه» به تهران را چنین توصیف کرد: «جنای آقای عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان در ملاقاتی که در سفر قبلی، تقریبا یک هفته-ده روز پیش داشتند، به من گفتند که اگر شما موافق هستید، من و آقای امیرخالد، وزیر دفاع عربستان و جناب آقای ابراهیم کالین مسئول امنیت ملی ترکیه بیاییم، که هم انتصاب شما را تبریک بگوییم و هم روی مسائل منطقهای صحبت کنیم. من پذیرفتم و این آقایان امروز آمدند و بحثهای خیلی خوبی بین ما صورت گرفت. فضای جدیدی را من احساس میکنم در منطقه شکل گرفته به برکت مقاومت ملت ایران و اقتدار نیروهای مسلح، من فضای مثبتی را در گفتگوی آقایان احساس کردم. هر سه نفر اعتقاد داشتند اگر ما چهارتا کشور با هم بشیم (باشیم)، بسیاری از مشکلات منطقه قابل حل خواهد بود. به همین دلیل ما توافق کردیم که این جلسات برای توسعۀ همکاریهای منطقهایی و رسیدن به ترتیبات امنیتی ادامه پیدا بکند و یک کارگروهی تشکیل دادیم که این کارگروه روی مسائل کارشناسی کار بکنه (بکند)، که اینا بیان هر دو جلسه ارائه بدن و ما تصمیم بگیریم، پیش بریم. از نتایجی که ما رویش توافق داشتیم، این بود که امنیت منطقهای که زندگی میکنیم، در آن هستیم، بایست «درونزا» باشد. یعنی به توسط خود کشورها حاصل بشود و از هر نوع مداخلۀ خارجی ما باید در این منطقه جلوگیری بکنیم. بویژه روی مسئلۀ اشغال خیلی از مناطق توسط اسرائیل تأکید شد که اسرائیل باید از جنوب لبنان، از جنوب سوریه، از غزه، از کرانۀ غربی رود اردن عقبنشینی کنه (کند)، و دست از تجاوزات باید برداره (بردارد)».
اگرچه همۀ ملاقاتها و جلسات «هیأت مکه» با مقامات و مسئولان ایران بدون اعلامیۀ نهایی پایان یافت، اما بگفتۀ محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، «نتیجۀ جلسه بسیار خوب بوده و فقط توافق شد گفتگوها ادامه یابد».
۲– روایت رسمی عربستان:
معاون وزیر خارجۀ عربستان، رائد قَرَمَلی (کرمعلی) گفت: این سفر بخشی از تلاشها برای «کاهش تنش میان طرفهای بحران فعلی و تشویق راهحل دیپلماتیک» است و هدف از آن، حمایت از میانجیگری قطر و پاکستان بین ایران و آمریکا میباشد.
پشت پرده واقعی چیست؟ چرا بعد از سفر لاوروف؟
هدف نخست: در آستانۀ انتخابات اسرائیل و آمریکا و در روند موج جدید حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن متحد ایران به عربستان سعودی بهعنوان یکی از اعضای پیمان مکه، جلوگیری از شروع مجدد حملات آمریکا و اسرائیل به ایران هدف اصلی شمرده میشود. اگرچه، شروع چنین حملات از منظر توانایی نظامی و اقتصادی مهاجمان محتمل به نظر نمیرسد، اما آنها بر این گمانند که «کار از محکمکاری عیب نمیکند». طرفه اینکه در جریان حملات خرداد و اسفند ماه سال گذشته به میهن ما، پاسخ قدرتمند نیروهای دفاعی ایران تمام رشتههای آنها را پنبه کرد. بنابراین، «واسطهها» بدرستی میدانند که اگر چنانچه حملات مجدداً صورت گیرد، پاسخ نیروهای دفاعی ما شدیدتر خواهد بود. به همین دلیل، آنها سعی میکنند بدون اعتراف رسمی و علنی به شکست سنگین مهاجمان، یک نوع سیاست «نه جنگ و نه صلح» در منطقه را تثبیت کنند.
هدفت دوم- کمکها و تلاشهای روسیه برای تشنجزدایی و برقراری آرامش در منطقه را به سایه ببرند؛ در روابط بین ایران و روسیه و اجرای قرارداد راهبردی فیمابین آنها اختلال ایجاد کنند؛ از گشایش کامل سه مسیر گذرگاه بینالمللی شمال-جنوب ممانعت نمایند و در نهایت، کشور ما را در دایرۀ نفوذ دنیای غرب نگه دارند.
دلیل این مدعا روشن است. بگفتۀ سرلشکر محسن رضایی «… هر سه نفر اعتقاد داشتند اگر ما چهارتا کشور با هم بشیم (باشیم)»… چهار تا کشور: ترکیه عضو پیمان تروریستی ناتو (داستان بدون شرح)؛ عربستان سعودی، گاو شیرده آمریکا که بر پایۀ نفت آن «دلار طلا، دلار نفتی شد» و در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، قلمرو هوایی، دریایی و زمینی خود را در اختیار نیروهای مهاجم قرار داد؛ پاکستان که وابستگی آن به آمریکا مثل روز روشن است و هدف این یادداشت نیست، هم میان آمریکا و ایران میانجیگری میکند و هم به دستور آمریکا مرزهایش را به روی کشور ما میبندد و در نهاین، ایران که از نیم قرن پیش در زیر فشار تحریمها، محاصره و تهدیدهای آمریکا به سر میبرد، کشوری کاملاً متفاوت! بنابراین، بنظر میرسد «اعتقاد هر سه نفر مبنی بر اگر با هم بشیم»، یعنی همگرایی «آب و آتش»، با وجود ترور رهبر، فرماندهان و مقامات تأثیرگذار کشور، در نوع خود یک شیوۀ «یتیمنوازی» ریاکارانه و تلاشی است برای تقویت مواضع و موقعیت جریانهای غربگرا در کشور.
یک ضربالمثل ملی میگوید: «با گرگ دوستی کن، اما چماقت را هرگز بر زمین نگذار». با وجود تضاد منافع، موقعیت مواضع چهار کشور فوقالذکر، طبیعتا نباید حتی بر کمترین تلاش برای ایجاد موانع در مقابل شروع مجدد درگیریهای منجر به ویرانی و کشتار چشم پوشید و نباید به دوستان و متحدان روزهای دشوار پشت کرد.
۶ آبان-عقرب ١۴٠۵
سفر سرگئی لاوروف به ایران و چیدمان پیچیدۀ معادلات خاورمیانه
مسکو میتواند در دستیابی به توافقهایی برای بازگشایی تنگۀ هرمز نقشی سازنده ایفا کند.
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری
در شرایطی که تهران در جستوجوی راههایی برای خروج از دور تازۀ درگیریهاست، روسیه با موفقیت خود را بهعنوان یک شریک دیپلماتیک مطرح میکند و در اجرای توافقهای اقتصادی که پیشتر حاصل شده بودند، اما به دلایل گوناگون به تعویق افتاده بودند، نقش مؤثری ایفا میکند.
در همین راستا، دیدارهای اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجۀ روسیه، در تهران نشان داد که مسکو و تهران چگونه در شرایط تجاوز بیدلیل «ائتلاف اپستین» بهطور مؤثر با یکدیگر همکاری میکنند. این تجاوز اگرچه به شیوههای متفاوت، به منافع هر دو کشور آسیب میرساند.
مقامهای رسمی ایران از حمایت روسیه استقبال کردند و امکان ازسرگیری تماسهای دیپلماتیک با واشنگتن را مورد بحث قرار دادند. در همین حال، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران، خواستار پیشرفت در اجرای توافقهای مربوط به حوزههای انرژی، حملونقل و تجارت شد.
روسیه میکوشد شریک راهبردی خود را حفظ کند، از سرمایهگذاریهای منطقهای خود محافظت کند و بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان قدرتی تثبیت کند که توانایی تأثیرگذاری بر روند تحولات خاورمیانه را دارد.
ایران که با فشارهای نظامی و اقتصادی بیسابقه روبهروست، به فرصتهای دیپلماتیک و حمایت ملموس نیاز دارد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ ایران، سفر لاوروف را «بهموقع» خواند و در شبکههای اجتماعی تأکید کرد: «در هیچ دورهای از تاریخمان، ایران و روسیه به اندازه امروز با یکدیگر همکاری نزدیک نداشتهاند».
لاوروف نیز به نوبۀ خود اعلام کرد که مسکو آماده است برای حلوفصل دیپلماتیک مناقشه کمک کند. عراقچی هم تأیید کرد که در جریان مذاکرات، موضوع گفتوگوی ایران و آمریکا نیز مطرح شده است. وزارت امور خارجۀ روسیه در خیابان سمولنسکایا اعلام کرد که لاوروف طرف ایرانی را از گفتوگوهای روز قبل خود در بحرین با نمایندگان کشورهای عربی مطلع کرده است.
این روند تحولات میتواند فرصتی در اختیار مسکو قرار دهد تا میان تهران و پایتختهای کشورهای منطقه، کشورهایی که از مسائل امنیتی و اختلال در کشتیرانی در خلیج فارس نگراناند، میانجیگری کند.
البته هنوز مسائل بسیاری وجود دارد که باید روشن شوند. برای مثال، روزنامۀ اصلاحطلب ایرانی «اعتماد»، به نقل از مفسران و تحلیلگران، احتمال داده است که روسیه و چین بتوانند بهطور مشترک در تلاشها برای احیای تفاهمنامۀ ایران و آمریکا دربارۀ تفاهم متقابل میانجیگری کنند. این تفاهمنامه در ماه ژوئن امضا شد، اما، خیلی زود عملاً با شکست مواجه شد.
روزنامۀ اصلاحطلب دیگری به نام «آرمان ملی» این پرسش را مطرح کرده است که آیا لاوروف حامل «پیام صلح است یا جنگ»؟ این روزنامه همچنین احتمال داده است که سفر عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در ۲۰ اکتبر بتواند مکمل ابتکار روسیه باشد. همزمان، هیئتی از قطر نیز به ایران سفر کرده بود
توافقنامهٔ پیشینِ چهاردهبندی که با میانجیگری اسلامآباد حاصل شده بود، چارچوب توقف درگیریهای فعال نظامی و دستیابی به راهحل پایدار را آماده میکرد. با این حال، ابهام دربارهٔ توافقهای آتی پیرامون تنگهٔ هرمز و برنامهٔ هستهای ایران، همراه با پرسشهای حلنشده دربارهٔ لغو تحریمها، به تضعیف این توافق انجامید. ازسرگیری درگیریها و اتهامزنیهای متقابل نیز بیش از پیش امکان ایجاد اعتماد متقابل را کاهش داد.
مسکو میتواند به احیای کانالهای ارتباطی کمک کند، اما بهدلیل ماهیت روابطش با تهران، حلوفصل اختلافات اساسی برای آن آسان نخواهد بود. نقش مسکو ممکن است در مقام میانجی که زمینهٔ برقراری تماسها را فراهم میکند، مؤثرتر از ایفای نقش ضامن هرگونه توافق باشد. بهخوبی میدانیم که سیاست، هنرِ ممکنات است.
روسیه دلایل خاص خود را برای جلوگیری از تشدید بیشتر درگیری دارد. جنگ طولانیمدت میتواند سرمایهگذاریهای کلان شرکتهای روسی در ایران را به خطر اندازد، شرکای منطقهای مسکو را نگران کند و برای طرحهای حملونقل و انرژی که روسیه بهعنوان جایگزینی برای شبکههای تحت کنترل غرب پیش میبرد، مخاطراتی ایجاد کند.
علاوه بر این، یک گشایش دیپلماتیک میتواند این ادعا را تقویت کند که روسیه همچنان یک بازیگر بانفوذ در عرصهٔ بینالمللی است، بویژه، در آستانهٔ برگزاری مجامع مهم بینالمللی که ولادیمیر پوتین، شی جینپینگ و دونالد ترامپ در آنها حضور خواهند داشت.
درگیری که موقعیت رقبای روسیه را در خاورمیانه تضعیف میکند، ممکن است با منافع ژئوپلیتیکی مسکو همخوانی داشته باشد، اما تشدید کنترلنشدهٔ بحران، همانگونه که پیشتر اشاره شد، پروژهها و روابط روسیه را نیز در معرض تهدید قرار میدهد.
در سالهای اخیر، همکاری نظامی- فنی روسیه و ایران از چارچوب تحویل تسلیحات فراتر رفته و هماهنگی دیپلماتیک، یکپارچگی اقتصادی و طرحهای حملونقل فرامرزی را نیز دربر گرفته است. با وجود این، این امر به معنای شکلگیری یک اتحاد تمامعیار به مفهوم سنتی آن نیست. پیمان مشارکت جامع راهبردی که رؤسای جمهور دو کشور در ژانویهٔ ۲۰۲۵ امضا کردند و در اکتبر همان سال اجرایی شد، همکاری در حوزههای امنیت، تجارت، انرژی و حملونقل را تثبیت کرد. با اینهمه، این سند هیچیک از طرفین را ملزم نمیکند که در صورت حمله به طرف دیگر، به آن کمک نظامی ارائه دهد.
مقامهای رسمی ایران در اظهارات علنی خود از مسکو بابت حمایتش در جریان درگیریها قدردانی کردهاند، اما توضیح ندادهاند که این حمایت دقیقاً شامل چه مواردی بوده است. پس از سفر لاوروف نیز هیچ خبری دربارهٔ انعقاد توافقهای جدید یا ارائهٔ هرگونه تضمین امنیتی از سوی روسیه، حداقل تا این لحظه اعلام نشد. ازاینرو، به گفتهٔ ناظران، آمادگی مسکو برای ایفای نقش میانجی را نباید بهمنزلهٔ وعدهای برای دفاع مستقیم از ایران در صورت ازسرگیری عملیات نظامی آمریکا یا اسرائیل تلقی کرد.
بر کسی پوشیده نیست که مسکو سعی میکند میان روابط خود با ایران و مناسباتش با کشورهای عربی حاشیهٔ خلیج فارس توازن برقرار کند. مذاکرات لاوروف در بحرین نشان میدهد که روسیه با دولتهای منطقه که از تحولات درگیری نگراناند، بهویژه دربارهٔ مسائل امنیتی کشتیرانی در تنگهٔ هرمز گفتوگو میکند. پادشاهیهای عربی ممکن است از مشارکت دیپلماتیک روسیه استقبال کنند، اما در عینحال، به هرگونه توافقی که دامنهٔ کنترل ایران بر این گذرگاه آبی را گسترش دهد، با نگرانی و احتیاط خواهند نگریست.
برای مسکو، حفظ روابط با همۀ طرفهای ذینفع یک امتیاز محسوب میشود. اما برای تهران این پرسش مطرح است که آیا روسیه از نفوذ خود برای دستیابی به شرایطی قابلقبول برای ایران استفاده خواهد کرد، یا آنکه حلوفصل مسائل منطقهای را که با منافع روسیه سازگار است در اولویت قرار میدهد، حتی اگر تهران ناگزیر شود برای تحقق آن امتیازهایی بدهد؟
بر اساس اطلاعات منتشرشده در وبسایت رسمی رئیسجمهور ایران، پزشکیان خواستار تسریع در اجرای توافقهای دوجانبه شد و از مسئولان خواست برای همکاری در حوزههایی همچون انرژی، برق، حملونقل و تجارت، زمانبندیهای مشخصی تعیین کنند. این درخواست در شرایطی مطرح میشود که مقدمات سفر قریبالوقوع او به مسکو در حال فراهم شدن است.
دو کشور در توسعۀ زیرساختهای حملونقل، بهویژه گذرگاه بینالمللی حملونقل «شمال ـ جنوب»، منافع مشترکی دارند. این گذرگاه روسیه را از طریق ایران به بازار هند و دیگر بازارها متصل میکند. توافقنامۀ مشارکت راهبردی نیز گسترش همکاری در حوزۀ انرژی و ایجاد سازوکارهایی برای تسهیل تجارت را پیشبینی کرده است. با این حال، بر اساس اطلاعات در دسترس عموم، به نظر میرسد که با گذشت یک سال، این تعهدات رسمی هنوز به اجرای عملی و سریع منجر نشدهاند.
مسکو و تهران بارها مشارکت دوجانبۀ خود را راهی برای کاهش وابستگی به بازارهای غربی و مقابله با فشار تحریمها معرفی کردهاند. افزون بر این، قالبهای چندجانبه همچون بریکس، سازمان همکاری شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، اتحادیهای به رهبری روسیه، بهعنوان ابزارهایی برای توسعۀ تجارت و تقویت پیوندهای منطقهای مورد حمایت قرار گرفتهاند. همچنین، رئیسجمهور ایران در جریان اجلاس اخیر کشورهای مستقل مشترکالمنافع در ترکمنستان، ابتکار ایجاد قالب همکاری «کشورهای مستقل مشترکالمنافع+١» را مطرح کرد.
سفر لاوروف نشاندهندۀ مشارکت نزدیک، اما نه بیقیدوشرط است. مسکو میتواند دسترسیهای دیپلماتیک را برای ایران فراهم کند، از مواضع این کشور در مجامع بینالمللی حمایت کند و همکاریهای تجاری را گسترش دهد. با این حال، هنوز بههیچوجه روشن نیست که آیا روسیه خواهد توانست واشنگتن را به مصالحه ترغیب کند یا تهران را به پذیرش شرایط لازم برای دستیابی به توافقی پایدار و بلندمدت متقاعد سازد.
معیار اصلی موفقیت این سفر، نه اظهارات مربوط به همبستگی راهبردی، بلکه اقدامات عملی برای ازسرگیری مذاکرات، ایجاد سازوکار قابلاعتماد، بازگرداندن آزادی کشتیرانی و نیز پیشرفت در اجرای توافقهایی که تاکنون در حد آرزوها و وعدههای خوشبینانه باقی ماندهاند، خواهد بود.
بنیاد فرهنگ راهبردی
۴ آبان-عقرب ١۴٠۵
مبارزان کمونیست