ایران دندانهای ترامپ را خُرد کرد
والنتین ملکاوف (Valentin Melikov)
ا. م. شیری- هر ایرانی اصیل، موظف است سران همۀ مستعمرات آمریکا را که از حملات تروریستی، محاصرات اقتصادی، دریایی و هوایی این امپراتوری علیه ایران حمایت کردند، تا ابد بخاطر بسپارد.
*-*-*
به نظر میرسد ترامپ کار را به جایی رسانده که دیگر راه بازگشت ندارد. حرکت کوبندۀ ایران، آمریکا را به بنبست کشانده است. برگ برندۀ روسی به کار آمد
طرح آمریکا علیه ایران شکست خورد. آیا ایران برای آمریکاییها بیش از حد دشوار از آب درآمده است؟
منابعی گزارش دادند که نیروهای آمریکایی برای دفع تنها یک حملۀ تلافیجویانۀ ایران به مواضع آمریکا در اردن، تا ۷۰ فروند موشک رهگیر پاتریوت و بیش از ده فروند رهگیر تاد، در مجموع حدود ۸۰ فروند، مصرف کردهاند. با این حال، به گفتۀ همین منابع، در نهایت نتوانستند این حمله را بهطور کامل دفع کنند.
به گفتۀ تحلیلگران، بحران بزرگ سوخت که مدیران شرکتهای نفتی آمریکا مدتها دربارۀ آن هشدار میدادند، اکنون عملاً به واقعیت تبدیل شده است. ذخایر تجاری سوخت در جهان بیش از شش ماه است که رو به کاهش گذاشته و امکان استفاده بیشتر از ذخایر راهبردی نفت نیز به مرزهای خود نزدیک شده است.
به اعتقاد کارشناسان برجستۀ بازار انرژی، ادامۀ رویارویی ابرقدرتها در خاورمیانه میتواند به وخیمتر شدن اوضاع و خارج شدن آن از کنترل منجر شود. به گفتۀ منابع آگاه، ایران «یک لقمۀ بیش از حد بزرگ» برای دهان آمریکاییها از آب درآمده و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، باید این واقعیت را بپذیرد.
کارشناسان نظامی بر این باورند که روسیه با ارائه کمک مهم به ایران توانسته است غرب را غافلگیر کند. کمکهای روسیه به تهران امکان داد در برابر فشار آمریکا مقاومت کند. برخی مقامهای آمریکایی و منابع اطلاعاتی مدعی شدهاند که روسها ممکن است اطلاعات شناسایی در اختیار تهران قرار داده باشند و همین اطلاعات به ارتش ایران کمک کرده باشد تا به پایگاه هوایی «پرینس سلطان» در عربستان سعودی حمله کند.
علاوه بر این، به باور نویسندگان کانال تلگرامی «وایِنایا خرونیکا» (گاهشمار نظامی)، برای روسیه نیز کمک به ایران از طریق پهپادها منطقی است.
تحلیلگران این کانال نوشتهاند: «تشدید تنشها در خاورمیانه و افزایش توان تهاجمی ایران، آمریکا و متحدانش را وادار میکند هواپیماهای نظامی، گروههای رزمی دریایی و سامانههای کمیاب پدافند هوایی-موشکی، از جمله سامانههای پاتریوت، موشکهای اسام-۳ و اسام-۶ و سامانههای «تاد» را به منطقه اعزام کنند. تعداد هرچه بیشتر رهگیرهای گرانقیمت برای مقابله با حملات در خاورمیانه مصرف شود، مهمات و منابع مالی کمتری به حمایت از اوکراین برای غرب باقی میماند».
به گفتۀ آنها، نسخههای جتِ «گرانی-۳» که به آنتنهای مقاوم در برابر اختلال «کومتا-ام» ساخت روسیه و سامانههای هدایت جدید مجهز شدهاند، نیازمند آزمایش در برابر دفاع چندلایه آمریکا و اسرائیل هستند.
کارشناسان در پایان نتیجهگیری کردند: «استفادۀ واقعی از این تجهیزات در میدان نبرد خاورمیانه، دادههای تلهمتری و تجربۀ مقابله با تجهیزات مدرن جنگ الکترونیک غرب و همچنین سایر سازوکارهای مقابلهای را در اختیار طراحان روس قرار میدهد».
منابع آگاه میگویند گام بعدی ایران باید واقعاً ضربۀ کوبنده باشد. «برگ برندۀ پهپادی روسیه» چگونه به کار ایران آمد و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در برابر پیشنهاد ایران چه پاسخی خواهد داد؟
به نظر میرسد ترامپ کار را به جای خطرناکی رسانده است: آیا ایران سراسر خاورمیانه را «زمینگیر» خواهد کرد؟
تحریم و محاصرۀ هوایی، ضربۀ ویرانگر به ایران؟ اصلاً چنین کاری ممکن نیست! ترامپ در واقع خود را برای یک شکست دیگر آماده میکند. او ابتدا رأیدهندگان آمریکایی و متحدانش در اروپا را از سوخت ارزان محروم کرد (قیمت گازوئیل در آمریکا همین حالا به ۶٫۵۰ دلار در هر گالن رسیده و در فرانسه نیز به رقم هولناک ۲٫۳۸ یورو در هر لیتر رسیده است) و اکنون نیز آماده است ارتباطات هوایی را در نیمی از کرۀ زمین فلج کند.
«طراحان» آمریکایی که به مصونیت مطلق خود عادت کردهاند، دائماً فراموش میکنند که روسیه و ایران از نظر نظامی، از آنها پیشی گرفتهاند و آمریکا را به بنبست کشاندهاند. ایران ایدۀ عملینشده یک پهپاد تهاجمی را در آلمان به واقعیت تبدیل کرد و «شاهد-۱۳۶» را ساخت. روسیه نیز پهپاد تهاجمی منحصربهفرد «گرانی» را توسعه داد و سپس آن را تا حد امکان در شرایط کنونی تکامل بخشید و به «گرانی-۵» رساند. باضافۀ اینها، مهمات پرسهزن «باندِرول» و «دان-ت» را تولید کرد که به همان اندازه مؤثر، اما ارزانتر هستند.
این همان سلاح راهبردیِ بسیار آیندهداری است که بهعنوان یکی از مهمترین تسلیحات قرن بیستویکم مطرح میشود و ایران به لطف روسیه میتواند آن را به تعداد کافی دریافت کند. این برگ برندۀ روسی در شکست آمریکا در خاورمیانه، قطعاً به کار تهران خواهد آمد.
ایران برای تهدیدهای آمریکا چه پاسخی آماده کرده است؟
در حالی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، طی سخنرانی و در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک تروریسم آمریکا و اسرائیل را به چالش کشید، واقعگرایان در تهران نیز بهگونۀ دیگر اعلام کردند که جمهوری اسلامی آماده است حریم هوایی منطقه را ببندد. این اقدام بهواقع میتواند یک حرکت کوبنده از سوی ایران باشد.
برای نمونه، محمد مخبر، مشاور رهبر عالی ایران، در حساب کاربری خود در شبکۀ اجتماعی ایکس (توییتر) نوشت: «این واقعیت که کشورهای همسایه در حمله به ایران به آمریکا کمک کردند، در حافظۀ ملت ایران باقی خواهد ماند. راهبرد ما در این زمینه بسیار ساده است: حریم هوایی منطقه (خلیج فارس) یا باید برای همه باز باشد یا برای هیچکس. اگر ایران نمیتواند پرواز کند و به خدمات فرودگاهی دسترسی داشته باشد، پس هیچکس نیز نخواهد توانست».
این اظهارات در واکنش به اقدامات مقامهای عراق مطرح شد که فرودگاههای نجف، اربیل و سلیمانیه، پس از تبعیت از تحریمهای آمریکا، از روز جمعه ۲۵ سپتامبر از پذیرش و ارائۀ خدمات به پروازهای ایرانی خودداری کردند. پیش از آن نیز پروازهای ایران به بغداد و پایتخت عمان، مسقط، لغو شده بود. در ۲۴ سپتامبر، امارات متحدۀ عربی نیز از پذیرش پروازهای ایران خودداری کرد. پیش از آن، فرودگاههای تفلیس و دوشنبه برای ایرانیان بسته شده بودند. ترکمنستان نیز حاضر نشد به یک هواپیمای ایرانی اجازه عبور از حریم هوایی خود بدهد.
اما بزرگترین گرههای حملونقل هوایی غیرنظامی جهان امروز، در آن سوی خلیج فارس واقع هستند: دبیِ امارات (۹۵ میلیون مسافر در سال)، دوحهِ قطر (۵۴٫۴ میلیون مسافر در سال) و فرودگاههای کوچکترِ بحرین (۱۰ میلیون)، مسقط (۱۳ میلیون) و کویت (۱۶ میلیون). بغداد نیز با ۸ میلیون مسافر در سال در این فهرست جای میگیرد. فرودگاه جدۀ عربستان سعودی با سالانه ۵۳٫۴ میلیون مسافر در سوی دیگر شبهجزیرۀ عربستان را متحدان ایرانی، یعنی حوثیها، با کمال میل «زمینگیر» خواهند کرد.
حتی اگر این فرودگاهها تنها برای یک ماه از کار انداخته شوند، برای نظام هوانوردی غیرنظامی جهان فاجعهای واقعی خواهد بود. به نظر میرسد ترامپ کار را به جایی رسانده که دیگر راه بازگشتی باقی نمانده است.
حرکت بعدی ترامپ چه خواهد بود؟
با این حال، به نظر میرسد ترامپ از اشتباهات خود درس نمیگیرد. او قصد دارد تا انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر، هرقدر که بتواند خرابی و آشوب به بار آورد.
در حالی که نمایندگان کاخ سفید با سخنان خود گوش خبرنگاران آمریکایی را پر میکردند و از «مذاکرات مثبت و سازنده» با میانجیهای طرف ایرانی سخن میگفتند، در ذهن ترامپ ظاهراً ماجرا کاملاً به شکل دیگری در جریان است. منابع روزنامۀ والاستریت ژورنال گفتهاند که او پیشنهاد تهران برای برقراری آتشبس هفتروزه را رد کرده و قصد دارد در ماه اکتبر حملات به ایران را از سر بگیرد و پیش از انتخابات آمریکا «به پیروزی دست یابد».
ایران همۀ آن مسائلی را پیشنهاد کرده بود که جهان انتظار دارد: بازگشایی تنگۀ هرمز، لغو محاصرۀ نفت ایران و برقراری آتشبس شامل لبنان. اما ترامپ نپذیرفت.
ترامپ روز شنبه، ۲۶ سپتامبر، ناگهان در شبکۀ اجتماعی خود، تروث سوشال، باز هم فریاد زد:
«ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد!»
این یعنی، جهان در اثر جنگافروزی آمریکا و کارآمدی حملات تلافیجویانۀ ایران و پیامدهای فاجعهبار جنگ بیملاحظه و نسنجیده، بار دیگر بلرزه خواهد افتاد.
نقل از: پورتال «دزن.رو»
۵ مهر- میزان ١۴٠۵
این سازمان ملل متحد است یا چالهمیدان؟
ا. م. شیری
هشتادویک سال پیش، سازمان ملل متحد در سال ١٩۴۵ بعد از جنگ جهانی دوم با شرکت ۵١ کشور تشکیل گردید و در اثر سیاستهای تفرقهافکنانۀ قومی-نژادی و دینی-مذهبی اسعتمارگران غربی، بویژه رژیمهای آنگلوساکسونی، بسیاری از ممالک تقسیم و تجزیه شده، بقول انگلیسیها، هر چه کوچکتر، زیباتر و قابل کنترلتر گردید، بطوری که تا اکنون شمار اعضای این سامان تقریبا به ۴ برابر افزایش یافته است. تنها در دهۀ ١٩٩٠ قرن گذشته با حذف اتحاد شوروی، یوگسلاوی و چکوسلاواکی، ناگهان ٢۴ «کشور»، آن هم چه کشورهایی به تعداد اعضای سازمان ملل افزوده شد.
با توجه به اینکه جامعۀ ملل بعد از جنگ جهانی اول شکست خورده بود، سازمان ملل متحد جدید بهمنظور ممانعت از شروع دوبارۀ جنگ تشکیل گردید و اهداف اصلی آن، که در منشور این سازمان نیز ثبت شده، عبارتند از:
۱- حفظ صلح و امنیت بینالمللی، جلوگیری از جنگهای جدید. بعد از دو جنگ جهانی که به کشته شدن دهها میلیون انسان انجامید، دنیا به سازوکاری نیاز داشت که بتواند اختلافات را از طریق گفتوگو و مذاکره حلوفصل کند نه از طریق جنگ و زور؛
۲-توسعۀ روابط دوستانه بین ملتها، بر اساس اصل برابر حقوقی و حق تعیین سرنوشت ملتها؛
۳- همکاری برای حل مشکلات بینالمللی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بشردوستانه و ترویج حقوق بشر برای همه؛
۴- مرکز هماهنگی، اینکه سازمان ملل به عنوان یک مرکزی باشد که اقدامات کشورها برای رسیدن به این اهداف مشترک را هماهنگ کند…
اما علیرغم نیت خیر، این بزرگترین سازمان بینالمللی نه تنها به هیچیک از اهداف تعیین شدۀ خود، از جمله جلوگیری از جنگ و حل مشکلات بشردوستانه دست نیافت، حتی بسرعت در جهت خلاف اهداف اولیۀ خود حرکت کرد و به عامل کمکی برای جنگافروزان، رژیمهای تروریستی و دشمنان بشریت تبدیل گردید.
سریال بلاانقطاع جنگها پس از تشکیل سازمان ملل متحد نیز کمافیالسابق با تمام شدت ادامه و گسترش یافت. جنگها یا در واقع، همان حملات تروریستی-استعماری موسوم به جنگهای کره، هندوچین، ویتنام تا افغانستان تا عراق و تا لیبی و در نهایت، تا لبنان، سوریه و ایران نشان دادند که تشکیل سازمان ملل متحد نتوانست باعث توقف حتی یک روز جنگ در جهان بشود.
سران و نمایندگان لات و قلدر رژیمهای غیرتاریخی، ماهیتاً تروریست و جنایتکار برخی کشورها، از جمله، رژیمهای تروریستی آمریکا، انگلیس و اسرائیل که همین سازمان ملل سه سال بعد از تشکیل خود آن را بهوجود آورد، مجامع و جلسات این سازمان را به کوچهخلوت و چالهمیدان برای عربدهکشیهای دیوانهوار خود تبدیل کردند.
صدور مجوز تحریم عراق و در نتیجۀ آن، مرگ بیش از نیم میلیون کودک عراقی، همچنین، تأئید حملۀ ناتو به یوگسلاوی و تجزیۀ آن، نابودسازی لیبی نمونههای بارز همکاری سازمان ملل متحد با رژیمهای تروریستی دنیای غرب است.
و سازمان ملل در هر جنگی که ظاهراً برای متوقف کردن آن نیروی (یونیفیل) فرستاد، نیروهای حافظ صلح این سازمان، فقط به عکس گرفتن از ویرانیها و شمارش کشتهشدگان جنگ مشغول شدند نه کار دیگر.
کمکهای غذایی و دارویی سازمان ملل از این هم «درخشانتر» است. از جمله، در جریان حملات تروریستی مداوم رژیم جعلی- غیرتاریخی جهود به جمعیت فلسطین، حتی نتوانست برای تحویل کمکهای غذایی- دارویی به قربانیان فلسطینی از اسرائیل اجازه بگیرد. در نتیجه، با چتر از هوا پرتاپ کرد و خود این «پرتابها» به طعمهای برای تجمع جمعیت نیازمند کمک و کشتار راحت آنها تبدیل شدند. بگونهای که بدنبال پرتاب مواد غذایی و دارویی از هوا، تروریستهای دولت جهود جمعیت حاضر در اطراف آنها را بهراحتی هدف قرار میدادند.
هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد شاید از همۀ نشستهای پیشین آن وقیحتر بود. احتمالا به همین دلیل است که رهبران روسیه و چین، به سخن دقیقتر، سران کشورهای مبتکر نظم نوین جهانی برخلاف حضور فعال خود در نشستهای گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای، شخصاً در مجمع سالانۀ سازمان ملل متحد شرکت نمیکنند.
در این مجمع، دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا، که بعنوان نمایندۀ تروریسم دولتی امپریالیسم آمریکا، این امپراتوری جرم و جنایت، جعل و دروغ، رژیمی که بر روی استخوان صدها میلیون انسان و غصب سرزمین آنها بنا شده و تنها پس از تشکیل سازمان ملل متحد، دهها فقره حملۀ تروریستی- استعماری، کودتا، کشتارهای چندین ده میلیونی، آدمربایی، دزدیدن و ترور رهبران دهها کشور جهان را در پروندۀ خود دارد، دیوانهوار عربده میکشید، تمام مرزهای وقاحت و بیشرمی را پشت سر گذاشت و میهن ما را بزرگترین کشور حامی تروریستم خواند؛ کشور ما را به نابودی تهدید کرد؛ برای ارعاب دیگران، قتلعامها و نسلکشیها، جرایم و جنایات بیحد و مرز رژیم آمریکا را با نعرههای گوشخراشِ «میکُشم، نابود میکُنم»، به رخ جهانیان کشید…
بیشرمانهتر از عربدههای جنونآمیز ترامپ این بود که دبیر کل سازمان ملل متحد نیز جرأت نکرد حتی به حکم وظیفه به او گوشزد کند که عربدههای تو خلاف منشور سازمان ملل است. علاوه بر سکوت وقیحانۀ دبیر کل سازمان ملل، نمایندگان اکثریت کشورهای عضو این سازمان نیز مانند گوسالۀ گرگدیده، فقط برّوبرّ تماشا کردند. حتی نمایندگان برخی مستعمرات آمریکا به نشانۀ طرفداری از تروریسم دولتی این امپراتوری، هنگام سخنرانی دکتر مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، تالار سخنرانی سازمان ملل را ترک کردند. یقیناً حافظۀ تاریخی ما ایرانیها آنقدرها هم ضعیف نیست که نتواند اسامی این مستعمرات مفلوک را برای تنظیم مناسبات بعدی بخاطر بسپارد.
آنچه رئیس جمهور ایران در سخنرانی خود بارۀ تروریسم دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی، بویژه در خصوص ترور رهبر کشور ما، دهها تن از دانشمندان، سرداران و فرماندهان نیروهای دفاعی و هزاران هموطن غیرنظامی، بویژه دختربچههای دانشآموز میهن ما در مجمع عمومی سازمان ملل گفت، هر چند به نظر من بسیار کم و بطور خلاصه گفت، اما تا همین حد، سنگ خارائینی بود که دهان و دندان سگهای تروریست آمریکا، اسرائیل و حیوانات وحشی طرفدار آنها را شکست، خونین و مالین کرد.
هشتادویک سال موجودیت سازمان ملل متحد بخودی خود نشان داد، که این سازمان در امر متوقف کردن جنگها و حملات تروریستی دولتهای استعمارگر، برقراری مناسبات برابر بینکشورها، توسعۀ روابط دوستانه بین ملتها، ترویج فرهنگ انساندوستانه و غیره کاملا شکست خورده و از کارایی لازم برخوردار نیست. بنابراین، سازماندهی مجدد این سازمان در خارج از قلمرو آمریکا، حتی به بهای حذف این امپراتوری جنایی و برقراری نظم نوین جهانی ضروری و لازم است.
مطالب مرتبط:
ایالات متحدۀ آمریکا تروریست اصلی جهان
و دهها سند اتباتی در بارۀ تروریسم دولتی آمریکا در اینجا
۴ مهر- میزان ١۴٠۵
مبارزان کمونیست