۲۷ شهریور، تهران شاهد دو صحنه متفاوت بود؛ در یک سو، در بوستان ولایت تهران، ماراتن زنان و مردان، جدا از یکدیگر برگزار شد. صدها زن در این مسابقه ورزشی شرکت کردند؛ زنانی با لباسهای ورزشی و بدون آن پوششی که حکومت سالهاست میخواهد بهزور بر زندگی و بدن زنان تحمیل کند. تصاویر این زنان، تنها تصویر یک مسابقه ورزشی نبود؛ تصویری بود از اراده جامعهای که در آن زنان، بهویژه نسل جوان، از ارادهای که در طول عمر رژیم اسلامی، مخصوصاً از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، برای بهدست آوردن این حقوق داشتهاند، رژیم را هر بار به عقبنشینی واداشتهاند و بهصورت دوفاکتو حجاب را کنار زده و برای حضور آزادانه خود در جامعه کوشیدهاند.
اما در همان روز، در سوی دیگر تهران، صحنهای کاملاً متفاوت در برابر چشم مردم قرار گرفت. اجتماع و رژه گله «جانفدایان ایران» با حضور نیروهای بسیج و گروههایی از زنان و مردان و کودکان، در محور میدان امام حسین، چهارراه نواب و میدان انقلاب برگزار شد؛ نمایشی که در آن، حضور سازمانیافته نیروهای وابسته به حکومت، لباسهای رسمی و محلی و شعارهای حکومتی، تصویر یک رژیم ضد زن و ضد کودک را به نمایش گذاشت؛ تصویری کاملاً متفاوت از آنچه در بوستان ولایت دیده میشد.
دو تصویر در یک روز؛ در یک سو، زنانی که میدوند و خواهان زندگی و آزادی هستند، و در سوی دیگر، حکومتی که همچنان میخواهد برای چگونه زیستن مردم، حتی با ایجاد فضای رعب و وحشت، تعیین تکلیف کند. شاید اهمیت واقعی این دو اتفاق، در همین همزمانی باشد.
ماراتن زنان تنها یک مسابقه ورزشی نبود. وقتی انتشار تصاویر آن با واکنش نهادهای حکومتی و قضایی روبهرو میشود و برای برگزارکنندگان آن پرونده تشکیل میشود، مسئله دیگر فقط ورزش نیست؛ مسئله، حضور زن در فضای عمومی و حق او برای انتخاب شیوه زندگی است.
این همان تناقض بزرگی است که ناهمخوانی و ضدیت این رژیم را از روز اول بر سر کار آمدنش تاکنون به مردم ایران نشان داده و جامعه و زنان همواره در برابر آن ایستادهاند.
حکومتی که در برابر فقر، گرانی، بیکاری، عدم پرداخت دستمزد کارگران و دهها مشکل اساسی زندگی مردم، پاسخی برای جامعه ندارد، اما وقتی پای آزادیهای فردی و اجتماعی زنان و جوانان مردم به میان میآید، ناگهان دستگاههای مختلف آن به حرکت درمیآیند؛ از بستن کافهها و برخورد با جوانان گرفته تا محدود کردن حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماعی و ورزشی و پافشاری بر حجاب اجباری. حتی یک مسابقه ورزشی زنان نیز میتواند به مسئلهای امنیتی و قضایی تبدیل شود.
این رفتار را نمیتوان از واقعیت بزرگتری که در جامعه ایران جریان دارد جدا کرد.
در سالهای اخیر، زنان و جوانان بارها نشان دادهاند که دیگر حاضر نیستند شئونات زندگی خود را مطابق دستور حکومت تنظیم کنند. آنها میخواهند زندگی کنند، ورزش کنند، شادی کنند، انتخاب کنند، در جامعه حضور داشته باشند و همانند دیگر انسانهای جهان از حقوق فردی و اجتماعی خود برخوردار باشند.
این برخوردها در شرایطی صورت میگیرد که مردم ایران با مشکلات بسیار سنگینی روبهرو هستند. فقر و گرانی، کاهش قدرت خرید، مشکلات کارگران، بیکاری و پیامدهای جنگ، زندگی میلیونها انسان را تحت فشار قرار داده است. هرگاه سخن از آزادیهای اجتماعی زنان و جوانان به میان میآید، همان دستگاههای سرکوب که در برابر مشکلات واقعی مردم پاسخگو نیستند، با تمام قدرت و عربدهکشان وارد میدان میشوند.
این تناقض، خود گویای واقعیتی عمیقتر میان آنچه جامعه، و خصوصاً زنان و جوانان، میخواهند و آنچه این حکومت میخواهد بر جامعه تحمیل کند.
به همین دلیل است که یک ماراتن زنان میتواند برای دستگاههای حکومتی به مسئلهای مهمی تبدیل شود.
اما در طرف دیگر این میدان، اراده جامعه قرار دارد.
زنانی که میدوند، جوانانی که زندگی آزاد میخواهند و مردمی که خواهان کرامت، آزادی و یک زندگی شایسته انسانی هستند، هر کدام به شیوه خود دیوارهای محدودیت را به چالش میکشند مردم و خصوصا زنان و جوانان با ارادهشان برای به زیر کشیدن این رژیم، در جنبشهای مختلف خود، از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱، ۱۴۰۴ و امروز، به نمایش گذاشتهاند. و مقاومت مذبوحانه ای که حکومت در مقابل ارده جامعه از خود نشان می دهد.
۲۷ شهریور از این جهت روزی قابل تأمل است؛ روزی که دو تصویر از مردم و جامعه را همزمان در برابر چشم ما قرار داد:
تصویر اول، زنانی که میدویدند؛ به سوی زندگی، شادی و آزادی. و تصویر دوم، حکومتی که همچنان تلاش میکند با سازماندهی، تهدید و اعمال محدودیت، همان دیوارهای قدیمی را حفظ کند.
آنچه آینده جامعه ایران را رقم خواهد زد، نه نمایشهای حکومتی، بلکه اراده مردمی است که پس از دههها تجربه، بیش از همیشه میدانند چه چیزی را نمیخواهند و برای چه نوع زندگیای تلاش میکنند.
۲۷ شهریور، شاید تنها یک روز در تقویم نباشد؛ بلکه تصویری کوچک از نبرد بزرگتری باشد که سالهاست در جامعه ایران جریان دارد: نبرد و تلاش برای زندگی شایسته انسان و در این مسیر، نبرد برای بهزیر کشیدن رژیم اسلامی.
اسد نودینیان
29 شهریور 1405
20 سپتامبر 2026
مبارزان کمونیست