۲۸ مرداد یازدهمین سالروز یورش رژیم به کردستان.

 

برگی از تاریخ برگرفته از: پیام نشریه صدای انقلاب ایران.

تقدیم به مردم مبارز و انقلابی کردستان.

شمس الدین – امانتی ۲۰۲۶ / ۸ / ۱۹

با فرا رسیدن ۲۸م مرداد ماه ۶۹ یازده سال از مبارزه و مقاومت توده های کارگر و مردم زحمتکشان کردستان علیه رژیم اسلامی سپری میشود. ۱۱ سال از صدور فرمان یورش جنایتکارانه خمینی به کردستان می گذرد، یورش در ندانه که داستانهای زیادی از وحشیگری، قتل عام، بمباران، اعدام دسته جمعی و زندان و تبعید را از خود به یادگار گذاشت. اما حقیقتا در مقابل این یورش جنایتکارانه، توده های کارگر و مردم زحمتکش حماسه هائی از مقاومت، قهرمانی و از خود گذشتگی آفریدند.

در مدت این۱۱سال مجموعه تحولات سیاسی، اجتماعی و مبارزاتی در کردستان بوجود آمده است و مبارزات توده ای، کارگری و مسلحانه، سه عرصه مبارزه مداومی هستند که دائما رژیم را تحت فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی قرار داده اند.

در عرصه جنگ انقلابی، شهر هایی مثل سنندج، مریوان، سقز و بانه، میدان بزرگترین جنگ های نیروی پیشمرگ و مردم مسلح در مقابل دشمن اشغالگر بوده اند و جنگ ۲۴ روزه شهر سنندج مهمترین و نیرومندترین مقاومت مسلحانه در میان این جنگها بوده است.

بعد از اشغال شهرها تا دهات و از جاده های اصلی تا حساسترین نقاط استقرار نیروهای رژیم به میدان جنگی تبدیل شدند که در آن هزاران نفر از نیروهای اشغالگر اسیر شده، هزاران نفرشان کشته شدند و صدها مقر و پایگاه آنها به تصرف پیشمرگان و مردم در آمد. در این ۱۱ سال، تمام کردستان، وجب به وجب آنتوپ باران و خمپاره باران شد تا رژیم سرانجام موفق شد آنرا به اشغال نظامی خود در آورد.

اما هنوز هم که هنوز است نیروهای اشغالگر رژیم نتوانسته اند بعلت فشار حملاتی که به آنها وارد میشود در آسودگی بسر برند و در این ۱۱ سال، زندگیشان در سنگر های بتونی و در میان سنگ و گل پایگاهها و در زیر زمین ها سپری شده است.

عرصه مبارزات و اعتراضات توده ای در این ۱۱ سال، میدان بسیاری از فداکاری ها و مقاومتهای مردم زحمتکش بوده است. تحصن مشهور مردم سنندج علیه حضور نیروهای رژیم، کوچ تاریخی مردم مریوان، راهپیمایی مردم شهرهای سنندج و سقز و بانه بخاطر پشتیبانی از مبارزه و کوچ مردم مریوان، شرکت نمایندگان شهرهای دیگر کردستان و تعدادی از اهالی شهرهای خارج کردستان در این راهپیمایی ها و به همین ترتیب تظاهرات خیابانی مردم شهرها در همان سالهای اول شروع جنبش انقلابی، همه و همه گوشه ای از مقاومت مردم در مقابل یورش رژیم به کردستان را تشکیل میدهند. از آن موقع تا کنون، این اعتراضات هر ساله با شیوه های مختلف در برابر رژیم دست به مقاومت زده اند.

مقاومت و ایستادگی در مقابل سیاستهای رژیم بخش دیگری از این اعتراضات وسیع اجتماعی است، مردم در تمام طول مدت جنگ ایران و عراق به سیاست سربازگیری جمهوری اسلامی به سیاست سربازگیری جمهوری اسلامی تمکین نکردند، شوراهای اسلامی رژیم جا نیا فتادند و سیاست باج گیری رژیم در جنگ ارتجاعی با شکست مواجه شد و به سیاست تسلیح اجباری جواب دندان شکنی داده شد و تک تک مراسم دولتی و انتخابات رژیم از طرف مردم تحریم شدند. علاوه بر اینها، اعتراض روزمره توده های مردم علیه حضور نیروهای اشغالگر و درگیری مدام با آنها در اکثر شهرها و روستا ها، بخش دیگری از مبارزات مردم بوده است. جمهوری اسلامی که در سنگسار کردن و قصاص مشهور است، موفق به اجرا و احیای این رسم حیوانی در کردستان نشده و چوبه دار اعدام در میادین شهرها، با وسیعترین اعتراضات و تظاهرات مردم روبرو شده است، تظاهرات مردم آزاده سقز در زمستان پارسال از نمونه های برجسته این اعتراضات است.

در این ۱۱ سال اگر رژیم کمک مزدورانش تلاش نموده است در مدارس دانش آموزان را تحت فشار قرار دهد، در عوض همیشه فضای مدارس برای خواهران زینب و پاسدار معلمان مزدور تنگ بوده و مداوما مورد تنفر واقع شده اند.

در این ۱۱ سال محلات زحمتکش نشین شهر ها میدان اعتراض و مبارزه مردم زحمتکش کش بخاطر تحقق مطالبات شان بوده است، مطالباتی از قبیل تامین امکانات شهری، اعتراض علیه یورش نیروهای جنایتکار رژیم به کسب و کار و خانه های مردم تنگدست، بخش دیگری از مبارزات مردم زحمتکش محلات حاشیه شهر ها بوده است. علاوه بر عرصه های مبارزه مسلحانه و توده ای، مبارزات کارگری هم سال به سال نیرومند تر و قدرتمندتر شده و تناسب قوا و فضای سیاسی موجود در جامعه به قوام گرفتن این مبارزات کمک نموده است. برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در شهرهای کردستان و قطعنامه های صادره از طرف کارگران در این روز، اعتصابات کارگران کارخانجات، کارگاهها، کوره ها و کارگران میدان شهرها، بخاطر دستیابی به مطالباتشان، نمایانگر و نشان دهنده سیمای مبارزات کارگری بوده است.

کارگران کردستان در طول این ۱۱ سال در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی و باج و خراج جنگی به مقاومت پرداخته، در زمان جنگ از رفتن به سربازی خودداری کردند و تاکنون هم مانع از تثبیت شوراها و انجمنهای اسلامی رژیم در مراکز کارگری شده اند. به میدان آمدن وسیعتر کارگران کردستان در عرصه های مختلف مبارزه،

در مدت این ۱۱ سال، بزرگترین تغییرات سیاسی و اجتماعی را موجب شده و تاثیر زیادی بر سیمای سیاسی جامعه گذاشته است.

حالا دیگر وزن و جایگاه کارگر در کردستان مساله ای است که همه از کارگر و سرمایه دار و از دوست و دشمن آن را احساس میکنند و در معادلات خود به حساب می آورند. حالا کارگر در کردستان نه تنها پایه های مبارزات روزمره علیه سرمایه داران و جمهوری اسلامی را محکم کرده است، بلکه برپائی و پیروزی و شکست هر اعتراض کوچک و بزرگ توده های مردم هم به نسبت شرکت و سهم کارگران در این مبارزات گره خورده است. حالا دیگر این کارگران هستند که سرنوشت مبارزه در کردستان را تعیین میکنند.

در دل این مبارزات ۱۱ ساله و در عرصه های مختلف مبارزه، زنان در کنار و همدوش مردان به میدان آمده اند و در جنگ انقلابی و در مبارزات توده ای و کارگری ایفای نقش نموده اند و فداکاریهای زیادی را از خود به نمایش گذاشته اند که این هم از تغییرات بوجود آمده در جامعه کردستان است. حالا دیگر نزد بخش اعظم زنان و مردان کارگر و زحمتکش، این افکار و پندارهای ارتجاعی که گویا زن ضعیفه است و انسان درجه دوم است و …. جایی ندارد.

زنان در کردستان با ایفای نقش در میدانهای مختلف مبارزه راه مبارزه برای آزادی خود را هموارتر کرده و همراه با مردان قدمهای جدی برداشته اند و در این زمینه پیش رفته اند.

به میدان آمدن زنان و مردان کارگر، مبارزه برای آزادی و برابری را نیرومندتر کرده است. در سایه به میدان آمدن کارگران، نیروهای سوسیالیستی وسیعی به وجود آمده که خود سبب شده این افکار و سُنت های ناسیونالیستی ضعیف شود و افکار و سُنن ارتجاعی و مذهبی بیشتر رسوا و ترد گردد.

تحولات سیاسی و اجتماعی بوجود آمده تاثیرات دیگری هم داشته است، منجمله تاثیر بر احزاب سیاسی، توده های کارگر و زحمتکش در مدت این ۱۱ سال و بطور مستقیم احزاب سیاسی را تجربه کرده اند و آنها را مورد آزمایش قرار داده اند و اگر از یک طرف با اعتماد زیاد و روزافزون به دور کومه له و حزب کمونیست جمع شده اند، از طرف دیگر هر روزه بیشتر از حزب دمکرات فاصله گرفته اند و شکستهای پی در پی را نصیب این حزب کرده و موجب انزوای آن شده اند.

حزب دمکرت در ۱۱ سال گذشته با بازاریها و اربابان مرتجع نشان داده است که طرفدار چه کسی است و در کدام صف قرار دارد، در صف سرمایه دار یا کارگر! این حزب ناسیونالیست در این ۱۱ سال یک رکن اساسی کارش، پشت کردن به مبارزات توده های مردم و کارگران کردستان بوده است، حزب دمکرات کارگر را در کردستان به رسمیت نمی شناخت و موجودیت کارگران را انکار می کرد، تا از این طریق راحت تر بتواند نقش دشمنی خود با کارگران را انجام دهد.

حزب دمکرات تلاش زیادی بعمل آورد تا مبارزه در کردستان را فقط به مبارزه مسلحانه و جنگ پیشمرگان محدود نماید و توده های مردم و کارگران به میدان بیایند و حزب دمکرات همان حزب «عزیز» خلق کرد باشد و کماکان به قلدری و زورگویی خود ادامه دهد. اما روند حرکت جامعه با منافع حزب دمکرات همخوانی نداشت و ندارد، مادام که کارگران و زحمتکشان به میدان آمدند و زنان و مردان ستمدیده عرض اندام نموده و به عرصه مبارزه پای گذاشتند، حزب دمکرات نحیف و نحیف تر شد و سُنن و افکار ناسیونالیستی اش بیشتر و بیشتر ضعیف شدو هم اکنون آینده و سرنوشت جامعه کردستان به مبارزه کارگران و زحمتکشان گره خورده است که در آینده میدان را بر این حزب بیچاره تنگتر و تنگتر میکند، کارگرانی که حزب دمکرات تا پارسال جرات نمیکرد موجودیت آنها را به رسمیت بشناسد و حتی نامی از آنها بر زبان آورد!

تغییرات بوجود آمده در جامعه کردستان گویای این است که در آینده و در کردستان این شوراها، اتحادیه ها وسندیکاهای کارگری هستند که بر پا خواهند شد و این حزب کارگری است که قوام خواهد یافت.

در استراتژی کومه له برای کردستان با توجه به روند حرکت جامعه، روشن شده است که برای پیشبرد مبارزه چکار باید بکنیم، باید مبارزه ای هماهنگ در عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی را به منظور تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و کسب پیروزی در کردستان! و بخاطر برپایی حکومت توده های کارگر و زحمتکش پیش بریم.

زنده باد جنبش انقلابی کردستان!