برگی از تاریخ برگرفته از: پیام نشریه صدای انقلاب ایران در سال ۱۳۶۰.
تقدیم به: توده های محروم و ستمکش در ایران تحت سُلطه رژیم جمهوری اسلامی.
شمس الدین – امانتی ۳۰ / ۶ / ۲۰۲۶
چند ماه از تهدید آمریکا و متحدانش و تصویب قطعنامه جنگ از جانب سازمان ملل و ۸ روز از آغاز این جنگ ویرانگر میگذرد و در مقابل آن مخالفت و اعتراض علیه این جنگ هم در ابعاد جهانی شروع و روز به روز گسترش می یابد. اعتراض جهانی به جنگ آمریکا و متحدانش در خلیج در شرایطی آغاز شد و اوج میگیرد که دول سرمایه داری با اتفاق آراء لشکرکشی و جنگ را تایید کرده و بر هیزم این آتش خانمانسوز می افزایند.
حتی سازمان ملل که قرار بود پاسدار امنیت و صلح در جهان باشد خود به پیشقراول این لشکرکشی و حمله تبدیل شد و شیپور جنگ را با امضا قطعنامه اش، زد. یعنی در واقع سازمان صلح و رئیس آن پرزد کوئیار که خود را مرد صلح می نامند بجای تلاش برای جلوگیری از جنگ خود به ژاندارم منطقه تبدیل گردید. و این نشان میدهد که پُزها و ژست ها و ارگانهای سرمایه داری حتی بنام صلح و در عالیترین سطح آن سازمان ملل، چقدر در برابر منافع سرمایه در جهان پوشالی و بی خاصیت اند.
گفتیم اعتراض جهانی به جنگ خلیج در این شرایط شروع شده و گسترش می یابد. حال که مدتی از کشتار مردم بی دفاع، کشتار کودکان، از بمبارانهای وحشیانه شهر ها میگذرد این سوال مطرح میشود که راه گسترش هر چه بیشتر اعتراض به جنگ و راه سراسری شدن و همبسته و متحد شدن این مبارزه کدام است. امروز هر کارگر و زحمتکش و هر انسان شریف و آزادیخواهی در جهان از خود میپرسد چکار باید کرد تا این اعتراض و مبارزه جهانی علیه جنگ قاطع تر، سراسری تر، همبسته تر و موثرتر واقع بشود؟ چکار باید کرد تا سرمایه داران و دول امپریالیستی را از جنایات بیشتر باز داشت؟ چکار باید کرد تا این جنگ برای سرمایه داران غیر ممکن شود و عامل اعتراض توده ای به مانعی جدی بر سر راه امپریالیسم تبدیل شود؟
جواب این سوال روشن است. می بینیم که نیروی اصلی، موثر و تعیین کننده در اوضاع و احوال کنونی هم همان طبقه کارگر است. نیروئی که اگر یکپارچه و سازمان یافته به میدان بیاید نقش موثر و تعیین کننده آن انکار ناپذیر است. طبقه ایکه اگر به میدان بیاید کل چرخ های ماشین جنگی سرمایه را متوقف میکند. اگر عامل و مادر همه جنگها و لشکرکشی ها و قهر بورژوازی را عامل اقتصادی و ثروت و سود اندوزی بدانیم که اینطور است – رگ حیات اقتصادی بورژوازی در دست همین طبقه کارگر است. اگر چرخهای ماشین جنگی بورژوازی را تولیدات نظامی و اقتصادی می چرخاند و اگر کلیه این تولیدات در دست کارگران قرار دارد با توقف تولید این چرخ ها می ایستد. بنابراین شکی نیست که نیروی اصلی و تعیین کننده برای توقف جنگ امپریالیستی امروز طبقه کارگر جهانی است، همانطور که در کلیه عرصه های مبارزه برای آزادی و رهایی و در انقلابها هم همینطور است. انقلاب اکتبر و دور نرویم انقلاب ۵۷ ایران را با بستن شیرهای نفت و توقف کار در صنعت نفت به سرانجام رساند و تکلیفش را تعیین کرد. پس ما باید منتظر این تحرک جهانی طبقه کارگر باشیم و برای آن بکوشیم. نمیتوان و نباید میدان جنبش جهانی جنگ را با اقشار غیر کارگر، بورژواهای لیبرال، کلیساها، آخوندها و حتی سازمانهایی که پرچم سبز بورژوازی را در دست دارند و صلح را از امپریالیست ها و دولتهای سرمایه داری گدایی میکنند، سپرد. نباید برای قطع جنگ به پز ها و نطق ها و دیدارهای ریا کارانه بورژوازی، چه در منطقه و چه در جهان، چه مذهبی و غیر مذهبی آن … چشم امید داشت. امروز اعتراض به این جنگ، در جبهه بورژواها و دولتها یشان جز گرفتن همین پزهای ریاکارانه نیست. امروز اعتراض به جنگ و مخالفت با جنگ اینها نه بخاطر دلسوزی بحال زنان و مردان و کودکان بی گناهی است که در مورد حمله بمب افکنهای آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی اند، بلکه برای اظهار وجود و به وسیله ای برای تصفیه حسابهای درونی بورژوازی در داخ کشورها و با همدیگر با این یا آن کشور تبدیل شده است. این جز ریاکاری پست و بی مایه چیز دیگری نیست. جناح های درون هیئت حاکمه اسلامی ایران را نگاه کنید. در حالیکه جناح حاکم و مسلط پز بی طرفی و آگاهی به نعل و آگاهی به میخ زدن را گرفته است و در واقع سرگردانی و درماندگی خود را از اینکه در بحران کنونی نقش ندارد و آدم بحساب نمی آید و منزوی و منفعل گشته است را به نمایش میگذارد. از طرف دیگر آخوند محتشمی و خلخال زوزه میکشند که چرا جمهوری اسلامی در برابر مسلمان کُشی آمریکا ساکت است و دخالت نمیکند، چرا فرمان جهاد نمیدهد. این هم روی دیگر سکه ریاکاری این جناح بورژوازی درون حکومت اسلامی!
جنایتکارانی که خود تا دیروز علیه همین مردم بقول خودشان مسلمان اعلان جهاد میکردند و بیشتر از یک میلیون کارگر و زحمتکش و مردم محروم و ستمدیده منطقه را به کشتن دادند و بی خانه و آواره کردند حالا مدافع همین مردم شده اند. اما قضیه اسلام دوستی و مسلمان دوستی این جنایتکاران نیست اصل مساله استفاده از موقعیت کنونی برای تحکیم مطرح کردن خود در جریان کشمکش های درون خانوادگی خودشان است. قضیه برای حزب الله جبران مافات است. حزب الله و رهبرانش که در جنگ قدرت به رفسنجانی و متحدانش باخته اند حالا می خواهند ابتکار اعتراض به جنگ را به شیوه خود و با اتکا به گله پرانی و بی خاصیت گشته حزب الله شان بدست بگیرند. جمع آوری آخوند ها و طلبه های فیضیه قم برای راهپیمایی و اعتراض بجنگ و یا فراخوان تظاهرات علیه جنگ در تهران چیزی جز نمایش وقیح و ریاکارانه جنگ قدرت و تصفیه حسابهای درونی بین جناحها نیست. نیروی عظیم و دلسوز بحال بشریت و مخالفت واقعی جنگ جای دیگر است.
در درون طبقه کارگر ایران و توده های محروم و ستمکشی است که هیچگاه پشت سر آخوند محتشمی و خلخالی صف نمی کشند و قاطی حزب اللهی های قمه کش و آلت دست جناح بندیهای حکومت نمی شوند. از این بگذریم در بعضی از کشورهای دیگر سرمایه داری قضیه کمابیش به این منوال است.
گروه های مذهبی و قومی و عشیرتی و جناح بندیهای درون بورژوازی در این یا آن کشور عین همین ریاکاری بورژوازی را به اشکال متنوع به نمایش میگذارند سرهنگ قذافی که همچون برادرش رفسنجانی یکی به نعل و یکی به میخ میزند و معلوم نیست بالاخره خواهان خروج عراق از کویت است یا لشکرکشی و کشتار امپریالیستها را محکوم میکند و خواهان قطع فوری جنگ است، در پیشاپیش مردم لیبی رژه میرود. معلوم نیست بالاخره اینها کویت را میخواهند یا قطع فوری جنگ را و اگر همانطور که خودشان میگویند آزادی کویت را میخواهند پس مخالفتشان با جنگ چیست؟ آمریکا بقول خودش خواست آنها را برآورده میکند. همه این نمایشهای ریاکارانه ثابت میکند که نیروی واقعی و اصلی و تعیین کننده مبارزه علیه جنگ و برای قطع فوری آن نه جبهه بورژوازی، لیبرالها، کلیساها، آخوندها و غیره بلکه جبهه واقعی کارگران و توده های محروم جهان است.
کارگران و توده های ستمکش برای اعتراض و مخالفتشان علیه جنگ به دودوزه بازی و ریاکاری
احتیاجی ندارند طبقه کارگر با شعار آزادی کویت و قطع جنگ هر دو با هم در یک ترازو و تزلزل و ریاکاری بورژواهای لیبرال نشان نمیدهد. کارگران از همان روز اولش مخالف لشکرکشی آمریکا به منطقه بوده و هستند. طبقه کارگر جهانی هدف از لشکرکشی امپریالیستی را افشا کرده و گفته است که این لشکر کشی برای تسلط آمریکا و تحکیم او بر جهان است. برای سرکوب جنبشهای کارگری و آزادی خواهانه در جهان است. برای آقایی و سروری امپریالیسم بر جهان است.
آمریکا بعد از جنگ سرد در حالی که رقیب خود شوروی و شرق را از میدان بدر کرده حالا یکه تازی و قلدری و سروری بر جهان را مد نظر دارد و این خطر بزرگ و اساسی ایست که طبقه کارگر جهانی و آزادی و امنیت بشری را تهدید میکند. برای طبقه کارگر قطع فوری جنگ و انسان کُشی اساسی و حیاتی است. شعار طبقه کارگر قطع فوری جنگ و تخلیه فوری منطقه از لشکرها و زرادخانه های امپریالیست آمریکا و متحدینش است. حل مسئله کویت هم در صلاحیت کارگران و توده های مردم منطقه است و هم توانایی آن را دارند. مردم منطقه به قیم و وکیل و وصی نیاز ندارند. مردم منطقه به رهبری آقای بوش و ژنرالهای آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و ایتالیایی احتیاجی ندارند.
این موضع و حرف روشن و قاطع و بدون کلک و کولک طبقه کارگر و مردم محروم جهان است، قطع فوری جنگ و تخلیه منطقه از لشکرهای امپریالیستی شرط و شروط نمی خواهد و به خواست این یا آن دولت و قلدر سرمایه داری بستگی ندارد. جنگ را قطع کن و بی زحمت برو مسائل منطقه را بگذار همین جا حل و فصل شود.
اگر بخواهیم خلاصه کنیم و نتیجه بگیریم، این است که افکار عمومی جهان و بشریت متمدن امروز بحق علیه جنگ و کشتار است این فضا را نباید گذاشت با دودوزه بازیها و ریاکاریهای بورژوازی و این و آن جناح سرمایه داری و مذهبی و فرقه ای آلوده گردد. بطور قطع اگر اعتراضات جهانی امروز علیه جنگ توسط این نیروها پیش برود، نه خواست روشن را پیش پا خواهند گذاشت و نخواهند توانست توده های عظیمی را بسیج کنند. قدرت بسیج گیری این ها بهمان اندازه محدود نگری مذهبی و فرقه ای و لیبرالی بورژوازی شان است، نه بیشتر از آن و یا حتی اگر این جنبش جهانی علیه جنگ خودبخودی پیش برد و باز هم نیروی عظیمی ممکن است هدر برود و نتیجه قطعی گرفته نشود.
بنا بر این تنها راه اساسی و تعیین کننده این است که رهبری این جنبش ضد جنگ و برای صلح و آزادی و امنیت بدست توانای کارگران بیفتد. وقتی ۲ میلیون کارگر اسپانیایی دست از کار میکشند و توده های مردم صلح خواه را برای اعتراض و تظاهرات علیه جنگ فراخوان می دهند معلوم میشود که قدرت واقعی در کجا است و این همان کاریست که در همه جا باید بشود و این آن چیزی است و آن رهبر است که ما میخواهیم. یا وقتی کارگران بارانداز بندر فرانسه از عبور کشتی با محموله تسلیحات برای خلیج جلوگیری و یا آن را متوقف میکنند باز یک گوشه کوچک دیگر این قدرت است.
میتوان گفت اکنون کارگران در بعضی از کشور ها مثل آلمان، اسپانیا، فرانسه و آمریکا برای این کار میکوشند و میخواهند در مرکز این جنبش قرار گیرند؟ این امید و خواست ماست. اکنون وقت آن رسیده است که کمیته های هماهنگی بین المللی کارگری برای یکپارچه کردن و فراخواندن نیروی عظیم طبقه کارگر جهانی در همه کشورها تشکیل شود. اگر طبقه کارگر جهانی امروز صاحب حزب سراسری خود یعنی بین الملل کارگری بود این کار یعنی همبستگی یکپارچه مبارزه یکروزه انجام میشد.
وقت آن است در همه کشورها قطعنامه های کارگری کشوری و بین المللی علیه جنگ صادر شود.
وقت آنست که اعتراض علیه جنگ در سطح بین المللی سازمان یابند و بهم متصل گردند و با هم هماهنگ شوند.
وقت آن است که رهبری کارگری همانطور که اتحاد کارگری در سطح اروپا برای سال ۹۲ مدنظر دارند. اتحاد کارگری و کمپین کارگری متحد را علیه جنگ هدایت و رهبری کنند. جبهه سراسری کارگری و توده ای محروم علیه جنگ باید سرنوشت این جنگ را فورا تعیین کند و الا زوزه های آخوندها و کلیساها و فرقه ها و جناح های مختلف سرمایه داری اهداف مختلف خود را دارند.
ما کارگران و توده های مردم آزادیخواه ایران به صف و جبهه بین المللی کارگران و آزادیخواهان تعلق داریم.
مبارزان کمونیست