تحصیل رایگان جدا از مذهب و بدور از مقررات سرکوبگرانه، برای دانش آموزان، خواست ما کارگران است!

برگی از تاریخ برگرفته از پیام؛ نشریه صدای انقلاب ایران در مهر ماه سال ۱۳۶۹.

تقدیم به دانش آموزان عزیز و معلمان مبارز آنها در سال تحصیلی ۱۴۰۵.

شمس الدین – امانتی ۲۱ / ۹ / ۲۰۲۶

با بصدا درآمدن زنگ مدارس در اول مهر میلیونها دانش آموز و محصل دختر و پسر با شور و شوق راهی مدارس شدند و با دوستان و همکلاسی ها بدور هم جمع شدند به این امید که علم و دانش را فرا گیرند. اما در ایران اسلامی به شروع سال تحصیلی جدید این میلیونها دانش آموز تحت آموزشهای ارتجاعی و مذهبی قرار می گیرند و یادشان میدهند که دنیا غیر قابل تغییر است و همه مقررات بشری را خدا تعیین میکند، یادشان میدهند که دنیا غیر قابل تغییر است و همه مقدرات بشری را خدا تعیین میکند، یادشان میدهند که تاریخ بشر و جامعه عبارت است از شرح حال پیامبران و امامان و سایر نمایندگان خدا در روی زمین.

بله، میلیونها دانش آموز سال تحصیلی جدید را آغاز کردند تا تحت موازین و مقررات سرکوبگرانه در مدارس، از هم اکنون یاد بگیرند اگر بخواهند انسانی با اراده باشند، اراده شان در هم شکسته خواهد شد و اگر صدای اعتراضشان را بلند کنند، صدایشان را در گلو خفه خواهند کرد، آموزش می بینند که دانش آموز خوب، آدم بی اراده و سر بزیر و ساکت و غیر مستقلی است که هر چه به او گفته شود، انجام میدهد و حافظه نظم و انضباط سرکوبگرانه مدرسه است. اگر دوران کودکی نوجوانی و جوانی، دوران رشد و بلوغ جسمی، فکری و روحی انسان است، در ایران اسلامی تحت حاکمیت سرمایه داران این دوره از زندگی انسانها، دوران عقیم کردن استعدادها و افکار آنها است. اگر دوران تحصیلی پر از خاطرات شیرین جوانی است، اینجا در ایران تحت حاکمیت حاکمان جهل و سرمایه، این دوران، دوران خاطرات تلخ روزمره و دوران روزشماری برای اتمام تحصیل است.

به راستی اگر دنیای کنونی دنیای وارونه است، درس خواندن و مدرسه رفتن در ایران وارونه تر است! دانش آموزان دختر از همان کودکی قبل از اینکه رنگهای زیبای جهان را از روی گُل و طبیعتش بشناسد، با رنگ سیاه لباسهای تحمیلی آشنا میشوند. جوراب سفید ممنوع است و آراستن گیسوان زیبایشان مکروه! اولین کلمه ای که یاد میگیرند مقنعه است و اولین احساسی که در خود احساس میکنند، جدایی و تبعیض جنس بین زن و مرد است.

بله برای دانش آموز ایرانی برای فراگیری علم و دانش امروز، بجای آزمایشات علمی و تحقیقات پیچیده و آموزش کامپیوتر و دروس فنی، حفظ کردن قرآن و یاد گرفتن نام امامان و نمایندگان خدا و سرگذشت آنها اولویت و کار اصلی است. آنچ برای دانش آموز محصل در ایران مورد تاکید و تایید قرار میگیرد، خصوصیات و اخلاقیات آزاداندیشانه انسانی نیست، بلکه ارتجاعی ترین و فرسوده ترین خصوصیات و اخلاقیات مذهبی است، خصوصیات و اخلاقیاتی که انسانها را جاسوس و نوکر منش بار میآورد، آزادگی انسانها را زیر پا می نهد، اراده ها را خُرد می کند، شخصیت انسانها را در هم میشکند و آزاد اندیشی را سرکوب می نماید. این سیستم آموزشی دشمن کارگر است و کارگر هم دشمن این سیستم است چرا که این سیستم ضد علم است. ضد آزادگی و آزاد اندیشی است و کاملا ضد کارگر است. ضد آزادگی و آزاد اندیشی است و کاملا ضد کارگر است. ما کارگران صاحب واقعی دنیایی هستیم که اکنون تحت حاکمیت سرمایه داران هستیم که اکنون تحت حاکمیت سرمایه داران است. کودکان ما هم که نسل سازنده و صاحبان آینده جامعه بشری هستند باید با این روحیه و نگرش پرورش یابند. از نظر سرمایه داران اگر تحصیل کودکان ما، به منظور بوجود آمدن کارگران باسوادی است که با کار و تولید خود بیشتر به سود سرمایه داران می افزاید، برای ما کارگران تحصیل کودکانمان به منظور شناختن همه پیچیدگیهای جهانی است که میخواهیم آن را تصاحب کنیم. سرمایه داران و رژیمشان، سیستم آموزشی را بر اساس مصالح و منافع خود بنیاد نهاده اند،ما مخالف کلیت این سیستم هستیم. کودکان ما باید درس بی ارادگی انسان و عدم دخالت در سرنوشتشان را یاد بگیرند. ما کارگران می خواهیم با اراده و تصمیم خود، دنیا را بسازیم که به نفع ما باشد نه آنطور که خداوندان سرمایه میخواهند. کودکان ما باید درس ابدی بودن فقیر و غنی را یاد بگیرند، چرا که ما میخواهیم این دنیای پُر از نابرابری را سرنگون نماییم و بر ویرانه های آن دنیایی آزاد و برابر بنا نهیم. کودکان ما نباید یاد بگیرند که زن ضعیفه و نصف مرد و حقیر است، چرا که ما زنان و مردان کارگر، دست در دست هم و متحد با هم میتوانیم خود را رها سازیم. کودکان ما نباید آیات و احادیث خدایان و پیامبران را فراگیرند، چرا که احکام مذهبی، تفرقه و دشمنی را در میان ما دامن میزنند و انسانهای شریف و ما کارگران را به بهانه زن و مرد، مسلمان و کافر، مسیحی و یهودی، از هم جدا میکنند و به صف متحدان در مقابل سرمایه داران ضربه میزنند! ما نمیخواهیم کتب درسی کودکانمان کتاب آیات و حدیث مذهبی باشد، کتاب جهل و خرافه و ارتجاع و سُنن دوران بربریت باشد. ما نمیخواهیم بین کودکانمان بر سر حفظ قرآن و سایر کتابهای مذهبی که به ضرر ما و به نفع سرمایه داران نوشته شده اند چرا که کودکان ما صاحبان آینده دنیا هستند و آنها به آموزش علمی و آنایی با پیشرفتهای بشر امروز احتیاج دارند نه به خرافات دوران جاهلیت بشر! کودکان ما باید طوری آموزشهای علمی را فرا گیرند که علم و تکنولوژی را که اکنون بورژوازی از آن در جهت کشتار انسانها استفاده می کنند، به خدمت رفاه و خوشبختی بشر درآورند. از نظر ما تاریخ و جغرافیا باید به شیوه دیگری تدریس شود، کودکان ما در درس تاریخ باید یاد بگیرند که تاریخ بشر، تاریخ جدال طبقات است و اکنون بیش از دویست سال از جدال کارگر و سرمایه دار میگذرد. کودکان ما باید بدانند، که قهرمانان واقعی تاریخ چون اسپارتاکوس ها، کموناردهای پاریس و بلشویکهای انقلاب کارگری هستند که برای رهایی بشر جنگیدند. آنان باید بدانند، که تاریخ بشر تاریخ نبرد فقیر و غنی است. در این نبرد طبقاتی پادشاهان و حاکمان، جنایتکارانی بوده اند که با خون مردم ستمدیده زندگی کرده اند! کودکان ما باید بدانند آخرین صفحات تاریخ آنجا به پایان میرسد که طبقه کارگر بشریت را بسوی رهایی قطعی از چنگال همه بدبختی ها هدایت میکنند. در درس جغرافیا کودکان ما باید بدانند نقشه انقلاب فلسطین کجاست و انتفاضه کجا شعله ور شده است. آنها باید بدانند در آفریقای جنوبی که حتی دانش آموزان نیز در نبردی بی امان شرکت دارند، چی میگذرد. آنها باید انگلستان را نه کشور تاچرها، بلکه کشوری بدانند که در آن صدها هزار کارگر معدنچی بیش از یکسال در اعتصاب بسر بردند. کودکان باید یاد بگیرند آمریکا کشوری است که میلیاردها میلیارد ثروت دارد و علیرغم ادعای دموکراسی خواهیش، انسانهای گرسنه و بی مسکن در کوچه ها و در کنار خیابانهای شهرهای بزرگش، از جمله پایتخت آن، شب را به روز میرسانند. برای کودکان ما روی نقشه عربستان باید بجای مکه و مدینه و شیخ ملک سعودی، نوشته شود، اینجا کشوری است که در آن هر ۴ – ۵ روز یک میلیارد دلار نفت به فروش میرسد، اما سهم مردم ستمدیده و تنگدست عربستان، زندگی در صحراهای سوزان و پرورش شتر است. روی نقشه ایران باید نوشته شود در این کشور با وجود دریایی از نفت، مردمش زمستانها در اثر کمبود سوخت برخود می لرزد، در درس جغرافیا باید روی نقشه کره زمین نوشته شود، روی این کره پهناور ۵ میلیارد انسان زندگی میکنند که صدها میلیون از آنها، یک وجب خاک ندارند که در آن یک چهار دیواری برای خود بسازند، باید گفته شود در سراسر این کره خاکی همه جا و هر لحظه مبارزه ای دائمی بین کارگران و سرمایه داران در جریان است و این نبرد طبقاتی بسوی طوفان انقلاب کارگری میرود. طبقه ما برای ایجاد دنیایی پُر از خوشی و بر اساس تأمین زندگی بشری رشد و شکوفایی استعدادها و خلاقیت های انسانی تلاش میکند و خوشبختی انسانها را شرط نخست پیشرفت جامعه می داند، به همین خاطر ما نمیخواهیم استعداد و خلاقیت کودکانمان از بین برود و با سیستمی آموزش ببیند که پایه های آن متکی به سالب اراده و آزادگی انسانها است. بنابراین ما مخالف دخالت مذهب در امر آموزش و پرورش هستیم. مذهب باید از آموزش  پرورش جدا باشد. مقررات و دروس مذهبی باید از مدارس برچیده شوند و مذهب باید به امر خصوصی کسانی تبدیل گردد که برای تمکین و خدمت به سرمایه داری پرورش می یابند! حجاب و مقنعه و هر نوع موازین مذهبی باید دور انداخته شوند. مدارس دختران و پسران باید بصورت مختلط در آینده تا هر کودکی بداند زن و مرد با هم فرق ندارند. باید فضایی بوجود آورد که دختر و پسر ضمن درس خواندن از عشق و دوستی دوران جوانی لذت ببرند و در زندگی و داشتن رابطه با همدیگر کاملا آزاد باشند.

علاوه بر اینها مدرسه جای سرکوب و خفقان نیست، ما خود را برای انقلاب علیه سرمایه داری آماده میکنیم و به نیروی آگاه و با اراده مستقل احتیاج داریم. پاسدار معلم و خواهر زینب و انجمن اسلامی از مدارس رخت بر بندند. رادیوی رژیم اعلام کرد، با اختصاص ۲ درصد از هزینه نظامی کشورهای صنعتی، میتوان یک میلیارد انسان بیسواد را در جهان با سواد کرد. اما همین رژیم حاضر نیست بخشی از مخارج نظامی خود را صرف سواد آموزی کودکان جامعه نماید.اکثریت دانش آموزان از خانواده های کارگر و زحمتکش هستند و تمام این بی حقوقی ها را لمس میکنند.

دانش آموزان کُردستان تجارب ارزشمندی دارند. شورای دانش آموزان مدارس خارج از محدوده مدارس بود مانند حمایت از تحصن مردم سنندج در سال ۵۸ و پیوستن آنها به جمع متحصنین.

مبارزات دانش آموزی اگر متشکل و قدرتمند باشد، میتواند به سطح مدارس محدود نشود و در حمایت از مبارزات و حرکات کارگری و توده ای سهم داشته باشد. اعلام پشتیبانی از فلان اعتصاب کارگری و یا جمع آوری کمک مالی برای کارگران اعتصابی، کاملا امکان پذیر است. بهرحال حرکات دانش آموزی می تواند نیرویی باشد در جهت حمایت و پشتیبانی از اعتراضات توده ای و کارگری و در عین حال میتواند صف مبارزه برای آزادی و برابری را در جامعه تقویت کند.