گفتگوی تلویزیون رو در رو با آذر ماجدی
محمود احمدی: برای بینندگان ما بگویید که جنبش برای آزادی زن چه موقعیتی در دوران رژیم جمهوری اسلامی داشته؟ از این جنبش و اینکه در چه عرصههایی توانسته رژیم را به عقب بزند برای بینندگان ما بگویید.
الان اتفاقا ۳۰ خرداد است. یک روز سیاه در تاریخ ایران؛ روزی که جمهوری اسلامی یک سرکوب خشن و جنایت وحشیانه ای را سازمان داد. سرکوب دهۀ شصت جنبش آزادی زن را که با قدرتگیری رژیم اسلامی پاگرفته بود برای دوره ای به زیر زمین برد.
اجازه دهید ابتدا ضمن صحبتی کوتاه درباره شرایط آغاز شکل گیری جنبش آزادی زن، مختصری نیز درباره فعالیت خودم در این جنبش بگویم. فکر می کنم به درک روند پیشروی این جنبش و هدف مدوسا کمک کند. من فعالیتم را در رابطه با مسالۀ زن و جنبش آزادی زن از روزهای اول انقلاب، قبل از اینکه جمهوری اسلامی به طور رسمی براریکه قدرت بنشیند آغاز کردم. با گروهها و جمعهای مختلفی در ارتباط بودم و فعالیت می کردم. ترجمۀ آثار کلاسیک مارکسیستی – سوسیالیستی و تاریخی، تلاش برای سازماندهی، انتشار نشریه و اعلامیه در زمره فعالیت ها بود. من در تظاهرات تاریخی ۱۷ اسفند یا ۸ مارس 1357، شرکت داشتم. این یک تظاهراتِ بسیار مهم تاریخی است، هم برای جنبش آزادی زن که در این روز نطفه اش در ایران بسته شد و هم برای جنبش توده ای علیه جمهوری اسلامی. این اولین تظاهرات توده ای وسیع علیه رژیم اسلامی بود، فقط دو هفته پس از قیام بهمن ماه.
از چند هفته پیش از ۸ مارس (۱۷ اسفند) چند جریان چپ زنان برای ۸ مارس میتینگ و کنفرانس سازمان داده بودند. اعلامیه ها و پسترهای آن در گوشه و کنار شهر، بویژه حول و حوش دانشگاه تهران پخش شده بود. جمهوری اسلامی زنگ خطر را شنید و روز ۸ مارس صبح زود، رادیو اطلاعیه ای از طرف خمینی پخش کرد که رعایت حجاب برای زنان کارمند دولت را اجباری اعلام می کرد.
زنان کارمند علیه این فرمان دست به اعتراض زدند. این یک تظاهرات وسیع خودبخودی بود. هیچ سازمانی امکان و قدرت سازماندهی آنرا نداشت. کارمندان زن وقتی به سر کار رسیدند و با اجبار حجاب روبرو شدند، جمعی به اعتراض بلند شدند و عازم خیابان گشتند. باید توجه داشت که فضای جامعه هنوز انقلابی بود؛ روح اعتراض و تظاهرات در جامعه حاکم بود؛ جمهوری اسلامی هنوز خود را تثبیت نکرده بود. خیابان شاهرضا که به انقلاب تغییر نام پیدا کرد، مرکز تظاهرات شد و در مقابل دانشگاه تهران تجمع وسیعی شکل گرفت. دار و دسته های لات و فالانژ که بعدا به حزب الله معروف شد در پیاده روها حضور یافتند وبا گلوله های برف و سنگ به زنان حمله می کردند. یک شعار مهم در این روز شعار «آزادی زن نه شرقی نه غربی، جهانیست» بود. این شعار به نظر من بهتر از هر چیز رادیکالیسم چپگرای جنبش انقلابی در جامعه را نمایندگی می کرد.
ما بمناسبت ۸ مارس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران یک کنفرانس سازمان داده بودیم. سالن پر بود از دختران جوان دبیرستانی از ۱۵ و ۱۶ به بالا که برای آزادی زن شعار میدادند. اعجابانگیز بود. من ندیده بودم. برای اینکه ما تحت دیکتاتوری زندگی کرده بودیم.
بخاطر اسلامی بودن رژیم و سرکوب سخت حقوق و آزادیهای زنان، سلطنت طلب ها، نیروهای دست راستی و رسانه های رژیم چنجی، می کوشند وانمود و تبلیغ کنند که زنان تحت نظام سلطنت، آزاد و برابر بودند. این یک دروغ محض است. حجاب اجباری نبود ولی در تمام عرصه های حقوقی دیگر زنان تحت تبعیض بودند. یک لایحۀ خانواده با یک عالم سر و صدا تصویب شد برای محدود کردن تعدد زوجات: مرد اگر می خواست همسر دوم بگیرد باید از همسر اول اجازه می گرفت! همین و بس! روابط زن و مرد و خانواده تحت قوانین شرع اسلام قرار داشت. یعنی زن برای اشتغال یا سفر باید از همسر و در صورت مجرد بودن از پدر یا برادر اجازه می گرفت.
به جنبش اعتراضی زنان بازگردیم. ۸ مارس روز تولد یک جنبش مهم برای رفع تبعیض جنسیتی و آزادی زن در ایران بود. این جنبش و این روز در تاریخ جنبش جهانی آزادی زن نیز یک روزمهم و تاریخی محسوب می شود. من همیشه گفته ام، نطفه جنبش آزادی زن علیه جمهوری اسلامی، برای آزادی و برابری در این روزبسته شد.
جنبش اعتراضی علیه حجاب بمدت یک هفته هر روز به اشکال مختلف اعتراض می کرد. تجمع زنان در دادگستری، یا شاید باید گفت اشغال دادگستری، یک روز مهم دیگر بود. هر روز در دانشگاه تهران میتینگ های اعتراضی برگزار می شد. دختران دانش آموز مدارس را ترک می کردند و به این میتینگ ها می پیوستند. خواست ها از لغو حجاب اجباری وسیعتر شد. چند سازمان زن که فعالیت را آغاز کرده بودند، اعلام موجودیت نمودند. سازمان زنان حقوقدان کوشید جلودار صحنه شود. بالاخره جمهوری اسلامی یک عقب نشینی موقت کرد. جنبش آزادی زن اولین شکست را نصیب رژیم کرد. فعالیت سازمان های زنان بطور نیمه علنی پیش می رفت تا سی خرداد که کاملا سرکوب شد.
سوال دیگری که داشتم اینست که ۲۸ سال پیش برای اولین بار نشریه مدوسا را منتشر کردید. از این نشریه بگویید و دور جدید این نشریه که هم اکنون شماره اولش در ماه ژوئن منتشر شد.
مدوسا اولین بار در سال 1998 توسط کانون زن و سوسیالیسم منتشر شد. ما جمعی از علاقمندان به مساله و جنبش آزادی زن در حزب کمونیست کارگری وقت، کانون زن و سوسیالیسم را تشکیل دادیم و دست بکار انتشار مجلۀ مدوسا شدیم. در آن زمان منصور حکمت هنوز در قید حیات بود.
تلاش ما این بود که از زاویه سوسیالیسم و مارکسیسم مسئله زن را تبیین کنیم، تاریخ را توضیح بدهیم و فمینیسم بوژوایی را نقد کنیم. این نشریه، نشریه بسیار موفقی شد، هر چند که عمرش طولانی نبود. تا سال ۲۰۰۳ هشت شماره فارسی ویک شماره به انگلیسی منتشر کردیم. سه کنفرانس نیز سازمان دادیم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. مدوسا موفق شد مسئله زن را از زاویۀ کمونیسم کارگری طرح کند.
در سال ۲۰۰۲ سازمان آزادی زن را بنیاد نهادم.فعالیت وسیعی را در این زمینه شروع کردیم و نشریه آزادی زن را منتشر نمودیم و چندین کنفرانس بین المللی موفق سازمان دادیم.
اما مدوسای دور جدید در شرایطی کاملا متفاوت منتشر می شود. دنیا در شرایط بسیار خطیری قرار گرفته است. جنگ و نسل کشی و ویرانی بخش وسیعی از جهان را تهدید می کند. از خاورمیانه تا آفریقا و آمریکای لاتین در ورطۀ جنگ و نابودی قرار گرفته اند. امپریالیسم آمریکا با جلوداری اسرائیل و حمایت کامل دولت های غرب از همه سو به مردم دنیا هجوم آورده است. کشتار می کند؛ ویران می کند و هیچ تلاشی نیز در لاپوشانی آن ندارد. فاشیسم کاملا عروج پیدا کرده و حکومت های غربی صریح و علنی از سرکوب و سانسور و کشتار اسرائیل و آمریکا دفاع و حمایت می کنند. در عین حال ایران در گودال یک جنگ خانمانمان برانداز ویک آیندۀ سیاه قرار گرفته است.
با توجه به این شرایط خطیر و بحرانی، ما تصمیم گرفتیم که به نشریۀ متفاوتی نیاز داریم. نمی توان صرفا بر مسائلی که مشخصا تبعیض علیه زنان و یا امر آزادی زن را مد نظر دارد، تمرکز کرد؛ ضروری است که به شرایط جهان و منطقه ببپردازیم. اکنون در فلسطین، لبنان، خاورمیانه، کوبا، سودان و سومالی و کنگو و قس علیهذاء و در ایران، نمی توان به تبعیض و حقوق جنسیتی محدود ماند؛ موجودیت جامعه و مناسبات پایه ای که بدون آنها آزادی و برابری زن قابل دستیابی نیست در تهدید نابودی کامل است.
ما معتقدیم که “آزادی زن بدون رهایی بشریت امکانپذیر نیست!” نمی توان در دنیایی زندگی کرد که در آن برده داری وجود دارد؛ جنگ و نابودی و فقر و گرسنگی بیداد می کند؛ سرکوب سیاسی و سانسور بر جامعه چنگ انداخته است و بر این تصور بود که بدون دست بردن به بنیان های چنین جامعه ای می توان زنان را آزاد کرد. چنین چیزی غیرممکن است. بعلاوه، بیست و هشت سال پیش، زمانیکه مدوسا برای اولین بار منتشر شد، یک حزب کمونیستی انقلابی، رادیکال، بزرگ و موثر وجود داشت. و ما در چهارچوب آن حزب امر آزادی و برابری زن را پیش می بردیم. اکنون چنین حزبی وجود ندارد. جنبش کمونیستی ضربات بسیاری خورده است . یک خلاء عمیق در جنبش چپ و کمونیستی بچشم می خورد. چنین شرایطی صدای متفاوتی را طلب می کند.
بیش از هر زمان ضرورت یافته که قاطعانه از سوسیالیسم دفاع کنیم و ایدئولوژی ها و جنبش های سیاسی بورژوایی را نقد وافشاء کنیم. در شرایط کنونی ناسیونالیسم و فمینیسم بورژوایی دو جنبشی هستند که باید مورد نقد و افشا قرار گیرند. نقش انحرافی هر دو را در ایران شاهدیم. در اینجا فرصت باز کردن بیشتر نیست. اما در مدوسا بر این مسائل تمرکز خواهیم کرد. ضروری است که راجع به تاریخ، دنیا، اوضاع سیاسی جهان و راجع به اوضاع سیاسی منطقه حرف بزنیم..
یکی از وظایفی که ما در مدوسا در برابر خود قرار داده ایم بازگشت به تاریخ است. بویژه در چند سال اخیر حقایق تاریخی بسیاری پدیدار شده اند که بخش وسیعی از دنیا از آنها بی اطلاع بوده یا هستند. روایت دروغینی که ایدئولوگ های بورژوایی و امپریالیستی بخوردشان داده است را دربست قورت داده اند. اکنون در جهان یک جنبش بیداری شکل گرفته است. نسل کشی در غزه جرقۀ این بیداری بود. طنز تلخی است. اکنون بازگشت به تاریخ و بازبینی رویدادها، کولونیالیسم، تشکیل اسرائیل، جنگ جهانی دوم، عروج و افول فاشیسم، کودتاها و کشتار آمریکا و غرب در دنیا بدنبال جنگ جهانی دوم، جنگ آمریکا، غرب علیه تروریسم اسلامی و بسیاری مسائل مهم دیگر اشاعه یافته است. ما خواهیم کوشید برخی از این رویدادها را در مدوسا بازبینی کنیم.
در روز جهانی مبارزه علیه خشونت نسبت به زنان، یک روز سازمان مللی که هدفش بیش از رفع خشونت، انحراف نگاه از منبع خشونت بوده است. این روز مطرح و تبلیغ شده تا زنان بجای دیدن ریشه های اصلی خشونت در جامعه یعنی استثمار خشن سرمایه داری، سرکوب سیاسی و اقتصادی بورژوازی و بویژه نقش دولت های امپریالیستی در حفظ دیکتاتوری ها در کشورهای تحت سلطه، بسوی مردان بچرخد. مردان را مسئول و ریشه خشونتی که متحمل می شوند بشناسد. هدف اصلی اینروز چرخش روایت ایدئولوژیک و انحراف مبارزۀ عملی علیه ستمکشی است.
این حقیقت بویژه در نوامبر 2023، 2024 و 2025 بشکلی عریان در مقابل چشمان جهانیان قرار گرفت. چگونه می توان از رفع خشونت علیه زنان سخن گفت و لام تا کام راجع به نسل کشی در فلسطین و سپس در لبنان هیچ نگفت؟ دربارۀ بمب هایی که شکم و گلوی زنان را می درد، نوزاد و کودکشان را پودر می کند، همسر و پدرشان را به تکه های گوشت و استخوان زیر چاقوی قصاب بدل می کند، سکوت کرد؟ اینجاست که ریاکاری و روایت های دروغین نهادهای بین المللی آمریکا و ناتو ساخته افشاء شد.
مدوسا وظیفۀ خود می داند که این روایت های دروغین را افشاء کند.
سؤالی که برای برخی مطرح می شود، اینست که دستاوردهای جنبش برای آزادی زن تاکنون در جامعه ایران چه بوده؟
همانگونه که اشاره شد، جنبش آزادی زن یکی از مهمترین جنبش های اعتراضی علیه جمهوری اسلامی و نظم موجود بوده است. گفتیم که اولین اعتراض توده ای و رادیکال توسط این جنبش در هشت مارس 1357 شکل گرفت و اولین عقب نشینی را به رژیم تحمیل کرد. این جنبش یک آن ساکت ننشسته است. بعد از سی خرداد 60 زیر زمین رفت ولی خاموش نشد. زمانیکه جنبش اصلاح طلبی حکومتی در پاسخ به اوجگیری جنبش اعتراضی به جلوی صحنه آمد، بخش وسیعی از جریانات اصلاح طلب حکومتی و توده ای – اکثریتی در قالب جنبش “اصلاح طلبی” حقوق زنان را تعریف کردند. این تلاشی برای رقیق و منحرف کردن جنبش آزادی زن بود. ما جنبش رقیق شده را جنبش حق زن نامیدیم و کوشیدیم با نقد تیز این جنبش را افشاء کنیم و پرچم رادیکالیسم را در آن برافراشته نگاه داریم. دست بوسی های نمایندگان جنبش اصلاح طلب و آش نذری پختن هایشان برای رفع تبعض از زنان را برملا کردیم.
جنبش آزادی زن یک آن از طپش باز نایستاده است. چهار سال پیش این جنبش بشکلی رادیکال و با شعار “آزادی، برابری” به میدان آمد. زن و مرد دست در دست هم برای آزادی و برابری زنان به خیابان ها آمدند. قدرت این جنبش آنچنان گسترده است که اگر سه دهۀ پیش جنبش زنان اصلاح طلب برای مقابله با آن ساخته شد؛ در این اعتراضات، طراحان “رژیم چنج” آمریکایی/اسرائیلی با استفاده از شعار مبهم و کلّی: “زن، زندگی، آزادی”، شعاری که هر نوع ایدئولوژی را می توان بر آن نشاند، تلاش کردند این جنبش انقلابی را دنبالچۀ سناریوی رژیم چنج خود سازند. در “جرج تاون” و مونیخ و سپس در التماس هایشان به ترامپ و نتانیاهو برای بمباران ایران آنرا فریاد زدند. به زنان سابق اصلاح طلب حکومتی جایزۀ نوبل دادند، عکس سلبریتی های ایرانی، از جمله گوگوش را بعنوان “سخنگوی آزادی!” بر روی مجله های مد غربی از جمله پاری ماچ و مجلۀ تایم و غیره چاپ نمودند. از چپ و راست جوایز فیلم و هنر و سیاست تقدیم این چهره ها نمودند. سرمایۀ عظیمی را صرف این سناریو کردند.
یک پیروزی مهم و تاریخی جنبش آزادی زن سرنگونی دوفاکتوی حجاب و آپارتاید جنسی است. باید توجه کنیم که حجاب بیرق رژیم اسلامی است. ما سالهاست که بر این امر پای فشرده ایم. آپارتاید جنسی یک ستون محکم سیاسی – ایدئولوژیک رژیم است. جمهوری اسلامی در این جبهه شکست را پذیرفته و به عقب نشسته است. این پیروزی را نباید دستکم گرفت. باید بر روی آن ساخت.
به فیلم هایی که از ایران در سوسیال میدیا پخش می شود نگاه کنید، عکس ها را ببینید! زنان بسیاری بدون حجاب و حتی با دامن کوتاه یا شلوار کوتاه دیده می شوند. ممکن است الان این مساله کوچک بنظر برسد، اما وقتی به نقش حجاب و آپارتاید جنسی در سیاست و ایدئولوژی رژیم اسلامی بیاندیشید، سرکوبی که برای حفظ این نظم، زنان و کل جامعه متحمل شده اند را بیاد آورید، آنگاه اهمیت این دستاورد را درک خواهید کرد. جمهوری اسلامی در حالیکه پنجه اش را بر گلوی جامعه تنگ تر کرده است؛ فقر و سرکوب بشدت افزایش یافته است، در برابر این دو اصل نهادی و هویتی اش عقب نشسته است.
جریانات ناسیونالیست ادعا می کنند که در صورت بقدرت رسیدن زن و مرداز حقوق مساوی برخوردار خواهند شد.
نظرتان در اینمورد چیست؟
همانطور که گفتیم جنبش آزادی زن در ایران بسیار قوی است و از روز بقدرت رسیدن رژیم اسلامی با آن در نبرد بوده است. روشن است که نیروهای دست راستیِ “رژیم چنجی” لفظاً از آزادی و برابری زنان دفاع کنند. حتی قوانین می تواند تغییر یابد و تبعیض را حذف کند. اما این به معنای آزادی و برابری نیست.
همانطور که در بالا اشاره کردم، در جامعۀ ایران اکنون دو ایدئولوژی و جنبش سیاسی بعنوان روایت های منحرف کننده مطرح و تاثیر گذاراند: ناسیونالیسم از هر نوع، ایرانی یا قومپرست، فاشیست یا خجول، و فمینیسم بورژوایی. این مسئولیت و وظیفۀ ما کمونیست های کارگری انقلابی است تا این ایدئولوژی ها را نقد و افشاء کنیم. خطر آنها را برای حال و آیندۀ جامعه تحلیل کنیم و در مقابل رهبران عملی چپ و کمونیست و کارگری و مردم قرار دهیم.
ناسیونالیسم ایدئولوژی رهایبخش نیست، چه از جانب اپوزیسیون رژیم اسلامی که با آمریکا و اسرائیل برای رژیم چنج هم پیمان شده اند، یا جریانی که تحت جنگ با هدف “دفاع از میهن” پشت رژیم قرار گرفته و ناسیونالیست های قومپرستی که ستم ملی را منبع باجگیری و قدرتگیری خود قرار داده اند و یک سناریوی سیاه را به جامعه وعده می دهند. تمام این نیروها باید نقد و افشاء شوند.
فمینیسم بورژوایی برای بسیاری حتی درون جنبش چپ و کمونیست بنظر کم خطر یا حتی آرمان محسوب می شود. از چپی که 50 سال پیش مسالۀ حجاب را مسالۀ زن کارگر یا تودۀ زنان نمی دانست و از اینرو مبارزۀ زنان علیه حجاب را تحریم می کرد، عجیب نیست که الان در مقابل فمینیسم بورژوایی سر تعظیم فرود آورد. هر کلیشه و شعار فمینیستی و بورژوایی را بدون نقد تحسین و پخش کند. فمینیسم بورژوایی، بخصوص در عصر ما یک ایدئولوژی و جنبش ساخته و پرداختۀ قدرت های غربی و ایدئولوژی برتری غرب است. دیدیم که در سه سال اخیر چگونه این جنبش با سکوت خود دربارۀ نسل کشی در فلسطین، عملا از اسرائیل و آمریکا دفاع کرد. دیده ایم که این جنبش چگونه بازیچۀ امپریالیسم است. تعدادی فعال زن و فمینیست از تمام کشورهایی که با خاک یکسان شده را بر می گزینند و با دادن “فاند” به آنها، روایت خود را اشاعه می دهند. در ازای نقشی که در روایت سازی و پاکشویی ایدئولوژی و نظام های غربی بازی می کنند، فاند و جایزه دریافت می کنند.
همانطور که گفتیم: “آزادی زن بدون رهایی بشریت امکانپذیر نیست!” این یک شعار نیست، یک حقیقت مارکسیستی است که برای چندمین بار در تاریخ به اثبات رسیده است. این واقعیت تاریخی است که اکنون صد و خوردهای سال بعد از آغاز جنبش مارکسیستی و سوسیالیستی در دنیا و نبردهای زیادی که برای آزادی زن و برای سوسیالیسم در دنیا شکل گرفته به یک حقیقت تاریخی بدل شده است. نشریه مدوسا هدفش این است که این مساله را باز کند. این را توضیح بدهد. این را از زاویه تاریخی، سیاسی، تئوریک و ایدئولوژیک تحلیل کند.
سؤال آخری که داشتم این است که منصور حکمت، لیدر کمونیسم کارگری از این صحبت کرد که انقلاب آتی در ایران مهر زنانه بر خود خواهد داشت راجع به این برای بینندگان مان توضیح دهید.
روشن است که این به این معنی نبود که زنان میایند انقلاب میکنند، مردم آزاد میشوند. یک عده کوشیده اند این تحلیل و تعبیر بسیار سطحی را از صحبت منصور حکمت ارائه دهند. منصور حکمت گفته: “انقلاب آتی ایران می تواند رنگ و بوی زنانه داشته باشد.” و می بینیم که این ارزیابی تا چه حد به حقیقت پیوسته است. به همین جنبش چند سال اخیر نگاه کنید، یا به صحبتی که درباره حجاب و آپارتاید جنسی داشتیم فکر کنید و به نقش جنبش آزادی زن در جامعه و خیزش های اعتراضی نگاه بیاندازید، نقش جنبش آزادی زن را در می یابیم و این صحت ارزیابی حکمت را نشان می دهد.
آذر ماجدی عزیز با تشکر بسیار زیاد از شما برای حضورتون در برنامه امروز رودررو
مبارزان کمونیست