بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com
مستندی درباره جنگ غزه که به مناقشهای درباره آزادی بیان، حق شهروندی، روزنامهنگاری تحقیقی، مسئولیت دولت و استفاده از هوش مصنوعی در جنگ تبدیل شده است.
مستند «نازا» ساخته یووال آبراهام و راچل زور، دو فیلمساز اسرائیلی و از چهار کارگردان مستند اسکاری «سرزمین دیگری نیست»(No Other Land)، در فاصله کوتاهی پس از نخستین نمایش جهانی خود در جشنواره فیلم ونیز، از یک اثر سینمایی به موضوعی مهم در عرصه سیاسی، رسانهای و اجتماعی اسرائیل و سینمای بینالمللی تبدیل شده است.
«نازا»(NAZA)، در ۱۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در بخش مسابقه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد و حدود ۲۵ دقیقه تشویق ایستاده دریافت کرد؛ رسانههای سینمایی این واکنش را طولانیترین تشویق ثبتشده در تاریخ جشنواره ونیز گزارش کردند. دو روز بعد، در مراسم پایانی جشنواره، هیات داوران به ریاست مگی جیلنهال، جایزه ویژه هیات داوران را به این فیلم اعطا کرد. نام «نازا» در فهرست رسمی جوایز جشنواره ونیز نیز ثبت شده است.
راچل زور و یووال آبراهام برای فیلم «نازا» در جریان هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز – 10 سپتامبر 2026-AP Photo
اما واکنشها در داخل اسرائیل با استقبال جشنواره ونیز تفاوتی چشمگیر داشت. میکی زوهار، وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل، سازندگان فیلم را به «خیانت» متهم کرد و خواستار لغو تابعیت آنان شد. چند روز بعد نیز او از شینبت خواست درباره نحوه دستیابی فیلمسازان به مواد مورد استفاده در مستند و احتمال دسترسی غیرقانونی به اطلاعات محرمانه تحقیق کند. ارتش اسرائیل نیز بررسی امکان اقدام حقوقی علیه فیلم و دستاندرکاران آن را آغاز کرد.
در مقابل، صدها نفر از فعالان صنعت سینمای اسرائیل از آبراهام و زور حمایت کردند و انجمن بینالمللی مستند نیز با انتشار نامهای خواستار پایان دادن به تهدیدها و ارعاب علیه آنان شد. در سطح بینالمللی نیز شمار زیادی از فیلمسازان و چهرههای شناختهشده سینما از سازندگان فیلم حمایت کردهاند.(روزنامه تایمز اسرائیل)
به این ترتیب، «نازا» اکنون فقط یک فیلم درباره جنگ غزه نیست؛ بلکه به عرصهای برای بحث درباره مرز میان امنیت ملی و آزادی بیان، رابطه دولت و جامعه مدنی، مسئولیت روزنامهنگار و فیلمساز در زمان جنگ و همچنین مسئولیت انسان در برابر تصمیمهای فناورانه در میدان جنگ تبدیل شده است.
«نازا» درباره چیست؟
عنوان فیلم از یک اصطلاح عبری نظامی گرفته شده که در فیلم بهعنوان مخففی برای اشاره به «تلفات جانبی» مورد انتظار در جریان یک حمله مطرح میشود؛ یعنی تعداد غیرنظامیانی که بر اساس ارزیابیهای اطلاعاتی انتظار میرود در جریان یک حمله کشته شوند. فیلم از همین اصطلاح بهعنوان نمادی برای نشان دادن تبدیل انسانها به اعداد در فرایند تصمیمگیری نظامی استفاده میکند.(گاردین)
«نازا» فیلمی ۸۰ دقیقهای است که طی حدود سه سال و عمدتا به صورت مخفیانه و شبها روی پشتبامهای تلآویو فیلمبرداری شده است. ساختار فیلم بر شهادت ۲۴ نفر از نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل استوار است؛ افرادی که درباره تجربه خود از جنگ غزه، سامانههای اطلاعاتی و هدفگیری و نقش فناوری در عملیات نظامی سخن میگویند.(گاردین)
یکی از محورهای اصلی فیلم، استفاده از سامانههای مبتنی بر هوش مصنوعی و دادههای گسترده برای شناسایی اهداف و برآورد تلفات احتمالی غیرنظامیان است.
اما در اینجا باید یک تمایز مهم را رعایت کرد: آنچه در فیلم از سوی منابع ناشناس مطرح میشود، ادعا و شهادت آنان است و نباید بدون بررسی مستقل، همه این ادعاها را به عنوان واقعیت قطعی تلقی کرد.
اهمیت فیلم در این است که سازندگان تلاش کردهاند این شهادتها را در کنار تحقیقات روزنامهنگارانه پیشین قرار دهند. «نازا» بر گزارشهایی که در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در نشریه +972، رسانه عبریزبان Local Call و روزنامه گاردین منتشر شدهاند نیز تکیه دارد.(گاردین)
یکی از ادعاهای مطرحشده در فیلم این است که در برخی موارد تعداد بسیار بالایی از تلفات غیرنظامی به عنوان بخشی از محاسبات حمله پیشبینی شده است. ارتش اسرائیل این ادعاها را رد کرده و مشخصاً ادعای مربوط به پیشبینی کشته شدن ۵۰۰ غیرنظامی در یک حمله را «کاملاً نادرست» خوانده است.(تایمز اسرائیل)
بنابراین، از نظر روششناسی، «نازا» را باید نه بهعنوان یک حکم قضایی، بلکه بهعنوان یک مستند تحقیقی حاوی مجموعهای از شهادتها، ادعاها و شواهدی دانست که موضوع آنها نیازمند بررسی مستقل و عمومی است.
چرا واکنش به «نازا» تا این اندازه شدید شد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای فیلم این است که سازندگان آن خود اسرائیلیاند.
یووال آبراهام و راچل زور پیشتر نیز در «سرزمین دیگری نیست» به خشونت علیه فلسطینیان و تخریب خانههای آنان در کرانه باختری پرداختند. آن فیلم که با همکاری باسل عدرا و حمدان بلال ساخته شد، در سال ۲۰۲۵ جایزه اسکار بهترین مستند بلند را دریافت کرد.
«نازا» در واقع ادامه همان مسیر است، اما این بار موضوع از کرانه باختری به جنگ غزه و از مشاهده مستقیم پیامدهای سیاست نظامی به بررسی سازوکارهای اطلاعاتی و تصمیمگیری منتقل شده است.
آبراهام در سخنرانی خود پس از دریافت جایزه ویژه هیات داوران ونیز گفت که برای او مهم است اسرائیلیها فیلم را ببینند و بر این نکته تاکید کرد که موضوع فیلم به مسئولیت کشور خود او مربوط است.(گاردین)
این سخنان نشان میدهد که هدف سازندگان صرفا مخاطب خارجی نیست. آنان میخواهند بحث درباره جنگ غزه را وارد فضای عمومی اسرائیل کنند؛ جامعهای که طی سه سال گذشته درباره پیامدهای جنگ، امنیت، گروگانها و عملکرد ارتش با بحثها و اختلافات جدی روبهرو بوده است.
از تشویق تاریخی ونیز تا جایزه ویژه هیات داوران
نمایش «نازا» یکی از مهمترین رویدادهای سینمایی جشنواره ونیز امسال بود.
پس از نمایش فیلم در ۱۰ سپتامبر، تماشاگران حدود ۲۵ دقیقه ایستاده به تشویق آن پرداختند. برخی رسانهها این زمان را ۲۴ دقیقه و ۳۰ ثانیه ثبت کردهاند، اما برای انتشار دقیقتر، «حدود ۲۵ دقیقه» مناسبتر است. این تشویق رکورد جشنواره ونیز گزارش شد.(یورو نیوز)
دو روز بعد، «نازا» جایزه ویژه هیات داوران را دریافت کرد. در فهرست رسمی جشنواره، این جایزه به طور مشخص به «NAZA» ساخته یووال آبراهام و راچل زور اختصاص یافته است.
این جایزه اهمیت مضاعفی داشت، زیرا فیلم در شرایطی به رسمیت شناخته شد که همزمان یکی از حساسترین موضوعات سیاسی جهان، یعنی جنگ غزه و نحوه عملکرد ارتش اسرائیل، را مورد بررسی قرار داده بود.
براساس گزارشها، در سالن نمایش نیز برخی تماشاگران پرچمهای فلسطین و لبنان را به اهتزاز درآوردند. واکنش جشنواره نشان داد که «نازا» صرفا در چارچوب یک فیلم سیاسی معمولی دیده نشده، بلکه به یکی از آثار بحثبرانگیز سینمای سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است.
تهدید به لغو تابعیت؛ یک گام فراتر از نقد فیلم
پس از موفقیت فیلم در ونیز، میکی زوهار، وزیر فرهنگ و ورزش اسرائیل، واکنشی بسیار شدید نشان داد.
او آبراهام و زور را متهم کرد که برای جلب تشویق مخالفان اسرائیل حاضرند به کشور خود آسیب برسانند و آنان را به «خیانت» متهم کرد. زوهار همچنین اعلام کرد که بهعنوان وزیر فرهنگ برای لغو تابعیت آنان اقدام خواهد کرد.
اما ماجرا به یک بیانیه محدود نماند.
زوهار بعدا از رییس شینبت خواست درباره چگونگی دستیابی سازندگان فیلم به منابع و مواد مورد استفاده در مستند تحقیق شود و احتمال ارتباط عناصر حماس با انتقال این اطلاعات را نیز مطرح کرد. همزمان، ارتش اسرائیل بررسی امکان اقدام حقوقی علیه فیلم و دستاندرکاران آن را آغاز کرد.
در اینجا یک تفکیک حقوقی ضروری است: تابعیت این دو فیلمساز تاکنون لغو نشده است. آنچه رخ داده، اعلام قصد سیاسی برای پیگیری چنین اقدامی، درخواست تحقیق و بررسی امکان اقدامات حقوقی است. بنابراین میان «تهدید به لغو تابعیت» و «لغو واقعی تابعیت» نباید خلط کرد.
همچنین نخستوزیر اسرائیل از طرحهایی برای تغییر قوانین مربوط به افترا و امکان لغو تابعیت سخن گفته است؛ اما طرح قانونی با تصویب و اجرای قانون تفاوت دارد.
گرافیتی ای که کارگردانان راشل زور و یووال آبراهام را با نوشته عبری «خائنان» در شهر اشدود اسراییل نشان میدهد – سهشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ AP Photo
واکنش ارتش اسرائیل
ارتش اسرائیل ادعاهای مطرحشده در فیلم را رد کرده است.
سخنگوی ارتش، ژنرال افی دفرین، پس از نمایش فیلم گفت که حتی از روی تریلر نیز میتوان ادعاهایی را مشاهده کرد که از دید ارتش نادرست یا تحریفشدهاند. او از سازندگان خواست فیلم را برای مقامهای نظامی نمایش دهند تا ارتش بتواند درباره ادعاهای مطرحشده پاسخ «مستند و حرفهای» ارائه کند.
ارتش همچنین تاکید کرده است که تصمیمگیری درباره انتخاب و تایید اهداف توسط نیروهای انسانی انجام میشود و هوش مصنوعی به تنهایی تصمیمگیرنده نهایی نیست.
این موضع از نظر روششناختی اهمیت دارد. فیلم ادعایی درباره نقش فناوری و هوش مصنوعی مطرح میکند؛ ارتش نیز روایت متفاوتی ارائه میدهد. بنابراین پرسش اصلی این نیست که کدام طرف را صرفا بر اساس ادعای خود بپذیریم، بلکه این است که چه اسناد مستقلی میتواند ادعاهای هر دو طرف را آزمایش کند؟
همین موضوع ضرورت روزنامهنگاری تحقیقی، دسترسی مستقل به اسناد و امکان بررسی قضایی و عمومی را نشان میدهد.
اعتراضها و فشارهای خارج از دولت
پس از اظهارات وزیر فرهنگ، فشار علیه سازندگان فقط در سطح مقامهای دولتی باقی نماند.
در اواسط سپتامبر، گروههایی از فعالان راستگرا در برابر خانه والدین راچل زور در شهر ساویون اسرائیل تجمع کردند و شعارهایی علیه او و آبراهام سر دادند. گزارشها حاکی است که برگزارکنندگان این تجمعها آنان را «خائن» خطاب کردند و تهدید کردند پس از بازگشت فیلمسازان به اسرائیل نیز به اعتراض علیه آنان ادامه خواهند داد.
این اتفاق اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا مرز میان نقد سیاسی و فشار اجتماعی بر خانواده و محیط شخصی فیلمسازان را مطرح میکند. حتی اگر کسی با محتوای فیلم مخالف باشد، میتوان درباره ادعاهای آن بحث کرد، اسناد ارائه داد و فیلم را نقد کرد؛ اما تبدیل اختلاف سیاسی به فشار بر خانواده یا تهدید شخصی، مسئلهای متفاوت است.
حمایت صدها فیلمساز اسرائیلی
در مقابل این فشارها، بخش قابل توجهی از جامعه سینمایی اسرائیل از سازندگان «نازا» دفاع کرده است.
بر اساس گزارش منتشرشده در رسانه اسرائیلی Times of Israel، بیش از ۷۰۰ نفر از فعالان صنعت فیلم اسرائیل طوماری در حمایت از آبراهام و زور امضا کردند. در میان امضاکنندگان نامهایی مانند آری فولمن، هاگای لوی، شلومی الکابتز، شیرا گفن و نیر برگمن دیده میشود.
امضاکنندگان خواستار دفاع از آزادی بیان و آزادی هنری شدهاند و تأکید کردهاند که بهتر است مردم ابتدا فیلم را ببینند و سپس درباره ادعاهای آن قضاوت کنند.
این واکنش یک نکته مهم را روشن میکند: جامعه اسرائیل در برابر «نازا» یکپارچه نیست.
در کنار دولت، بخشی از نیروهای سیاسی و شماری از خانوادههای گروگانها و منتقدان فیلم، آن را محکوم کردهاند؛ در مقابل، صدها فیلمساز و فعال فرهنگی اسرائیلی از حق سازندگان برای بیان دیدگاه خود دفاع کردهاند.
حمایت بینالمللی؛ از سینماگران تا انجمن بینالمللی مستند
حمایت از آبراهام و زور به اسرائیل محدود نمانده است.
انجمن بینالمللی مستند(IDA) با انتشار نامهای خواستار پایان دادن به تهدیدها علیه این دو فیلمساز شد. این نامه تاکنون بیش از ۲۵۰ امضا از سوی چهرههای سینمای مستند و صنعت فیلم به دست آورده است.
در میان امضاکنندگان، نامهایی از برندگان و نامزدهای اسکار و چهرههای شناختهشده سینمای جهان دیده میشود.
این حمایت را نباید صرفا حمایت از مواضع سیاسی سازندگان فیلم تلقی کرد. بخش مهمی از آن حول یک اصل حرفهای شکل گرفته است: حق فیلمساز و روزنامهنگار برای تحقیق درباره عملکرد قدرت و انتشار یافتههای خود، حتی زمانی که نتایج تحقیق برای دولت یا جامعه ناخوشایند است.
از این منظر، مسئله «نازا» به یک بحث جهانی درباره استقلال سینما و روزنامهنگاری تحقیقی تبدیل شده است.
یک فیلم، دو روایت
در این مناقشه اکنون دو روایت اصلی وجود دارد.
روایت سازندگان «نازا» بر این اساس است که آنان طی سه سال تحقیق کردهاند، با ۲۴ منبع از درون ساختار نظامی و اطلاعاتی گفتوگو کردهاند و شهادتهای آنان را با تحقیقات روزنامهنگارانه پیشین تطبیق دادهاند. یووال آبراهام نیز گفته است که هویت منابع برای سازندگان مشخص و ادعاهای آنان در موارد مختلف بررسی شده است.
روایت ارتش اسرائیل اما این است که بخشهایی از ادعاهای فیلم نادرست یا تحریفشدهاند، استفاده از منابع ناشناس امکان راستیآزمایی عمومی را محدود میکند و تصمیمهای مربوط به اهداف نظامی توسط انسانها اتخاذ میشود، نه توسط هوش مصنوعی به شکل مستقل.
از نظر روزنامهنگاری حرفهای، وجود این دو روایت بهمعنای آن نیست که هر دو الزاما از نظر شواهد وزن یکسانی دارند؛ بلکه به این معناست که ادعاهای مشخص فیلم باید تا حد امکان با اسناد مستقل، تحقیقات دیگر، دادههای میدانی و شواهد قابل بررسی آزموده شوند.
«نازا» در چنین چارچوبی ارزش پیدا میکند: نه به عنوان جایگزین تحقیق مستقل، بلکه بهعنوان منبعی که ادعاهای مهمی را در معرض افکار عمومی قرار داده است.
غزه و زمینه انسانی فیلم
بحث درباره «نازا» را نمیتوان از واقعیت جنگ غزه جدا کرد.
وزارت بهداشت غزه تا ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ شمار کشتهشدگان فلسطینی از آغاز جنگ در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را ۷۳٬۹۱۹ نفر و شمار مجروحان را ۱۷۴٬۹۷۷ نفر اعلام کرده بود. این آمار متعلق به وزارت بهداشت غزه است و در شرایط جنگی باید با توجه به محدودیتهای ثبت و راستیآزمایی میدانی تفسیر شود.
در همین حال، حتی مقامهای اسرائیلی نیز آمار کلی وزارت بهداشت غزه را در ابعاد کلی آن معتبر میدانند، هرچند درباره نسبت نظامیان و غیرنظامیان اختلاف جدی وجود دارد. ابعاد تلفات، تخریب گسترده زیرساختها و بحران انسانی غزه، زمینهای است که پرسشهای مطرحشده در «نازا» را به مسئلهای فراتر از یک اختلاف سینمایی تبدیل میکند.
پرسش فیلم این است که وقتی سامانههای اطلاعاتی، دادههای ارتباطی و فناوریهای پیشرفته در شناسایی اهداف نظامی مورد استفاده قرار میگیرند، مسئولیت انسانی در برابر نتیجه این تصمیمها چگونه تعریف میشود؟
گزارش آتلانتیک: مصر یازده روز پیش از ۷ اکتبر به نتانیاهو هشدار محرمانه داده بود
به گزارش مجله آمریکایی «آتلانتیک»، رییس اطلاعات مصر، عباس کامل، یازده روز پیش از ۷ اکتبر در توقفی محرمانه و ۶۷ دقیقهای در تلآویو به بنیامین نتانیاهو هشدار داده بود که حماس برای یک حملi بزرگ آماده میشود و فرصت جلوگیری از فاجعه در حال اتمام است؛ هشداری که به گفته پنج مقام ارشد اسرائیلی، هرگز به دستگاه امنیتی منتقل نشد و دفتر نتانیاهو هم آن را تکذیب میکند.
بر اساس یک گزارش تحقیقی، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو یازده روز پیش از ۷ اکتبر از سوی رییس اطلاعات مصر درباره یک حمله بزرگ آگاه شده بود. به گزارش مجله آمریکایی «آتلانتیک»، در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۳، رییس اطلاعات مصر، عباس کامل، بهطور مخفیانه در تلآویو فرود آمد؛ توقفی سریع به مدت تنها ۶۷ دقیقه که طی آن هشدار داد حماس در حال آمادهسازی برای یک حمله بزرگ است و فرصت برای جلوگیری از یک فاجعه در حال اتمام است. طبق این گزارش، رییس اطلاعات مصر به نتانیاهو توصیه کرده بود که باید در نوار غزه انعطاف اقتصادی نشان داده شود.
همزمان، رییسجمهوری امارات، محمد بن زاید نیز تماسی مشابه با بنیامین نتانیاهو برقرار کرد؛ اطلاعاتی که پیشتر در گزارش «هآرتص» منتشر و توسط «نیویورک تایمز» تایید شد. با این حال، این هشدارهای منطقهای، که جزئیات عملیاتی درباره تهاجم نداشتند، به گفته «آتلانتیک» و به نقل از پنج مقام ارشد اسرائیلی، نادیده گرفته شدند و هرگز به مسئولان دستگاه امنیتی اسرائیل نرسیدند. «نیویورک تایمز» همچنین گزارش میدهد که نخستوزیر در آن زمان احتمال هرگونه حمله به غزه را برای حفظ توافق عادیسازی با ریاض رد میکرد.
این افشاگریها در میانه کمپین انتخاباتی در اسرائیل، مثل یک بمب صدا کرده است. مخالفان از آن برای محکوم کردن «کوربینی سیاسی نابخشودنی» استفاده کرده و خواستار تشکیل کمیسیون رسمی تحقیق شدهاند. در برابر این زلزله سیاسی و حملات رقبا، دفتر بنیامین نتانیاهو همچنان هرگونه دریافت چنین هشدارهایی را بهطور قاطع رد کرده و آن را «دستکاری» اطلاعات میخواند.
هوش مصنوعی؛ جنگ آینده و مسئله مسئولیت انسانی
یکی از مهمترین ابعاد «نازا» فراتر از مناقشه کنونی اسرائیل و فلسطین است.
جنگهای آینده بیش از گذشته به داده، الگوریتم، سامانههای شناسایی خودکار، پهپادها و فناوریهای پردازش اطلاعات متکی خواهند بود.
در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی مطرح میشود: اگر یک الگوریتم بر اساس دادههای ارتباطی، موقعیت مکانی و الگوهای رفتاری، فرد یا ساختمانی را بهعنوان هدف احتمالی معرفی کند، چه کسی مسئول پیامد نهایی است؟
الگوریتم؟
برنامهنویس؟
افسر اطلاعاتی؟
فرمانده؟
یا دولت و ساختار سیاسیای که این فناوری را در میدان جنگ به کار میگیرد؟
«نازا» این پرسش را در مورد جنگ غزه مطرح میکند، اما دامنه آن بسیار وسیعتر است. مسئله فقط اسرائیل نیست؛ استفاده از هوش مصنوعی در جنگ، یکی از مهمترین چالشهای اخلاقی و حقوقی قرن بیستویکم خواهد بود.
«نازا» در ادامه مسیر «سرزمین دیگری نیست»
میان دو فیلم آبراهام و زور پیوندی روشن وجود دارد.
«سرزمین دیگری نیست» زندگی فلسطینیانی را نشان میداد که در کرانه باختری با تخریب خانهها، فشار نظامی و خشونت شهرکنشینان مواجه بودند.
«نازا» این بار به پشتبامهای تلآویو میرود و تلاش میکند به بخشهایی از سازوکار اطلاعاتی و نظامی جنگ غزه نزدیک شود.
در فیلم نخست، مخاطب بیشتر با پیامدهای سیاست در میدان مواجه بود؛ در فیلم دوم، سازندگان تلاش میکنند بخشی از فرایند تصمیمگیری پشت این پیامدها را بررسی کنند. از این منظر، «نازا» را میتوان ادامه یک پروژه روزنامهنگارانه دانست که موضوع اصلی آن رابطه میان قدرت، ارتش، فناوری و زندگی انسانهاست.
«نازا» دیگر فقط یک فیلم اسرائیلی نیست
اهمیت بینالمللی فیلم در روزهای اخیر بیشتر شده است.
روزنامه گاردین، تهیهکننده فیلم، اعلام کرده است که «نازا» پس از نمایش در ونیز برای اکران در ۵۶ قلمرو قرارداد توزیع سینمایی به دست آورده و اکران بینالمللی آن از ۲۸ سپتامبر آغاز میشود. نمایش آمریکای شمالی فیلم نیز ۲۶ سپتامبر در جشنواره فیلم نیویورک آغاز شده و اکران سینمایی آن در آمریکا از ۳۰ سپتامبر شروع خواهد شد.(گاردین)
گاردین همچنین اعلام کرده است که پس از دوره اکران جهانی، فیلم را به صورت رایگان در وبسایت خود برای مخاطبان سراسر جهان منتشر خواهد کرد. یووال آبراهام نیز گفته است که انتشار رایگان فیلم برای عموم در ماه نوامبر برنامهریزی شده است.
این مسئله اهمیت زیادی دارد. زیرا فیلمی که منتقدان و مقامهای اسرائیلی میکوشند درباره اعتبار آن بحث کنند، در نهایت در اختیار میلیونها مخاطب در سراسر جهان قرار خواهد گرفت و مردم میتوانند خود فیلم را ببینند و درباره ادعاهای آن قضاوت کنند.
مسئله اصلی؛ نقد فیلم یا خاموش کردن فیلمساز؟
در نهایت، شاید مهمترین پرسش «نازا» نه فقط درباره غزه و حتی نه فقط درباره اسرائیل باشد.
پرسش این است که در زمان جنگ، مرز میان امنیت ملی و آزادی بیان کجاست؟
دولتها در شرایط جنگی معمولا بر امنیت، وحدت ملی و حمایت از نیروهای نظامی تأکید میکنند. این امر قابل فهم است. اما درست در چنین شرایطی، قدرت نهادهای نظامی و امنیتی نیز افزایش مییابد و ضرورت نظارت عمومی بر آنها بیشتر میشود.
هیچ فیلمی نباید از نقد مصون باشد. ادعاهای «نازا» باید بررسی شوند. منابع ناشناس آن باید تا حد امکان با اسناد مستقل تطبیق داده شوند. ارتش اسرائیل حق دارد پاسخ دهد و ادعاهای فیلم را رد کند.
اما میان نقد یک فیلم و تهدید سازندگان آن تفاوت بنیادی وجود دارد.
اگر دولت معتقد است ادعاهای فیلم نادرستاند، میتواند اسناد ارائه کند، تحقیقات مستقل انجام دهد، پاسخ رسانهای بدهد و در صورت وجود تخلف واقعی، از مسیر قضایی اقدام کند.
اما هنگامی که واکنش به یک اثر هنری و تحقیقی با اتهام «خیانت»، تهدید به لغو تابعیت، تحقیقات امنیتی درباره منابع و فشار بر خانواده سازندگان همراه میشود، موضوع دیگر فقط اعتبار یک فیلم نیست؛ مسئله به آزادی بیان، امنیت روزنامهنگار و استقلال جامعه مدنی نیز مربوط میشود.
برخی از بینندگان فیلم در سالن پرچمهای فلسطین را به احتزاز درآوردهاند و شعار «فلسطین را آزاد کنید» سر دادهاند. «واکین فینیکس» و همسرش «رونی مارا» در فتوکال و فرش قرمز فیلم مقابل دوربین عکاسان رفتند و پین سرخ رنگ «هنرمندان برای آتشبس» را پوشیدند.
سخن پایانی
«نازا» هنوز نمیتواند به تنهایی درباره همه ادعاهای مربوط به جنگ غزه حکم نهایی صادر کند؛ هیچ فیلم مستندی چنین جایگاهی ندارد.
اما این فیلم توانسته پرسشهایی را به مرکز توجه عمومی منتقل کند که پاسخ به آنها اهمیت زیادی دارد:
چه کسی درباره اهداف نظامی تصمیم میگیرد؟
چه میزان تلفات غیرنظامی در یک حمله قابل پیشبینی و قابل قبول تلقی میشود؟
نقش هوش مصنوعی و الگوریتمها در این تصمیمها چیست؟
مسئولیت نهایی بر عهده چه کسی است؟
و مهمتر از همه، آیا یک جامعه در زمان جنگ میتواند به شهروندان، روزنامهنگاران و فیلمسازان خود اجازه دهد درباره عملکرد دولت و ارتش پرسش کنند، حتی اگر پاسخ آنها برای حکومت و بخشی از جامعه ناخوشایند باشد؟
واکنش جشنواره امسال ونیز به «نازا»، با واکنش بخشی از دولت اسرائیل تفاوتی چشمگیر داشت: در ونیز، فیلم با حدود ۲۵ دقیقه تشویق ایستاده و سپس با جایزه ویژه هیئت داوران روبهرو شد؛ در اسرائیل، سازندگان با اتهام خیانت، درخواست لغو تابعیت، بررسی امنیتی و فشار اجتماعی مواجه شدند.
در میان این دو قطب، صدها فیلمساز اسرائیلی و بیش از ۲۵۰ چهره بینالمللی سینما از حق سازندگان برای بیان و تحقیق دفاع کردهاند. به همین دلیل، «نازا» امروز دیگر صرفا نام یک فیلم نیست. این نام به بخشی از یک مناقشه بزرگتر درباره جنگ، قدرت، فناوری، مسئولیت، آزادی هنر و حق جامعه برای دانستن تبدیل شده است.
شاید پرسش بنیادی فیلم نیز همین باشد:
وقتی انسانها در محاسبات جنگ به «عدد» تبدیل میشوند، چه کسی مسئول بازگرداندن انسانیت به این اعداد است؟
شنبه چهارم مهر 1405-بیست و ششم سپتامبر 2026
مبارزان کمونیست