آینده سوریه در گروی آینده زنان

 

توجه به جایگاه زنان در شرایط کنونی سوریه اهمیت ویژه‌ای دارد. برخلاف برخی گرایش‌ها و برداشت‌ها که تصور می‌کنند جامعه سوریه به‌طور خودکار در مسیر سکولاریسم حرکت می‌کند، در این بحث باید تمرکز اصلی بر گذشته و آینده موقعیت زنان، نقش داعش و جایگاه نیروهای اسلام سیاسی در ساختار قدرت جدید سوریه قرار گیرد؛ نیروهایی که بخش مهمی از بدنه سیاسی و نظامی دولت احمد الشرع را تشکیل می‌دهند.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که نشانه‌هایی مانند استقرار نیروهای نظامی وابسته به دولت الشرع در حسکه، همراه با سر دادن شعارهای مذهبی از جمله «الله‌اکبر»، نیز در نظر گرفته شود. این رویداد، صرف‌نظر از چگونگی تفسیر آن، پرسش‌های جدی درباره ماهیت و جهت‌گیری سیاسی ساختار جدید سوریه و، به‌ویژه، آینده حقوق و آزادی‌های زنان مطرح می‌کند.

بنابراین، مسئله زنان را نمی‌توان جدا از سابقه اسلام سیاسی و جهادی، تجربه داعش و دستاوردهای زنان در شمال و شرق سوریه بررسی کرد. حفظ این دستاوردها نه فقط یک مطالبه در حوزه حقوق زنان، بلکه یکی از معیارهای اساسی برای سنجش این است که سوریه جدید واقعاً به سوی یک نظام سکولار، مدرن و مبتنی بر حقوق برابر شهروندی حرکت می‌کند، یا بار دیگر مناسبات سیاسی و اجتماعی مبتنی بر اسلام سیاسی و مردسالاری را بازتولید خواهد کرد.

در همین چارچوب، مسئله زنان در روند انحلال قسد و شکل‌گیری ساختار جدید سوریه را نمی‌توان صرفاً به سرنوشت زنان عضو یگان‌های مدافع زنان یا نحوه ادغام آنان در ارتش و نیروهای امنیتی تقلیل داد. موضوع بسیار فراتر از این است. پرسش اساسی این است که آیا دستاوردهای زنان در زمینه سازمان‌یابی، مشارکت سیاسی، برابری جنسیتی و حضور مستقل در اداره جامعه حفظ خواهد شد یا نه.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر روشن می‌شود که خاستگاه سیاسی و تاریخی جریان حاکم جدید سوریه را در نظر بگیریم. احمد الشرع و بخش مهمی از نیروهای سیاسی و نظامی پیرامون او از بستر اسلام‌گرایی جهادی و جریان‌هایی برخاسته‌اند که سابقه آنها با القاعده و، در مقاطعی، با گفتمان و ساختارهای نزدیک به جهادگرایی داعش گره خورده است. این سابقه را نمی‌توان در ارزیابی آینده حقوق زنان نادیده گرفت.

تجربه داعش در شنگال و دیگر مناطق تحت سلطه این جریان‌ها، نمونه‌ای تکان‌دهنده از آن چیزی است که در صورت غلبه یک نظام مذهبی و مردسالار بر جامعه می‌تواند بر سر زنان بیاید: قتل، ربایش، بردگی جنسی، تجاوز و فروش زنان ایزدی و تبدیل آنان به غنیمت جنگی. این جنایات صرفاً حوادثی متعلق به گذشته نیستند؛ آنها نشان می‌دهند که مسئله زنان در برابر اسلام سیاسی و جهادی، یک مسئله حاشیه‌ای یا صرفاً فرهنگی نیست، بلکه مستقیماً با آزادی، امنیت، کرامت انسانی و حق تعیین سرنوشت زنان ارتباط دارد.

در برابر چنین پیشینه‌ای، آنچه زنان در شمال و شرق سوریه ایجاد کرده‌اند اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. زنان در این منطقه فقط در یگان‌های نظامی مانند YPJ حضور نداشته‌اند؛ بلکه در سطوح مختلف فرماندهی نظامی، شوراها، کمون‌ها، نهادهای محلی و ساختارهای اداره جامعه نیز به‌صورت سازمان‌یافته مشارکت کرده‌اند. از این رو، دستاورد آنان را نمی‌توان صرفاً با جذب چند هزار زن در ارتش یا نیروهای امنیتی جدید حفظ‌شده تلقی کرد.

پرسش اصلی این است که آیا زنان در سوریه جدید به‌عنوان یک نیروی اجتماعی و سیاسی متشکل و دارای حقوق برابر باقی خواهند ماند، یا اینکه به افراد منفردی تبدیل خواهند شد که باید خود را با ساختارهای سیاسی، نظامی و اجتماعی موجود تطبیق دهند.

اگر زنان فقط به‌صورت فردی در ارتش، نیروهای امنیتی یا نهادهای دولتی ادغام شوند، بدون آنکه حقوق برابر، سازمان‌یابی مستقل و مشارکت مؤثر آنان در تصمیم‌گیری تضمین شود، خطر عقب‌نشینی تدریجی دستاوردهایی که طی سال‌ها مبارزه به دست آمده، جدی است. به‌ویژه در جامعه‌ای که بخشی از ساختار قدرت جدید از بستر اسلام سیاسی و جهادی آمده است، تضمین این دستاوردها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

از این منظر، دفاع از دستاوردهای زنان در شمال و شرق سوریه به معنای دفاع از یک نیروی نظامی یا یک ساختار حزبی خاص نیست؛ بلکه دفاع از یک تجربه اجتماعی در برابر بازتولید مناسبات سیاسی و مذهبی‌ای است که زنان را به شهروند درجه دوم تبدیل می‌کند.

به همین دلیل، سرنوشت زنان باید در مرکز ارزیابی توافق و ساختار جدید سوریه قرار گیرد. معیار فقط این نیست که چند زن در ارتش یا دولت جدید حضور داشته باشند؛ معیار اساسی این است که آیا زنان حق سازمان‌یابی، مشارکت سیاسی، برابری حقوقی، حضور در قدرت و کنترل بر سرنوشت خود را حفظ خواهند کرد یا نه.

اگر سوریه جدید قرار است واقعاً از گذشته عبور کند، این عبور باید بیش از هر چیز در موقعیت زنان قابل مشاهده باشد. آینده زنان یکی از روشن‌ترین معیارهای سنجش این است که سوریه جدید تا چه اندازه از منطق اسلام سیاسی و جهادی فاصله گرفته و به سوی یک نظام سکولار، مدرن و مبتنی بر حقوق برابر شهروندی حرکت کرده است.

از همین رو، مسئله زنان باید در کنار حقوق سیاسی، فرهنگی و زبانی کردها و اختیارات اداره‌های محلی، یکی از معیارهای اساسی سنجش موفقیت یا شکست توافق ژانویه باشد.

نسان نودینیان

٣ سپتامبر ٢٠٢٦