بازداشت سیران عربی، بلاگر اهل مهاباد، یک پردۀ کوتاه کمدی-تراژیک از نقش و ماهیت ناسیونالیسم کرد در شرایط پر التهاب کنونی است. در روزهایی که نقش باند سیاهی سازمان های ناسیونالیست کرد نقل محافل بوده است؛ در شرایطی که این نیروهای سیاه یک هجمۀ کثیف و لمپنی برای پاکشویی خویش، علیه افشاگرانشان براه انداخته اند؛ یک زن جوان بلاگر در مهاباد “بخود اجازه می دهد” تا طنزی لطیف دربارۀ سبمل “هنر و فرهنگ ملی کرد” محمد ماملی، بیان کند و بخندد.
یک گناه نابخشودنی! ناسیونالیسم کرد آنرا زنگ خطری برای موجودیتش تشخیص داد. واویلا! اگر این زن جوان جسارت چنین “توهینی” را یافته است، این نمود و بروزی است از تحولات عمیق در عمق جامعۀ کردستان؛ نسل جوان زیر بار خرافات ملی نمی رود؛ همانگونه که خرافات مذهبی را به مصاف طلبیده است و برای قوانین اسلامی تره خورد نمی کند، خرافات و مقدسات ملی را نیز به ریشخند می گیرد. بوی گندیدگی ناسیونالیسم تمام جامعه را برخواهد داشت. هراس از این مرگ تلخ، آنها را بر آن داشت که دست بدامن باصطلاح “دشمن” دیرینه شان شوند و از مامورین رژیم بخواهند که این زن جسور و “بی حیا” را بازداشت کند و سر جایش بنشاند.
تصور کردند که این درس خوبی برای تمام کسانی خواهد بود که قصد بروز جسارت شان را یافته اند. “این صدا و تولد را باید در نطفه خفه کرد.” اما کور خوانده اند! موج وسیعتر و حرکت عمیق تر از آنست که با بازداشت یک جوان جسور خفه شود. این کار مثل زدن تیری در پای خود است. ناسیونالیسم حتی بی آبروتر و افشاء شده تر شد. آن نیمچه آبرویی که کوشیدند با حاشای نقشه های پلیدشان و به کمک ناسیونالیسم خجول حفظ کنند، با این همدستی روشن با رژیم اسلامی برای خفه کردن صدای منتقد خرافات ملی، بر باد رفت. امپراطور برهنه اکنون در مقابل تمام جامعه و بویژه مردم کردستان قرار گرفته است.
رهایی مردم در سراسر ایران در همبستگی عمیق، سازمانیابی سراسری، برای یک جامعۀ آزاد و برابر و برای یک سرنگونی انقلابی نهفته است. باید هر رگۀ ارتجاع چه در حاکمیت و چه در میان مخالفین کنونی آن را طرد و افشاء نمود.
آزادی، برابری و رفاه همگانی!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
زنده باد سوسیالیسم!
سازمان آزادی زن
(۲۶ اوت ۲۰۲۶ – ۴ شهریور ۱۴۰۵)
مبارزان کمونیست