فروپاشی سیاسی با افق ضد رژیمی
طبق اطلاعیه مشترک ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ “حزب حیات آزاد کردستان ـ پژاک” و “حزب کمونیست کارگری ایران”، این دو جریان نشست مشترک بر گزار کردهاند. در گزارش این نشست آمده ” …. در فضای دوستانه در مورد اهمیت همکاری نیروهای سرنگونی طلب که بر آزادیهای سیاسی و اجتماعی،….، همسرنوشتی سراسری مردم در کردستان و ایران ضمن تاکید بر حق جدایی و مقابله با اپوزیسیون راست و فاشیست، پرداخته شد “.
نشست رهبری حزب کمونیست کارگری ایران با پژاک نیروی نیابتی جمهوری اسلامی، از اقمار پ ک ک که با همکاری رژیم اسلامی بمنظور تقابل با جنبش کمونیستی و هم چنین برای حاشیهای کردن احزاب موجود در کردستان آن را سرهمبندی کردند باید از طرف مردم آگاه و جریانات سیاسی چپ افشا و محکوم گردد. حزب کمونیست کارگری ایران پژاک را سرنگونی طلب معرفی میکند و از “همسرنوشتی” مردم در ایران ” و مقابله با اپوزیسیون راست و فاشیست، …” همراه با این دارودسته فاشیست قومی صحبت میکند، واقعا مسخره و تاسف بارآور است. باید در برابر لانسه کردن پژاک چون حزب سیاسی و باند زحمتکشان مهتدی و بقیه از طرف حزب کمونیست کارگری ایران و روند بالا کشیدن چنین جریانات ارتجاعی به ردیف نیروهای سیاسی اپوزیسیون صف محکم و روشنی در کردستان ایجاد کرد. این روند ابتدا توسط کومهله ابراهیم علیزاده شروع شد و سپس حزب دمکرات کردستان ایران با وارد کردن پژاک و بقیه به ائتلاف ۶ جریان ادامهاش داد و حزب کمونبیست کارگری ایران هم وارد همکاری و دیالوگ با آنها شده تا از قافله جا نماند.
پژاک جریانی شکل گرفته از درون جامعه کردستان ایران و حتی کردستان ترکیه هم نیست، هیچ پایه اجتماعی در هیچ بخشی از جوامع کردستانی این منطقه ندارد و بی ربط به مسئله ملی است و اما برای جمع آوری نیرو از تعصبات قومی استفاده میکند. تشکیلات اینها مجموعهای از افراد پراکنده از مناطق مختلف کردستانند، حزب سیاسی نیستند، دارو دسته باندسیاهیاند و تعهد و پایبندی به هیچ سیاست و پرنسیپ سیاسی و دفاع از مردم و آزادیخواهی ندارند. پژاک همواره خدمتگذار جمهوری اسلامی است و در این شرایط که جنگ و فضای از سرگیری جنگ هست و احتمال سرنگونی یا فروپاشی رژیم و نقش پیدا کردن نیروهای جنگ طلب کُرد میرود به کمک همین احزاب برای اجرای نقش ارتجاعیاش عملا کمک میشود تا ظاهر حزب سیاسی و سرنگونی طلبی به خود بگیرد.
موضع پوپولیستی و ضد رژیمی حزب کمونیست کارگری ایران ریشه همه رویدادهای منطقهای و جهانی را در وجود رژیم اسلامی خلاصه میکند. کاری به اهداف اسرائیل و آمریکا و رقابت قدرتهای بزرگ و ابعاد فجایع منطقهای و جهانی جنگ آنها و منافع عمومی طبقه کارگر و زندگی و مبارزه مردم ندارد و این حزب افق و انقلابش را در سرنگونی رژیم اسلامی بهر طریقی که باشد جستجو میکند. برای رسیدن به چنین “انقلابی” با تمام جریانات باند سیاهی در ایران و کردستان با توجیه سرنگونی رژیم رابطه سیاسی و دوستانه برقرار میکند. همنشینی این حزب با جریانات باند سیاهی و این پوپولیسم ضد رژیمی فقط یک “اشتباه تاکتیکی” نیست، نشانهی فروپاشی سیاسی و پشت کردن به آرمانهای سوسیالیستی و حرکت به سمت قرار گرفتن در نقطه تقابل کارگران و زنان و جوانان و دیگر اقشار مردم مبارز در کردستان است. کمونیسم یعنی مبارزه با هر نوع ستم، تبعیض، مبارزه قاطعانه با ناسیونالیسم کُرد و ایدئولوژی آن، مبارز با جریاناتی که مردم عرب و فارس زبان را دشمن کُردها میداند و در عین اینکه گوش به فرمان همین دولتهای فارس و عرب سرکوبگرند و پروژههای آن را در کردستان دنبال میکنند.
کمونیستها در ایران و بویژه در کردستان باید متوجه این دوره خاص و راههای تقویت ارتجاع در شرایط فقدان حزب کمونیستی باشند. از مشخصات ایندوره کنار گذاشتن جایگاه برنامه، آرمان و استراتژی کمونیستی، از مد افتادن سیاست گذاری منطبق با رویدادها و اوضاع مشخص، کنار نهادن جدل سیاسی فکری، ندیدن ضعف و کمبود و تلاش برای رفع آنها و گسترش و رواج سیاستهای عامه پسند از طرف احزاب فعلی است.
کمونیسم، پرچم سازش با ارتجاع نیست. کمونیسم، ابزار معامله با ناسیونالیسم افراطی و پروژههای وابسته به حکومت اسلامی نیست. ما هشدار میدهیم که عادیسازی رابطه با جریانات فاشیستی و فالانژ قومی، تنها به تقویت فضای سرکوب، ضربه زدن به مبارزات کارگری و مردم عدالتخواه منجر خواهد شد. سکوت در برابر چنین حرکتی از طرف جریاناتی که خود چپ یا سوسیالیست میدانند، نوعی همدستی با آن است.
مبارزان کمونیست
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
مبارزان کمونیست