جناح‌های درونی رژیم و جدال بر سر آینده

امروز جدال بر سر جنگ و قطع جنگ به مهم‌ترین محور سیاست در ایران تبدیل شده است. در یک سو، محمد خاتمی و بخش بزرگی از جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا با طرح «صلح شرافتمندانه» بر مذاکره و کاهش تنش تأکید دارند. در سوی دیگر، جریان محافظه‌کار، به‌ویژه روزنامه کیهان، این رویکرد را «تسلیم» در برابر فشار خارجی می‌داند و بر تداوم سیاست تقابل و جنگ‌افروزی پافشاری می‌کند.

نظرسنجی‌های اخیر خود حکومت نشان می‌دهد ۶۳.۶ درصد مردم خشمگین‌اند، نیمی از جامعه احساس ناامیدی می‌کنند و بیش از ۸۰ درصد خواهان تغییر وضع موجود هستند. در عرصه اقتصاد و معیشت نیز بیش از ۷۰ درصد مردم، علت اصلی بحران را نه تحریم‌ها، بلکه ساختار حاکمیت، فساد سیستماتیک، رانت‌خواری و سیاست‌های جنگ‌افروزانه می‌دانند. به بیان دیگر، اکثریت جامعه مسئولیت وضعیت کنونی را متوجه جمهوری اسلامی می‌داند، این داده‌ها نشان می‌دهد جامعه از تداوم بحران، جنگ‌افروزی و هزینه‌های سنگین آن خسته شده و کاهش تنش و پایان وضعیت فرساینده کنونی را به سود زندگی و منافع مردم ارزیابی می‌کند.

اما پرسش اصلی این است که آیا گرایش افکار عمومی به صلح، به معنای پیروزی سیاسی این گفتمان است؟ پاسخ لزوماً مثبت نیست. در ساختار جمهوری اسلامی، تصمیم نهایی درباره جنگ و صلح در اختیار نهادهای اصلی قدرت است، ازاین‌رو، حتی اگر اکثریت جامعه خواهان پایان تنش باشند، این خواست الزاماً به تغییر سیاست رسمی منجر نخواهد شد. در چهار دهه گذشته، سیاست جنگ‌افروزی، دشمنی با آمریکا و اسرائیل، پیگیری برنامه هسته‌ای، گسترش نیروهای نیابتی و توسعه برنامه موشک‌های بالستیک، از ارکان راهبرد جمهوری اسلامی بوده و با هدایت خامنه‌ای و سپاه پاسداران دنبال شده است. از نگاه بخش بزرگی از جامعه، رهایی از این وضعیت در گرو پایان دادن به جمهوری اسلامی است.

همین نظرسنجی‌ها، که از بی‌اعتمادی عمیق به حاکمیت و خواست تغییر از سوی بیش از ۸۰ درصد مردم حکایت دارند، شکاف گسترده میان جامعه و ساختار سیاسی موجود را آشکار می‌کنند. خشم، ناامیدی و مطالبه گسترده تغییر نشان می‌دهد بخش بزرگی از جامعه نه‌تنها از تداوم جنگ و بحران، بلکه از سیاست‌هایی که کشور را به این بن‌بست کشانده‌اند نیز عبور کرده است.

از این رو، جدال امروز میان حامیان «صلح شرافتمندانه» و مدافعان تداوم تقابل، هرچند در درون حاکمیت و بخشی از جامعه اهمیت دارد، اما الزاماً تعیین‌کننده تداوم یا قطع جنگ نیست. هر دو جناح در چارچوب حفظ جمهوری اسلامی به دنبال مدیریت بحران‌اند، در حالی که بخش فزاینده‌ای از جامعه راه‌حل را در تغییرات بنیادی، سرنگونی جمهوری اسلامی جست‌وجو می‌کند.

فضای سیاسی ایران از رقابت میان جناح‌های موجود فراتر خواهد رفت و به سوی تقویت گفتمان سرنگونی جمهوری اسلامی، مخالفت با جنگ‌افروزی و مطالبه صلح، آزادی، رفاه و حاکمیت مردم حرکت خواهد کرد، در کوتاه‌مدت ممکن است جناح طرفدار مذاکره و کاهش تنش دست بالا را پیدا کند، اما مسئله اصلی انتخاب میان «جناح جنگ» و «جناح صلح» نخواهد بود، بلکه عبور از ساختاری است که جنگ، سرکوب، فساد و بحران را به‌طور مستمر بازتولید می‌کند. در این معنا، آینده سیاسی ایران را بیش از رقابت‌های درون حاکمیت، مبارزات، سازمان‌یابی و قدرت‌یابی نیروهای اجتماعی و مردمی رقم خواهد زد.

نسان نودینیان

۲۷ تیر ۱۴۰۵

١٨ ژوئیه ٢٠٢٦