انحلال قسد و پیامدهای آن

 

اعلام انحلال قسد (نیروهای دموکراتیک شمال و شرق سوریه) در ۲۵ اوت ۲۰۲۶ در کاخ ریاست‌جمهوری دمشق، رویدادی مهم در تاریخ سیاسی معاصر سوریه است.

قسد در ۲۶ اکتبر ۲۰۱۵ در عین عیسی تشکیل شد. هسته اصلی آن را یگان‌های مدافع خلق (YPG) و یگان‌های مدافع زنان (YPJ) تشکیل می‌دادند و از ابتدا ائتلافی از نیروهای کرد، عرب، سریانی/آشوری و دیگر گروه‌ها بود. هدف اصلی آن مبارزه با داعش و دفاع از مناطق شمال و شرق سوریه بود و تحت حمایت ائتلاف بین‌المللی به رهبری آمریکا قرار داشت.

در ۲۵ اوت ۲۰۲۶، قسد رسماً اعلام کرد که به‌عنوان یک نیروی نظامی مستقل منحل و نیروهای آن در ساختار ارتش سوریه ادغام خواهند شد. مظلوم عبدی این تصمیم را گامی برای ورود سوریه به مرحله‌ای جدید از صلح و مشارکت در ساختن آینده کشور دانست.

اما پرسش اصلی این است: آیا انحلال قسد پایان یک پروژه سیاسی و اجتماعی است یا آغاز مرحله‌ای جدید و پیچیده‌تر؟ مهم‌تر از آن، حقوق و دستاوردهای سیاسی، فرهنگی، زبانی و اداری کردهای سوریه و دیگر جوامع شمال و شرق سوریه چه سرنوشتی خواهد داشت؟

توافق ژانویه و مسئله ادغام

برای فهم تحولات کنونی باید به توافق ژانویه ۲۰۲۶ بازگشت. این توافق پس از آن شکل گرفت که ارتش دولت دمشق در حملات خونین و جنایتکارانه  ضد نیروهای دموکراتیک شمال و شرق سوریه  در یک تهاجم سریع بخش‌هایی از مناطق تحت کنترل قسد را پس گرفت. بر اساس توافق ۱۴ ماده‌ای، رقه و دیرالزور به کنترل دولت مرکزی منتقل شدند، نهادهای مدنی حسکه باید در ساختار دولت سوریه ادغام شوند، گذرگاه‌های مرزی و منابع نفت و گاز در اختیار دولت مرکزی قرار می‌گیرند و اعضای نظامی و امنیتی قسد به‌صورت فردی در وزارت دفاع و وزارت کشور سوریه ادغام می‌شوند. در کنار آن، نوعی مشارکت سیاسی و نمایندگی محلی برای حسکه و توجه به ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی مناطق کردنشین پیش‌بینی شده است.

اهمیت «ادغام فردی» در این است که برخلاف ادغام یک نیروی منسجم، ساختار مستقل نظامی قسد از میان می‌رود و اعضای آن به‌صورت فردی وارد ارتش و نهادهای امنیتی سوریه می‌شوند. بنابراین، مسئله فقط انتقال نیرو نیست؛ بلکه از میان رفتن یک ساختار نظامی مستقل است که طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌های سیاسی و امنیتی کردها و نیروهای دموکراتیک شمال و شرق سوریه بوده است.

از اینجا نگرانی اصلی مطرح می‌شود؛  این نیروها در خدمت چه نوع دولتی قرار خواهند گرفت؟

اگر سوریه به سوی یک دولت مدنی، دموکراتیک و غیرمذهبی حرکت کند و حقوق برابر کردها، عرب‌ها، آشوری‌ها، سریانی‌ها، ایزدی‌ها و دیگر جوامع را تضمین کند، ادغام قسد می‌تواند گامی مثبت در جهت ثبات و ایجاد یک سوریه واحد باشد.

اما اگر ارتش سوریه به ابزار یک حکومت مرکزی اقتدارگرا یا اسلام‌گرا تبدیل شود، ادغام قسد می‌تواند به معنای از دست رفتن یکی از پشتوانه‌های نظامی و سیاسی نیروهای دموکراتیک و جامعه کردستان شمال و شرق سوریه باشد.

انحلال قسد و روند «راه‌حل اوجلان»

تحولات سوریه را همچنین نمی‌توان کاملاً جدا از تحولاتی دانست که همزمان در کردستان ترکیه در جریان است. روند و راه‌حل مطرح‌شده از سوی عبدالله اوجلان و بحث انحلال پ‌ک‌ک آغاز شده، اکنون در کنار انحلال قسد قرار گرفته و این پرسش را به وجود آورده است که آیا این دو تحول بخشی از یک روند گسترده‌تر برای عبور از ساختارهای نظامی و حرکت به سوی یک راه‌حل سیاسی برای مسئله کرد هستند؟

برخی این دو روند را به یکدیگر مرتبط می‌دانند و معتقدند انحلال قسد را باید در ادامه روند انحلال پ‌ک‌ک و راه‌حل اوجلان بررسی کرد. این دیدگاه، صرف‌نظر از اینکه تا چه اندازه درست باشد، پرسش مهمی را پیش روی ما قرار می‌دهد؛  آیا این روندها به گشایش سیاسی و تضمین حقوق کردها در کشورهای منطقه منجر خواهند شد، یا ساختارهای نظامی کردها پیش از آنکه تضمین‌های سیاسی و حقوقی کافی ایجاد شود، از میان خواهند رفت؟

این پرسش درباره قسد اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در سوریه، برخلاف ترکیه، قسد تنها یک نیروی نظامی نبود، بلکه بخشی از یک تجربه سیاسی و اجتماعی گسترده‌تر در شمال و شرق سوریه بود. بنابراین، اگر انحلال ساختارهای نظامی قرار است به یک راه‌حل سیاسی پایدار منجر شود، باید همزمان حقوق سیاسی، فرهنگی، زبانی و اداری کردها و دیگر جوامع و دستاوردهای اجتماعی این مناطق نیز تضمین شود.

سرنوشت زنان؛ مهم‌ترین آزمون توافق ژانویه

در این میان، سرنوشت زنان یکی از مهم‌ترین آزمون‌های توافق ژانویه است. قسد صرفاً یک نیروی نظامی مردانه نبود؛ حضور سازمان‌یافته زنان، به‌ویژه در YPJ، و مشارکت آنان در عرصه‌های نظامی، سیاسی و اجتماعی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های تجربه شمال و شرق سوریه بود.

مسئله فقط آینده زنان عضو قسد نیست؛ بلکه این است که آیا دستاوردهای زنان در زمینه مشارکت سیاسی، سازمان‌یابی اجتماعی و برابری جنسیتی در ساختار جدید سوریه حفظ خواهد شد یا نه. در مذاکرات ژانویه، حفظ برخی ساختارهای مشخص زنان، از جمله یک تیپ زنان، مطرح شده بود؛ اما در روند نهایی انحلال قسد، سرنوشت این ساختار روشن نماند. اگر زنان به‌صورت فردی در ساختار جدید جذب شوند، این پرسش جدی است که آیا جایگاه، سازمان‌یافتگی و حقوق آنان حفظ خواهد شد یا به‌تدریج از میان خواهد رفت.

از همین رو، مسئله زنان باید در کنار حقوق سیاسی، فرهنگی و زبانی کردها و اختیارات اداره‌های محلی، یکی از معیارهای سنجش موفقیت یا شکست توافق ژانویه باشد.

از ادغام نظامی تا ادغام سیاسی

مسئله اصلی پس از ۲۵ اوت فقط این نیست که قسد وجود خواهد داشت یا نه؛ بلکه این است که دستاوردهای سیاسی و اجتماعی شمال و شرق سوریه در سوریه جدید چه جایگاهی خواهند داشت.

اگر حقوق سیاسی، فرهنگی، زبانی و اداری کردها و دیگر جوامع در قانون اساسی و نهادهای دولتی تضمین شود، اداره‌های محلی اختیارات واقعی داشته باشند، زنان از حقوق برابر و مشارکت سیاسی و اجتماعی برخوردار باشند و ارتش سوریه تحت کنترل نهادهای مدنی و منتخب قرار گیرد، ادغام قسد می‌تواند از یک عقب‌نشینی نظامی به گامی برای ساختن یک دولت واحد، متکثر و دموکراتیک تبدیل شود.

اما اگر «ارتش واحد» به معنای بازگشت قدرت نظامی و سیاسی به یک مرکز اقتدارگرا باشد؛ اگر حقوق کردها در حد وعده باقی بماند، ساختارهای محلی منحل شوند و زنان از نقش سازمان‌یافته‌ای که طی سال‌ها به دست آورده‌اند محروم شوند، آن‌گاه ادغام قسد نه یک مصالحه تاریخی، بلکه از دست دادن یک اهرم مهم قدرت بدون دریافت تضمین‌های کافی سیاسی و حقوقی خواهد بود.

بنابراین، موفقیت توافق ژانویه را نباید تنها با ادغام نیروهای قسد یا کنترل دولت بر مرزها و منابع نفت و گاز سنجید. معیار اصلی، نوع سوریه‌ای است که پس از این توافق ساخته خواهد شد: سوریه‌ای که در آن کرد، عرب، سریانی، آشوری و دیگر جوامع شهروندانی برابر باشند؛ زنان از حقوق برابر برخوردار باشند؛ قدرت میان دولت مرکزی و نهادهای منتخب و محلی تقسیم شود و ارتش واقعاً ارتش همه شهروندان سوریه باشد، نه ابزار یک جریان سیاسی یا مذهبی.

از این منظر، انحلال قسد، روند انحلال پ‌ک‌ک و راه‌حل اوجلان را باید در چارچوب تحولات بزرگ‌تر مسئله کرد در منطقه دنبال کرد. پرسش تعیین‌کننده این است که آیا عبور از ساختارهای نظامی می‌تواند به یک راه‌حل سیاسی، دموکراتیک و مبتنی بر حقوق برابر منجر شود، یا آنکه پیش از ایجاد چنین تضمین‌هایی، اهرم‌های قدرت نیروهای کرد و دموکراتیک از میان خواهند رفت.

در اینجا بحث را می‌بندم، با این امید که در نوشته‌های بعدی بتوانیم درباره موقعیت دولت‌های منطقه، به‌ویژه جمهوری اسلامی، ترکیه و اسرائیل، همچنین دولت ترامپ و آینده سیاسی سوریه بیشتر بنویسیم.

نسان نودینیان

٧شهریور ١٤٠٥

٢٩ آگوست ٢٠٢٦

En bilaga  •  Genomsökt av Gmail