از زندانها تا جامعه هم صدا باشیم به ” نه به اعدام” 

 

متن زیر تلخیص شده سخنان من در پیامی به زبان کردی است 

دوستان و عزیزان،

 

خواستم  نکاتی را با شما در میان بگذارم درباره اعتصاب غذای زندانیان واحد ۲ زندان قزلحصار که امروز وارد چهاردهمین روز خود شده است.

همان‌گونه که اطلاع دارید، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» اکنون در بیش از چهل زندان ادامه دارد. این اعتراض‌ها به‌خوبی نشان می‌دهند که زندانیان سیاسی و دیگر زندانیان معترض به‌درستی دریافته‌اند که اعدام، یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت اعدام و کشتار  اسلامی برای ایجاد رعب، سرکوب جامعه و خاموش کردن هر صدای اعتراضی است.

در اعتراضات دی‌ماه  ۱۳۹۶ و در همه خیزش‌ها و اعتراضات پس از آن،  و خصوصا در شرایط کنونی شاهد بودیم که حکومت همواره با زندان، شکنجه، سرکوب و اعدام به مقابله با مردم برخاسته است. در تمام طول عمر این حکومت، هر زمان جامعه صدای اعتراض خود را بلند کرده، پاسخ آن چیزی جز خشونت و کشتار  و زندان نبوده است.

امروز اما شرایط تغییر کرده است. جامعه بیش از گذشته در برابر این سیاست ایستاده و زندان‌ها به یکی از کانون‌های اصلی این مقاومت تبدیل شده‌اند.

از سوی دیگر، جنگ، بحران اقتصادی، گسترش فقر، بیکاری، گرانی افسارگسیخته و ویرانی‌های گسترده، میلیون‌ها نفر را به زیر خط فقر رانده است. تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی برای بسیاری از خانواده‌های ایرانی به معضلی بزرگ تبدیل شده است. اما حتی در اوج این شرایط، چه در دوران جنگ و چه در وضعیت «نه جنگ، نه صلح»، جمهوری اسلامی حتی برای یک لحظه نیز از بازداشت، زندان، صدور احکام اعدام و اجرای آنها دست نکشیده است.

این بخوبی نشان می دهد که این حکومت  دشمن اصلی‌اش نه اسرائیل است و نه آمریکا. اینها می‌تواند با هر دولت دیگری مذاکره و توافق کند، اما آنچه پاشنه آشیل آنها است، مردم ایران هستند؛ مردمی که خواهان آزادی، عدالت و پایان سرکوب‌اند. به همین دلیل، حکومت در هیچ شرایطی از انتقام‌گیری از جامعه و ایجاد فضای وحشت از طریق اعدام و سرکوب غافل نبوده است.

پیام حکومت کاملاً روشن است؛ و به همین دلیل نیز زندانیان معترض به‌درستی تشخیص داده‌اند که باید این ابزار سرکوب را از دست حکومت گرفت. اعتصاب غذای باشکوه زندانیان در همین راستا شکل گرفته است. اما متأسفانه اکنون، پس از چهارده روز اعتصاب غذا، جان تعدادی از این عزیزان در معرض خطر جدی قرار گرفته است. نباید اجازه دهیم شاهد از دست رفتن عزیزان بیشتری باشیم.

اجازه دهید این سخن را از تجربه‌ای شخصی با شما در میان بگذارم. من یکی از عزیزانم، برادر نوجوانم نعمت نودینیان را در سال ۱۳۶۲ از دست دادم؛ زمانی که جمهوری اسلامی او را همراه با ۲۷ زندانی دیگر در یک شب اعدام کرد. درد و رنج از دست دادن عزیزان، زخمی است که هرگز التیام نمی‌یابد. من و خانواده‌ام بیش از چهار دهه است که هر روز با این درد زندگی کرده‌ایم.

امروز نیز هر تصویر و هر عکسی که از حضور گسترده مردم در مراسم یادبود اعدام‌شدگان منتشر می‌شود، نشان‌دهنده نفرت عمیق جامعه از مجازات اعدام است. این حضورها و هودردی شما با این خانوادهها نشانه عمق نفرت شما به اعدام است ، اما آیا نمی‌توان گامی فراتر برداشت؟

آیا نمی‌توان پیش از آنکه عزیزی اعدام شود، برای نجات جان او به میدان آمد؟

پیشنهاد و درخواست من این است که به‌جای آنکه تنها پس از اعدام‌ها بر مزار جان‌باختگان گرد هم آییم، پیش از اجرای حکم، در برابر زندان‌ها برای نجات جان آنان تجمع کنیم.

نگاهی به جامعه ایران بیندازید. کمتر خانواده‌ای را می‌توان یافت که یکی از عزیزانش را در اعدام‌های جمهوری اسلامی یا در سرکوب اعتراضات خیابانی از دست نداده باشد. در هر شهر، هر روستا، هر محله و هر کوچه، خانواده‌هایی داغدار زندگی می‌کنند. دیروز نوبت ما بود، امروز نوبت دیگری است و اگر سکوت کنیم، فردا ممکن است نوبت هر یک از ما باشد.

همین واقعیت است که امروز اعتراض به اعدام، زندان و شکنجه را به یکی از گسترده‌ترین مطالبات جامعه تبدیل کرده است. مردم بارها نشان داده‌اند که پس از هر اعدام، مراسم خاکسپاری و یادبود قربانیان را به صحنه‌ای از همبستگی، اعتراض و حمایت از خانواده‌های آنان تبدیل می‌کنند.

از شما می‌خواهم این اعتراض را یک گام جلوتر ببریم. پیش از آنکه عزیزی را از ما بگیرند، برای جلوگیری از اجرای حکم او به میدان بیاییم. همراه خانواده‌های زندانیان باشیم، در برابر زندان‌ها حضور پیدا کنیم و با هر ابتکار و شیوه‌ای که خود مناسب می‌دانیم، صدای «نه به اعدام» را در سراسر جامعه طنین‌انداز کنیم.

تجمع‌های اخیر در شهرهای مختلف با شعارهایی چون «از اصفهان تا تهران، علیه حکم اعدام»، «علیه حکم اعدام ایستاده‌ایم تا پایان» و «نه به اعدام»، نشان داده‌اند که این صدا در حال گسترش است. بیایید سه‌شنبه‌های کارزار «نه به اعدام» را به روزی برای اعتراض در محیط‌های کار، دانشگاه‌ها، محله‌ها و هر مکان ممکن تبدیل کنیم.

من در جایگاهی نیستم که برای مردم نسخه بپیچم یا شیوه مبارزه تعیین کنم. مردم ایران خود در طول سال‌ها مبارزه، تجربه‌های ارزشمندی اندوخته‌اند. همان‌گونه که با اعتراض‌های گسترده علیه سنگسار، علیه حجاب اجباری و در بسیاری از عرصه‌های دیگر توانستند حکومت را ناچار به عقب‌نشینی عملی کنند، امروز نیز می‌توان با ابتکار، همبستگی و حضور گسترده، مانع اجرای بسیاری از احکام اعدام شد.

در پایان، بار دیگر از همه شما درخواست می‌کنم اجازه ندهیم خانواده دیگری داغدار شود. تلاش کنیم جان هیچ انسان دیگری به چوبه دار سپرده نشود. بیایید همگی بخشی از جنبش سراسری «نه به اعدام» باشیم.

به امید روزی که حکم اعدام برای همیشه از قوانین ایران حذف شود.

دستان همه شما را به گرمی می‌فشارم.

یاد همه عزیزانی را که در اعدام‌های جمهوری اسلامی و دیگر جنایت‌های این حکومت جان خود را از دست داده‌اند، گرامی می‌داریم.

اسد نودینیان 

۲۸ ژوپیه ۲۰۲۶ 

۶ مرداد ۱۴۰۵