عاقبت هولناک ماجراجویی ترامپ برای آمریکا
ایران غرور آمریکا را درهم شکست. مسکو و پکن شادمانی میکنند. این یک پیروزی مشترک است.
ایگور زوِرِف (Egor Zverev)
ا. م. شیری- معمولاً کفتاران به شیران از پشت سر حمله میکنند. علیه ایران ما هم نظیر این اتفاق افتاد. یک کفتار گرسنه همراه با تولهکفتار نامشروع خود، یعنی آمریکا و اسرائیل، سال گذشته سه بار به شیر ایران حمله کرد. اگرچه در اثر این حمله، شیر ما زخمی شد، جراحتها برداشت، اما شیربچههای ایران چنان بر پوزۀ کثیف آنها کوبیدند، دندانهایشان را خُرد کردند که زوزهکشان در رفتند و همچنان زوزه میکشند. بگذار زوزههای آنها حتی گوش عالم را کَر کند، اهمیتی ندارد. اما حیف از زخمههای وارده بر پیکر شیر ایران، بر تن مام میهن؛ حیف از پرپر شدن نوگلان مدرسۀ میناب؛ حیف از بهخون افتادن فرزندان شریف وطن؛ حیف از شهادت فرماندهان نیروهای مدافع و سرداران علم و دانش میهن؛ حیف از شهادت رهبر کشور و اعضای خانوادهشان!..
با تقویت و تحکیم اتحاد و اتفاق ملی، دست در دست همدیگر، همه با هم، برای التیام زخمهای تن ماممیهن و توسعۀ کشور در مسیر مثبت تاریخ بکوشیم.
*-*-*
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در رویارویی با ایران متحمل شکست سنگینی شده است؛ منابع نزدیک به موضوع چنین مینویسند. غرور آمریکا چگونه به زیان مالی خود این کشور تمام شد و چرا این اتفاق، پیروزی مشترک مسکو و پکن محسوب میشود؟
تکبر آمریکا به منابع مالی خودش ضربه زد
منابع نزدیک به موضوع با لحن کنایهآمیز دربارۀ آخرین اخبار مربوط به وضعیت خاورمیانه مینویسند: نتیجۀ هولناک ماجراجویی ترامپ این است که ایران غرور آمریکا را درهم شکسته است. البته این وضعیت برای کاخ سفید هولناک است: واشنگتن دستکم ۴۵ فروند پهپادMQ-9 Reaper، یعنی حدود یکچهارم کل ناوگان این پهپادها را از دست داده است. خسارت مالی نیز از ۱ میلیارد و ۳٠٠ میلیون دلار (؟! این رقم صحیح به نظر نمیرسد. مترجم) فراتر رفته است.
کانال تلگرامی «کنسپیرولوگ» معتقد است «دروگرها» با سرعتی کم و در ارتفاع پائین پرواز میکنند و در منطقۀ تنگۀ هرمز، که بیشترین استفاده از این پهپادها صورت گرفته، به اهداف مناسبی برای ایران و متحدانش در یمن و عراق تبدیل شدهاند.
اما جزئیات دیگری نیز که پنتاگون ترجیح داده از دید افکار عمومی پنهان بماند، وجود دارد و لازم است مورد توجه قرار گیرد. بدین معنی که همۀ پهپادها سرنگون نشدهاند. برخی از آنها به دلیل قطع ارتباط سقوط کردهاند. بنابراین، به گفتۀ این منبع، بخش قابلتوجهی از تلفات، غیررزمی بوده است.
این کانال مینویسد: «[پیت] هگزت، وزیر جنگ آمریکا، هزینۀ درگیری را تا پایان سپتامبر ۳۷.۵ میلیارد دلار برآورد کرده است و دولت از کنگره ۶۷ میلیارد دلار دیگر برای جبران ذخایر درخواست کرده است. بر اساس گزارش واشنگتن پست، ترامپ در ۳۱ ژوئیه در کمپ دیوید شخصاً موضوع وضعیت انبارها را با هگزت مطرح کرد. اینکه رئیسجمهور در بحبوحۀ جنگ چنین سؤالی مطرح میکند، گواه این است که تا چه مدت میتوان به این شکل به جنگ ادامه داد».
چرا این یک پیروزی مشترک برای مسکو و پکن است؟
در همین حال، منابع نزدیک به موضوع اذعان میکنند که در مسکو و پکن از این وضعیت خشنودند و آن را یک پیروزی مشترک میدانند. و ظاهراً بیدلیل هم نیست. زیرا، شایعاتی که «پولیتیکو» دربارۀ توافق روسیه و آمریکا برای تبادل اطلاعات محرمانه منتشر کرده بود، «جعلی» از آب درآمده است. منابع میگویند روسیه همچنان اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ایران قرار خواهد داد، که به مقابله با تجاوز آمریکا، از جمله انهدام پهپادهای ریپر کمک میکند.
کانال تلگرامی «پالکُوونیک [سرهنگ] چرنوف» پیشتر نوشته بود: «خبرچینهای ما قاطعانه این افشاگری را رد میکنند که گویا مسکو در مذاکرات میامی به واشنگتن پیشنهاد کرده است در ازای کور کردن اوکراین، انتقال اطلاعات محرمانه به ایران را متوقف کند<…>. علاوه بر این، مسکو در هماهنگی با پکن، همچنان اطلاعات بسیار حساس ماهوارهای و الکترونیکی را به سپاه پاسداران ایران بدون وقفه ارائه خواهد کرد. واشنگتن نیز به تقویت اطلاعاتی کییف ادامه خواهد داد. رویارویی ژئوپلیتیکی آنقدر پیش رفته که نمیتوان آن را با توافقهای محرمانه و دوستانۀ پشت پرده متوقف کرد».
وضعیت آمریکا تا چه اندازه وخیم است؟
به نوشتۀ این منابع، وضعیت آمریکا چنان نامطلوب است که کاخ سفید حتی در میان اعضای ناتو یک «نظرسنجی» انجام میدهد. این اقدام را کشورهای عضو آن نوعی آزمون وفاداری تلقی کردهاند. پرسشها، از جمله، موضع سیاسی کشورها، تأمین مالی قراردادها و میزان انطباق آنها با فرمول «قوی، روشن و بیسروصدا» را دربرمیگرفت.
«کنسپیرولوگ» [نظریهپرداز توطئه] مینویسد: «این پرسشنامه در بحبوحۀ بررسی شش ماهۀ حضور نظامی آمریکا در اروپا ارسال شده است که در ماه دسامبر به پایان خواهد رسید. بنابراین، کشورهای عضو درست پیش از آنکه واشنگتن دربارۀ محل کاهش نیروهای خود تصمیم بگیرد، به پرسشهایی دربارۀ میزان وفاداری پاسخ میدهند. این سند مستقیماً به مسائل حساس مانند حملات به ایران بدون مشورت با ناتو، عملیات ربودن رئیسجمهور ونزوئلا، نیکولاس مادورو و سیاست اروپایی ساخت اروپا در زمینۀ خریدهای دفاعی میپردازد. اسپانیا حریم هوایی خود را بست. ایتالیا اجازۀ فرود نداد. فرانسه مانع عبور محموله برای اسرائیل شد. اکنون همۀ این نکات در پرسشنامه آمدها است».
این منبع توضیح داد: «متحدان آمریکا این نامه را بهروشنی چنین تفسیر کردهاند که تضمینهای امنیتی با وفاداری سیاسی پیوند خورده است. به مدت هفتاد سال، اتحاد به مادۀ ۵ متکی بود، نه به پرسشنامهها. آلمان نیز این سند را به همراه سایر کشورها دریافت کرد. در خاک آلمان ۳۵۰۰۰ سرباز آمریکایی مستقر است و ترامپ پیشتر قول داده بود بیش از ۵۰۰۰ نفر از آنها را از آنجا خارج کند. نمایندۀ رسمی ناتو انجام بررسی دربارۀ حضور نیروهای آمریکا را تأئید کرد، اما از اظهارنظر دربارۀ محتوای نامه خودداری کرد».
برگرفته از پورتال «دززن.رو»
٢٧ مرداد-اسد ١۴٠۵
چرا سخنان استالین دربارهٔ بازنشستگی، حتی امروز نیز چنین بهروز و فعلیت دارد؟
لیلیا آوچاراُوا (Lilia Ovcharova)
ا. م. شیری- به احترام بازنشستگان میهنم و یکشنبههای اعتراض آنان که در شرایط بحران و تورم فزایندۀ اقتصادی کشور و افزایش ساعت به ساعت قیمتها توسط دلالان و سوداگران بازار، بحق برگزار میکنند، بر آن شدم تا یک تجربۀ ارزشمند تاریخی، تجربۀ بازنشستگی در اتحاد شوروی را معرفی کنم. زیرا، بازنشستگان ما، که برعکس مستمریبگیران اتحاد شوروی مبالغی از حقوق ماهانۀ خود را بعنوان حق بازنشستگی و بیمه نزد صندوق تأمین اجتماعی به امانت گذاشتهاند، دولت امانت آنها را نه به موقع پرداخت میکند و نه بر اساس شاخص قیمتهای روز.
از رفقا، دوستان و همراهان گرامی، بویژه، انسانها آگاه به مسائل دینی- مذهبی نیز تقاضا میکنم مباینت و یا تطابق مفاد این تجربۀ تاریخی با اصول و موازین شریعت را توضیح دهند، روشن سازند. البته، به نظر من این تجربه هیچ تضاد و تناقضی با اصول و موازین هیچ دین و مذهبی ندارد و به ایمان و اعتقاد هیچ کس هم آسیب نمیرساند. اما برایم قابل فهم نیست چرا حاکمیت جمهوری اسلامی از این تجربۀ تاریخی هیچ درسی نمیآموزد، برای تعیین سطح حقوق بازنشستگی به نرخ روز و پرداخت بهموقع آن به کار نمیبندد. شاید تا حالا میتوانست اظهار بیاطلاعی کند، اما بعد از انتشار این تجربه، هیچ عذر و بهانهای پذیرفتنی نیست.
*-*-*
یوسف ویساریوناویچ استالین سخن بسیار دقیق و درستی دربارهٔ بازنشستگی دارد که مخالفت با آن دشوار است و حتی امروز نیز فوقالعاده معتبر است: «بازنشستگی، دستمزدی است برای تربیت نوهها و حفظ تداوم نسلها».
بله، رفیق استالین کاملاً درست میگفت: بازنشستگی به معنای «دورۀ انتظار برای مرگ» نیست، بلکه فرصتی برای تربیت نسل جدید و در حال رشد است. زیرا، تا زمانی که والدین سرِ کارند، این بازنشستگاناند که از کودکان مراقبت میکنند. متأسفانه، امروزه دیگر نمیتوان دربارهٔ چنین چیزی صحبت کرد…
یادآوری میکنم که در ۱۵ آوریل ۱۹۲۹، در اتحاد جماهیر شوروی نظام تأمین مستمری دولتی برای دورۀ سالمندی برقرار شد. این حق در قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی تضمین شده بود.
.
ما به فردای خود اطمینات داریم- روزنامۀ پراودا (حقیقت) قانون دولتی در بارۀ حقوق بازنشستگی
در سال ۱۹۳۲، سن قانونی بازنشستگی به دلیل سالمندی ۵۵ سال برای زنان و ۶۰ سال برای مردان تعیین شد.
باید بهطور ویژه تأکید کرد که در اتحاد جماهیر شوروی، تا زمان نابودی عامدانۀ آن در سال ۱۹۹۱، صندوق بازنشستگی وجود نداشت! مستمریها در دورۀ شوروی مستقیماً از بودجۀ دولت پرداخت میشدند.
نیازی به وجود واسطههای اضافی، احداث ساختمانهای عظیم و پرزرقوبرق صندوق بازنشستگی، که امروزه تقریباً در مرکز هر استان، ناحیه و شهرستان در روسیه و اغلب کشورها وجود دارند، نبود!
لازم نبود هزینۀ یک ارتش کامل از مقامات و کارمندانی را که امروز در روسیه، مشغول محاسبۀ مستمری آیندۀ بازنشستگان هستند، تأمین کنیم!
همهچیز بسیار سادهتر و روشنتر بود. زیرا، هر شهروند در اتحاد جماهیر شوروی کار میکرد و در نتیجه، هر واحد و بنگاه اقتصادی بهطور مستقیم مبالغ لازم را به بودجۀ دولت واریز میکرد و از حقوق کارگران حتی حق بازنسشتگی و بیمه نیز کسر نمیشد!
در نهایت، اقتصاد بزرگ و قدرتمند شوروی کاملاً قادر بود از عهدۀ پرداخت حقوق بازنشستگی و مزایا برآید و در همین حال، پروژههای عظیم احداث کارخانهها، واحدهای صنعتی و تأسیسات زیرساخت اجتماعی (مدارس، مهدکودکها، خانههای فرهنگ، بیمارستانها و درمانگاهها) را نیز اجرا کند.
برای نمونه، توجه کنید حقوق بازنشستگی بیشتر شهروندان عادی شوروی چگونه بود.
به کسانی که سابقهکار کافی نداشتند، حداقل به میزان ۳۴ روبل مستمری پرداخت میشد (معادل ١٧ کیلو گوشت در سالهای ١٩٨٠).
حداکثر مستمری، در صورت داشتن حقوق بالا و سابقهکار لازم، در دهۀ ۱۹۸۰ به ۱۳۲ روبل میرسید.
علاوه بر این، برای سابقهکار مستمر، مزایای مختلفی نیز در نظر گرفته میشد:
برای ۱۵ سال کار مستمر در یک واحد یا بنگاه- ۱۰ درصد؛
برای سابقهکار کلی ۳۵ سال برای مردان و ۳۰ سال برای زنان- ۱۰ درصد؛
برای ۲۵ سال کار مستمر در یک واحد، با داشتن ۳۵ سال سابقۀ کار- ۲۰ درصد
حق اولاد ٢٠ روبل برای هر فرزند تا ١٨ سال.
علاوه بر اینها، اخراج از کار ممنوع بود و برای تغییر محل کار، ارائۀ گواهی پذیرش از مؤسسۀ جدید الزامی بود.
در نتیجه، یک شهروند عادی شوروی میتوانست روی دریافت مستمری تا حدود ۱۵۰ روبل در ماه حساب کند.
همچنین میخواهم به این نکته اشاره کنم که شهروندان شوروی میتوانستند بنا به انتخاب خود، مستمری را بر اساس درآمد سال آخر کار یا بر مبنای هر پنج سال دلخواه از سابقۀ کاری قبلی محاسبه کنند.
علاوه بر این، در مناطق روستایی، بازنشستگان شوروی از پرداخت مالیات زمین معاف بودند. هزینۀ برق در روستا، به ازای هر کیلوواتساعت ۲ کوپک بود، نه ۴ کوپک مانند شهر، و استفاده از قطار برقی نیز رایگان بود.
برای بازنشستگان شهری در اتحاد جماهیر شوروی، استفاده از وسایل حملونقل عمومی نیز رایگان بود، هزینۀ تلفن ۵۰ درصد محاسبه میشد و داروها نیز با قیمت ترجیحی در اختیارشان قرار میگرفت.
همچنین یک بازنشسته شوروی اغلب میتوانست بهصورت رایگان بلیت آسایشگاه و مراکز درمانی دریافت کند و نوههای او نیز همیشه امکان دریافت بلیت اردوگاههای تابستانی پیشگامان را داشتند.
دقیقاً به همین دلیل بود که با حقوق بازنشستگی شوروی میشد بدون دغدغه زندگی کرد و منتظر مزایای اصلاحات جدید بازنشستگی نماند.
به همین دلیل نیز شهروندان شوروی در سالهای بازنشستگی خود در کشورشان احساس طردشدگی و بیگانگی نمیکردند، آنگونه که امروزه چنین احساسی دارند.
به نظر من، «خادمان کنونی مردم» باید شرمنده باشند که در یکی از کشورهای دارای منابع طبیعی فوقالعاده غنی جهان، بسیاری از بازنشستگان حقوقهای ناچیزی دریافت میکنند!
و اما دربارۀ سن بازنشستگی ۵۵ سال برای زنان و ۶۰ سال برای مردان در اتحاد جماهیر شوروی: انتخاب این ارقام از نظر علمی توجیه شده بود و بر اساس تواناییهای زیستی بدن انسان صورت گرفته بود.
زیرا پس از ۵۵ سالگی در زنان و ۶۰ سالگی در مردان، فرد دیگر نمیتواند مانند گذشته بهطور کامل کار کند. چرا که بدن پس از یک روز کاری، طی ۸ ساعت خواب، که برای یک انسان مثلاً در سن ۳۰ تا ۴۰ سالگی طبیعی است، فرصت کافی برای بازیابی کامل پیدا نمیکند. به همین دلیل، فرسودگی بدن افراد سالخورده بیشتر میشود و این مسئله بر سلامت آنان تأثیر منفی میگذارد. از همین رو در اتحاد جماهیر شوروی سن بازنشستگی ۵۵ سال برای زنان و ۶۰ سال برای مردان تعیین شده بود.
و اینجاست که یک پرسش طعنهآمیز مطرح میشود: چرا پزشکان امروز دربارۀ این موضوع سکوت میکنند؟…..
در پایان مقاله، بار دیگر میخواهم به سخنان رفیق استالین بازگردم که گفته بود: «بازنشستگی، حقوقی است برای تربیت نوهها و حفظ تداوم نسلها».
در دورۀ استالین، سن بازنشستگی را به دلیل دیگری نیز، از جمله، برای جایگزینی جوانان با بازنشستگان کاهش دادند.
در ترانۀ مشهور شوروی «نغمههای میهن» («کشور مادری من پهناور است…») چنین عبارتی وجود دارد: «برای جوانان، همهجا راه باز است؛ سالمندان، نزد ما احترام و ارج دارند». در اتحاد جماهیر شوروی واقعاً چنین بود!
در عین حال، در اتحاد جماهیر شوروی اگر یک بازنشسته احساس میکرد هنوز توانایی کار دارد، میتوانست به کار خود ادامه دهد و در همان زمان هم حقوق بازنشستگی و هم دستمزد دریافت کند.
اما امروز چه داریم؟
سن بازنشستگی به ۶۰ سال برای زنان و ۶۵ سال برای مردان افزایش یافته است. آن هم در شرایطی که بیش از نیمی از مردان در روسیه حتی به سن بازنشستگی نمیرسند. آپولیخین، سخنگوی وزارت بهداشت: حدود ۵۲ درصد از مردان در روسیه تا ۶۵ سالگی عمر نمیکنند.
اگر در اتحاد جماهیر شوروی، مردم پس از بازنشستگی میتوانستند با آرامش به تربیت نوههای خود بپردازند و در عین حال زندگی شایسته داشته باشند، امروز مجبورند همچنان به کار کردن ادامه دهند تا بهسختی هم که شده، دخلوخرج خود را تأمین کنند!
بنابراین، این پدربزرگها و مادربزرگها مقصر نیستند که امروز، مانند دورۀ شوروی، در تربیت نوههای خود مشارکت نمیکنند، بلکه مقصر صاحبان ثروت و قدرت هستند که سن بازنشستگی را افزایش دادند و بدین ترتیب ضربۀ سخت و سنگینی به ارزشهای سنتی خانواده ما وارد کردند!
به همین دلیل است که سخنان استالین درباره بازنشستگی، حتی امروز نیز همچنان فعلیت دارد و معنادار به نظر میرسد!
«صندوق تأمین اجتماعی روسیه» که در اول ژانویۀ ۲۰۲۳ با ادغام صندوق بازنشستگی روسیه و صندوق بیمه اجتماعی تأسیس شد و وظیفه اصلی آن تأمین حقوق بازنشستگی و مزایای شهروندان است، دارای ساختمانهای مجللی است که با شکوه و جلال خود انسان را شگفتزده میکنند. هر سال دهها میلیارد روبل از بودجه برای نگهداری و ادارۀ این ساختمانها هزینه میشود!
همچنین مبالغ هنگفتی از بودجه نیز برای پرداخت حقوقهای قابلتوجه به ارتش عظیم کارکنان اداری و بوروکراتهایی که در صندوق اجتماعی روسیه مشغول به کارند، هزینه میشود! این صندوق امروز از نظر تعداد کارکنان، با بیش از ۱۲۱ هزار نفر شاغل در آن، رتبۀ نخست را در جهان دارد. حتی در آمریکا، که جمعیت آن بیش از دو برابر جمعیت روسیه است، تعداد کارکنان خدمات مشابه بیش از دو برابر کمتر از کشور ماست!
بله، خوانندگان عزیز، سرمایهداری شهروندان ما، به ویژه مستمریبگیران را بیرحمانه غارت میکند. شاخصهای سالانۀ مستمری عملاً توسط تورم سالانۀ بسیار بالاتر، افزایش قیمت آب و برق، خدمات اجتماعی، مواد غذایی ضروری و دارو بلعیده میشوند! امرار معاش با حقوق بازنشستگی بسیار دشوار است. بنابراین، مستمریبگیران ما امروز مجبورند برای امرار معاش کار کنند. رفیق استالین چه درست گفته بود، هنگامی که این سخنان را نیز دربارۀ سرمایهداری بیان کرد!
استالین: برخی از رفقا معتقدند که در نظام سرمایهداری رفاه خواهد بود. بله رفاه خواهد بود، اما برای مشتی بورژوا و نوکرانشان.
متأسفانه، امروز بسیاری از بازنشستگانی که تمام عمر خود را صادقانه و شرافتمندانه کار کردهاند، به دامن فقر و نیازمندی شدید پرت شدهاند. این قابل قبول نیست!
به نظر من، جمعیت کثیرالملۀ روسیه حق دارند دستاوردهای اجتماعی دورۀ شوروی، بویژه، سن بازنشستگی ۵۵ سال برای زنان و ۶۰ سال برای مردان را حفظ کنند. فقط همین و نه چیز دیگری!
بر این باورم که تنها سوسیالیسم میتواند توسعۀ همهجانبۀ کشور ما را در تمامی عرصهها و بخشها تضمین کند و برای هر شهروند، زندگی شایسته و اطمینان به فردا را فراهم آورد!
کمنشره در پورتال «دزن.رو»
٢٧ مرداد-اسد ١۴٠۵
مبارزان کمونیست