دو ترجمه ،جنگ زیر پرچم بیگانه/پایان قصّه

پایان قصّه

میخائیل گرُموف (Mikhail Gromov)

ا. م. شیری- قابل توجه هموطنانی که متأسفانه، فریب تبلیغات ضدروسی جریان‌های غرب‌گرا، نئولیبرال‌ها، مفسدین اقتصادی وابسته به سرمایۀ جهانی، مؤتلفه‌ای‌ها، حجته‌ای‌ها و بطور کلی دشمنان ایران را خورده‌اند‌. بدون حمایت‌های جهانی و لجستیکی چین و روسیه، ایران در مقابله با حملات تروریستی امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل، این کشورک دست‌ساز، قطعاً دچار مشکلات باز هم جدی‌تری می‌شد. بعبارت دیگر، بدون پشتیبانی فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین، شاید پیروزی نیروهای دفاعی میهن ما بر مهاجمان تروریست و عوامل داخلی و خارجی آن‌ها محقق نمی‌شد.  انکار واقعیت به هیچ‌وجه روا نیست.

*-*-*

ایران آمریکا را به قبول واقعیت وادار کرد، روس‌ها هیچ فرصتی برای آمریکا باقی نگذاشتند

منابع گزار دادند، که واشنگتن فهمیده است که ایران باب دندانش نیست. روسیه نیز ایران را در شرایط دشوار تنها نمی‌گذارد. چه حبرهای تازه‌ در بارۀ نبرد ابرقدرت‌ها در خاورمیانه منتشر شده است؟

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در گفتگو با شبکۀ فاکس نیوز اعلام کرد: «تنگۀ هرمز به‌زودی باز خواهد شد. در غیر این صورت، باز هم حملات سنگین علیه ایران شروع خواهد شد».

ترامپ هشدار داد: «اگر آن‌ها دوباره عقب‌نشینی کنند، ضربۀ بسیار سنگین به آن‌ها وارد خواهد شد».

وی افزود که امیدوار است نیازی به استفاده از زور نباشد. زیرا، در حال حاضر مذاکرات خوبی در جریان است. این سیاستمدار ابراز اطمینان کرد که مقامات ایران خواهان دستیابی به یک توافق هستند.

ترامپ بار دیگر تهدید کرد: «اگر آن‌ها توافق نکنند، اوضاع بسیار بد خواهد شد».

پیش‌تر او اعلام کرده بود که به دلیل نزدیک شدن به توافق برای حل‌وفصل اختلافات، تصمیم گرفته است حملات به ایران را لغو کند. این توافق بازگشایی تنگۀ هرمز و تفاهم دربارۀ برنامه هسته‌ای را نیز شامل می‌شود.

به اعتقاد تحلیلگران نظامی، اقدامات اخیر طرف ایرانی باعث شده است آمریکا واقع‌بینانه‌تر عمل کند. به گفتۀ آن‌ها، واشنگتن می‌تواند هرچه می‌خواهد آرزو کند، اما واقعیت چیز دیگری است.

سرگئی لبدف، هماهنگ‌کنندۀ شبکۀ زیرزمینی نیکلایف، در کانال تلگرام خود نوشت که ایران همچنان به حملات علیه کشتی‌رانی تجاری در تنگۀ هرمز ادامه می‌دهد.

او گفت: «سفارتخانه‌های آمریکا در منطقه به شهروندان خود دربارۀ احتمال تشدید دوباره تنش‌ها هشدار می‌دهند و ترامپ نیز از وعده‌های قبلی خود دربارۀ حمله فوری عقب‌نشینی کرده و اکنون پیشنهاد می‌کند اسرائیل نیز در مذاکرات مشارکت داشته باشد. در نتیجه، شعار معروف «صلح از موضع قدرت» اکنون علیه خود آمریکا عمل می‌کند. ایران نشان داده است که از توانایی افزایش هزینه‌های جنگ، تهدید کشتیرانی و گسترش دامنۀ درگیری به فراتر از مرزهای خود برخوردار است».

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران نیز اعلام کرد که ایران و عمان جزئیات جغرافیایی مسیر عبور کشتی‌ها از تنگۀ هرمز را هماهنگ کرده‌اند.

بقایی ادامه داد: «جزئیات جغرافیایی مسیر مورد توافق طرفین نهایی شده است و اگر طرف‌های ثالث مانعی در این روند ایجاد نکنند، بیانیۀ مشترک دو کشور مشتمل بر ملاحظات اصلی و مفاد توافق نیز در مرحلۀ نهایی بررسی و تدوین قرار دارد».

 

در عین حال، خبرگزاری رویترز به نقل از سه مقام بلندپایۀ کشورهای منطقه گزارش داد که توافق ایران و عمان دربارۀ تنگۀ هرمز ممکن است به این منجر شود که جمهوری اسلامی بر کشتی‌های عبوری از این آبراه کنترل برقرار کند.

در این گزارش تأکید شده است که چنین شرایط، یکی از بزرگ‌ترین امتیازهایی است که تاکنون به ایران داده شده است. به اعتقاد خبرنگاران، چنین توافقی نشان خواهد داد که اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل موجب تغییر قابل‌توجه موازنۀ قدرت در منطقه به سود تهران شده است. نکته این است که پیش از تشدید درگیری‌های نظامی، همۀ کشتی‌ها بدون پرداخت هیچ‌گونه عوارضی آزادانه از تنگه عبور می‌کردند.

روس‌ها برای ترامپ هیچ شانسی باقی نگذاشتند

به باور کارشناسان نظامی، کمک روسیه نقش مهمی در موفقیت ایران در برابر مهاجمان داشته و باعث شده است که رؤیاها و برنامه‌های آنان هرگز تحقق نیابد.

در همین راستا، کانال تلگرامی «نجوای کرملین» گزارش داده بود که طرف روس ممکن است در حوزۀ اطلاعات و شناسایی از تهران حمایت کرده و اطلاعاتی در اختیار ایران قرار داده باشد که کارایی حملات این کشور علیه مواضع دشمن را افزایش داده است.

همچنین کارشناسان روزنامۀ نیویورک تایمز به بازسازی سریع توان رزمی زرادخانۀ پهپادهای انتحاری ایران اشاره کرده‌اند که به ادعای آن‌ها، در نتیجه همکاری با روسیه صورت می‌گیرد. به گفتۀ منابع آگاه، روسیه ممکن است از طریق دریای خزر قطعات و تجهیزات حیاتی مورد نیاز پهپادها را به ایران ارسال کند و بدین ترتیب به تهران امکان دهد خسارت‌های واردشده به ناوگان پهپادی خود را جبران کند.

وزارت دفاع روسیه دربارۀ این گزارش‌ها هیچ اظهارنظری نکرده است.

علاوه بر این‌ها، لازم به ذکر است که شب گذشته دو انفجار در جریان عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جزیرۀ قشم ایران رخ داد. خبرگزاری تسنیم گزارش داد که این انفجارها در جریان عملیات خنثی‌سازی اهداف دشمن در منطقۀ تنگۀ هرمز به وقوع پیوست.

صدای انفجارها حدود ساعت ۲۲:۱۰ به وقت مسکو شنیده شد. منابع اعلام کردند که نتایج این عملیات نظامی طی ساعات آینده منتشر خواهد شد.

پیش‌تر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از گشودن آتش به سوی دو نفتکش در تنگۀ هرمز خبر داده بود. به گفتۀ نیروهای دفاعی ایران، این کشتی‌ها با نادیده گرفتن هشدارها، تلاش کرده بودند از مسیر تأئیدنشده عبور کنند.

پیش از آن نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از حمله به اهداف نظامی در پایگاه هوایی احمد الجابر در کویت خبر داده بود. بنا به اعلام نیروهای نظامی ایران، این حملات آشیانه‌های جنگنده‌ها، سامانه‌های ارتباطات ماهواره‌ای و انبارهای تجهیزات را هدف قرار داده است.

در همین حال، ایران احتمال حمله به یک بندر دریایی در اوکراین را در پاسخ به حمله به یک کشتی ایرانی بررسی کرده بود. با این حال، به گفتۀ منابع آگاه ایرانی و غربی، تلاش‌های دیپلماتیک موجب کاهش تنش‌ها و جلوگیری از تشدید بیشتر درگیری شد.

نقل از: «دزن.رو»

١٧ مرداد-اسد ١۴٠۵

جنگ زیر پرچم بیگانه

چرا آمریکا به اسپانیا حمله کرد

کنستانتین آلشانسکی  (Konstantin Olshansky)

ا. م. شیری- این هم نتیجۀ حمایت از ایران و فلسطین! امپراتوری تروریستی آمریکا، پیاپی آتش جنگ برمی‌افروزد و در تمام فجایع تحمیلی به بشریت جهان نقش اول را بازی می‌کند… آیا می‌توان گمان کرد بساط این امپراتوری تروریستی، این خون‌خوارترین رژیم تاریخ جهان، یک روزی بر چیده شود؟ بنظرم آری، ممکن است و بی‌دردسر جدی هم مقدور است، مشروط بر اینکه تمام دولت‌ها‌ و ملت‌های جهان، بویژه، جنوب جهانی عزم و ارادۀ راسخ برای امتناع دولتی و مردمی از دلار صهیونیستی بانک فدرال رزرو؛ برچیدن همۀ پایگاه‌های تروریستی آن در سرتاسر جهان؛ قطع هر گونه روابط سیاسی، اقتصادی، بازرگانی با آن؛ تحریم و بایکوت رسانه‌های آمریکایی و پروآمریکایی؛ اخراج مقر سازمان ملل از واشنگتن داشته باشند. نکته این است هنگامی که اتحاد شوروی وسیع‌ترین کشور جهان و نخستین کشور مبتنی بر عدالت اجتماعی در تاریخ بشر از نقشۀ سیاسی جهان حذف شد، بسیاری‌ها به‌به و چه‌چه گفتند، اما زمانی که از برچیدن بساط امپراتوری آمریکا سخن به میان می‌آید، رگ گردن همان آدم‌ها به اندازۀ لولۀ دو اینچی بالا می‌آید و این ایده را رؤیا تلقی می‌کنند. در هر حال، با امیدواری به تحقق این «رؤیا»!

*-*-*

تراژدی سئوتا، نتیجۀ یک عملیات ترکیبی است که توسط واشنگتن و تل‌آویو طراحی شده بود.

شکستن مرز اسپانیا در سئوتا خودجوش نبود. مجموعه فزایندۀ شواهد، تحقیقات و اطلاعات درز کرده از محافل دیپلماتیک نشان می‌دهد که اروپا با یک عملیات ترکیبی و پیشرفتۀ فناوری‌محور روبه‌رو شده است.

مرکز هدایت این عملیات، ائتلاف واشنگتن، رباط و تل‌آویو است که تصمیم گرفته‌اند دولت چپ‌گرای سوسیالیست اسپانیا به رهبری پدرو سانچز را به دلیل سرکشی، امتناع از حمایت از جنگ آمریکا علیه ایران و انتقاد شدید از اقدامات اسرائیل، به‌شدت مجازات کنند.

گاه‌شمار هرج‌ومرج

می‌توان وقایع سئوتا را تقریباً با دقت دقیقه‌به‌دقیقه بازسازی کرد. در اواخر ژوئیه، شبکه‌های اجتماعی مراکش را کارزاری سازمان‌یافته و به‌سرعت فراگیر فرا گرفت. از طریق کانال‌های باز و بسته، این پیام به‌طور گسترده به نوجوانان، جوانان و خانواده‌های مهاجر القا می‌شد: «مرز با اسپانیا باز است، مرزبانان به همه اجازۀ عبور می‌دهند».

در طول دو روز پس از انتشار این پیام‌ها، هزاران نفر با کامیون، اتوبوس و پیاده به سوی شهر مرزی مراکش، فنیذق (کاستی‌یِخوس)، که درست رو‌به‌روی دروازه‌ سئوتا واقع است، حرکت کردند.

آنچه پس از آن رخ داد، سایمون نیکسون، نویسندۀ ارشد نشریۀ محافظه‌کار «بای‌لاین تایمز»، آن را «رویدادهایی که تشکیلات سیاسی اروپا را از خود بی‌خود کرد» نامید. ده‌ها هزار نفر هم‌زمان به داخل آب زدند و از موج‌شکن طراخال عبور کردند یا به حصارهای مرزی یورش بردند.

به گزارش گاردین، مادرید رسماً عبور بیش از ۷۰ هزار نفر از مرز را ثبت کرد که اکثریت قاطع آنان به‌طور اضطراری به مراکش بازگردانده شدند.

پلاژ‌های آب‌گرفته، حلقه‌های نجات بادی رهاشده، گاز اشک‌آور، به آتش کشیدن خودروها در سمت مراکش، یورش به مراکز اقامت موقت و ده‌ها جسد قربانیانی که هنگام تلاش برای شنا کردن به سوی اسپانیا جان باختند. این تصویری است که امروز از سئوتا ارائه می‌شود.

چرا ترامپ از سانچز خوشش نمی‌آید؟

امروز بسیاری از نشریات، از «بای‌لاین تایمز» گرفته تا الجزیره، می‌نویسند که آمریکا پشت جنگ ترکیبی علیه اسپانیا قرار دارد.

همان‌طور که در مطلب گاردین آمده است، اسپانیا در دوران سانچز ظاهراً به منفورترین کشور اتحادیۀ اروپا از نگاه کاخ سفید تبدیل شده است. فهرست اعتراض‌های واشنگتن به مادرید طی ماه‌های اخیر به شکل حیرت‌آوری طولانی شده است.

اول- البته، امتناع از در اختیار گذاشتن پایگاه‌ها برای حمله به ایران است. یادآوری می‌کنیم که مادرید قاطعانه به نیروی هوایی و دریایی آمریکا اجازه نداد از پایگاه‌های مشترکاً تحت مدیریت روتا و مورون در خاک اسپانیا برای حمله به ایران و نیروهای نیابتی آن استفاده کنند.

دوم- کارشکنی در هزینه‌های نظامی ناتو. گاردین یادآوری می‌کند که سانچز از اجرای خواستۀ ترامپ مبنی بر رساندن بودجۀ دفاعی کشورهای عضو ائتلاف به سطح ۵ درصد تولید ناخالص داخلی خودداری کرد.

سوم- سانچز به‌شدت از حکومت اسرائیل انتقاد کرده است. او صراحتاً بنیامین نتانیاهو را به نسل‌کشی در نوار غزه متهم کرد و دولت فلسطین را به رسمیت شناخت. همچنین تحریم سخت‌گیرانه بر تجارت تسلیحات با اسرائیل وضع کرد و ورود کشتی‌های حامل محموله‌های نظامی برای ارتش اسرائیل با پرچم آمریکا و نیز ورود کشتی‌های جنگی اسرائیل به بنادر اسپانیا و سوخت‌گیری آن‌ها در این بنادر را ممنوع کرد.

سارا لیا ویتسون، وکیل حقوق بشر و مدیر اجرایی سابق بخش خاورمیانه در سازمان دیده‌بان حقوق بشر، در یادداشت خود برای نشریۀ «Responsible Statecraft» صراحتاً اشاره می‌کند که ترامپ و حلقۀ نزدیک به او مدت‌ها در جست‌وجوی راهی برای مجازات مادرید بوده‌اند: «سانچز به یک دردسر واقعی برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شده و به یکی از منتقدان برجستۀ جهانی هر دو کشور بدل شده است. سانچز طی سه سال گذشته تحریم تسلیحاتی علیه اسرائیل اعمال کرده و از اجازۀ سوخت‌گیری کشتی‌های آمریکایی حامل محموله‌های نظامی در بنادر اسپانیا خودداری کرده است».

دولت ترامپ پیش‌تر اسپانیا را به تحریم تجاری تهدید کرده بود. این موضوع با توجه به اینکه مادرید ۳۰ درصد از گاز وارداتی خود را از آمریکا تأمین می‌کند، یک مسئلۀ جدی است. ویتسون در «Responsible Statecraft» تصریح می‌کند که حمله به سئوتا به اهرم فشار سیاسی ایدئآلی تبدیل شد.

مهره‌ها چیده شده‌اند

در حالی که روابط مادرید و واشنگتن رو به فروپاشی بود، رباط در حال تشکیل ائتلاف هرچه مستحکم‌تر با دولت ترامپ بود.

ریشه‌های این نزدیکی به پایان نخستین دورۀ ریاست‌جمهوری ترامپ، در سال ۲۰۲۰، بازمی‌گردد. در آن زمان، مراکش به «توافق‌های ابراهیم» پیوست و روابط خود را با اسرائیل عادی کرد.

در مقابل، چهل‌وپنجمین رئیس‌جمهور آمریکا دست به اقدامی زد که دیپلماسی آمریکا طی دهه‌ها از انجام آن خودداری کرده بود. او حاکمیت مراکش بر منطقۀ مورد مناقشه صحرای غربی را رسماً به رسمیت شناخت.

گاردین توضیح می‌دهد که ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید، رباط را به‌عنوان متحد کلیدی در شمال آفریقا برگزید. در مقابل، مراکش نخستین کشور آفریقایی بود که به «شورای صلح» ساختۀ ترامپ پیوست.

محمد ششم، پادشاه مراکش، به مناسبت موفقیت‌های «دوست خود دونالد» تبریک پرشوری برای او ارسال کرد و چند روز پیش نیز بزرگراه جدید به ارزش یک میلیارد دلار که از صحرای غربی عبور می‌کند، رسماً به‌نام ترامپ نامگذاری کرد.

ریکاردو فابیانی، مدیر پروژه‌های شمال آفریقا در گروه بین‌المللی بحران، در گفت‌وگو با گاردین تأکید می‌کند:

ــ مراکشی‌ها به تلاش‌های عظیمی دست زدند تا تک‌تک تصمیم‌گیرندگان کلیدی، یعنی «افراد تصمیم‌گیرنده» در دولت ترامپ، از جمله خود رئیس‌جمهور را راضی و خشنود سازند.

ردپاها در کنگره آمریکا

قانع‌کننده‌ترین مدرک دربارۀ اینکه در پشت رویدادهای سئوتا افراد ترامپ قرار دارند، توسط الجزیره پیدا شده است. این شبکه به رسوایی‌ اشاره کرده که در کنگره تقریباً مورد توجه قرار نگرفت. این رسوایی به گزارش پیوستی کمیتۀ تخصیص بودجه به لایحۀ «اج‌ار-٨۵٩۵» مربوط بود.

این سند اختصاص ۴۰ میلیون دلار کمک نظامی مستقیم به مراکش را پیش‌بینی می‌کند. اما نکتۀ جالب‌تر در یادداشت توضیحی آن نهفته است. قانون‌گذاران آمریکایی در بخش مربوط به شمال آفریقا، ناگهان عبارت‌بندی‌ را که سال‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت، تغییر داده و نوشته‌اند: «کمیته [تخصیص بودجه] خاطرنشان می‌کند که شهرهای سئوتا و ملیلیه، واقع در قلمرو مراکش که تحت مدیریت اسپانیا ادارۀ می‌شوند، همچنان موضوع ادعاهای دیرینۀ این کشور هستند».

در ادامه نیز از وزارت خارجۀ آمریکا خواسته شده است که به مذاکرات میان رباط و مادرید دربارۀ «وضعیت آیندۀ» این شهرها کمک کند.

در واقع، مجلس نمایندگان آمریکا که تحت کنترل حامیان ترامپ است، برای نخستین بار حاکمیت اسپانیا بر سئوتا و ملیلیه را زیر سؤال برده و آن‌ها را نه بخشی از یک کشور اروپایی (که سئوتا از سال ۱۵۸۰، یعنی زمانی که نه آمریکا وجود داشت و نه پادشاهی مراکش، متعلق به آن بوده است)، بلکه صرفاً «سرزمین‌هایی تحت ادارۀ اسپانیا» خوانده است.

مَرجوری تیلور گرین، نمایندۀ پیشین کنگره، با عصبانیت دربارۀ این رسوایی اظهار نظر کرد: «جمهوری‌خواهان ۴۰ میلیون دلار از مالیات‌های شما را به مراکش پرداخت کردند تا آن‌ها به اسپانیا حمله کنند».

ردپای اسرائیل

یک روز پیش از هجوم مهاجران به سئوتا، یائیر نتانیاهو، پسر نخست‌وزیر اسرائیل، ناگهان نقشۀ مناطق تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا را منتشر کرد و زیر آن نوشت: «عرب‌ها و مسلمانان عزیز. می‌خواهید سرزمین‌های اسلامی اشغال‌شده را آزاد کنید؟ این می‌تواند شروع خوبی باشد!»

در مجموع، همه‌چیز نشان می‌دهد که حمله به اسپانیا بخشی از یک جنگ ترکیبی بوده است. سایمون نیکسون در تحقیقی برای «بای‌لاین تایمز» می‌نویسد که نیروهای امنیتی مراکش در برابر این هجوم «غافلگیر نشده بودند»، بلکه آن را هماهنگ کرده بودند.

پلیس این کشور به‌طور گزینشی از خروج اتباع کشورهای آفریقای سیاه جلوگیری می‌کرد، اما عمداً مسیرهایی را برای گروه‌هایی از جوانان مراکشی باز می‌گذاشت. در ویدئوهای ضبط‌شده به‌روشنی دیده می‌شود، که در حالی که صدها جوان از کامیون‌های از راه رسیده پیاده شده و به سمت موج‌شکن حرکت می‌کنند، ژاندارم‌های مراکشی بی‌اعتنا در کنار ایستاده‌اند.

و این نخستین بار نیست که رباط چنین تاکتیکی را به کار می‌گیرد. «Responsible Statecraft» و «بای‌لاین تایمز» به تلاش‌های قبلی مراکش برای متشنج کردن اوضاع نیز اشاره می‌کنند. برای مثال، در ماه مه ۲۰۲۱، مراکش کنترل مرزی را کاهش داد و ۸۰۰۰ مهاجر را به سئوتا فرستاد.

این، یک اقدام انتقام‌جویانه از مادرید بود به‌خاطر اینکه اسپانیا ابراهیم غالی، رهبر جنبش استقلال‌طلبی صحرای غربی، را برای درمان پذیرفته بود. این باج‌خواهی نتیجه داد: در سال ۲۰۲۲، پدرو سانچز ناچار شد عقب‌نشینی کند و طرح مراکش برای خودمختاری صحرای غربی را به رسمیت بشناسد.

هایزام امیره-فرناندز، مدیر مرکز مطالعات معاصر عرب در مادرید، می‌گوید: اکنون برای همه روشن است که رباط آماده است برای دستیابی به اهداف سیاسی خود از تاکتیک‌های ترکیبی استفاده کند. واشنگتن و تل‌آویو اصلی‌ترین بهره‌برداران [این پیشروی] بودند. واکنش شماری از دولت‌های اتحادیۀ اروپا دقیقاً همان چیزی بود که کاخ سفید می‌خواست ببیند: نابودی کامل همبستگی اروپایی».

رگبار اطلاعاتی از سوی واشنگتن

بخشی از جنگ ترکیبی علیه اسپانیا را ماشین تبلیغاتی آمریکا و اسرائیل تشکیل می‌داد که با تمام توان فعالیت می‌کرد. رسانه‌های راست افراطی و مقام‌های رسمی در آمریکا و اسرائیل حتی یک بیانیه در محکومیت اقدامات مقام‌های مراکش صادر نکردند. در عوض، حملات شدید و خشمگینانه‌ای را علیه «دولت سوسیالیست ضعیف سانچز» آغاز کردند.

جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بلافاصله مطلبی منتشر کرد و فاجعه در سئوتا را «پیامد مستقیم مهاجرت گسترده و سیاست جهانی‌گرایانۀ رادیکالِ چپ دانست که حمله به غرب را ممکن کرده است».

دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، آشکارا سانچز را به تمسخر گرفت: «شاید نخست‌وزیر اسپانیا، پیش از آنکه برای ما دربارۀ غزه موعظه کند، بهتر است برای جهان توضیح دهد که چرا هنوز به حفظ مناطق تحت حاکمیت استعماری خود در آفریقا ادامه می‌دهد».

منافع توطئه‌گران به شکل اید‌ئآل بر هم منطبق شد. کاخ سفید تصویر مطلوبی از «فروپاشی اروپای چپ‌گرا» به دست آورد که می‌توانست آن را در ساعات پربینندۀ تلویزیونی برای رأی‌دهندگان آمریکایی پخش کند. اسرائیل نیز ضربۀ رسانه‌ای دردناکی به یکی از اصلی‌ترین منتقدان خود در اتحادیۀ اروپا وارد کرد.

خنجر از پشت به سانچز

اما خوشایندترین نتیجۀ عملیات ویژه در سئوتا برای ترامپ و نتانیاهو، واکنش خود اتحادیۀ اروپا بود. رهبران اروپایی به‌جای نشان دادن همبستگی با اسپانیا که هدف یک حملۀ ترکیبی قرار گرفته بود، دچار وحشت جمعی شدند و مادرید را متهم کردند.

۲۲ رهبر کشورهای اتحادیۀ اروپا یک نامۀ مشترک به نهادهای فراملی این اتحادیه امضا کردند که در آن عملاً مسئولیت موج ورود مهاجران را متوجه دولت پدرو سانچز دانستند و از برنامۀ اخیر او برای قانونی کردن وضعیت کارگران مهاجر انتقاد کردند.

با این حال، همان‌گونه که نیکسون در مقاله‌ برای نشریۀ «بای‌لاین تایمز» ثابت کرد، اتهاماتی که علیه مادرید مطرح شده بود، بر اخبار جعلی و اطلاعات نادرست استوار بود.

نخست اینکه، سئوتا از نظر حقوقی بخشی از منطقۀ شنگن نیست و مهاجرانی که وارد آن شده بودند، از نظر فیزیکی نمی‌توانستند بدون عبور از کنترل شدید گذرنامه در بندر، خود را به سرزمین اصلی اروپا برسانند.

دوم اینکه، برنامۀ عفو اسپانیا فقط شامل افرادی می‌شد که مدت طولانی در این کشور اقامت داشتند و به آن‌ها حق دریافت اقامت دائم یا رفت‌وآمد آزادانه در اتحادیۀ اروپا را نمی‌داد.

پدرو سانچز ناچار شد در پاسخ به همتایان اروپایی خود، نامۀ تندی ارسال کند و آن‌ها را به همراهی با طراحان جنگ ترکیبی متهم سازد. تنها پنج روز بعد، در نشست مجازی وزیران کشور اتحادیۀ اروپا، لحن آن‌ها تا حدی تعدیل شد و اذعان کردند که مادرید کنترل مرز را به‌شکلی قاطع و مؤثر بازگردانده است.

با این حال، هدف اصلی حملۀ ترکیبی آمریکا و اسرائیل محقق گردید: اروپا بیش از پیش دچار تفرقه شده است. به نظر می‌رسد که ترمیم این شکاف دیگر ممکن نیست.

مطبوعات آزاد

https://wp.me/pQXdS-3zE

١٧ مرداد-اسد ١۴٠۵