پنج سالگی حکومت طالبان در افغانستان!

 

 

بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

«ژاک فولورو»، گزارشگر لوموند می‌نویسد: «تاریخ به یاد خواهد داشت که در همان دورانی که کشورهای غربی با استناد به ملاحظات امنیتی و مهاجرتی با طالبان گفت‌و‌گو می‌کردند، حکم جلب رهبر طالبان، هبت‌الله آخوندزاده و هم‌چنین رئیس دیوان عالی آن‌ها، عبدالحکیم حقانی، از سوی دیوان کیفری بین‌المللی به اتهام جنایت علیه بشریت از طریق آزار و سرکوب زنان صادر شده بود

 

طالبان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ میلادی هم‌زمان با خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از این کشور آن‌هم پس از دو دهه جنگ، کنترل افغانستان را دوباره به دست گرفتند. این خروج منجر به صحنه‌های هرج و مرج در فرودگاه کابل و اطراف آن شد و هزاران نفر خواستار ترک کشور بودند.

۱۵ آگوست ۲۰۲۱، یکی از تلخ‌ترین و سرنوشت‌سازترین روزهای تاریخ معاصر افغانستان است. در این روز، با سقوط جمهوری و ورود طالبان به کابل، فصل تازه‌ای از ناامیدی، مهاجرت و محدودیت‌های گسترده علیه زنان و دختران افغانستان آغاز شد.

۲۰ سال جنگ بیهوده طول کشید تا سرانجام طالبان دوباره جای طالبان را در قدرت بگیرند. در افغانستان می‌گویند: «شما ساعت دارید، ما زمان داریم.»

آن زمان کم‌تر کسی تصور می‌کرد که سرانجام کار به این سرعت تمام شود. ظرف چند روز، خانه پوشالی‌ای که غرب در هندوکش برپا کرده بود، فروریخت. نخستین مرکز ولایت، زرنج در نیمروز در جنوب‌غربی کشور، در ۶ اوت به دست طالبان افتاد. این شهر، مانند بیشتر شهرهای دیگر، بدون درگیری سقوط کرد تا اینکه سرانجام در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ کابل، پایتخت، نیز به تصرف طالبان درآمد. برای این نخبگان فاسد و بی‌کفایت، برای این دست‌نشانده غرب، کسی حاضر نبود بکشد و کشته شود. اشرف غنی، رئیس‌جمهور، از طریق تاجیکستان به امارات گریخت؛ بنا بر شایعات، با چمدان‌هایی پر از پول نقد.

 

۱۶ اوت ۲۰۲۱، فرودگاه بین‌المللی کابل

 

در ۱۶ اوت ۲۰۲۱، فرودگاه بین‌المللی کابل به صحنه یکی از تکان‌دهنده‌ترین تصاویر قرن تبدیل شد. پس از سقوط سریع دولت افغانستان و ورود طالبان به کابل، هزاران نفر برای خروج از کشور به فرودگاه هجوم آوردند. در میان این هرج‌ومرج، صدها نفر یک هواپیمای ترابری  Boeing C-۱۷ Globemaster III را محاصره کردند و تلاش داشتند به هر شکل ممکن سوار آن شوند. برخی افراد به بدنه هواپیما چسبیدند و برخی دیگر تا آخرین لحظه در کنار آن دویدند. این تصاویر بیانگر ترس، ناامیدی و تلاش انسان‌ها برای یافتن امنیت در شرایطی بود که طالبان را تجربه کرده بودند و می‌دانستند سلطه آن چه پیامدهایی برای زندگی و آینده‌شان خواهد داشت.

صحنه‌های آشفته و هولناک فراموش‌نشدنی‌اند: انسان‌های ناامید از بیرون به هواپیماهای ترابری «گلوب‌مستر» نیروی هوایی آمریکا که در حال خروج بودند، چنگ می‌زدند. چند نفر از آن‌ها از هواپیما سقوط کردند و جان باختند و ویدئوهای این صحنه‌ها در سراسر جهان منتشر شد. در پایگاه هوایی العدید در دوحه، پایتخت قطر، بقایای جسد مردی را از ارابه فرود یک هواپیما بیرون کشیدند. شنبه، پنجمین سالگرد به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان است.

۱۵ اوت در افغانستان تعطیل رسمی است. طالبان در سال ۲۰۲۲ «روز پیروزی» را به‌عنوان سالروز پیروزی بر نیروهای آمریکایی و متحدان غربی آن‌ها اعلام کردند. این کشور کوهستانی و صعب‌العبور در هندوکش، «گورستان امپراتوری‌ها» نامیده می‌شود. بسیاری از امپراتوری‌های بزرگ جهان در آنجا دندان به سنگ زدند و در گورستان افغانستان دفن شدند؛ بریتانیا، شوروی و آمریکا. در طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا، صدها هزار افغان کشته شدند که ده‌ها هزار نفر از آن‌ها غیرنظامی بودند. تریلیون‌ها دلار از مالیات مردم به هدر رفت.

اسلام‌گرایان در برابر اروپایی که به سمت راست می‌چرخد، به‌خوبی از برگ برنده انسانی خود استفاده می‌کنند، بر اساس این فرمول: اخراج در ازای به‌رسمیت‌شناسی. دولت آلمان اگرچه حکومت طالبان را رسما به رسمیت نمی‌شناسد، اما واقعیت گویای همه چیز است. وقتی پای خارج کردن اتباع خارجی از کشور در میان باشد، دولت آلمان دردسرهای اخلاقی و سیاسی را به جان می‌خرد. در ابتدا قطر نقش میانجی را ایفا می‌کرد، اما امروز غربِ مدعی ارزش‌ها مستقیما با اسلام‌گرایان مذاکره می‌کند.

دولت آلمان هنگام نخستین پرواز در اوت ۲۰۲۴ اطمینان داده بود که افراد اخراج‌شده صرفا «مجرمان محکوم‌شده» هستند. اما در پایان ژوئیه امسال، نخستین افغان فاقد سابقه کیفری نیز اخراج شد. به گزارش خبرگزاری فرانسه، سازمان حمایت از پناهندگان «پرو آزول» در انتقاد از این اقدام گفت: «دولت آلمان بدون هیچ ملاحظه‌ای عمل می‌کند.» هلن رزنه، مدیرعامل این سازمان، با انتقاد از وضعیت حقوق بشر در افغانستان که «فاجعه‌بار» است، گفت دولت آلمان «برای پیش‌برد اخراج‌ها به هر قیمتی از نظر حقوق بشری، به یک رژیم اسلام‌گرای افراطی میدان می‌دهد.» در همین حال، در سطح اتحادیه اروپا نیز اکنون با الگو گرفتن از آلمان، با طالبان مذاکره می‌شود.

ارتش آلمان از همان ابتدا در این کشمکش حضور داشت. پیتر اشتروک، وزیر دفاع وقت آلمان از حزب سوسیال‌دموکرات، در سال ۲۰۰۴ گفته بود که امنیت آلمان در هندوکش نیز دفاع می‌شود. اما هورست کوهلر، رییس‌جمهور وقت آلمان، در سال ۲۰۱۰ در گفت‌وگو با رادیو دویچلند رادیو صادقانه‌تر سخن گفت و توضیح داد که در نهایت این منافع اقتصادی آلمان، یعنی «راه‌های تجاری آزاد»، است که در آن‌جا از آن‌ها دفاع می‌شود. او ۹ روز بعد از مقام خود کناره‌گیری کرد.

باید یکی از سنگین‌ترین جنایات جنگی آلمان از زمان تأسیس ارتش این کشور را نیز به یاد آورد: در ۴ سپتامبر ۲۰۰۹، دو تانکر حامل سوخت روی یک جزیره شنی در رودخانه قندوز، در نزدیکی مرکز ولایت به همین نام، گیر افتاده بودند. روستاییان برای دزدیدن مقداری نفت خود را به آن‌جا رساندند. سرهنگ ارتش آلمان، گئورگ کلاین، دستور پرتاب دو بمب ۵۰۰ پوندی را صادر کرد و با این حمله، بیش از ۱۰۰ نفر را به کام مرگ فرستاد؛ قربانیان در گوی عظیمی از آتش سوختند. سه سال و نیم بعد، کلاین به درجه سرتیپ ارتقا یافت. دولت آلمان، بدون آن‌که صراحتا مسئولیت یا تقصیری را بپذیرد، معادل حدود ۳۸۰۰ یورو به خانواده‌های قربانیان پرداخت کرد؛ این همان ارزشی است که جمهوری فدرال آلمان برای جان یک افغان تعیین کرده است.

 

کارنامه طالبان پس از ۵ سال سلطه بر افغانستان

طالبان افغانستان در حالی پنجمین سال بازگشت به قدرت را جشن می‌گیرد که برخی از ساکنان کابل می‌گویند پس از دهه‌ها درگیری و آشوب، احساس امنیت بیش‌تری می‌کنند. با این وجود گسترش بیکاری و عدم دسترسی به مدارس‌(آن‌هم در کشوری که دختران بالای ۱۲ سال از تحصیل منع شده‌اند) را همچنان از مهمترین مشکلات می‌دانند.

اگرچه طالبان پیش از تصرف قدرت اعلام کرده بودند که به زنان اجازه دسترسی به آموزش، اشتغال و مشارکت عمومی را البته مطابق با تفسیر خود از اصول اسلامی خواهند داد، اما اندکی پس از آغاز حکمرانی، ممنوعیت نامحدودی بر آموزش دختران بالاتر از کلاس ششم اعمال کردند و چند ماه بعد، آموزش عالی را نیز برای زنان تا «اطلاع ثانوی» ممنوع کردند.

زنان هم‌چنین از ورود به سالن‌های ورزشی، پارک‌ها و حمام‌های عمومی، شرکت در فعالیت‌های ورزشی و سفر به مکان‌های دور بدون «محرم» یا سرپرست مرد منع شدند.

ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان بارها گفته است که دولت در تلاش است تا شرایطی را ایجاد کند تا دختران و زنان بتوانند مطابق با قوانین شریعت اسلامی در کلاس‌های درس یا دانشگاه‌ها شرکت کنند. با این وجود، این محدودیت‌ها همچنان پابرجا هستند.

سازمان ملل اذعان کرده که این کشور اکنون باثبات‌تر است؛ با این وجود هشدار داده تا زمانی که حکومت طالبان محدودیت‌های اعمال شده بر زنان و دختران را لغو نکند، از حقوق اساسی محافظت نکند و به نگرانی‌ها در موضوع تروریسم پایان ندهد، ثبات پایدار ممکن نیست.

 

سازمان ملل: افغانستان دارای شدیدترین بحران حقوق زنان در جهان

یوناما، هیات کمک‌رسانی سازمان ملل در افغانستان در بیانیه‌ای اعلام کرد: «کاهش درگیری‌ها مزایای ملموسی را برای بسیاری از افغان‌ها به ارمغان آورده و فرصت‌هایی را برای تمرکز بر بهبود، توسعه و همکاری اقتصادی منطقه‌ای ایجاد کرده است.» با این حال، این هیئت افزود که محدودیت‌های اعمال شده بر زنان و دختران مانع بهبود وضعیت افغانستان و ادغام مجدد آن با جامعه بین‌المللی می‌شود.

آژانس حقوق زنان سازمان ملل نیز این هفته اعلام کرد که زنان و دختران افغان «تحت شدیدترین محدودیت‌های جهان» زندگی می‌کنند که نه‌تنها حقوق آن‌ها را نقض می‌کند، بلکه آینده اجتماعی و اقتصادی کشور را نیز تهدید می‌کند.

در بیانیه این نهاد آمده است: «نیم دهه پس از تصرف افغانستان توسط طالبان در اوت ۲۰۲۱، افغانستان به‌طور سیستماتیک حقوق نیمی از جمعیت خود را از بین برده و این کشور را به یک کشور منزوی جهانی تبدیل کرده است که در دنیای مدرن هیچ مشابهی ندارد.»

در ادامه بیانیه آمده است: «در یک سال گذشته، محرومیت زنان و دختران از آموزش، اشتغال، زندگی عمومی، سیستم‌های قضایی و مراقبت‌های بهداشتی شدیدتر شده و آنچه را پیش‌تر نیز شدیدترین بحران حقوق زنان در جهان بوده، تثبیت کرده است.»

فضیله سروش، کارآفرین ۳۹ ساله ساکن کابل و مدافع حقوق زنان می‌گوید: «لازم است حکومت که تعطیلی مدارس و دانشگاه‌ها را تا اطلاع ثانوی اعلام کرده بودند، اکنون تصمیمی روشن و عملی درباره این موضوع بگیرند.»

مولوی حیات‌الله مهاجر فراهی، معاون وزیر اطلاعات و فرهنگ در دولت طالبان معتقد است که در پنج سال گذشته، دولت امنیت را برقرار کرده، ارز را تثبیت کرده، زیرساخت‌ها را بهبود بخشیده و پارک‌های صنعتی ایجاد کرده که باعث ایجاد شغل شده‌اند.

او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: «طبیعتا چالش‌ها و مشکلاتی وجود دارد، اما می‌توانیم چندین دستاورد را برجسته کنیم.»

فراهی به موضوع آموزش دختران و زنان نپرداخت اما ادعا کرد: «سطح سرمایه‌گذاری انجام شده در دانشگاه‌ها از هر چیزی که در گذشته دیده شده، فراتر رفته است. دولت به تلاش‌های خود برای سازماندهی و بهبود بیش‌تر خدمات برای شهروندان ما در زمینه‌های آموزش و سایر بخش‌ها ادامه می‌دهد.»

 

نمایندگان طالبان در تالار لویه جرگه – گردهمایی به مناسبت پنجمین سال حاکمیت، ۱۵ اوت ٢۰٢۶ AP Photo/Siddiqullah Alizai – Siddiqullah Alizai

تروریسم در افغانستان

فراهی گزارش سازمان ملل درباره شبکه‌های تروریستی در افغانستان را رد کرد و گفت: «این‌ها صرفا تبلیغات دشمن هستند که برای بی‌ثبات جلوه دادن کشور پخش شده‌اند.»

او درباره انزوای بین‌المللی حکومت نیز گفت که دولت طالبان با حدود ۴۰ کشور در تعامل است و افزود: «امارت اسلامی افغانستان تمام الزامات لازم برای به رسمیت شناخته شدن را برآورده کرده است. اکنون جامعه بین‌المللی و دیگران باید قدم پیش بگذارند و اقدامات مناسب را انجام دهند.»

دولت طالبان در حال حاضر فقط از سوی روسیه به رسمیت شناخته شده است.

 

یونسکو: ۲.۴ میلیون دختر محروم از آموزش متوسطه

یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، این هفته اعلام کرد که ممنوعیت‌های آموزشی باعث شده است حدود ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم شوند که افزایشی ۲۰۰ هزار نفری نسبت به سال گذشته را نشان می‌دهد.

این آژانس اعلام کرد که این محدودیت‌ها، دو دهه پیشرفتی را که افغانستان در آموزش به دست آمده بود، معکوس کرده است.

یونسکو هم‌چنین به یک بحران آموزشی گسترده‌تر اشاره کرد و افزود ۵۳ درصد از کودکان در سن مدرسه ابتدایی، از مدرسه محروم هستند. مدارس فاقد زیرساخت‌های اساسی مانند آب، بهداشت یا گرمایش هستند و بلایای طبیعی نیز منجر به تعطیلی صدها مدرسه شده است.

برنامه جهانی غذای سازمان ملل نیز اعلام کرد که سوء تغذیه کودکان در یک سوم استان‌های افغانستان به سطح بحرانی رسیده است و انتظار می‌رود با کاهش توزیع مواد غذایی و کاهش سایر حمایت‌ها به دلیل کمبود بودجه، وضعیت بدتر شود.

 

 

مبارزه زنان افغانستان

اما ۱۵ آگوست، فقط روز سقوط یک نظام نبود؛ بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از مقاومت مدنی زنان افغانستان نیز بود. در همان روزهای نخست، زمانی که ترس و نگرانی همه‌جا را فرا گرفته بود، زنان در کابل و چند ولایت دیگر به خیابان آمدند و با شعار «نان، کار، آزادی» فریاد اعتراض سر دادند.

در آن روزها، کم‌تر کسی از دیگری می‌پرسید که از کدام ملت، زبان یا منطقه است. هویت مشترک زن بودن و آرمان مشترک آن‌ها آزادی بود. آن‌ها در کنار یکدیگر ایستادند، اعتراض کردند، تهدید و بازداشت شدند و هزینه پرداختند؛ اما صدای خود را به گوش جهان رساندند.

جنبش زنان در آن روزها خودجوش و مردمی بود و رهبری واحدی نداشت اما همبستگی سرمایه بزرگ آن بود. همین حرکت به یکی از مهم‌ترین نمادهای مقاومت مدنی زنان افغانستان تبدیل شد.

اما این سرمایه بزرگ به مرور زمان تضعیف شد. جنبشی که با یک صدای مشترک آغاز شده بود، به‌تدریج به گروه‌ها، ائتلاف‌ها و عنوان‌های مختلف تقسیم شد و صدای زنان پراکنده‌تر گردید.

ایجاد سازمان و تشکل به خودی خود نه‌تنها بد نیست، بلکه حق زنان است. مشکل زمانی آغاز شد که تشکل‌سازی جای جنبش‌سازی را گرفت و منافع فردی بر آرمان جمعی غلبه پیدا کرد. بنابراین، مهم‌ترین عوامل پراکندگی و تضعیف این جنبش را می‌توان چنین برشمرد:

۱. ورود اختلافات ملی و تباری

در روزهای نخست اعتراضات، یک زن افغانستانی برای ما پیش از هر چیز یک زن و یک هم‌سنگر بود. اما به مرور زمان، در برخی موارد، قوم، زبان و تبار به معیار تشخیص «خودی» و «غیرخودی» تبدیل شد.

این روند بسیار خطرناک است. زنان می‌توانند درباره ملیت، تاریخ و نابرابری‌ها دیدگاه‌های متفاوت داشته باشند، اما نباید اجازه داد این تفاوت‌ها مانع همکاری آن‌ها برای حقوق مشترک زنان شود.

بی‌تردید یک جنبش فراگیر زمانی شکل می‌گیرد که زن هزاره، تاجیک، پشتون، ازبیک، ترکمن، بلوچ و از هر قوم دیگر بتواند در کنار هم بایستد چون حقوق زنان متعلق به یک ملیت نیست آزادی حق همه زنان افغانستان است.

۲. تبدیل مبارزه به وسیله‌ای برای شهرت و موقعیت

یکی دیگر از آسیب‌ها، تبدیل مبارزه به وسیله‌ای برای کسب شهرت، موقعیت، منابع مالی و اعتبار شخصی است. برخی‌ها گاهی آن‌قدر درگیر رقابت می‌شوند که هدف اصلی را فراموش می‌کنند.

مسلما، اعتبار واقعی یک فعال مدنی با تعداد کنفرانس‌ها، نشست‌ها و عنوان‌های بزرگ به دست نمی‌آید؛ بلکه با صداقت، شفافیت، مسئولیت‌پذیری و ایستادگی در کنار مردم به دست می‌آید.

۳. رقابت بر سر منابع و فرصت‌های بین‌المللی

فعالیت سازمان‌یافته و استفاده از منابع مالی برای حمایت از زنان، اگر شفاف و در خدمت مردم باشد، می‌تواند مفید باشد. اما زمانی که درد و رنج زنان افغانستان به وسیله‌ای برای رقابت بر سر پروژه‌ها، بودجه و فرصت‌های بین‌المللی تبدیل شود، جنبش از هدف اصلی خود دور می‌شود.

۴. اختلافات و بی‌اعتمادی

اختلاف نظر در هر جنبشی طبیعی است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که اختلاف به دشمنی، حذف و بی‌اعتمادی تبدیل شود.

گاهی به جای گفت‌وگو، یکدیگر را کنار می‌زنند به جای همکاری رقابت کردند و به جای تمرکز بر نقاط مشترک، بر تفاوت‌ها تاکید کردند. در نتیجه، بخشی از انرژی و توان جنبش، به جای مبارزه با سرکوب زنان، در اختلافات داخلی هدر شد.

۵. کم‌رنگ شدن نقش زنان داخل افغانستان

زنان داخل افغانستان بیش‌ترین هزینه را می‌پردازند. آن‌ها با محدودیت، تهدید، محرومیت و خطر زندگی می‌کنند. صدای آنان نباید فقط موضوع بیانیه‌ها باشد بلکه باید در تصمیم‌گیری و تعیین مسیر مبارزه نقش محوری داشته باشند. باید صدای آنان را شنید و تقویت کرد، نه این‌که به جای آنان تصمیم گرفت.

در نتیجه، پراکندگی و اختلافات درونی در کنار سرکوب گسترده طالبان، توان جنبش زنان افغانستان را برای ایجاد یک صدای مشترک و مؤثر کاهش داده است. پس از پنج سال اعتراض، فعالیت، نشست، کنفرانس و کمپاین، وضعیت زنان افغانستان نه‌تنها بهتر نشده، بلکه دشوارتر و تاریک‌تر شده است. دختران از آموزش محروم‌اند، زنان با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو هستند و فضای مدنی در داخل افغانستان به‌شدت محدود شده است.

مسئولیت اصلی این وضعیت، بدون شک، بر عهده طالبان و سیاست‌های سرکوبگرانه آنان است. اما این واقعیت نباید مانع آن شود که جامعه نیز عملکرد خود را صادقانه بررسی کند. لازم نیست درباره همه مسائل با یکدیگر هم‌نظر باشند؛ کافی است بر سر اصول اساسی و مشترک، مانند حق آموزش، حق کار، آزادی، امنیت، مشارکت اجتماعی و کرامت انسانی در کنار یکدیگر بایستند.

اگر فعالین جنبش زنان بر همین اصول مشترک متحد شوند، تفاوت‌های دیگر عامل جدایی نخواهند بود بلکه می‌توانند بخشی از قدرت و تنوع جنبش زنان افغانستان باشند.

 

دعوت طالبان از آمریکا برای بازگشت به افغانستان با پول نه با سلاح

پنج سال پس از بیرون راندن آمریکا از افغانستان، طالبان از واشنگتن دعوت کرده تا با دیپلمات‌ها و پول نقد، اما بدون نیروی نظامی، به این کشور بازگردد؛ وزیر خارجه افغانستان از آمریکا خواست سفارت خود را بازگشایی و در این کشور سرمایه‌گذاری کند.

به گزارش خبرگزاری‌ها، در پنجمین سال به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان، امیرخان متقی، وزیر امور خارجه افغانستان، در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز در کابل گفت: «ما فصل جنگ را پایان یافته می‌دانیم و از این پس خواهان روابطی مبتنی بر احترام متقابل و فصل تازه‌ای از تعامل مثبت هستیم.»

متقی گفت که واشنگتن می‌تواند «سفارت خود را بازگشایی کند، حضور دیپلماتیک خود را حفظ کند و در ثروت معدنی عظیم افغانستان، سدها و جاده‌ها سرمایه‌گذاری کند» – پروژه‌هایی که سه دولت آمریکا و متحدان‌شان میلیاردها دلار برای توسعه آن‌ها هزینه کردند و طالبان دو دهه تلاش کرد تا آن‌ها را از بین ببرد.

این پیشنهاد علنی، که اولین اقدام از سوی این مقام عالی‌رتبه‌ طالبان در سال‌های اخیر است، جدیدترین تلاش دولت افغانستان برای خروج کشورش از انزوا با نتایج متفاوت است.

در طول سال گذشته، دولت طالبان با روسیه یک همکاری دفاعی امضا کرده و ده‌ها توافق تجاری با همسایگان آسیای مرکزی مانند ازبکستان منعقد کرده است. برخی از مقامات طالبان مرتبا به کشورهای خلیج فارس سفر می‌کنند و با احمد الشرع، رییس جمهور سوریه، دیدار کرده‌اند. هم‌چنین با کشورهای اروپایی که مشتاق اخراج مهاجران افغان هستند، همکاری می‌کند.

به گفته پنج مقام سابق آمریکایی و افغان که با رویکرد کابل آشنا هستند، دولت، تعامل مجدد با دولت ترامپ را، با اشتیاقش برای دیپلماسی تجاری و توجه کم به حقوق بشر، به‌عنوان دستاورد نهایی تلاش‌های دیپلماتیک خود می‌بیند. طالبان استدلال می‌کنند که آن‌ها نظم و امنیت را در سراسر افغانستان برقرار کرده‌اند، فساد اداری را از دولت خود پاک کرده‌اند و شرایط مساعدی را برای سرمایه‌گذاری خارجی ایجاد کرده‌اند. اما تلاش‌ها برای تعامل با ایالات متحده متوقف شده است.

حسن عباس، محقق ساکن آمریکا و نویسنده کتابی که اخیرا درباره طالبان در قدرت نوشته است، گفت: «در واشنگتن دی سی هیچ اشتیاقی وجود ندارد. همه می‌خواهند افغانستان را فراموش کنند.»

در واقع، دولت ترامپ در طول سال گذشته بیش‌تر از طالبان فاصله گرفته است. این دولت به یکی از همسایگان افغانستان، پاکستان، که اوایل امسال ده‌ها حمله هوایی به افغانستان انجام داد، نزدیک‌تر شده است. دولت ترامپ طالبان را به‌عنوان حامی دولتی بازداشت‌های غیرقانونی معرفی کرده، صدور ویزا برای افغان‌ها را متوقف کرده و آن‌ها را از سفر به ایالات متحده منع کرده است.

طالبان هم‌چنین درخواست‌های رییس جمهور ترامپ را در مورد معدود مواردی که علنا درخواست کرده، رد کرده‌اند، از جمله بازپس‌گیری کنترل پایگاه هوایی بگرام که نیروهای آمریکایی به مدت ۲۰ سال در آن حضور داشتند؛ بازگرداندن سلاح‌های رها شده آمریکایی در افغانستان؛ و آزادی یک زندانی آمریکایی که طالبان داشتن آن را انکار می‌کند.

متقی گفت: «همان‌طور که تاریخ نشان داده است، هیچ افغانی نه می‌خواهد و نه می‌تواند حضور نظامی کشور دیگری را در خاک افغانستان تحمل کند.»

وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ کتبی به سئوالات، احتمال عادی‌سازی روابط را رد کرد. در این پاسخ که به «سخنگوی وزارتخانه» نسبت داده شده، آمده است که طالبان در ایجاد ثبات بیش‌تر در افغانستان و پایبندی به تعهدات ضد تروریسم شکست خورده‌ و در عوض به گروه‌های تروریستی اجازه داده‌ تا از افغانستان به عنوان سکوی پرتابی برای حملات استفاده کنند. در این پاسخ آمده است که واشنگتن «فقط زمانی که به نفع مردم آمریکا باشد» با طالبان تعامل می‌کند.

متقی، عضو کهنه‌کار طالبان و چهره‌ای محوری در مذاکرات گذشته بین ایالات متحده و این گروه قبل از بازگشت به قدرت، گفت که دولت او می‌خواهد نمایندگی‌های دیپلماتیک در ایالات متحده را بازگشایی کند. متقی، ۵۵ ساله، هم‌چنین تایید کرد که افغانستان در حال مذاکره در مورد توافق‌نامه‌های مهاجرتی با کشورهای اروپایی است. او بدون ارائه جزئیات بیش‌تر گفت: «ما در این زمینه پیشرفت‌هایی داشته‌ایم و امیدواریم در آینده پیشرفت‌های قابل توجهی داشته باشیم.»

در ماه‌های اخیر، دولت افغانستان چندین جلسه دوجانبه در مورد مهاجرت با کشورهایی مانند آلمان و فرانسه برگزار کرده است. به گفته سه شرکت‌کننده و یک مقام آگاه از این بحث‌ها، هیاتی متشکل از پنج دیپلمات افغان هم‌چنین در ماه ژوئن با بیش از ۲۰ دیپلمات از ۱۵ کشور اتحادیه اروپا در بروکسل دیدار کردند تا در مورد بازگرداندن پناهجویان رد شده و مجرمان محکوم شده به کشورشان بحث کنند. یکی از شرکت‌کنندگان، یک دیپلمات افغان، گفت که در اروپا، تابوی گفت‌و‌گو با طالبان شکسته شده است و افغانستان اکنون برای نهایی کردن توافقات، با همه کشورهای ذینفع وارد گفت‌و‌گوهای دوجانبه خواهد شد. با این حال، هیچ کشور اروپایی دولت طالبان را به رسمیت نمی‌شناسد و این دولت همچنان یک حکومت منفور است که از نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل و صندوق بین‌المللی پول کنار گذاشته شده است.

شیخ هبت‌الله آخوندزاده، رهبر فوق محافظه‌کار طالبان، به دلیل جنایت علیه بشریت در پی آزار و اذیت زنان و دختران افغان، با حکم بازداشت از سوی دادگاه بین‌المللی کیفری روبرو است. و ایالات متحده میلیاردها دلار از بانک مرکزی افغانستان را مسدود کرده است. با این حال، گروه رو به رشدی از تحلیل‌گران و دیپلمات‌های سابق در ایالات متحده خواستار از سرگیری گفت‌و‌گوهای ایالات متحده و افغانستان فراتر از همکاری‌های ضد تروریسم علیه داعش و مذاکرات زندانیان هستند.

رابین رافل، دیپلمات سابق آمریکایی با تجربه گسترده در افغانستان و پاکستان، می‌گوید: ترامپ این فرصت را دارد کاری را انجام دهد که رییس جمهور بایدن نتوانست. با عبور از فلج فعلی، می‌توان دسترسی جدیدی به مواد معدنی ایجاد کرد، روابط با همسایگان آسیای مرکزی افغانستان را تقویت کرد و با چین و روسیه که در این کشور تجارت می‌کنند و دیپلمات دارند، مقابله کند.

رافل گفت: اما این امر مستلزم تعامل عملی از طریق حضور ایالات متحده در کابل است که هم‌چنان در واشنگتن مورد قبول نیست.

متقی در گفت‌و‌گوی اولیه با روزنامه تایمز در اوایل سال جاری، معادن افغانستان را به عنوان نقطه شروع بالقوه برای «فصل جدیدی برای دو کشور» برجسته کرد و گفت: «من توانایی رییس جمهور ترامپ در معامله، رویکرد عملگرایانه و قاطعیت را به عنوان عواملی می‌بینم که می‌توانند تعامل سازنده با دولت او را تسهیل کنند.»

مایکل کوگلمن، عضو ارشد امور آسیای جنوبی در شورای آتلانتیک مستقر در واشنگتن، گفت که مواد معدنی پیشنهاد مناسبی برای ارائه به دولت ترامپ هستند. افغانستان ذخایر عظیم و دست‌نخورده‌ای از لیتیوم، مس و سنگ آهن و هم‌چنین عناصر خاکی کمیاب دارد که در فهرست مواد معدنی حیاتی سازمان زمین‌شناسی ایالات متحده قرار دارند.

بحث‌ها پیرامون ثروت معدنی افغانستان چیز جدیدی نیست. طبق گزارش سال ۲۰۲۳ سیگار، آژانس نظارتی دولت ایالات متحده بر افغانستان، ایالات متحده بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱ نزدیک به ۱ میلیارد دلار برای توسعه صنعت استخراج افغانستان هزینه کرد، اما نتوانست به هیچ «پیشرفت ملموسی» دست یابد.

دولت طالبان اکنون قراردادهای سرمایه‌گذاری معدنی با شرکت‌هایی از چین، ایران و قطر و سایر کشورها دارد. متقی فراتر از ایالات متحده، از هر کشوری خواست تا در افغانستان سرمایه‌گذاری کند، جایی که دولت طالبان به شدت به سرمایه خارجی نیاز دارد. طبق گزارش سازمان ملل متحد، نیمی از جمعیت تخمینی ۴۵ میلیون نفری این کشور که به کمک‌های بشردوستانه نیاز دارند، به دلیل کاهش کمک‌های ایالات متحده در سال گذشته کاهش یافته است.

از اوایل سال ۲۰۲۵، حدود چهار میلیون افغان از کشورهای همسایه پاکستان و ایران بازگردانده شده‌اند که یکی از بزرگ‌ترین دوره‌های مهاجرت معکوس در دهه‌های اخیر است. پاکستان که زمانی شریک تجاری اصلی افغانستان بود، به دلیل نگرانی‌های امنیتی مرز خود را بسته است و طالبان را به دنبال راه‌های جایگزین تجارت با کشورهای آسیای میانه، ایران و هند سوق داده است. در طول مصاحبه، متقی از پاسخ به سئوالی در مورد این‌که آیا سرکوب زنان و دختران توسط دولتش مانعی برای به رسمیت شناخته شدن بین‌المللی است یا خیر، طفره رفت. اوایل امسال، او اعلام کرد که اقدام دولت برای جلوگیری از آموزش متوسطه آن‌ها «موقتی» است؛ استدلالی که طالبان نیز در اولین حکومت خود، بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، زمانی که متقی به‌عنوان وزیر آموزش و پرورش خدمت می‌کرد، و بلافاصله پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، از آن استفاده کردند.

 

چکیده‌ای از قوانین طلبان در پنج سال اخیر

حکومت طالبان در سپتامبر ۲۰۲۱ آموزش متوسطه دختران را به حالت تعلیق درآورد و در مارس ۲۰۲۲، پس از بازگشایی مکاتب پسران، دختران بالاتر از صنف ششم اجازه بازگشت به مکتب را پیدا نکردند. در دسامبر همان سال نیز تحصیل زنان در دانشگاه‌ها ممنوع شد. این محدودیت‌ها هم‌چنان برقرار است.

یونسکو می‌گوید حدود ۲/۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم‌اند و افغانستان تنها کشور جهان است که در آن دختران و زنان به‌طور رسمی از آموزش متوسطه و عالی محروم شده‌اند.

محدودیت‌های حکومت طالبان تنها به آموزش محدود نمی‌شود و زنان در زمینه اشتغال، رفت‌وآمد و حضور در بخش‌های مختلف زندگی اجتماعی نیز با محدودیت روبه‌رو هستند.

گزارش‌های مستند و تکان‌دهنده‌ای وجود دارد که نشان می‌دهد زنان و دختران بازداشت‌شده در جریان بازداشت، علاوه بر توهین و لت‌وکوب، با خشونت‌های فیزیکی و آزار جنسی روبرو شده‌اند. طالبان در موارد متعددی، این زنان و خانواده‌هایشان را تحت فشار قرار داده‌اند تا به ازدواج‌های اجباری با اعضای این گروه تن دهند.

گزارش پژوهشی «دسترسی زنان به عدالت در افغانستان» که از سوی شبکه پژوهشی و دادخواهی زنان و کودکان، با همکاری دانشگاه تورنتو، تهیه شده است، نشان می‌دهد که ۹۵ درصد زنان به نظام عدلی تحت حاکمیت طالبان بی‌اعتمادند و دیگر تمایلی ندارند مسائل‌شان را در این محاکم پیگیری کنند. هم‌چنین، از میان زنانی که به این محاکم مراجعه کرده‌اند، ۶۵ درصد تجربه‌های بسیار منفی داشته‌اند.

شبکه دادخواهی زنان و کودکان، با همکاری دانشگاه تورنتو، در یک گزارش تحقیقی با عنوان «دسترسی زنان به عدالت در افغانستان»، ابعاد فاجعه‌بار تغییرات نظام قضایی و پیامدهای آن برای زنان را برجسته کرده است. این سازمان غیرانتفاعی که با چشم‌انداز «جهانی عاری از تبعیض، خشونت، نابرابری جنسیتی و ستم» در کانادا فعالیت می‌کند.

سازمان ملل متحد نیز می‌گوید این محدودیت‌ها بر توسعه افغانستان و تلاش برای ادغام دوباره این کشور با جامعه جهانی تاثیر منفی گذاشته است.

یونیسف هشدار داده است که ادامه این محدودیت‌ها می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به کمبود حدود ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ کارمند زن در بخش بهداشت صحت منجر شود و سالانه حدود ۸۴ میلیون دلار از تولید اقتصادی افغانستان بکاهد.

حکومت طالبان می‌گوید شرایط آموزش و کار زنان باید مطابق تفسیر این حکومت از شریعت اسلامی فراهم شود و ممنوعیت آموزش دختران دائمی نیست؛ اما نیم‌دهه پس از بازگشت حکومت طالبان، این محدودیت‌ها همچنان پابرجاست.

قانون امر به معروف و نهی از منکر طالبان که در آگوست ۲۰۲۴ تصویب شد، محدودیت‌ها بر گشت‌وگذار، پوشش، بیان، کار و حضور اجتماعی زنان را تثبیت می‌کند. قانون جدید دیگر تحت عنوانا اصولنامه‌ی محاکمات جزایی، ستم و تبعیض را هرچه بیشتر تعمیق می‌کند؛ از جمله از طریق محدودسازی حمایت قربانیان خشونت‌های خانوادگی و تحکیم کنترول طالبان به استقلال فردی زنان.

در هشتم جولای ۲۰۲۵، دیوان کیفری بین‌المللی برای دو مقام ارشد طالبان به اتهام ارتکاب جرایم علیه بشریت مبتنی بر جنسیت علیه زنان و دختران و افراد دارای جنسیت‌های غیردوگانه، حکم جلب صادر کرد.

نیروهای طالبان افرادی را که از سوی آن‌ها به ارتباط داشتن با گروه‌ داعش متهم شده‌اند، هدف قرار داده و آن‌ها را اعدام یا قهرا ناپدید کرده است. کسانی که از سوی طالبان به این اتهام دستگیر شده‌اند، هیچ نوع دسترسی به وکیل مدافع یا خانواده خود نداشته‌اند.

ایران و پاکستان، دو کشور همسایه‌ افغانستان، نزدیک به پنج ملیون مهاجر افغان را رد مرز یا مجبور به بازگشت به افغانستان کردند. ترکیه نیز، افغان‌ها را از مرزهای خود رانده تعداد زیادی را مستقیم به افغانستان بازگردانده است؛ در حالی‌که در اکثر موارد ادعای آن‌ها مبنی بر نیاز به حفاظت به‌صورت کافی بررسی نشده یا اصلا چنین کاری صورت نگرفته است. در اروپا، آلمان به مقامات طالبان اجازه داده است به این کشور برای تسهیل اخراج مهاجران افغان، سفر کنند. در ماه جون ۲۰۲۶، مقامات اتحادیه‌ی اروپا نیز هیئتی از طالبان را به بروکسل دعوت کردند تا در مورد بازگرداندن اجباری پناهندگان افغان از کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا، با آن‌ها دیدار و گفت‌وگو کنند.

بسیاری از بازگشت‌کنندگان، در حاکمیت طالبان با خطرهای جدی مواجه‌اند. زنان و دختران، خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر، کارمندان دولت پیشین، اعضای جامعه‌ی رنگین کمانی، اعضای اقلیت‌های مذهبی و کسانی که طالبان آن‌ها را منتقد خود می‌دانند، بصورت مشخص با خطر مواجه‌اند.

بازگرداندن اجباری این اصل را نقض می‌کند که هیچ کس نباید به مکانی بازگردانده شود که در آنجا با تهدید آزار و اذیت، شکنجه و آسیب‌های جدی دیگر مواجه خواهد بود.

دیوان کیفری بین‌المللی در جولای ۲۰۲۵ حکم عمومی جلب دو رهبر ارشد طالبان را به اتهام ارتکاب جرایم علیه بشریت مبتنی بر جنسیت، صادر کرد. هیچ یک از این مقامات تا کنون دستگیر نشده‌اند. دادستان دیوان کیفری بین‌المللی تحقیق در مورد نیروهای حکومت پیشین افغانستان و نظامیان امریکایی را «از اولویت خارج کرد». برای ارتکاب جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت از سوی طالبان، حکومت پیشین افغانستان و نیروهای بین‌المللی نظیر نظامیان بریتانیایی، امریکایی و استرالیایی در جریان چند دهه در افغانستان، تا کنون تقریبا هیچ پاسخگویی در کار نبوده است.‌(هرچند دولت استرالیا پیشرفت محدودی در این زمینه داشته است) دولت‌ها باید از سازوکار مستقل تحقیقی برای افغانستان که از سوی سازمان ملل در اکتبر ۲۰۲۵ ایجاد شد، پشتیبانی کنند. این نهاد ماموریت دارد در مورد جرایم جدی تحقیق انجام دهد و شواهد جرایم بین‌المللی تمام طرف‌ها را که چه در گذشته ارتکاب یافته و چه در حال حاضر اتفاق می‌افتد، گردآوری، یکپارچه‌سازی و نگه‌داری کند و نیز برای روندهای محاکمات جزایی در آینده، دوسیه تشکیل دهد.

بحران حقوق بشری و بشردوستانه در افغانستان گسترده است. پنج سال گذشته، موارد تازه‌‌ی نقض حقوق بشر و رنج را به این تاریخچه افزوده است. این نقض‌ها و رنج‌ها، به شکل‌هایی که به سادگی به تصویر کشیده نمی‌شوند، خود را نمایان می‌کنند: سال‌های آموزشی و تحصیلی از دست رفته و نابودی رویاهای میلیون‌ها دختر؛ آسیب‌های مزمن ناشی از بازداشت خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی قهری؛ فقدان اجرای عدالت برای جرایم گذشته؛ و فقدان حفاظت از مهاجران و پناهندگان.

مسلما، صرفا محکوم کردن بین‌المللی تاثیر چندانی بر تغییر سیاست‌های جنایت‌کارانه طلبان و یا جمهوری اسلامی و غیره ندارد.

حکومت طالبان پنج سالگی حاکمیت خود بر افغانستان را با تاکید بر برقراری امنیت و آزادی در این کشور جشن گرفت، هم‌زمان سازمان ملل اعلام کرد طالبان طی این مدت بیش از ۱۰۰ فرمان محدودکننده حقوق زنان صادر کرده و هشدار داد کاهش منابع مالی، فعالیت بسیاری از سازمان‌های حمایت از زنان را در معرض توقف قرار داده است. مقام‌های طالبان در پنجمین سالگرد بازگشت این گروه به قدرت، وضعیت کنونی افغانستان را نشانه دستیابی به آزادی و امنیت توصیف کردند. منتقدان در مقابل، تشدید محدودیت‌ها در این کشور، به‌ویژه محدودیت‌های اعمال‌شده علیه زنان و دختران را مورد انتقاد قرار داده‌اند. سازمان ملل همزمان از کشورهای کمک‌کننده خواست تامین مالی برنامه‌های مرتبط با زنان در افغانستان را کاهش ندهند. این سازمان هشدار داد کاهش کمک‌ها، شرایط زنان را در کشوری که وضعیت آنان هم‌اکنون بدترین شرایط در جهان توصیف شده است، دشوارتر خواهد کرد. سوزان فرگوسن، نماینده ویژه بخش زنان سازمان ملل در افغانستان در این باره اعلام نمود که طالبان از زمان بازگشت به قدرت بیش از ۱۰۰ فرمان محدودکننده حقوق زنان صادر کرده است. این محدودیت‌ها تقریبا تمامی ابعاد زندگی روزمره زنان، از آموزش و اشتغال تا آزادی رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات درمانی و عدالت را دربر می‌گیرد. دختران در افغانستان اجازه تحصیل در مدارس متوسطه و دانشگاه‌ها را ندارند. بر اساس نظرسنجی بخش زنان سازمان ملل از سه هزار و ۲۰۰ زن، بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان تنها یک یا دو بار در ماه از خانه خارج می‌شوند. هفت نفر از هر ۱۰ زن نیز وضعیت سلامت روان خود را بد یا بسیار بد ارزیابی کرده‌اند. فرگوسن همچنین درباره پیامدهای کمبود منابع مالی هشدار داد. بر اساس بررسی انجام‌شده در ماه آوریل، بیش از نیمی از ۷۴ سازمان فعال در حوزه زنان احتمالا طی یک سال آینده ناچار خواهند شد فعالیت خود را تعلیق کنند یا به‌طور کامل تعطیل شوند. این وضعیت در حالی ادامه دارد که به گفته فرگوسن، پس از پنج سال حاکمیت طالبان شرایط زنان در افغانستان به‌طور مستمر وخیم‌تر شده و نیاز به فعالیت سازمان‌های حمایت از زنان افزایش یافته است.

 

 

جنگ‌جویان طالبان در حال شلیک هوایی برای پراکنده‌ کردن زنان معترض در کابل، افغانستان. ۱۳ آگست ۲۰۲۲© عکس از آژانس خبرگزاری فرانسه، برگرفته از گیتی ایمیجز/وکیل کوهسار.

 

نتیجه‌گیری

طالبان، در حالی پنجمین سال بازگشت خود به قدرت در افغانستان را جشن می‌گیرد که در پنج سال پس از سقوط دولت پیشین، تنها روسیه حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و تحریم‌های بین‌المللی هم‌چنان برقرار است. سرکوب سیستماتیک و گسترده علیه زنان و دختران نیز ادامه دارد؛ آن‌ها از بسیاری از اماکن عمومی و مشاغل محروم‌اند و تحصیل دختران بالاتر از ۱۲ سال ممنوع است.

طالبان ممکن است در کابل قدرت را به شدت در دست داشته باشند، اما در جاهای دیگر شرایط به گونه‌ای دیگر است و با بحران‌هایی در داخل و خارج از کشور روبه‌رو هستند. آن‌ها با یک درگیری‌ و نه یک جنگ آشکار با پاکستان روبه‌رو هستند، موج جدیدی از حملات گروه‌های مسلح که می‌خواهند آن‌ها را سرنگون کنند، دست و پنجه نرم می‌کنند. علاوه بر این، بیکاری گسترده، انزوای بین‌المللی و نارضایتی فزاینده داخلی، طالبان با جدی‌ترین تهدیدات خود از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱  مواجه کرده است.

هنوز خیلی زود است که بگوییم آیا همه این چالش‌ها تشدید می‌شوند و بقای آن‌ها را به‌عنوان یک نیروی حاکم تهدید می‌کنند یا خیر. با این حال، تهدیداتی که آن‌ها با آن مواجه هستند، ظاهر امنیت و ثباتی که طالبان به‌عنوان دستاورد اصلی خود -‌و نقطه فروش اصلی خود به جهان‌- اعلام کرده‌، ترک برداشته است.

در حالی که طالبان در حال آماده‌سازی کابل برای جشن‌ها در روز پنج‌شنبه بود، یک گروه مقاومت مسئولیت قتل شهردار طالبان در یک مرکز استان در شمال افغانستان را بر عهده گرفت. دو هفته قبل، یک مقام دیگر طالبان در همان استان ترور شده بود. طالبان جامعه افغانستان را در خفقانی نگه داشته که هیچ‌کس را در امان نمی‌گذارد. دختران و زنان با محدودیت‌هایی روبه‌رو هستند که در هیچ جای دیگر جهان دیده نشده است. اقلیت‌های مذهبی شاهد تعطیلی اجباری عبادتگاه‌های خود هستند. هر کسی که انتقاد کند سرکوب می‌شود. حتی اعضای کارکنان سازمان ملل متحد با دستگیری روبه‌رو هستند. روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق بشر از ناپدید شدن اجباری رنج می‌برند.

جمعیت عظیمی از جوانان بیکار افغان، زمینه مساعدی برای رادیکال شدن هستند، به خصوص که فرصت‌های اقتصادی تقریبا وجود ندارند. و با افزایش خصومت بین پاکستان و افغانستان، مشخص نیست چه کسی ممکن است به کمک طالبان بیاید. پنج سال گذشته تا حدودی قابل پیش‌بینی بوده و به تقریبا دو دهه جنگ پایان داده است، که بسیاری از افغان‌ها، با وجود سختی‌ها و سرکوب‌های عظیم، از آن استقبال کرده‌اند. اما کشور هم‌چنان ویران است و صلح شکننده در حال حاضر در معرض خطر است.

امیرخان متقی، وزیر امور خارجه افغانستان، مدعی‌ست که «بزرگ‌ترین دستاوردی که در پنج سال گذشته داشته‌ایم، امنیت است.»

دولت‌های منطقه و ترکیه و اروپا، سیاست‌های به غایت غیرانسانی و نژادپرستانه علیه پناهندگان و مهاجرین افغان دارند. در صورتی که طبق قوانین کنوانسیون ژنو درباره پناهندگان، هر شهروند زن و مرد، پیر و جوانی که از حاکمیت طالبان فرار می‌کنند این قانون شامل حال همه آن‌ها می‌شود. اما متاسفانه امروز هیچ دولت سرمایه‌داری جهان، از دولت‌های استبدادی گرفته تا دموکرات غربی، کم‌ترین اهمیتی به قوانین و میثاق‌های بین‌المللی که به نفع بشر و محیط زیست است نمی‌دهند. هم و غم اصلی آن‌ها را حفظ حاکمیت و حفاظت از سرمایه گرفته است.

فشارهای روانی، انزوای شدید و فقدان افق روشن، جوانان افغان را به مرز ناامیدی کشانده است. جهش بی‌سابقۀ آمار خودکشی و رفتارهای پرخطر در میان نسلی پدیدار شده است که تمام درها را به روی خود بسته می‌بیند. در کنار روایت‌های تلخ فردی، تحریم‌های بین‌المللی، گرسنگی فراگیر و از کار افتادن سیستم بانکی سبب شده که حتی یک زندگی ساده نیز پرهزینه و غیرممکن شود.

با این حال و با وجود سرکوب سیستمایتک زنان توسط طالبان «نان، کار، آزادی»، شعار زنانی قرار گرفت که با وجود نظارت، تهدیدات و بازداشت‌ها، به اعتراضات خود ادامه می‌دادند. مقاومت آن‌ها روشن‌ترین یادآوری است که نشان می‌دهد زنان افغان، در نقش رهبری ظاهر شدند و حقوق خود را مطالبه کردند و بعد از این هم خواهند کرد!

یک‌شنبه بیست و پنجم مرداد 1405-شانزدهم آگوست 2026

 

ضمیمه:

*مصاحبه با یک فاحشه از اسلام آباد*

یک زن پیش از فاحشگی چه مراحلی را طی می‌کند؟

برای نوشتن در این مورد، دوستی از اسلام‌آباد قرار ملاقاتی با یک فاحشه برایم ترتیب داد. من از لیاح به اسلام‌آباد سفر کردم و دوستم مرا به منطقه‌ای پرجمعیت برد. پس از گذر از کوچه‌های باریک و کم‌نور، جلوی خانه‌ای ایستادیم و در زدیم.

زنی زیبا در را باز و مودبانه به ما سلام کرد، درست مثل یک فاحشه سنتی اهل لکنو. دوستم مرا همان‌جا گذاشت و رفت.

فاحشه مرا به درون برد و اشاره کرد روی مبل بنشینم. خودش هم روی مبل روبرویی نشست. از گوشه چشمم به او نگاه کردم. او به طرز خیره کننده‌ای زیبا بود.

در حالی‌که لیوانی آب به من می‌داد، گفت:

«آقا دوستتان گفت شما نویسنده اید»

با غروری فروتنانه پاسخ دادم:

«خب… من فقط تلاش می‌کنم کلمات شکسته را کنار هم بچینم»

در حالی‌که مستقیم به چشمانم نگاه می‌کرد پرسید:

«چرا این همه راه از لیه به اسلام‌آباد سفر کردی تا درباره یک فاحشه بنویسی؟ می‌توانستی صدها فاحشه را هم در لیه پیدا کنی»

با خشم به او خیره شدم.

پیشاز آن‌که بتوانم پاسخی دهم، پُک بلندی از سیگارش زد و در حالی‌که حلقه‌ای از دود بی‌نقص را از لب‌های زیبایش فوت می‌کرد گفت:

«آقا به نظر من شما یک نویسنده‌ دست دوم هستید،

یک نویسنده‌ واقعی با دقت به اتفاقات اطرافش نگاه می‌کند»

سخنان او عرق بر پیشانی‌ام نشاند اما از سخنان حکیمانه و روشنگرانه‌اش شوکه شده بودم.

همین‌طور که سخن می گفت، گونه‌هایش از خشم سرخ شده بود. جرعه‌ای آب نوشید و ادامه داد:

«آقا در این جامعه، قاضی عدالت را می‌فروشد ولی فقط زنی که بدنش را می‌فروشد تحقیر می شود

سیاستمداران وجدان خود را می‌فروشند ولی شما آن‌ها را رهبر می‌نامید.

اما تجارت بدن یک فاحشه درمانده، قلب شما را جریحه‌دار می‌کند»

«پزشکان این‌جا از مرگ سود می‌برند ولی شما آن را حرفه‌ای شریف می‌نامید.

وکلا و پلیس رشوه می‌گیرند و پرونده‌های ساختگی تشکیل می‌دهند،

پلیس در برخوردهای ساختگی بی‌گناهان را می‌کشد،

افرادی که در وفاداری به کشور سوگند یاد می‌کنند، از پشت به آن خنجر می‌زنند.

قوانین زیر پا گذاشته می‌شوند تا دولت‌ها ساخته یا سرنگون شوند»

«منابع و مشاغل ملت در روز روشن مصادره می‌شوند

کشور از نظر اقتصادی فلج شده

دولتی در درون دولت ایجاد می‌شود.

کسانی که حقوق خود را مطالبه می‌کنند خائن نامیده می‌شوند

رسانه‌ها روز را به شب تبدیل می‌کنند.

روزنامه‌نگاران قلم‌های خود را به چند سکه می‌فروشند»

«معلمان با آینده کودکان بازی می‌کنند.

آموزش و پرورش اکنون فقط یک تجارت دیگر است.

همه چیز از بالا تا پایین برای فروش است

هر بخشی در این کشور بوی فساد می‌دهد اما فقط فاحشه منفور است،

کسی که بدن خود را می‌فروشد تا آتش درون شکمش را شعله‌ورتر کند»

همینطور که گوش می‌دادم، عرق از چین و چروک پیشانی‌ام جاری شد،

درست مثل بارانی که از سقف چکه‌کن خانه‌ یک مرد فقیر می‌چکد.

او یک دستمال کاغذی به من داد و گفت:

«آقا…

در جامعه‌ای که شما در آن زندگی می‌کنید وجود فاحشه چیزی جز یک نعمت نیست»

به حرف‌هایش لبخند کمرنگی زدم و با خودم فکر کردم:

«او فقط دارد از حرفه‌ فحشای خودش دفاع می‌کند»

ادامه داد:

«اگر ما فاحشه‌ها آتش این مردان گرگ‌نما را سرد نکنیم،

آن‌ها دختران بی‌گناه حوا را غارت می‌کنند،

معصومیت آنها را له می‌کنند و گوشت بدنشان را می‌درند»

من این همه راه را از لیّا با سوالات زیادی در ذهن آمده بودم،

اما حالا همه آن‌ها ناپدید شده بودند

او هم‌چنان صحبت می‌کرد، و من که خودم را نویسنده و روشنفکر می‌دانستم،

در برابر خرد یک فاحشه زبانم بند آمده بود

بلند شد، کنارم نشست و پرسید:

«آقا تا حالا دیده‌اید سگی آب بنوشد؟»

از این پرسش ناگهانی تعجب کردم و گفتم: «بله»

او پُکی از سیگارش زد، نزدیک‌تر خم شد و گفت:

«آقا…

همان آدم‌های محترم این شهر که ردای قدیسی به تن دارند تا امثال شما را گول بزنند،

وقتی پیش ما می‌آیند،

پاهایمان را مثل سگی که آب را می‌مکد لیس می‌زنند»

سپس به ساعت دیواری نگاه کرد و من آرام بلند شدم و به سمت در رفتم

از پشت سر مرا صدا زد:

«آقا…

اگر واقعاً می‌خواهی نویسنده شوی،

در مورد زنانی که بدن خود را می‌فروشند ننویس، درباره کسانی بنویس که وجدان خود را می‌فروشند.

آنوقت دیگر لازم نیست از لیه به اسلام‌آباد سفر کنی»

«در قلمت شجاعت پیدا کن»

*آیا حرف اشتباهی زد؟*

او آینه‌ای دربرابر من و کل جامعه‌مان گرفت

“لی هونگ ”

برگرفته از صفحه خانم سوسن آزادی