تلاش بغداد برای ایجاد تعادل بین ایران و آمریکا و ترجمه ای دیگر

تلاش بغداد برای ایجاد تعادل بین ایران و آمریکا

دمیتری نفیودوف (Dmitry NEFYODOV)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بین‌المللی

ا. م. شیری- کف‌گیر رژیم تروریستی آمریکا به ته دیگ خورده یا مقامات جمهوری اسلامی را احمق تصور می‌کند؟ بنظرم، هر دو!

رژیم امپراتوری آمریکا که با حمله به میهن ما- ایران، خود را در باتلاق خودساخته گرفتار کرده‌ است، در تلاش برای خروج از آن، هر بار یکی از ایادی و عوامل خانه‌زادش را واسطه قرار می‌دهد. بعد از البوسعیدی، وزیر خارجۀ عمان و مقامات ایالت‌های قطر و پاکستان، بویژه، افراد معلوم‌الحالی مانند نواز شریف و آصم منیر، اکنون علی‌الزیدی، یکی از نایب‌السطنه‌های مفلوک استعمار آمریکا در عراق را واسطه قرار داده است. در این واقعیت که امپریالیسم آمریکا را احمقان اداره می‌کنند، جای تردید نیست. اما اینکه مقامات جمهوری اسلامی را همچو خود می‌پندارند، درست است. زیرا، «کافر همه را به به کیش خود پندارد». و این واقعیت را مقامات ایران با عقب‌نشینی‌های یکی پس از دیگری خود ثابت کرده‌اند. بویژه، با اینکه آمریکا با هر بار «شل کن- سفت کن»های خود، ضربات ویرانگر و تلفات جبران‌ناپذیری به میهن ما وارد می‌کند، اما مقامات کشور مدام عقب‌نشینی می‌کنند، خود نشانۀ آشکار چنین مدعاست. نفس دیدار و گفتگو با «محلل‌های» آمریکایی، صرفنظر از نتیجۀ آن‌، خودش یک عقب‌نشینی مهلک محسوب می‌شود. و عجیب‌تر اینکه، چرا مقامات کشور ما بجای بهره‌گیری از کمک کشورهای تأثیرگذار هم در سیاست و هم در عرصه‌های اقتصادی و نظامی جهان، به واسطه‌گری کشورهایی تن می‌دهند که خودشان مستعمرۀ آمریکا و مقامات‌شان منصوب آن هستند. در این زمینه، می‌توان گفت که عراق حتی از عربستان سعودی هم مستعمره‌تر است. بگونه‌ای که آمریکا از سال ٢٠٠٣ نفت عراق را می‌فروشد و با پول آن، فقط حقوق مقامات و کارکنان دولتی و هزینه‌های ‌روزمرۀ عراق را می‌پردازد. از قضا، مشکل اصلی عراق در عدم پرداخت بدهی‌هایش به ایران، به دلیل اخلالگری‌های آمریکاست.

با این اوصاف، اگر مقامات جمهوری اسلامی ایران یک بار دیگر بر سر برنامه‌های هسته‌‌ای و موشکی (دفاعی) یا تنگۀ هرمز به مذاکره با آمریکا تن دهند، در واقع، عامدانه به میهن و ملت خیانت می‌کنند. در این صورت، باید خود را آمادۀ پاسخگویی بکنند؛ پاسخگویی به جرم حیانت!

***

طرح‌های بلندپروازانه برای تنوع‌بخشی به صادرات منابع انرژی عراق ممکن است هرگز عملی نشوند

علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق حدود یک هفته پس از سفر به آن سوی اقیانوس، به همراه فؤاد حسین، وزیر امور خارجه و شماری دیگر از مقام‌های بلندپایه، راهی ایران شد تا در شرایط افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای، به حفظ توازن شکنندۀ منطقه‌ای کمک کند.

الزیدی از ایران به‌خاطر حمایت در مبارزه با گروه تروریستی «دولت اسلامی» (داعش) قدردانی کرد و بر پایبندی بغداد به همکاری با تهران در حوزۀ امنیتی تأکید نمود. از دیگر موضوعات مطرح‌شده، ایجاد سازوکاری برای فعالیت کمیتۀ مشترک همکاری‌های اقتصادی بود.

در پایان این سفر، طرفین توافق کردند که ساخت پروژۀ دیرپای راه‌آهن بصره-شلمچه را به پایان برسانند. در زمینۀ حل مشکلات زیست‌محیطی مانند خشکسالی نیز همکاری کنند و همچنین یک سند راهبردی برای گسترش همکاری‌ها در حوزه‌های مختلف تدوین نمایند.

حجم مبادلات تجاری دو کشور اکنون از ۱۲ میلیارد دلار در سال فراتر رفته و روند رو به رشد دارد. همچنین برنامه‌ریزی شده است خط‌آهن کرمانشاه–بغداد ساخته شود که شهر خانقین عراق را به خسروی ایران متصل خواهد کرد. پیش‌تر در ماه ژوئیه، منوچهر حبیبی، استاندار کرمانشاه، اعلام کرده بود که حدود ۴۰ درصد صادرات ایران به عراق از طریق این استان مرزی انجام می‌شود و خواستار تسریع در ساخت این خط‌آهن شده بود.

الزیدی علاوه بر مذاکرات اصلی با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در ۲۳ ژوئیه با رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدباقر قالیباف، و رئیس قوۀ قضائیه، غلامحسین محسنی اژه‌ای نیز دیدار کرد. (در کنار وزیر امور خارجه، عباس عراقچی، قالیباف یکی از مذاکره‌کنندگان اصلی ایران در تماس‌ها با کاخ سفید به شمار می‌رود.) در این دیدارها، روابط دوجانبه و تحولات منطقه مورد بررسی قرار گرفت.

به گفتۀ عباس عراقچی، مراسم بزرگ راه‌پیمایی اربعین در سال جاری با شکوه بیش از گذشته برگزار خواهد شد که نشان‌دهندۀ اهمیت بُعد مذهبی و زیارتی در روابط ایران و عراق است.

الزیدی پیش از ترک بغداد در شبکه‌های اجتماعی نوشت که عراق و ایران «با پیوندهای تاریخی و تمدنی، مرزهای مشترک و منافع مشترک به یکدیگر گره خورده‌اند».

بر اساس گزارش رسانه‌های محلی، سفر الزیدی به ترکیه نیز در دست بررسی است، هرچند زمان دقیق آن هنوز اعلام نشده است.

ایران حدود یک‌سوم نیاز عراق به برق و گاز طبیعی را تأمین می‌کند، هرچند در سال‌های اخیر این صادرات بارها به دلیل فشار تحریم‌های آمریکا، افزایش تقاضای داخلی در ایران و اختلافات بر سر پرداخت‌ها با وقفه روبه‌رو شده است.

دولت دونالد ترامپ، در مارس ۲۰۲۵، مجوزی را که از سال ۲۰۱۸ به عراق اجازه می‌داد از ایران برق وارد کند، لغو کرد. اما ظاهراً مجوز واردات سوخت ایران همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگرچه توافق‌های ایران و عراق عمدتاً بر مسائل اقتصادی متمرکز بود، اما برخی موضوعات حل‌نشده در روابط دو کشور، از جمله آیندۀ گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران در عراق خارج، از دستور کار رسمی باقی ماند.

الزیدی وعده داد که گروه‌های شبه‌نظامی نزدیک به ایران را که از تحویل سلاح خودداری می‌کنند، از جمله کتائب حزب‌الله، در ساختارهای رسمی ادغام کرده و خلع سلاح کند.

از سوی دیگر، ایران همچنان مواضع گروه‌های مسلح وابسته به احزاب مخالف کُرد، از جمله کومله و پژاک (حزب آزادی کردستان) و برخی گروه‌های دیگر را که در آن سوی مرز و در قلمرو اقلیم کردستان عراق با مرکزیت اربیل مستقر هستند، هدف حملات خود قرار می‌دهد.

به گفتۀ علی الزیدی، امنیت دو کشور «مشترک» است و بغداد اجازه نخواهد داد از خاک عراق برای حمله به ایران استفاده شود. در ۲۲ ژوئیه، مظهر صالح، مشاور مالی نخست‌وزیر عراق، اعلام کرد که از آغاز عملیات «خشم حماسی»، عراق به دلیل کاهش صادرات نفت از طریق تنگۀ هرمز، بیش از ۴۰ میلیارد دلار زیان دیده است. همچنین، موضع‌گیری علنی عباس عراقچی در فاصله گرفتن از روایت مربوط به نقش میانجی‌گرانۀ بغداد نیز قابل توجه است. زیرا، تهران برای ارتباط با کاخ سفید با کمبود کانال‌های ارتباطی روبه‌رو نیست.

از برخی اشارات دونالد ترامپ می‌توان چنین فهمید که در چارچوب یک عملیات زمینی فرضی، احتمال اعزام نیروهای هوابرد به بهانۀ «حفاظت» از چاه‌ها و خطوط لولۀ نفت و گاز در منطقۀ خلیج فارس و مرز ایران منتفی نیست. وی در دیدار ۱۴ ژوئیه با علی الزیدی اظهار داشت: «آمریکا معتقد است که دیگر به استقرار نیروهای آمریکایی در عراق نیازی نیست».

با این حال، او احتمال مداخله در آینده را نیز رد نکرد و افزود: «…فکر نمی‌کنیم که به حضور نظامی در آنجا نیاز داشته باشیم. این یک عملیات بسیار گسترده است. اکنون شرکت‌های نفتی وارد عراق می‌شوند و قراردادهایی منعقد می‌کنند. ما آماده‌ایم به آن‌ها کمک کنیم و از آن‌ها حفاظت کنیم. اما تصور نمی‌کنیم که چنین اقدامی لازم باشد».

در مقابل، رهبر عراق اعلام کرد که تمام نیروهای آمریکایی باقی‌مانده در عراق تا پایان سپتامبر این کشور را ترک خواهند کرد. در حال حاضر حدود دو هزار نظامی آمریکایی همچنان در عراق حضور دارند که عمدتاً در پایگاه هوایی حریر در شمال عراق مستقر هستند. در این پایگاه ۱۴ فروند هواپیما و بالگرد نیروی هوایی آمریکا مستقر است. همچنین نیروهای آمریکایی در نزدیکی بغداد و سلیمانیه حضور دارند. تأسیسات پنتاگون در این مناطق، گاه‌وبیگاه هدف حملات نیروهای وابسته به ایران قرار می‌گیرد.

پیش‌تر واشنگتن موافقت بغداد را برای انجام سرمایه‌گذاری‌های کلان و بلندمدت شرکت‌های آمریکایی در بخش نفت و گاز عراق جلب کرده بود. به گفتۀ باسم محمد خضیر، وزیر نفت عراق، سفر علی الزیدی به آمریکا به دستیابی به توافق‌هایی با شرکت‌های آمریکایی به ارزش تا ۲۰۰ میلیارد دلار انجامید که هدف بخشی از آن‌ها افزایش تولید نفت عراق است. این توافق‌ها همچنین پروژه‌های نفتی را دربر می‌گیرد که تا اواسط ژوئیه سال جاری، شرکت‌های آمریکایی آنها را از بریتیش پترلیوم وEni  (یک شرکت انرژی یکپارچه) خریداری کرده بودند.

در هیوستون، علی الزیدی به توافق‌های اولیه‌ با شرکت‌های شورون، شل، هانیول، اکسون موبیل، هالیبرتون، کونوکوفیلیپس و ورنوا دست یافت. از جمله، با شرکت شورون قرارداد امتیاز و بهره‌برداری از میدان غرب القرنه-۲، بزرگ‌ترین میدان نفتی (نفت همراه با گاز) در استان بصره که شرکت روسی لوک‌اویل از اکتبر ۲۰۲۵ تحت فشار تحریم‌ها ناچار به ترک آن شده بود، امضا شد.

در مجموع، این توافق‌ها نزدیک به ۷۰ درصد از منابع نفت و گاز توسعه‌نیافتۀ عراق و بیش از ۵۵ درصد از منابع در حال بهره‌برداری این کشور را در بر می‌گیرد.

حدود ۹۰ درصد درآمدهای دولت عراق به صادرات نفت وابسته است و بودجۀ این کشور در سال جاری از ۱۵۰ میلیارد دلار فراتر می‌رود. در حال حاضر عراق توان تولید روزانه ۴٫۸ تا ۴٫۹ میلیون بشکه نفت دارد که یکی از بالاترین سطوح تولید در جهان به شمار می‌رود.

درگیری نظامی در خاورمیانه موجب شد تولید نفت عراق تقریباً ۵۰ درصد کاهش یابد. عواملی مانند محاصرۀ خلیج فارس و تنگۀ هرمز، حملات بدون تحریک قبلی دو طرف به بنادر عراق و مناطق مرزی با ایران، ظرفیت ناکافی خط لولۀ کرکوک به بنادر سوریه و اختلافات ترانزیتی با ترکیه در این کاهش نقش داشته‌اند.

اگر عراق در فوریه پیش از جنگ حدود ۹۳ میلیون بشکه نفت از طریق خلیج فارس صادر می‌کرد، این رقم در آوریل ۲۰۲۶ به ۱۰٫۵ میلیون بشکه سقوط کرد و اکنون نیز اندکی بیش از ۱۱ میلیون بشکه تولید می‌کند.

با این حال، از ماه مه، بغداد با اصرار بیشتری خواستار افزایش حدود ۲۵ درصدی سهمیۀ خود در چارچوب اوپک پلاس شده است. مذاکرات انجام‌شده در آمریکا نشان داد که واشنگتن با این پیشنهاد مخالف نیست.

عراق که بیش از ۱۲ درصد از منابع نفت و گاز جهان را در اختیار دارد، همچنین یکی از حلقه‌های مهم ترانزیتی در منطقه به شمار می‌رود. در جریان سفر الزیدی به آمریکا، وی با شرکت‌های یادشده و نیز با شرکت اکتشاف و مهندسی نفت و گاز «KBR»  مستقر در ایالت تگزاس، توافق‌نامه‌هایی امضا کرد که بر اساس آن‌ها قرار است ظرفیت خط لولۀ نفت کرکوک-حدیثه به بنادر سوری بانیاس-طرطوس با انشعابی به بندر طرابلس در شمال لبنان، تا ابتدا یا اواسط سال ۲۰۲۹، ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش یابد. هم‌زمان، ظرفیت این بنادر برای دریافت و بارگیری نفت نیز توسعه خواهد یافت.

تا سال ۲۰۳۲ نیز ظرفیت این مسیر ۲۰ تا ۲۵ درصد دیگر افزایش خواهد یافت که بخشی از آن از طریق احداث خط لولۀ بصره- حدیثه به طول ۷۰۰ کیلومتر تأمین می‌شود. همچنین در سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷ قرار است مطالعات مربوط به احداث خط یک لوله از عراق به بندر عقبه اردن در ساحل دریای سرخ انجام شود (۲).

هنوز مشخص نیست که این طرح‌های بلندپروازانه،  به‌طور نسبی، عملی خواهند شد یا خیر. با این حال، مقامات بغداد ناگزیر خواهند بود در مسائل مهم امنیت منطقه‌ای و همکاری‌های اقتصادیِ جدایی‌ناپذیر از آن، موضع ایران را در نظر بگیرند.

در ماه مه، عراق و پاکستان با ایران قراردادهایی برای واردات نفت و گاز طبیعی مایع  از خلیج فارس امضا کردند. این امر به‌منزلۀ نمایش توانایی تهران در کنترل ترانزیت از طریق تنگۀ هرمز تلقی شد.

یکی از مقامات دولتی بغداد به خبرگزاری رویترز گفت: «عراق متحد نزدیک ایران است و هرگونه وخامت اوضاع اقتصادی در عراق، به منافع اقتصادی ایران در این کشور نیز آسیب خواهد زد».

از این رو، می‌توان منطقی دانست که دولت الزیدی تا حد امکان از گرفتار شدن در ماجراجویی‌های ضدایرانیِ آمریکا و دیگر «بازها» (جریان‌های جنگ‌طلب) پرهیز کند. با این حال، اگر ترامپ و شرکایش تصمیم بگیرند دامنه تجاوز علیه ایران را با استفاده از کشورهای همسایه گسترش دهند، بعید است به این موضع بغداد اهمیت قائل شوند.

چند روز پیش نیز، در پی دور تازۀ تشدید تنش‌های نظامی در منطقه، شرکت‌های بین‌المللی انرژی فعال در اقلیم کردستان عراق، استخراج و صادرات نفت خود را به حالت تعلیق درآوردند.

یادداشت‌ها:

(۱)- در پایان سپتامبر ۲۰۲۴، واشنگتن و بغداد بر سر خروج تدریجی نیروهای آمریکاییِ باقی‌مانده در عراق تا سه‌ماهۀ پایانی سال ۲۰۲۶ به توافق رسیدند. با این حال، با توجه به تحولات کنونی پیرامون ایران، برخی ناظران بر این باورند که نیروهای اشغالگر ممکن است روند خروج نهایی خود را به تعویق بیندازند.

(۲)- شایان توجه است که در حال حاضر، آمریکا و عراق هیچ برنامه‌ای برای توسعۀ خط لولۀ کرکوک- قامشلی- جیهان در سواحل مدیترانه، همراه با انشعاب آن به بندر یومورتالیک در ترکیه، پیش‌بینی نکرده‌اند. احتمالاً آمریکا ترجیح می‌دهد محور ترانزیتی عراق-سوریه -لبنان را تقویت کند…

بنیاد فرهنگ راهبردی

https://wp.me/pQXdS-3xM

٣ مرداد-اسد ١۴٠۵

قیمت نفت به‌طور خودکار جهش خواهد کرد

ترامپ خواهد باخت، روسیه سود خواهد برد

ا. م. شیری- مترجم

از تشدید جدید جنگ با ایران چه انتظاری باید داشت؟ آیا اکنون نوبت حوثی‌ها فرارسیده است؟

درگیری میان آمریکا و ایران وارد مرحلۀ تازه‌ شده است. بامداد ۲۱ ژوئیه، جمهوری اسلامی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین و کویت حمله کرد. هم‌زمان، حوثی‌های یمن اعلام کردند که محاصرۀ دریایی عربستان سعودی را آغاز کرده‌اند و تنگۀ باب‌المندب را به روی نفتکش‌های سعودی بسته‌اند.

کارشناسانی که با NEWS.ru  گفت‌وگو کرده‌اند، بر این باورند که جهان در آستانۀ یک بحران جدید انرژی قرار گرفته است. این درگیری چگونه ادامه خواهد یافت و آیا این تشدید تنش به سود روسیه خواهد بود؟ گزارش NEWS.ru به بررسی این موضوع می‌پردازد.

چه اتفاقی در خاورمیانه در حال رخ دادن است؟

بامداد ۲۱ ژوئیه، پهپادهای تهاجمی ایران به پایگاه نظامی آمریکایی شیخ عیسی در بحرین حمله کردند. دفتر مطبوعاتی ارتش جمهوری اسلامی اعلام کرد که این عملیات در چند مرحله و با استفاده از پهپادهای «آرش» انجام شده است.

این حمله در پاسخ به موج تازۀ حملات نیروهای مسلح آمریکا به خاک ایران صورت گرفت. رسانه‌ها شب قبل، از وقوع انفجارهایی در بندرعباس، سیریک، چابهار، کنارک، اصفهان و شیراز خبر داده بودند.

علاوه بر این، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن را با موشک هدف قرار داده است. بنا بر این بیانیه، در نتیجۀ این حمله، یک مرکز راداری متعلق به یکی از سامانه‌های پدافند هوایی و همچنین یک جنگندۀ اف-١۵ مستقر در آشیانه، منهدم شده‌اند.

ایران و آمریکا از ۸ ژوئیه تاکنون به‌طور متقابل به یکدیگر حمله می‌کنند. روزی که نیروهای مسلح آمریکا، برای نخستین بار پس از امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران، به ایران حمله کردند و تهران را به دست داشتن در حملۀ به یک کشتی تجاری در تنگۀ هرمز متهم ساختند.

درست همان روز، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که آتش‌بس با تهران پایان یافته است.

آمریکا چه می‌خواهد؟

کنستانتین بلوخین، کارشناس علوم سیاسی و متخصص مسائل آمریکا، در گفت‌وگو با NEWS.ru  یادآور شد که بسیاری‌ها در غرب تفاهمنامه‌ میان آمریکا و ایران را به‌منزلۀ شکست واشنگتن تلقی کردند. بر اساس این تفاهمنامه، آمریکا متعهد شد بخشی از تحریم‌های ضدایرانی را کاهش دهد، نیروهای خود را از مناطق نزدیک به مرزهای جمهوری اسلامی خارج کند و در امور داخلی ایران مداخله نکند.

او گفت: «به نظر می‌رسد ترامپ این سند را امضا کرد تا پیش از حملۀ جدید به ایران فرصتی برای تجدید قوا به دست آورد. او ذخایر موشکی را افزایش داد، انبارهای پهپادها را تکمیل نمود، تدارکات نظامی را تقویت کرد و اکنون مرحلۀ دوم عملیات نظامی را آغاز کرده است».

بلوخین معتقد است که ترامپ در حال حاضر مصمم است پیش از انتخابات ماه نوامبر کنگرۀ آمریکا، بر ایران پیروز شود تا از این طریق موقعیت رهبری حزب جمهوری‌خواه را حفظ کند.

این کارشناس افزود: «اهداف ترامپ، شامل وادار کردن تهران به کنار گذاشتن برنامۀ هسته‌ای؛ بازگشایی تنگۀ هرمز و روی کار آوردن دولت همسو با آمریکا در ایران، تغییر نکرده است».

در مقابل، کیریل سمیونوف، کارشناس خاورمیانه و عضو شورای امور بین‌الملل روسیه، بر این باور است که ترامپ نه از سر قدرت، بلکه از سر ضعف، درگیری‌های نظامی را از سر گرفته است.

او توضیح داد: «هدف او پیروزی کامل بر ایران نیست. مأموریت اصلی‌اش این است که به هر شکل ممکن به نوعی صلح دست یابد تا بتواند آن را به رأی‌دهندگان خود به‌عنوان یک پیروزی عرضه کند. برای اینکه نتوانست یادداشت تفاهم ماه ژوئن را به‌عنوان یک موفقیت معرفی کند».

درگیری چگونه ممکن است ادامه یابد؟

در ایران این احتمال را منتفی نمی‌دانند که آمریکا در مرحلۀ جدید درگیری تصمیم بگیرد به عملیات زمینی دست بزند و به خاک جمهوری اسلامی ایران حمله کند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران، هشدار داد: «آن‌ها پیامدهای این اقدام را خواهند دید. فکر می‌کنم افراد زیادی منتظرند تا از آمریکایی‌ها به گرمی استقبال استقبال کنند».

اما بلوخین تردید دارد که واشنگتن واقعاً دست به چنین عملیاتی بزند.

او گفت: «اولاً، چنین عملیاتی بسیار پرهزینه است. انتقال نیروی نظامی کافی برای غلبه بر ارتش تقریباً یک‌میلیونی ایران که در خاک خود می‌جنگد، بسیار دشوار خواهد بود. ثانیاً، تلفات انسانی بسیار زیادی به همراه خواهد داشت که به محبوبیت ترامپ و جمهوری‌خواهان آسیب می‌زند. ثالثاً، ترامپ عملاً متحدان قابل‌توجهی ندارد. بنابراین، او مانند گذشته عمدتاً با استفاده از موشک‌ها به جنگ با ایران ادامه خواهد داد».

همچنین فرهاد ابراهیموف، کارشناس علوم سیاسی و مسائل خاورمیانه، در گفت‌وگو با NEWS.ru  اظهار داشت که برخلاف تصور، اگر آمریکا عملیات زمینی را آغاز کند، این موضوع بیش از آنکه به سود آمریکا باشد، به نفع ایران خواهد بود.

او توضیح داد: «در مرحلۀ بهاری این درگیری، تقریباً تمام سامانه‌های پدافند هوایی ایران از کار افتاد. بنابراین، دفاع در برابر حملات هوایی برای ایران دشوار شده است. اما جنگ زمینی برای ایران سودمندتر است. زیرا، در این عرصه از برتری آشکار برخوردار است».

با این حال، به گفتۀ او، هر دو طرف در دورۀ آتش‌بس «اشتباهات خود را بررسی و اصلاح کرده‌اند». از این رو، ارزیابی اینکه اکنون کدام طرف از نظر نظامی برتر است، کار آسانی نیست.

اما سمیونوف نظر دیگری دارد. به گفتۀ او، تهران در مرحلۀ دوم این درگیری، نسبت به رقبای خود با اعتماد به نفس بیشتری عمل خواهد کرد.

او گفت: «تهران به سمت تشدید تنش‌ها رفت. زیرا، اکنون از نظر نظامی در موقعیت قوی‌تری قرار دارد. نخست اینکه، آمریکا دیگر از اسرائیل حمایت نمی‌کند. دوم اینکه، من اطمینان دارم اگر تهران تنگۀ هرمز را دوباره باز کند، ترامپ فوراً به این درگیری پایان خواهد داد. به بیان دیگر، او حتی به حداقل امتیازات از سوی ایران نیز رضایت خواهد داد».

آیا بحران جدید انرژی در راه است؟

در پی تشدید دوبارۀ تنش‌ها در خاورمیانه، متحدان ایران، یعنی حوثی‌های یمن، اعلام کردند که محاصره دریایی عربستان سعودی را آغاز کرده و تنگۀ باب‌المندب را به روی کشتی‌های این کشور بسته‌اند.

آن‌ها این اقدام را پاسخی به «محاصرۀ ناعادلانه و سرکوبگرانه» مردم یمن دانستند. محاصرۀ یمن نزدیک به ۱۲ سال ادامه داشته و طی آن، به گفتۀ حوثی‌ها، «منابع کشور غارت شده و بنادر دریایی و فرودگاه‌های یمن نیز مسدود شده‌اند».

روزنامۀ وال‌استریت ژورنال متذکر شد که پس از بسته شدن تنگۀ هرمز، تنگۀ باب‌المندب مهم‌ترین مسیر عربستان برای دور زدن این محدودیت بود. این کشور از طریق این گذرگاه می‌توانست بخشی از صادرات نفت خود را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کند.

تنگۀ باب‌المندب یک گذرگاه راهبردی دریایی است که حدود ۱۲ درصد تجارت دریایی نفت جهان و ۸ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع از آن عبور می‌کند.

الکساندر فرولوف، تحلیلگر مؤسسۀ ملی انرژی، در گفت‌وگو با NEWS.ru  یادآور شد که حوثی‌ها پیش‌تر نیز در سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ این مسیر دریایی را مسدود کرده بودند. در آن زمان، نفتکش‌ها مجبور شدند از مسیر دماغۀ امید نیک در جنوب آفریقا عبور کنند. این تغییر مسیر، به دلیل افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، باعث بالا رفتن قیمت نفت شد، اما موجب کمبود عرضۀ در بازار نشد.

با این حال، به اعتقاد او، این بار پیامدها می‌تواند بسیار جدی‌تر باشد.

او گفت: «آنچه بیش از همه مرا نگران کرد، اظهارات حوثی‌های یمن بود، که گفتند: «ما عربستان سعودی را محاصره می‌کنیم». گمان می‌کنم منظور آن‌ها دیگر فقط بستن تنگۀ باب‌المندب نیست، بلکه احتمالاً حمله به بنادر عربستان در دریای سرخ نیز در دستور کار آن‌ها قرار دارد. اگر حوثی‌ها بتوانند عربستان را به طور کامل از مسیرهای دریایی محروم کنند، وقوع یک بحران جهانی انرژی تقریباً اجتناب‌ناپذیر خواهد بود».

فرولوف همچنین یادآور شد که پیش از آغاز درگیری‌های اخیر در خاورمیانه، عربستان سعودی روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت به بازار جهانی صادر می‌کرد، اما پس از بسته شدن تنگۀ هرمز، صادرات این کشور به حدود ۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.

او افزود: «اگر عربستان سعودی به طور کامل از چرخۀ صادرات نفت خارج شود، بحران بسیار شدیدی ایجاد خواهد شد. زیرا، این کشور یکی از سه تأمین‌کنندۀ اصلی نفت در بازار جهانی است».

به گفتۀ فرولوف، در حال حاضر بخشی از کمبود نفت در بازار جهانی از طریق عرضۀ نفت از ذخایر راهبردی آمریکا و ژاپن، کشورهایی که این ذخایر را با تخفیف به بازار عرضه می‌کنند، جبران می‌شود.

او اظهار داشت: «آن‌ها قصد دارند تا پایان ماه ژوئیه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر خود را به فروش برسانند. اما پس از آن، هم ذخایر و هم تخفیف‌ها به پایان خواهد رسید. در نتیجه، کمبود سوخت در بازار ایجاد می‌شود و طبیعتاً قیمت‌ها افزایش خواهد یافت».

به باور فرولوف، چنین وضعیتی در بلندمدت می‌تواند برای روسیه سودمند باشد.

او در پایان گفت: «کمبود نفت به طور خودکار باعث افزایش قیمت‌ها خواهد شد. در نتیجه، شرکت‌های نفتی روسیه درآمد بیشتری کسب خواهند کرد و به دنبال آن، درآمدهای بودجۀ دولت روسیه نیز دوباره افزایش خواهد یافت».

برگرفته از: «دزن.رو»

https://wp.me/pQXdS-3xD

٣ مرداد-اسد ١۴٠۵