رویارویی ابرقدرتها تشدید میشود
والنتین ملیکوف- ملکاوف (Valentin Melikov)
ا. م. شیری- اینکه نیروهای دفاعی میهن چشمها و اعصاب (پایگاههای تروریستی) آمریکا را در ولایات آن در حوزۀ خلیج فارس و غرب آسیا هدف قرار داد و میدهد، بسیار خوب است، اما کافی نیست. زیرا، هنوز مکانهای زیاد دیگری هم هستند که نباید از ضربات رزمندگان مدافع کشور در امان بماند و آنها، همانطور که پیشترها نیز بارها گفتهام (نوشتهام)، سفارتخانهها و کنسولگریهای امپریالیسم آمریکا در منطقه و در تمام کشورهای همسایه هستند که خاک آمریکا محسوب میشوند. بنابراین، با توجه به اینکه رژیم تروریستی-فاشیستی امپریالیسم آمریکا در کمال بیاعتنایی به تمام قوانین و قواعد، موازین و مقررات انسانی و بینالمللی خاک میهن ما را هدف حملات تروریستی خود قرار میدهد، نیروهای دفاعی ما نیز حق دارند و باید بعنوان مقابله به مثل، همۀ آنها را هدف موشکها و پهپادهای ویرانگر خود قرار دهند. بویژه اینکه، سفارتخانهها و کنسولگریهای امپریالیسم آمریکا هرگز دفاتر دیپلوماتیک نبوده، بلکه مراکز اصلی توطئه و دسیسه، خرابکاری و مزدورگیری، جاسوسی و تربیت کادر برای ستون پنجم در کشورهای مختلف هستند. برزگترین سفارتخانههای آمریکا در جهان واقع در بغداد و ایروان، پایتختهای دو کشور کوچک با جمعیت کم عراق و ارمنستان، نمونۀ آشکار این مدعا هستند.
مطالب مرتبط:
ــ برخی از سفارتخانههای آمریکا به بزرگترین مراکز نظامی- اطلاعاتی تبدیل میشوند
ــ سفارت ایالات متحده در ارمنستان مرکز کادرسازی و کانون روسهراسی
*-*-*
روسیه متحد خود را تنها نخواهد گذاشت.
در جریان دور جدید تنشها، ایران ضربۀ دردناک به «چشمها» و «اعصاب» آمریکا در خاورمیانه وارد کرده است. اکنون چه اتفاقی در حال رخ دادن است، رویارویی ابرقدرتها تا چه اندازه تشدید شده و روسیه چگونه میتواند کمک کند؟
ایران به «چشمهای» آمریکا ضربه میزند: چه اهدافی هدف قرار گرفتهاند؟
دور تازۀ تشدید تنش میان آمریکا و ایران در خلیج فارس به اوج خود رسیده است. همانگونه که تهران وعده داده بود، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به حملات جدید، مجموعۀ حملات موشکی و پهپادی را علیه تأسیسات کلیدی زیرساخت نظامی آمریکا انجام داد. کارشناسان این عملیات را بهطور کلی چنین ارزیابی میکنند: ایران به «چشمها» و «اعصاب» آمریکا در خاورمیانه شلیک مرد.
سرگئی لبدف، هماهنگکنندۀ نیروهای زیرزمینی نیکولایف مینویسد: «سپاه پاسداران چشمها و اعصاب سامانه نظامی آمریکا را هدف ضربات خود قرار داد».
موشکهای ایرانی برای رسیدن به اهداف خود به طی مسافتهای دور نیاز ندارند. سپاه پاسداران پایگاههای آمریکا را در پادشاهیهای نفتخیز همسایه، در کشورهایی که سالهاست میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند، هدف قرار داده است. سپاه در بیانیههای خود جزئیات اهداف مورد اصابت را تشریح کرده است.
در کویت، رادارهای سامانۀ هشدار زودهنگام C-RAM، مرکز ارتباطات ماهوارهای، مجموعه راداری، پادگانهای پایگاه هوایی علی السالم و اسکلۀ نظامی آمریکا در بندر شعیبه هدف حمله قرار گرفتند.
در اردن، به پایگاه هوایی موفق السلطی حمله شد که بنا بر این گزارش، محل نگهداری جنگندهها و مرکز ارتباطات آن آسیب دیدهاند.
در بحرین نیز رادار آمریکایی و انبار سوخت پایگاه هوایی شیخ عیسی منهدم شده است.
این بار حتی عمان، که تلاش میکرد نقش میانجی در این درگیری ایفا کند، از حملات در امان نماند. بر اساس این گزارش، یک موشک ایرانی یکی از بالهای هتل کراون پلازا در «شهر آینده» دُقم، مکانی را که ادعا میشود منحصراً محل استقرار نیروهای نظامی آمریکا بوده، ویران کرد.
به نوشتۀ این گزارش، ایران بهصورت هدفمند عناصری را از کار میاندازد که بدون آنها ماشین جنگی آمریکا توانایی کمتری برای شناسایی، تصمیمگیری سریع و جابهجایی نیروهای هوایی خواهد داشت. هر گام در این مسیر، تهران را به هدف راهبردی اصلی خود نزدیکتر میکند. هدفی که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، پیش از کشته شدن در حملۀ آمریکا در ژانویۀ ۲۰۲۰، آن را بهصراحت اعلام کرده بود: خروج کامل و نهایی آمریکا از خاورمیانه.
ترامپ درمانده، مرحلۀ بعدی تشدید تنش از سوی آمریکا چه میتواند باشد؟
به نوشتۀ این متن، هر حملۀ موفق ــ و حتی ناموفق ــ ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه، وضعیت واشنگتن را دشوارتر میکند. روزنامۀ «هیل» نوشت که تنها برای جبران ذخایر تسلیحاتی مصرفشده در مرحلۀ نخست عملیات علیه ایران، آمریکا حداقل به چهار سال زمان نیاز خواهد داشت. مشروط بر اینکه کنگره بودجۀ نظامی سالانه ۱٫۵ تریلیون دلار را تصویب کند.
بر اساس این گزارش، شرایط برای آمریکا بهطور روزافزونی دشوارتر میشود. واشنگتن نهتنها توان کمک مؤثر به برخی متحدان خود را از دست داده، بلکه حتی قادر به حفاظت کامل از پایگاههای نظامی خود نیز نیست. در ادامه ادعا میشود که اگر این وضعیت ادامه یابد، ممکن است به پایان حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه بینجامد و در پی آن، موقعیت این کشور بهعنوان «هژمون جهانی» نیز تضعیف شود. این امر از نگاه نویسندۀ گزارش، موجودیت اسرائیل را بطور مستقیم تهدید خواهد کرد.
همچنین در پایان این گزارش آمده است که کشتیرانی تجاری در تنگۀ هرمز عملاً فلج شده است. زیرا، ناخدایان و مالکان کشتیها معتقدند مسیرهایی که پنتاگون پیشنهاد کرده، بسیار پرخطر و حتی مرگبار هستند.
به نقل از یکی از منابع خبرگزاری رویترز، «به نظر نمیرسد که ایالات متحده کنترل چندانی بر اوضاع داشته باشد.»
برخی تحلیلگران آمریکایی معتقدند که دونالد ترامپ اکنون در وضعیت ناامیدی به سر میبرد و ممکن است دست به اقدامی مخاطرهآمیز زده و دستور آغاز عملیات زمینی علیه ایران را صادر کند: ابتدا در جزیرۀ نفتی خارک و سپس در خاک ایران. گفته میشود که وجود چنین طرحی از ماه ژوئن مطرح بوده و اکنون، به نوشتۀ وال استریت ژورنال، فرماندهان نظامی او را در برابر انتخاب سرنوشتساز قرار دادهاند: انجام حملات هوایی جدید به زیرساختها، محاصرۀ تنگۀ هرمز و آغاز عملیات زمینی.
نبرد قدرتهای بزرگ شدت میگیرد؛ روسیه متحد خود را رها نخواهد کرد
ایران وعده داده است که پاسخ بسیار قاطع خواهد داد. فرماندهی عملیاتی قرارگاه «خاتمالانبیا» تهدید کرده که «تمام خلیج فارس را خاموش خواهد کرد».
در بیانیۀ منسوب به این فرماندهی آمده است: «اگر آمریکا جرأت کند به زیرساختهای ایران حمله کند، ما تمامی عناصر زیرساختی منطقه را چنان نابود خواهیم کرد که گویی هرگز وجود نداشتهاند، و متحدان عرب ترامپ را به عهد باستان بازخواهیم گرداند».
روزنامۀ تلگراف نیز گزارش داده است که همزمان، مقدمات گشایش جبهۀ جدید در حال انجام است. بنا بر این گزارش، گروههایی از مستشاران نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یمن حضور دارند و در حال آمادهسازی فرماندهان جنبش انصارالله (حوثیها) برای مسدود کردن تنگۀ بابالمندب هستند.
به ادعای منابعی در یمن: «این تصمیم در عالیترین سطوح رهبری ایران اتخاذ شده است. حوثیها آمادگی خود را برای هدف قرار دادن خطوط کشتیرانی با موشک و پهپاد تکمیل کردهاند. در صورت حمله به زیرساختهای انرژی ایران، مسیر منتهی به کانال سوئز مسدود خواهد شد و تجارت جهانی با شوکهای جدیدی روبهرو میشود».
در ادامه این گزارش ادعا شده است که روسیه نیز متحد خود را تنها نخواهد گذاشت و آماده است از شریک راهبردی خود حمایت کند. کانال تلگرامی «سرهنگ چرنف» پیشتر در ماه مارس نوشته بود: «مسکو، در هماهنگی با پکن، همچنان اطلاعات بسیار حساس ماهوارهای و جنگ الکترونیک را به طور مستمر در اختیار سپاه پاسداران ایران قرار خواهد داد».
به گفتۀ منابع آگاه، دور جدید تشدید تنشها به سود مسکو تمام شده است. زیرا، بهای نفت، که مهمترین کالای صادراتی روسیه و یکی از ابزارهای نفوذ سیاسی این کشور به شمار میرود، تنها طی چند روز به بالاترین سطح یک ماه اخیر رسیده است. نفت خام اورال روسیه که پس از کاهش تنش میان ایران و آمریکا روند نزولی گرفته بود، ظرف سه روز بیش از ۱۴ دلار افزایش یافت و در ۱۶ ژوئیه به ۶۷٫۵۰ دلار در هر بشکه رسید. این میزان افزایش از نظر سرعت با افزایش قیمت آن تا رکورد ۱۲۰ دلار در هر بشکه در ماه آوریل قابل مقایسه است.
در پایان این مطلب ادعا میشود که در پائیز، قیمت بنزین در اوکراین ممکن است به ۱۲۰، ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ گریونا در هر لیتر برسد. همچنین گفته شده است که کییف در سالهای آینده نباید به دریافت موشکهای رهگیر امیدوار باشد. زیرا، ایران نشان داده که قصد عقبنشینی ندارد.
در بخش پایانی نیز آمده است که پس از درگذشت ناگهانی سناتور لیندسی گراهام، که در گزارش از او به عنوان یکی از سرسختترین مخالفان ایران یاد شده، تابلو بزرگی در خیابان ولیعصر تهران نصب شده که روی آن نوشته شده: «نفر بعدی کیست؟» (Who is D nexT one?).
در این گزارش ادعا شده است که حروفD و T آشکارا به دونالد ترامپ اشاره دارد. نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که رویارویی میان قدرتهای بزرگ هرچه بیشتر در حال شدت گرفتن است.
منتشره در: «دزن. رو»
٣٠ تیر-سرطان ١۴٠۵
ترامپ همه چیز را باخت
پایگاههای نظامی آمریکا در حال خروج از خلیج فارس هستند
الکساندر چائوسوف (Alexander Chausov) روزنامهنگار، تحلیلگر مسائل بینالمللی
ا. م. شیری- مطلب مرتبط: «آمادهسازیها برای انتقال پایگاههای آمریکایی از سراسر خاورمیانه به اسرائیل». اما نکتۀ قابل توجه در اظهار نظرات و تحلیلهای اغلب کارشناسان این است که حملات تروریستی امپریالیسم آمریکا و رژیم صهیونیستی اسرائیل به میهن ما- ایران را اولاً، «جنگ» و ثانیاً، بنام دونالد ترامپ و نتانیاهو مینامند. روشن است که چنین تعاریف از حملات به کشور ما، ماهیت جنایتکارانۀ امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیزم در سیمای اسرائیل را به سایه میبرد و همۀ آن را در «شخص» خلاصه میکند. این سبک برخورد به مسئله، خواه غیرعمدی و ناشی از بیسوادی نظری- سیاسی باشد، خواه عمدی و آگاهانه، در هر دو حالت، متأثر از تبلیغات دشمن است و در نوع خود، تلاش آشکاری است برای کتمان ماهیت امپریالیسم و صهیونیزم! غیرعمد در خدمت عمد.
*-*-*
رسانههای غربی از برنامههای آمریکا برای انتقال پایگاههای نظامی خود از خاک کویت، بحرین و عربستان سعودی به مکانی «دورتر از ایران» خبر دادهاند. محتملترین مقصد این پایگاهها اسرائیل عنوان شده است. الکساندر چائوسوف، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی برای NEWS.ru توضیح داد که چرا واشنگتن تصمیم به چنین اقدامی گرفته، پادشاهیهای حاشیۀ خلیج فارس چه واکنشی نشان خواهند داد و چرا خروج آمریکاییها میتواند فرصتهای بزرگی برای روسیه ایجاد کند.
آمریکا خسته شده، در حال خروج است.
روزنامۀ والاستریت ژورنال از برنامۀ واشنگتن برای سازماندهی مجدد پایگاههای نظامی آمریکا در خاورمیانه پرده برداشت. بر اساس این گزارش، هدف آن است که نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا به نقطۀ دورتر از ایران منتقل شوند. محتملترین گزینه، خاک اسرائیل است.
به گفتۀ مالک دوداکوف، کارشناس مسائل آمریکا، این تصمیم برای آمریکا «اقدام ناخوشآیند» خواهد بود. با این حال، واشنگتن ناچار است چنین کاری انجام دهد. زیرا، سامانههای پدافند هوایی آمریکا در مقابله با موشکها و پهپادهایی که از جمهوری اسلامی ایران شلیک میشوند، کارایی لازم را ندارند. در مقابل، اسرائیل سامانۀ پیشرفته و کامل برای دفاع موشکی و پدافند هوایی در اختیار دارد که میتواند از زیرساختهای نظامی آمریکا محافظت کند.
به گفتۀ این تحلیلگر، آمریکا با این اقدام در واقع «با یک تیر دو نشان» خواهد زد: هم امنیت نیروهای خود را افزایش میدهد و هم کنترل بیشتری بر تلآویو به دست میآورد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که اختلافات میان دو طرف دربارۀ مذاکرات صلح با تهران رو به افزایش است. اسرائیل چندین بار این مذاکرات را مختل کرده یا تلاش کرده است آنها را به شکست بکشاند و همزمان عملیات نظامی خود علیه لبنان را ادامه داده است. در حالی که برقراری صلح در لبنان یکی از شروط ایران برای پایان دادن به جنگ است.
اگر خسارتهای چندین میلیارد دلاری آمریکا در جریان عملیات ضدایرانی را کنار بگذاریم و فقط از منظر سیاسی به موضوع نگاه کنیم، اقدام واشنگتن منطقی به نظر میرسد. دونالد ترامپ در موقعیتی متناقض قرار گرفته است. او نتوانست تهران را وادار به عقبنشینی کند و بارها تلاش کرد رهبران جمهوری اسلامی را پای میز مذاکره بنشاند، اما هر بار این تلاشها شکست خورد. زیرا، در مقطعی تلآویو وارد عمل شده و حملۀ جدید آغاز میکرد. در پاسخ نیز ایران حملات موشکی خود را علیه هر هدف در دسترس، عمدتاً پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، از سر میگرفت.
در نتیجه، جامعۀ جهانی و رأیدهندگان آمریکایی مشاهده میکنند که قدرت نظامی آمریکا آنگونه که تصور میشد مطلق و شکستناپذیر نیست. اضافه بر این، آنها درمییابند که دلیل ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافق، کشوری در خاورمیانه است که عملاً بر کاخ سفید و پنتاگون نفوذ و تأثیر قابل توجهی دارد.
ترامپ در کجا اشتباه میکند؟
از نظر تئوریک، انتقال زیرساختهای نظامی آمریکا به نزدیکی تلآویو میتواند مشکلات موجود را برطرف کند. ترامپ قادر خواهد بود به رأیدهندگان خود بگوید که این نیز بخشی از یک تاکتیک هوشمندانه بوده و واشنگتن همچنان منطقه را تحت نفوذ خود دارد، هرچند از موضعی متفاوت.
اما در این میان، مسئلۀ مهم دیگری نیز هست: پادشاهیهای حاشیۀ خلیج فارس که پایگاههای آمریکا در خاک آنها مستقر است.
عربستان سعودی، بحرین و کویت، همانند دیگر کشورهای منطقه، از دیرباز شرکای واشنگتن در خاورمیانه محسوب میشوند. نمود آشکار این همکاری، همین پایگاههای نظامی است که قرار بود از این کشورها در برابر هرگونه تهدید خارجی محافظت کنند.
انتقال نیروهای آمریکایی ممکن است نه تنها به عنوان نوعی عقبنشینی، بلکه به منزلۀ کنار گذاشتن توافقات چندین دههای تلقی شود. علاوه بر این، با وجود تنشهای دیرینه میان کشورهای عربی خلیج فارس و ایران که در اختلافات شیعه و سنی نیز ریشه دارد، همه این کشورها موضعی منفی نسبت به اسرائیل دارند و اسرائیل نیز متقابلاً نگاه مثبتی به آنها ندارد. حال آنکه با اقدام آمریکا، رقیب ژئوپلیتیکی هر دو طرف بیش از پیش تقویت خواهد شد.
در نتیجه، پرسشهای جدید متوجه واشنگتن خواهد شد. از جمله اینکه آمریکا در واقع چه کسی را شریک واقعی خود میداند و برای چه کسانی شعارهای پر طمطراق سر داده است؟
فرصتهای جدید برای روسیه
در همین جا فرصتهای جالبی برای روسیه پدید میآید؛ کشوری که سالهاست بهطور پیوسته نفوذ خود را در جهان عرب گسترش میدهد. اگر به پروژههایی که مسکو دنبال میکند نگاه کنیم، بخش عمده آنها به حوزه لجستیک و حملونقل دریایی مربوط میشود.
برای مثال، مبادلات تجاری روسیه و بحرین به طور مستمر در حال افزایش است و در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال ۲۰۲۴ حدود ۱۵ درصد رشد کرده و به ۴۰۰ میلیون دلار رسیده است. البته همه چیز را نمیتوان تنها با پول سنجید.
بحرین، به عنوان کشوری جزیرهای، یکی از مهمترین نقاط راهبردی در حوزۀ لجستیک خلیج فارس به شمار میرود و بیدلیل نیست که از آن با عنوان «دروازه خاورمیانه» یاد میشود. چند سال پیش، مسکو و منامه یادداشت تفاهمی در زمینۀ حملونقل و ترانزیت امضا کردند که امکان انتقال کالاهای روسیه از طریق راهآهن، جاده و مسیرهای دریایی را فراهم میکند. از سال ۲۰۲۵ نیز راهاندازی یک مرکز مشترک حملونقل و لجستیک در خاک بحرین در دست بررسی است. این تنها بخشی از پروژههای بزرگ و علنی دو کشور است.
مشکل اینجاست که اجرای این طرحها به دلیل ادامۀ همکاری بحرین با آمریکا با سرعت چندانی پیش نمیرود. اما خروج آمریکا از منطقه میتواند نه تنها اجرای این پروژهها را تسریع کند، بلکه همکاری روسیه و پادشاهیهای عربی را در حوزۀ امنیت نیز گسترش دهد. اگر نه از طریق استقرار پایگاههای نظامی، حداقل از راه فروش تجهیزات و تسلیحات نظامی.
علاوه بر این، روسیه این فرصت را خواهد داشت که بیش از پیش در شبکۀ حملونقل دریایی منطقه ادغام شود و نفوذ خود را هم در خلیج فارس، هم در کانال سوئز و هم در کل این مسیر دریایی گسترش دهد.
در مورد تنگۀ هرمز نیز نیازی به توضیح چندانی نیست. برای اینکه ایران از پیش شریک راهبردی روسیه محسوب میشود.
به بیان دیگر، در کنار مسیر دریایی شمال که تحت حاکمیت روسیه قرار دارد، این کشور ممکن است به یک مسیر دریایی جنوبی مشترک، چندقطبی و بسیار سودآور نیز دست یابد. مسیری که سود آن نه در حد میلیاردها، بلکه تریلیونها دلار برآورد میشود.
در چنین شرایطی، نویسنده با لحنی کنایهآمیز مینویسد: «در این زمینه فقط میتوان برای آمریکا در این «جابهجایی» آرزوی موفقیت کرد. بقول معروف: راهتان هموار باد!
ترامپ به دنبال جبران شکست و کسب یک پیروزی مجدد است، اما، برگهای برنده اصلی در دست روسیه است.
برگرفته از: «دزن.رو»
٣٠ تیر-سرطان ١۴٠۵
مبارزان کمونیست