اعتراض بازنشستگان را به جنبشی سراسری و قدرتمند بدل کنیم!

اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
دست دولت از صندوق های بیمه و بازنشستگی کوتاه!
در هفته‌های اخیر، اعتراض‌های بازنشستگان در شهرهای متعدد ادامه یافته است. بازنشستگان تأمین اجتماعی در اهواز، شوش، رشت، کرمانشاه و تهران؛ بازنشستگان فولاد و ذوب‌آهن در اصفهان و اهواز؛ و بازنشستگان مخابرات در تهران، تبریز، اصفهان، اهواز، کرمانشاه، سنندج، همدان، شیراز، بیجار و بندرعباس به میدان آمده‌اند. مقابل اداره‌های تأمین اجتماعی، ساختمان‌های مخابرات و استانداری‌ها تجمع کرده‌اند؛ در اصفهان راهپیمایی کرده‌اند و در گرمای خوزستان صدای اعتراض خود را بلند نگه داشته‌اند.
“معیشت، منزلت، حق مسلم ماست”، “فقط کف خیابون به دست میاد حقمون”، “سفره ما خالیه، ظلم و ستم کافیه”، “تأمین رو غارت کردند، ما رو بیچاره کردند”، “تأمین اجتماعی از انحصار دولت آزاد باید گردد” و “جنگ ‌طلبی کافیه، سفره ما خالیه”؛”تا لغوحکم اعدام،ایستاده ایم تا پایان” و “ما از جنگ بیزاریم،معیشت هم نداریم” این شعارها هم بیان مطالبات‌اند و هم کیفرخواستی علیه مسببان وضع موجود. اجرای کامل متناسب ‌سازی، پرداخت معوقات و هزینه‌های درمان، تأمین بیمه، اجرای تعهدات استخدامی مخابرات و مخالفت با ادغام صندوق فولاد، و ضدیت با جنگ ویرانگر و مجازات اعدام از خواست‌های این اعتراض‌هاست.
فریاد “نه سازش، نه تسلیم، ایستاده‌ایم تا آخر” در برابر حکومتی بلند شده که با اعدام، زندان و نمایش دائمی ارعاب می‌کوشد جامعه را خاموش کند. بازنشستگان معترض مرعوب نشده‌اند. آنان با شعار “دولت فرمایشی، مجلس سرسپرده، نمی‌خوایم نمی‌خوایم”، حکومت را به نام خطاب می‌کنند. به خیابان آمده‌اند تا حقشان را با قدرت جمعی تحمیل کنند. باید همین اعتراض را به نیرویی سراسری بدل کرد.
حق زندگی؛ فراتر از زنده‌ ماندن
بازنشسته‌ای که می‌گوید حقوقش تا نیمه ماه نمی‌رسد، از سلب حق زندگی سخن می‌گوید. کسانی که عمری تولید کرده‌اند، کار کرده اند، آموزش داده‌اند و نیازهای جامعه را تأمین کرده‌اند، اکنون برای نان و مسکن و دارو فریاد می‌زنند. این چهره عریان نظمی است که انسان را تا زمانی که سود می‌آفریند مصرف می‌کند و سپس زندگی او را هزینه‌ای اضافی می‌شمارد. باید این رابطه وارونه را برچید: تولید و ثروت باید در خدمت زندگی انسان باشد.
مطالبه معیشت و منزلت، فقط مطالبه زنده ‌ماندن نیست. بازنشستگی باید پایان اجبار به فروش نیروی کار و آغاز دوره‌ای برخوردار از امنیت، فراغت و لذت و عشق و زندگی باشد؛ نه انتقال از فرسودگی کار به اضطراب اجاره و دارو. حق زندگی نیز پاداش بهره ‌وری گذشته نیست. تأمین سالمندی باید همگانی باشد؛ از جمله با مستمری دولتی برای همه افراد بالای ۵۵ سال، دست‌کم معادل حداقل دستمزدی که تأمین‌ کننده زندگی شایسته باشد.
اعتراض به مستمری‌های ناکافی باید به مطالبه جبران عقب ‌ماندگی درآمدها پیوند بخورد. مستمری‌ها باید تا سطح یک زندگی انسانی، مستقل و مرفه افزایش یابند و پس از آن، متناسب با تورم واقعی و هزینه زندگی، خودکار بالا بروند. افزایش متناسب با تورم بر پایه مستمری فقیرانه، فقط فقر را تثبیت می‌کند. همه معوقات باید فوری و یکجا پرداخت شود و کاهش قدرت خرید ناشی از تأخیر نیز جبران گردد. زندگی مردم را نمی‌توان به بودجه بعدی دولت حواله داد.
اعتراض بازنشستگان فولاد به اختلال بیمه، نشان می‌دهد چگونه سلامت انسان گروگان قراردادها و حساب ‌و کتاب بنگاه‌ها شده است. درمان، دارو، مراقبت و توان‌بخشی باید رایگان، کامل، باکیفیت و در دسترس باشند. حکومتی که برای سرکوب و نهادهای نظامی و مذهبی منابع اختصاص می‌دهد، اما هزینه درمان سالمندان را مانع تأمین بودجه می‌بیند، اولویت طبقاتی خود را آشکار می‌کند. حق سلامت، حقی انسانی است، باید از اسارت قدرت خرید و سود شرکت‌ها آزاد شود.
صندوق‌ها زیر کنترل صاحبان حق
شعار “تأمین رو غارت کردند، ما رو بیچاره کردند” به اندوخته‌هایی اشاره دارد که از حق ‌بیمه‌ها، سهم کارفرمایان، تعهدات دولت و دارایی‌های انباشته شکل گرفته‌اند. صندوق‌ها و دارایی‌های وابسته به تأمین اجتماعی، از بانک رفاه تا شرکت‌های زیرمجموعه، خزانه دوم دولت نیستند. جبران کسری بودجه و تأمین منافع نهادهای حکومتی از این منابع، تعرض به زندگی امروز و فردای توده مردم کارکن است. حساب‌ها، قراردادها و سرمایه‌گذاری‌ها باید علنی شوند، بدهی‌های دولت پرداخت و اموال غارت ‌شده تماما بازگردانده شود.
خواست آزادی تأمین اجتماعی از انحصار دولت باید با اداره صندوق‌ها به دست نمایندگان منتخب، قابل عزل و پاسخ‌گوی تشکل‌های مستقل بازنشستگان و کارگران شاغل تحقق یابد. این کنترل، دولت و کارفرمایان را از تعهدات مالی‌شان معاف نمی‌کند. نمی‌توان صندوقی تهی‌شده را تحویل بازنشستگان داد و مسئولیت بحرانش را نیز به آنان سپرد. دولت نه حق تصرف در اندوخته‌ها را دارد و نه حق شانه‌ خالی‌کردن از تأمین مستمری و درمان را.
از تجمع‌های پیگیر تا قدرتی سراسری
تداوم تجمع‌ها پایه‌ای برای پیشروی است؛ اما شمار شرکت‌ کنندگان هنوز با جمعیت عظیم بازنشستگان تناسب ندارد. باید با ارتباط با همکاران سابق، دعوت در محله‌ها، مجامع عمومی و انتخاب نمایندگان، مشارکت را گسترش داد؛ میان شهرها و صندوق‌ها هماهنگی ساخت و بر سر مطالبات و روزهای مشترک اعتراض توافق کرد.
اعتراض‌های تأمین اجتماعی، فولاد و مخابرات با مسئله مشترک معاش و امنیت زندگی رو به ‌رو هستند. فردای کارگر شاغل، امروز بازنشسته است. دستمزد پایین، قرارداد موقت، اخراج و اشتغال بی‌بیمه، امنیت امروز و فردای یک طبقه را هدف گرفته‌اند. کارگران شاغل می‌توانند با قطعنامه‌های مشترک، اعزام هیئت‌های همبستگی و اقدامات اعتراضی هماهنگ، کنار بازنشستگان بایستند. معلمان، پرستاران، دانشجویان و بیکاران نیز از حق مشترک خود دفاع می‌کنند. پیوند قدرت محیط کار با اعتراض خیابانی باید پشتوانه پیشروی این جنبش شود.
مطالبه نان، درمان و منزلت، پرسشی بنیادی پیش می‌گذارد: چرا سازندگان ثروت جامعه باید همواره نگران ابتدایی‌ترین نیازهایشان باشند؟ پاسخ فقط فساد چند مدیر یا “ناکارآمدی” دولت نیست. حتی بدون اختلاس نیز سرمایه‌داری زندگی انسان را تابع سودآوری می‌کند. حکومت اسلامی این رابطه را با سرکوب و تبعیض پاس می‌دارد. برای پایان ‌دادن به این ناامنی باید هم این حکومت را برانداخت و هم مناسباتی را دگرگون کرد که زندگی اکثریت را وسیله ثروت‌ اندوزی اقلیت استثمارگر حاکم می‌کند.
ما هیچ بهبودی را به آینده موکول نمی‌کنیم؛ حقوقمان را باید همین امروز با نیروی متشکل تحمیل و حفظ کنیم. اما افق ما جامعه‌ای سوسیالیستی، آزاد، برابر و مرفه است: بر پایه مالکیت اجتماعی بر وسایل تولید، اداره شورایی و دخالت مستقیم مردم با نمایندگان پاسخ‌گو و قابل عزل؛ جامعه‌ای که تولیدش برای رفع نیازهای انسان باشد و حق زندگی به فروش نیروی کار یا سودآوری صندوق وابسته نباشد.
بازنشستگان پرچم این حق انسانی را برافراشته‌اند. ما همه بازنشستگان را به مشارکت و سازمان‌یابی سراسری و کارگران شاغل و بیکار، معلمان، پرستاران، دانشجویان و مردم آزادی‌خواه را به حمایت عملی از این جنبش فرامی‌خوانیم. سازندگان جامعه نباید در دفاع از زندگی خود تنها بمانند. برای تحمیل مطالبات فوری، پایان حکومت اسلامی و ساختن جامعه‌ای سوسیالیستی، متحد و متشکل شویم!
زندگی انسانی حق همه ماست!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
آزادی، برابری، رفاه همگانی!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
٢٤شهریور ١٤٠٥ – ۱٥ سپتامبر ۲۰۲۶