چپ منزوی مریخی باحاشیه های نوستالژیک انحرافی!

 

شرایط فلاکتبارحاکم برزندگی کارگران وزحمتکشان،حاکمیت حکومت فقروفلاکت وفسادوجنایت اسلامی برزندگی وجان ومال وسرنوشت انسانها،تشدیدونوسانات فضای میلیتاریستی وجنگ ارتجاعی تروریسم دولتی غرب به سرکردگی امریکاواسراییل وازدیگرسوتروریسم جنایتکاراسلام سیاسی وکمپ نیروهاومحافل محورمقاومت،اوضاع پیچیده ومشقت باربی سابقه ای رادرقعرفقروبیکاری وگرسنگی وکمبودوگرانی وتورم وسرکوب وسانسوررابه جامعه تحمیل نموده است.بازداشت وزندان وشکنجه واعدام فعالین انقلابی بیدادمیکند.حکومتی که تمامی بنیادها واساسش راازکف داده،برپله آخرسرنگونی ایستاده وبا خشم وتنفرهمگانی واعتراضات خاموش نشدنی پی درپی گرفتاروروبرواست.حکومتی که تنهاابزارش برای بقا سرکوب وجنایت واعدام وطناب داراست.ازدیگرسوحکومتی که پس ازنیم قرن جنایت ودزدی وفسادعمدتاتمامی ساختارها وبنیادهای حتی حداقل زندگی را باادامه جنگ ارتجاعی وازطرف دیگربواسطه دزدیهای کلان ومیلیارد دلاری اوباش وباندهای حکومتی وتراستهای نفتیش وکاسبان تحریم و…درلایه هاوراس قدرت فقروفلاکت وبیچاره گی بیسابقه رابرجامعه تحمیل نموده است.حکومت قطعا بربشکه باروتی نشسته است که عنقریب شاهد انفجارش خواهیم بود.سران وباندهای خودی حکومت،انواع احزاب ومحافل اپوزیسیون راست وچپ،تمامی ناظران ودنیا وهمه شواهدوقراین معترفند کارحکومت اسلامی درحالیکه نفسهای آخرش رامی کشدتمام است.همگان انفجارعظیم شورش گرسنگان وطغیان سونامی فقروگرسنگی وفلاکت وخشم رامعترفند.اوضاع وشرایط جامعه ایران چیزی غیرازاین نیست.سرمایه داران داخلی وخارجی،اروپاوامریکاتا روسیه وچین،انواع ناسیونالیستهای عظمت طلب واتنیکی ولیبرالهاوهمه دلواپسان حکومت جنایتکاراسلامی پادررکاب وبه خط شده اند تامگرمانع برانقلاب اجتماعی کارگران وزحمتکشان شوندواگرنتوانندمانع انقلاب اجتماعی پیش وروشوند،شاید دوباره به مانند سال 57 انقلاب رابه بیراهه وانحراف سوق دهند.همه نیروهای مدافع مناسبات سرمایه داری،همه احزاب ومحافل راست موافق ومخالف حکومت اسلامی همه لاشخورهایی که درهرشرایط دغدغه اشان حفظ وتداوم مناسبات سرمایه داری واستمرارآن است.همه مدافعان مالکیت خصوصی وکارمزدوری واستثمارانسان درکاروتلاش وتقلابرای سرکوب وانحراف مبارزات جاری کارگران وزحمتکشانند.رسانه هاومدیای نوکرشبانه روزی درکارپمپاژدروغ وتوهم وجعل بیراهه برجنبش انقلابی کارگران وزحمتکشانند.هرگاه که مبارزات و اعتراضات جامعه وزحمتکشان ازپایین گسترش واوج می گیرددرمقابل امریکا واسراییل درهمسویی با حکومت اسلامی فتیله جنگ وفضای جنگی رابالامی کشندتاهرچه بهتروموثرترحکومت اسلامی بتواند به بهانه جنگ و…جنبشهای اجتماعی کارگران وزحمتکشان راناکاروقیچی نماید.تا تسمه های فضای ترس وارعاب و سرکوب وسانسوربردست وپای جامعه محکم ترشود.دراین دوران برای همه نیروهای فعال کارگری،سوسیالیستهاو کمونیستها وهمه نیروهای چپ ورادیکال امرسازمانیابی،تشکل وسازمانده ای مبارزات جاری درغالب شوراها،مجامع عمومی کارگری وغیرکارگری درهمه جا،پیوندزدن انواع جنبشهای کارگری،زنان ،جوانان،بیکاران،کمیته های محلات و…اولویت درجه اول است.قطعا نقش وارتباطات وتاثیرگذاری کارو تلاش فعالین چپ کارگری وسوسیالیستها وکمونیستها درامرتشکل یابی وسازماندهی مبارزات واعتراضات پراکنده جاری درتعیین مسیروانتخاب فردای جامعه بی بدیل وبی مانند است.سازمانیابی وهوشیاری سیاسی و مسئولیت پذیری همه نیروهای چپ وکمونیست وکارگری قطعا مسیرفرداوتوازن قوای طبقاتی فردا رادربین کارگران وسرمایه داران تعیین تکلیف خواهدنمود.این فردا راباید ساخت واین فردارا باید به چنگ آورد.

باهمه آنچه دربیان آمد،بسیارجالب است جایگاه وموقعیت چپ مریخی انزوادرشرایط واوضاع واحوال امروزجامعه ایران.چپی که عمدتاغرق حاشیه ها ودغدغه ها ی هپروتی خویش است.دردنیای نوستالژیک و سپری شده ودرگذشته هاغوطه وراست.گذشته هایی که حتی این چپ نه می خواهدونه میتواند درسی ازآن بگیرد.چپی که همچنان درکارعصاری وتسلسل کسالت بارخویش درتکرارراه های عبث وبیهوده رفته خویش پای می کوبدوتاکیددارد.چپی که نه قادربه نقد خویش است ونه نقدی رامی شنود.این چپ کذایی ازشرایط جنگی وافزایش بحرانها وکشمکشهای سیاسی داخلی وخارجی ومنازعات سرمایه جهانی برسربازارومواد اولیه و انرژی ومناطق سوق الجیشی وبازتقسم مجدد جهان و…بی نصیب نبوده است.تعدادی ازمحافل سرگردان و افراداین چپ آنچه ازگرایشات راست وانحرافی رادرکه طی دهه ها در قوه خویش داشته انداما امروزدربستر شرایط مناسبات سیاسی داخلی وخارجی جاری بافرصت طلبی به فعلیت رسانیده است.توده ایسم واکثریت وچپ ملی مذهبی ضدامپریالیست سابقه ای به قدمت حکومت اسلامی داردوحتی توده ایسم سابقه وجایگاه طبقاتیش درپیش ازانقلاب 57  کودتای 28 مردادوماجرای ملی شدن نفت ومصدق وحتی درتاریخ ایران به مشروطیت نیزمتصل است.ماهیت توده ایسم واکثریت درنیم قرن حاکمیت جنایتباراسلام سیاسی کاملاهویدا وآشکاراست.این جریانات درتمامی این سالها بمثابه سوپاپ اطمینان حکومت اسلامی عمل نموده اند.ازمشارکت وهمراهی باحکومت درجنگ ارتجاعی 8 ساله باعراق،ازجاسوسی وعضویت درسپاه وبسیج وارگانهای سرکوبگرحکومت،ازتبلیغات مسموم وانحرافی وماله کشی جنایتهای حکومت اسلامی و…توده ایسم همیشه ودرهمه حال درهمه دورانها حامی وهمراه،دنبالچه وماله کش حکومت اسلامی بوده وهست تا همین امروز.اما این همه ماجرانیست،درطیف تعدادی ازاحزاب ومحافل وافرادی که هنوزناچاراعنوان کمونیسم کارگری رابردوش یدک می کشنداوضاع بسی تلخ ترو اسفبارتراست.برخی ازاین جریانات ومحافل مانند حزب کمویست کارگری به پیشوایی حمید تقوایی دربست به کمپ بورژوازی وتروریسم دولتی غرب وامریکاواسراییل پیوسته اند.حمید تقوایی وحواریونش تمام تخم مرغهایشان رادرموشکهاوبمب های امریکایی واسراییلی وگاها سلطنت طلبهاوشاه پرستان وساواکیهای فراری گذاشته اند.محفل تقوایی برخلاف ادعاهاوشعارهایش وبا اتکابه سیاستهای سازمان مجاهدینی وضدرژیمی به هرگونه سیاست ضدرژیمی گری ازجنگ وبمب وموشک وامریکا واسراییل وشاه پرستان وتحریم و…آویزان است.جنگ برای این حضرات وفرودآمدن موشک وبمب برزندگی کارگران وزحمتکشان فرصت سازوغنیمت است.تحریم اقتصادی ومرگ ومیرخانواده های کارگری  ناشی ازعدم امکانات ودارووغذابرای آقایان فرصت مناسب جهت سرنگونی حکومت اسلامی است.

درمقابل بخش دیگری از چپ سرگردان،سرخورده ومتوهم درمیان این محافل وافراد به پرچمداری عنصربد سابقه بهمن شفیق وفرقه حکمتیست رسمی وتعدادی شخصیت های سرگشته وحیران سیاسی است،که به اصل خویشتن خویش بازگشته اند.حرجی نیست تنها به اصل شخص شخیص خویش رجعت نموده اند.اینان برخلاف حزب کمونیست کارگری وحمیدتقوایی به صف نیروهای ارتجاعی اسلام سیاسی ومحورمقاومت پیوسته اند .دراین صف ارتجاعی تعدادی ازمستعفیون 1999 حزب کمونیست کارگری وقت ازبهمن شفیق وشرکای فکریش بطرزرکیکی به چشم میزنند.کسانی که درهمان دوران استعفا بابیشرمی به جنبش ارتجاعی دوم خرداد وسیدخندان خاتمی پیوستند.اسناددرآرشیوهاثبت ومحفوظ است.کسانی که درهمان دوران سوت پایان مبارزات کارگری وکمونیستی وانقلاب کارگری راکشیدند.اگردر 57 آیت اله کیانوری راس حزب توده برای امام خمینی نامه می نوشت.ملالی نیست امروزدلقکانی بدسابقه والبته حقیرترازکیانوری،بی وزن وجایگاه سیاسی برای حضرت عالیجناب سیدمجتبی خامنه ای نامه فدایت شوم می نویسند.بهمن شفیق عنصربی قدروجایگاه بدسابقه ازامام مجتبی خامنه ای متضرعانه می خواهد تاحضرت عالیجناب دولت ومجلس رامنحل نموده ودرعین حال اوباش لباس شخصی ها وبسیجی های مزدوربیشتری رابه نام مردم،به خیابانها گسیل وپرچم چرخانی ومبارزه ضدامپریالیستی وضد امریکایی کنند.تامگرمشکلات مملکت به حول وقوه الهی حل شود.واقعا مفتضح ومسخره است.بهمن شفیق تنها نیست محفل حکمتیست رسمی وبرخی شخصیتهای هنوزخجول وازتاب ونفس افتاده برایش یواشکی هوراوسوت می کشندو…همه اینها گوشه بسیارکوچک وناچیزی ازواقعیت چپ انزواومریخی نوستالژیک است.چپی که یک طرفش آویخته به تروریسم دولتی غرب وامریکا واسراییل است وطرف دیگرش سقوط به حضیض توده ایسم ومحورمقاومت وضدامپریالیسم گری !!است.

برخلاف تضادصوری هردوی این چپ پشت وروی یک سکه اند،چه آقای حمید تقوایی وصف وهم فکرانش ودرمقابل چه  بهمن شفیق با پرچم ننگ وحقارت وخیانت وپیوستن به صف توده ایسم واکثریت وحکومت اسلامی.اما هردوی این گرایشات انحرافی چپ ماهیتا راست وازیک آبشخورآب می نوشند.بگذاراین چپ سرگردان ومنزوی همچنان ناخنهایش رابجود وبماند درسراب بیراه واباطیل خویش.قطعا با پایان عمرنکبت بارحکومت اسلامی عمر اصلاح طلبی،عمرتوده ایسم واکثریت وچپ محورمقاومتی وتحفه های استخوان لیسی ازجناس بهمن شفیق ها نیزپایان می پذیرد.اگرحکومت جنایتکاراسلامی نباشدهمه این دنبالچه های ریزودرشت نیزمحلی ازاعراب نخواهند داشت.عمراینها به عمرحکومت اسلامی بسته است.واما نه ما کارگران وزحمتکشان ونه هیچیک ازآحادجامعه منتظرتوهمات وچرندیات این چپ سرگردان وآویزان به بورژوازی نخواهد ماند.کارگران وزحمتکشان ازسال 96 باشعاراصلاح طلب اصول گرادیگه تمام ماجراحکم به سرنگونی حکومت اسلامی داده اند.

رفقا،کارگران!فردادیراست؟؟همه فعالین کارگری داخل،همه کمونیستهاوسوسیالیستها ی کارگری،همه انسانهای شرافتمندازهمین امروزبایدبکوشندبرامرسازمان یابی جنبش کارگری وهمه بخشهای جنبش های اعتراضی اجتماعی زحمتکشان بسوی انقلاب کارگری.

زنده باد انقلاب کارگری

کامران پایدار

19/6/1405