“خشم اقتصادی”؛ وقتی نان و دارو به سلاح کشتار دسته جمعی تبدیل می‌شوند

 

دولت آمریکا مرحله تازه‌ای از تعرض اقتصادی به ایران را با عنوان “خشم اقتصادی” اعلام کرده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌ داری آمریکا، از سطحی از تحریم اقتصادی سخن می‌گوید که به گفته او در تاریخ بی‌سابقه خواهد بود. پشت این عبارت نمایشی اما سیاستی کاملا مادی قرار دارد: بستن شریان‌های اقتصادی یک جامعه؛ نفت، بانک، تجارت، کشتیرانی، نقل و انتقال کالا و پول و تمامی راه‌های ارتباط اقتصادی. این سیاست قرار است فشار اقتصادی را به عمق زندگی میلیون‌ها انسان منتقل کند.

“خشم اقتصادی” را باید در متن جنگ جاری میان آمریکا و اسرائیل از یک طرف و رژیم اسلامی از طرف دیگر ارزیابی کرد. این ادامه جنگ با وسایل دیگر است. هیچ‌یک از دو طرف تاکنون نتوانسته اراده سیاسی خود را بر دیگری تحمیل کند. آمریکا و اسرائیل نتوانسته‌اند با قدرت آتش خود نتیجه سیاسی مطلوبشان را در ایران رقم بزنند و حکومت اسلامی نیز نتوانسته طرف مقابل را به عقب‌نشینی مورد نظر خود وادارد. بن‌بست جنگ اکنون میدان نبرد را گسترش می‌دهد: از موشک و بمب به بندر و بانک و نفت و کشتی، و از آنجا مستقیما به سفره و دارو و معیشت مردم. قدرت خرید مردم، امنیت غذایی، دارو و اشتغال به اهداف عملیاتی این جنگ بدل می‌شوند.

تجربه عراق هشدار خونین چنین سیاستی است. جنگ و سپس سال‌ها محاصره و تحریم فراگیر، جامعه‌ای را که زیر بمباران و تخریب قرار گرفته بود از دسترسی عادی به غذا، دارو، تجهیزات پزشکی، آب سالم و نیازهای اولیه محروم کرد و صدها هزار انسان در متن این فاجعه جان باختند؛ کودک، بیمار، سالمند و مردمی که هیچ نقشی در حکومت صدام حسین و جنگ‌های آن نداشتند. این چهره واقعی محاصره اقتصادی است: بمبی که صدای انفجار ندارد اما بیمارستان، سفره، شیر کودک و داروی بیمار را می‌زند. تحریم اقتصادی فراگیر سلاح کشتار جمعی علیه جامعه است.

تحریم اقتصادی یک موشک هدایت‌ شونده نیست که میان حاکم و محکوم، سرمایه‌دار و کارگر، فرمانده سپاه و کودک بیمار تمایز بگذارد. صاحبان سرمایه و قدرت، پول، رانت، شبکه قاچاق و امکانات حفظ زندگی خود را دارند. این کارگر است که دستمزدش دود می‌شود؛ بازنشسته است که دارویش را نمی‌تواند بخرد؛ مردم زحمتکش‌اند که نیازهای اولیه را از سفره حذف می‌کنند؛ بیمار است که قربانی کمبود دارو و تجهیزات می‌شود. تبدیل شرایط مادی زندگی یک جامعه به وسیله اعمال فشار سیاسی، سیاستی عمیقا ضد انسانی و تماما ارتجاعی است.

ما همواره در نقد و افشای سیاست تحریم تجاری گفته‌ایم: مستقل از اینکه تحریم به ثبات یا بی‌ثباتی جمهوری اسلامی کمک می‌کند، باید آن را از نقطه نظر منافع مردم محکوم کرد. قربانیان فوری فشار اقتصادی نه حکومت، بلکه توده مردم کارگر و زحمتکش‌اند. این تصور که با اعمال فشار بر مردم و به استیصال کشیدن آنها می‌توان راه سرنگونی جمهوری اسلامی را هموار کرد، تصوری “بیمارگونه و ضد اجتماعی” است. امروز، در متن یک جنگ واقعی، این حکم اهمیتی دوچندان دارد.

اما مسئله فقط دفاع از زندگی مردم نیست؛ تحریم و محاصره مستقیما علیه قدرت سیاسی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی عمل می‌کند. انقلاب به جامعه‌ای نیاز دارد که بتواند مبارزه و اعتصاب کند، متشکل شود، محلات را سازمان دهد، تولید و دستگاه اداری را متوقف کند و اراده سیاسی مستقل خود را به میدان بیاورد. گرسنگی، فروپاشی اقتصادی، مهاجرت، ناامنی و جنگ ظرفیت‌های اجتماعی همین مبارزه را می‌فرسایند. طبقه کارگر با خالی‌تر شدن سفره‌اش قدرتمندتر نمی‌شود و جامعه زیر فشار فقر و جنگ خود به‌ خود انقلابی‌تر نمی‌شود. انقلاب محصول استیصال نیست؛ محصول ورود آگاهانه و سازمان ‌یافته مردم به میدان سیاست است. برای سرنگونی جمهوری اسلامی باید قدرت مردم را افزایش داد، نه درجه فلاکت آنها را.

از این رو “خشم اقتصادی” نه فقط سیاستی علیه معیشت مردم، بلکه علیه چشم‌انداز یک سرنگونی انقلابی و از پایین است. هرچه جامعه بیشتر به انتظار نتیجه جنگ، تصمیم واشنگتن، عملیات اسرائیل یا اثر تحریم‌ها رانده شود، نقش مستقل مردم بیشتر به حاشیه می‌رود.

از طرف دیگر، جمهوری اسلامی قربانی این کشمکش نیست؛ قطب ارتجاعی دیگر آن است. این حکومت بیش از چهار دهه فقر، استثمار، سرکوب، اعدام، تبعیض جنسی و مذهبی و نظامی‌گری را بر جامعه تحمیل کرده است. امروز نیز برای بقای خود زندگی مردم ایران و منطقه را به گروگان گرفته و هرمز، نفت، مراکز آب شیرین و امنیت منطقه را به ابزار چانه‌زنی تبدیل کرده است. هزینه بقای خود را بر دوش همان مردمی می‌اندازد که وحشیانه سرکوبشان می‌کند. مخالفت با محاصره اقتصادی آمریکا یک سر سوزن تخفیف به جمهوری اسلامی نیست.

بن‌بست کنونی جنگ این وضعیت را خطرناک‌تر کرده است. هر طرف که قادر نیست اراده خود را تحمیل کند، به دنبال نقطه درد تازه‌ای در طرف مقابل می‌گردد. آمریکا بانک، نفت، تجارت و کشتیرانی را هدف می‌گیرد و حتی زمزمه کاربرد سلاح اتمی در محافل دست راستی شنیده می‌شود؛ جمهوری اسلامی می‌تواند هرمز، نفتکش‌ها و شریان‌های انرژی منطقه را به اهرم مقابله تبدیل کند. پاسخ بعدی می‌تواند محاصره شدیدتر و دور بعدی گسترش بیشتر جغرافیای جنگ باشد. این منطق درونی جنگ است: هر شکست در تحمیل اراده، زمینه تعرض خشن‌تر بعدی را فراهم می‌کند.

در چنین صحنه‌ای هوراکشی راست و سلطنت‌طلبان برای جنگ، محاصره و تحریم معنای واقعی خود را نشان می‌دهد. دیروز بمباران را راه نجات مردم معرفی کردند و امروز از فشار اقتصادی استقبال می‌کنند. سیاستی که مردم را فاقد قدرت سرنگونی جمهوری اسلامی می‌داند ناگزیر در جستجوی قدرت دیگری می‌رود: ارتش آمریکا، بمب اسرائیل، محاصره دریایی و وزارت خزانه‌داری. این نیروها راه خود به قدرت را در خانه‌خرابی مردم و تخریب شیرازه جامعه جستجو می‌کنند. در این سیاست مردم از فاعل انقلاب به موضوع عملیات تبدیل می‌شوند؛ باید منتظر بمانند تا بمب، تحریم و محاصره کاری را انجام دهند که گویا خود مردم قادر به انجام آن نیستند. این نقطه مقابل سیاست انقلاب اجتماعی است.

ما انتخاب میان دو قطب این جنگ را نمی‌پذیریم. ما هم زمان برای سرنگونی رژیم اسلامی و علیه جنگ و میلیتاریسم آمریکا مبارزه می‌کنیم. ما برای تحقق یک انقلاب اجتماعی فعالیت می‌کنیم. سرنگونی جمهوری اسلامی کار آگاهانه و سازمان‌یافته خود مردم است. نیروی این سرنگونی در کارخانه و دانشگاه، محله و خیابان، اعتصاب عمومی، جنبش آزادی زن، مبارزه علیه اعدام و فقر و در شوراها و تشکل‌های توده‌ای شکل می‌گیرد. جمهوری اسلامی را باید با ورود قدرتمند جامعه به میدان سیاست به زیر کشید، نه با تبدیل جامعه به ویرانه‌ای که قدرت‌های دیگر بر فراز آن درباره آینده جامعه تصمیم بگیرند.

مردم ایران برای انقلاب به قدرت بیشتر نیاز دارند، نه گرسنگی بیشتر؛ به سازمان‌یابی نیاز دارند، نه محاصره؛ به دخالت مستقیم در سرنوشت خود نیاز دارند، نه انتظار برای بمب و تحریم اقتصادی. مبارزه برای پایان دادن به جنگ و محاصره بخشی از همان مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و آزاد کردن جامعه از چنگ سرمایه، مذهب و استبداد است.

این جنگ باید متوقف شود. محاصره نظامی و اقتصادی ایران باید فورا پایان یابد. تحریم‌های اقتصادی علیه مردم باید لغو شوند. جمهوری اسلامی باید با مبارزه مستقل و سازمان‌یافته مردم سرنگون شود.

نه به جمهوری اسلامی! نه به جنگ، محاصره و تحریم اقتصادی! نه به سیاست انتظار از بمب و گرسنگی! زنده باد انقلاب کارگران و توده های مردم برای آزادی، برابری و سوسیالیسم!

مرگ بر جمهوری اسلامی!
زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
١٨ اوت ٢٠٢٦