اختلافات در رهبری کنونی کومهله دیگر پشت مباحث تشکیلاتی و اداری پنهان نیست. اظهارات اخیر برخی از اعضای مرکزیت، از جمله عادل الیاسی، حسن رحمانپناه، فرخ معانی،ناصر طاهری و تعدادی دیگر از کادر و اعضای این سازمان در وصف اختلافاتی که با کومه له دارند نشان داد که موضوع اصلی، اختلاف بر سر اداره تشکیلات نیست؛ اختلاف بر سر سیاست است.
این اختلاف ریشه در جایگاه کومهله در قبال تحولات مهم دو سال گذشته دارد. جامعه ایران، منطقه و جهان وارد دورهای از تحولات پرشتاب شدند؛ از مسئله فلسطین تا جنگ دوازدهروزه، از دیماه خونین تا جنگ چهلروزه. این رویدادها تنها حوادث سیاسی نبودند، بلکه به معیاری برای سنجش سیاستها و صفبندی نیروهای مختلف تبدیل شدند.
کومهله که بیش از سه دهه در کنار بخشهای مختلف جنبش ناسیونالیسم کرد حرکت کرده بود، در این دوره با یک انتخاب سیاسی روبرو شد. فشار برای قرار گرفتن در کنار جریانهای حامی سیاستهای آمریکا و اسرائیل در قبال ایران، هم از بیرون سازمان و هم از درون آن به شدت افزایش یافت. همین فشارها اختلافات موجود را به نقطهای رساند که دیگر امکان پنهان کردن آنها وجود نداشت.
از این پس، هر تلاشی برای تبدیل این کشمکش به اختلافی تشکیلاتی، واقعیت را وارونه جلوه میدهد. هنگامی که اختلاف بر سر ارزیابی مهمترین رویدادهای سیاسی روز است، مسئله نه اساسنامه است و نه مناسبات اداری؛ مسئله دو سیاست متفاوت و دو افق سیاسی متفاوت است. به همین دلیل نیز اتهامپراکنی و جنجال تشکیلاتی، جای پاسخگویی سیاسی را گرفته است.
برآیند این دوره روشن است. راست ناسیونالیست نتوانست سیاست خود را به کومهله تحمیل کند. این کشمکش، بیش از هر چیز، شکست یک سیاست بود، نه صرفاً شکست یک جناح. آنچه از این تقابل دشوار تقویت شد، جایگاه سیاست چپ و سنت کمونیستی در کردستان بود. دفاع از این دستاورد و تبدیل آن به مبنایی برای پیشروی امری بسیار شرافتمندانه و انقلابی است.
مبارزان کمونیست