«سونامی آبی» ضربهای به فاشیسمِ «ترامپ-ماگا» (MAGA) بود—
اما دموکراتها راهحل نیستند.
ما به یک انقلاب واقعی نیاز داریم!
منتشرشده در روزنامه «انقلاب» ارگان حزب کمونیست انقلابی آمریکا
۵ نوامبر ۲۰۲۶ – ۱۴ آبان ۱۴۰۵
ترجمه توسط: برهان عظیمی
حضور گسترده مردم و نتایج انتخابات روز سهشنبه، بهمثابه طرد ملیِ ترامپ بود. مردم بر اقداماتی همچون دستکاری مرزبندی حوزههای انتخاباتی (gerrymandering) و تقلبهای سازمان دهی شده توسط فاشیستها؛ تهدید به استفاده از مأموران اداره مهاجرت (ICE) در حوزههای رأیگیری؛ ارعاب آشکار سیاستمداران حزب دموکرات؛ تلاشهای بیشمار قانونی و غیرقانونی برای بیاعتبار کردن و تضعیف انتخابات؛ و کارزار بیرحمانه و فاشیستیِ نامزدهای جریان «ماگا» (MAGA) و خودِ ترامپ — که نفرتپراکنیها و دروغهای شنیعِ ضدکمونیستی، ضدِ افراد ترنس، ضدِ مسلمانان، نژادپرستانه و زنستیزانه را به راه انداختند — غلبه کردند.
بسیاری دچار شور و شعف شدهاند. کنترل کنگره توسط دموکراتها محدودیتهایی را برای ترامپ ایجاد خواهد کرد — هرچند فاشیستها همچنان بر کانونهای اصلی قدرت، یعنی ریاستجمهوری و دیوان عالی، مسلط هستند. اما برخلاف آنچه به بسیاری القا میشود تا به آن امید بندند، «سونامی آبی» نهتنها بر شکافهای رو به تشدید در سراسر جامعه غلبه نخواهد کرد، بلکه حتی به کابوس بنیادینترِ این نظام نیز نخواهد پرداخت و یا اصلاً آن را مطرح نخواهد کرد.
یک: فاشیستها متحمل عقبنشینی شدند… اما ریشه این فاشیسم عمیق است
این فاشیسم—و شکافِ حاد و آشتیناپذیر میان حاکمان—حاصل تضادهای عمیقِ این نظام سرمایهداری-امپریالیستی است. باب آواکیان، رهبر انقلابی و معمار «کمونیسم نوین»، در سخنرانی مهمی در بهار گذشته با عنوان «بشریت در آستانه: یک راهپیمایی اجباری به ورطه نابودی یا یک راه انقلابی برای خروج از جنون» به کانون اصلی این مسئله پرداخت و گفت:
این فاشیسم، تجلیِ متمرکزِ این واقعیت است که نظام سرمایهداری-امپریالیستی به مرزهای نهاییِ خود رسیده است. درحالیکه ادعا میشود در این کشور «آزادی و عدالت برای همه» وجود دارد، اما تاریخ و واقعیتِ جاریِ آن، سرشار از نابرابریهای وحشیانه و سرکوبِ بیرحمانه— که به معنای واقعی کلمه منجر به قتل میشود—علیه سیاهپوستان و دیگر رنگینپوستان است. همچنین، سرکوبِ مداوم بر اساس جنس و جنسیت نیز همچنان ادامه دارد. حتی فارغ از وقوع یک جنگ تمامعیار میان قدرتهای امپریالیستی، این نظام علت بنیادینِ جنگهای مداوم، ویرانی محیطزیست و غارت کشورها— بهویژه در سراسر «جهان سوم»— است؛ وضعیتی که همگی به آوارگی و کوچ اجباری شمار عظیمی از مهاجران به ایالاتمتحده آمریکا (و دیگر کشورهای سرمایهداری-امپریالیستی) انجامیده است. تمام اینها در تاروپود روابط، محرکهها و ضرورتهای بنیادینِ این نظام تنیده شده و از آنها ناشی میشود؛ نظامی که قادر نیست هیچ پاسخ مثبتی به این معضلات ارائه دهد. درعینحال، این حقیقت همچنان پابرجاست که «هر جا ستمی باشد، مقاومتی نیز خواهد بود». اما همین مقاومت و شورشِ برحق علیه روابط و اقداماتِ ستمگرانهٔ این نظام، بهنوبهٔ خود موجب تقویتِ جذابیتِ فاشیسم در میان بخشهایی از مردم و طبقهٔ حاکم شده است؛ کسانی که مصمماند نهتنها روابطِ ستمگرانهٔ بنیادین، بلکه افراطیترین جلوهها و زیادهرویهای ناشی از آن را نیز با توسل به خشونتِ عریان و بیرحمانه تحمیل کنند.
همان «روابط، محرکهها و ضرورتهای بنیادینِ این نظام» توضیح میدهند که چرا انتخاب یک زن سیاهپوست به مقام فرمانداری، یک مسلمان به سنا، یا افراد ترنس به مجلس نمایندگان، به ستمِ بنیادینی که این گروهها با آن روبرو هستند، پایان نخواهد داد. در مقابل، این پیروزیهای انتخاباتی احتمالاً فاشیستهای سرسخت را—که تصور میکنند تمامِ این «تنوع» در حال از هم پاشیدنِ «سبک زندگی آمریکایی» است—بیش از پیش خشمگین و تحریک خواهد کرد.
دوم: حزب دموکرات، حزبی متعلق به همین نظام است. این حزب علیه فاشیستها—آنگونه که باید با آنها مبارزه کرد—نخواهد جنگید و اساساً قادر به انجام چنین کاری هم نیست
حزب دموکرات برای منافعِ نظامِ سرمایهداری-امپریالیستی—نظامی مبتنی بر استثمار و ستمِ جهانی—مبارزه میکند. رؤسای جمهورِ هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، در طول ۸۰ سالِ پس از پایان جنگ جهانی دوم، جنگهایی را به راه انداختهاند که در راستای منافعِ همین نظام، جانِ بیش از ده میلیون انسان را گرفته است. و هرگاه خود مستقیماً دست به چنین کاری نزدهاند، از «متحدان» و رژیمهای دستنشانده حمایت کردهاند؛ چنانکه در مورد غزه شاهد بودیم؛ جایی که دموکراتهایی همچون بایدن و هریس، تأمین مالی و تسلیحاتیِ نسلکشیِ اسرائیل علیه فلسطینیان را بر عهده داشتند.
جنگِ غیرقانونی و هیولاوارِ ترامپ علیه ایران، عاملی تعیینکننده در این انتخابات بود. ایالاتمتحده آمریکا با همکاریِ دولتِ آپارتاید و نسلکشِ اسرائیل، هزاران ایرانی را به خاک و خون کشید و زیرساختهای حیاتیِ غیرنظامی (مانند آب آشامیدنی، برق و غیره) را نابود کرد. این جنگ همچنان ادامه دارد و اینکه آیا ترامپ آن را تشدید خواهد کرد یا خیر، پرسشی است که هنوز مطرح است. بااینحال، بیشتر نامزدها و سیاستمداران حزب دموکرات تقریباً تنها بر آسیبهایی تمرکز کردهاند که این وضعیت به جان آمریکاییها، «منافع آمریکا» و جیب مردم آمریکا وارد میکند، نه بر رنجهای کاملاً غیرضروری و هولناکی که بر مردم ایران تحمیل میشود. دموکراتها نیز همان انگیزهها را دارند و همان هدفی را دنبال میکنند که فاشیستهایِ خواهانِ سلطهی ایالاتمتحده آمریکا در سر دارند؛ اما آنها بر سرِ چگونگی حفظ این سلطه، بهشدت با یکدیگر اختلاف دارند.
از خود بپرسید: چرا دموکراتها تلاش کردند مبارزه علیه ترامپ و جمهوریخواهان فاشیست را به مسائلی همچون «توانایی پرداخت هزینهها» (“affordability” مقرونبهصرفه بودن) و فساد محدود و تقلیل دهند؟ این مسائل واقعیت دارند، اما به اصلِ مطلب بیتوجهاند! رژیم ترامپ، یک رژیم فاشیستی است. اگرچه ممکن است برخی از سیاستمداران حزب دموکرات علیه جنبههایی از این فاشیسم سخن بگویند، اما مقابلهی واقعی با تمامیتِ دستورکار فاشیستی، مستلزم مبارزه با برتریطلبی سفیدپوستان، نفرتِ مردسالارانه نسبت به زنان و افراد دگرباش (LGBT)، اهریمنسازی از مهاجران، و شوونیسمِ «اول آمریکا» است… که همگی در تاروپود سیستمی تنیده شدهاند که حزب دموکرات نیز، بهعنوان یکنهاد، آن را تحمیل و اجرا میکند.
سوم: کلِ این سیستم فاسد و نامشروع است. ما به چیزی کاملاً متفاوت نیاز داریم و آن را مطالبه میکنیم: شیوهای کاملاً نو برای زیستن، و نظامی که از اساس متفاوت باشد
آن احساسِ ترس— آن ترسِ عمیقِ قلبی که گویی بشریت بهسوی نابودیِ خویشتن پیش میرود—شاید با برگزاری انتخابات بهطور موقت «تسکین» یابد، اما این ترس ریشه در واقعیت دارد.
و واقعیت از میان نخواهد رفت. باید با آن روبرو شد و به آن پرداخت.
واقعیت این است که خطرِ واقعیِ جنگ میان ایالاتمتحده آمریکا و رقبایش—یعنی روسیه و چین—وجود دارد؛ قدرتهایی که همگی به سلاحهای هستهای مجهزند. (درواقع، برخی از خودِ امپریالیستها نیز با جنگافروزیِ ترامپ علیه ایران مخالفاند، چراکه آن را عاملی برای «انحرافِ توجه» از رقابت و کشمکش با چین میدانند.) واقعیت این است که فناوریهای جدید و قدرتمندی همچون هوش مصنوعی، بدون هیچگونه تأملی—جز اینکه آیا موجب افزایش قدرت و سودِ امپریالیستها میشوند یا خیر—روانهی جهان شدهاند. واقعیت این است که جهان هرسال گرمتر و غیرقابلزیستتر میشود؛ فارغ از اینکه کدامیک از احزاب امپریالیستی بر سرِ کار باشد.
مهمترین واقعیت این است که ما برای داشتنِ حتی کوچکترین شانسی جهتِ رسیدگی به این مسائل، به نظامی نیاز داریم که از اساس متفاوت باشد. و واقعیت این است که ما چنین شانسی را در اختیار داریم؛ در حقیقت، همان شرایطِ بسیار حادی که در اینجا توصیف کردیم، اتفاقاً این شانس را تقویت کرده است. (برای آگاهی بیشتر دربارهٔ چرایی این مسئله، به اینجا و اینجا مراجعه کنید.)
امروزه سیاستمداران بسیاری هستند که خود را «سوسیالیست» مینامند، اما درواقع تنها خواهان اصلاحات جزئی در نظامی هستند که بر پایهٔ استثمار میلیاردها انسان در سراسر جهان بنا شده است. «کمونیسم نوین» که توسط باب آواکیان مطرح شده، بر پایهٔ رهایی تمام بشریت استوار است و هدف آن نیز همین رهایی است. این کمونیسم نوین، رویکردی علمی برای مواجهه با واقعیتی که با آن روبرو هستیم—با تمام مشکلات و تمام ظرفیتهایش— فراهم میآورد. کمونیسم نوین بر همین شالودهٔ علمیِ استوار، نویدبخشِ امید است. به گفتهٔ باب آواکیان:
«ما اکنون در نقطهای قرار داریم که عبور از کلِ این نظامِ هیولایی — عبور از وضعیتی که در آن انسانها ناچارند صرفاً برای بقای فردی خود بجنگند، همگان به رقابت و ستیز با یکدیگر وادار شدهاند، و تودههای مردم در هرکجا که باشند در بندِ روابطِ سرکوبگرانه و منسوخ گرفتارند — بیش از هر زمان دیگری به ضرورتی فوری تبدیل شده است؛ آنهم درحالیکه آینده و حتی اصلِ هستیِ بشریت، روزبهروز بیشتر در معرض خطر قرار میگیرد.
و اکنون، عبور از تمامِ این وضعیت، امکانپذیر است.
شیوهای کاملاً متفاوت برای زیستن ممکن است: شیوهای کاملاً متفاوت برای سازماندهی جامعه، با بنیانی اقتصادی و نظامی سیاسی که بهکلی دگرگونشدهاند؛ همراه با روابطی میان انسانها که بر پایهٔ رهایی بناشده و فرهنگی که تعالیبخش است. تمامیِ اینها در جهتِ برآوردنِ نیازهای اساسی و تحققِ عالیترین منافعِ تودههای مردم جهتگیری شدهاند. این چشمانداز، هم بهصورت جامع و هم بهشکل ملموس و مشخص، در «قانون اساسی برای جمهوری سوسیالیست نوین در آمریکای شمالی» — که توسط من تدوینشده— تبیین گردیده است. خلاصهای از نکات کلیدیِ این قانون اساسی— که بر آن شیوهٔ زندگیِ حقیقتاً رهاییبخش پرتو میافکند— در بیانیهای با عنوان “آنچه نیاز داریم و خواستار آنیم: شیوهای کاملاً نو برای زیستن، نظامی بنیادین متفاوت” ارائهشده است.»
منتشرشده در:
کانال کمونیسم نوین
https://t.me/New_Communism/3557
مبارزان کمونیست