نکاتی درباره مارسییز (سرود ملی فرانسه)

نادر ثانی

 

دوشنبه ۴ آبان‌ماه ١۴٠۵، ٢۶ اکتبر ٢٠٢۶

 

 

توده‌های محروم بار دیگر در پاریس، مارسی، لیل و دیگر شهرهای فرانسه به‌پا خاسته‌اند. چند روز پیش بیش از ۸۵٠ هزار نفر در تظاهراتی سراسری برای رسیدن به جامعه‌ای بهتر شرکت داشتند. در فیلمی که از تظاهرات در ایتنرنت دیدم سرود «مارسییز (La Marseillaise)» پخش می‌شد. دختر جوانی که در فیلم از دلایل خیزش می‌گفت در مورد کمون پاریس صحبت می‌کرد و من به یاد نبرد ستایش‌انگیز کارگران در پاریس علیه سرمایه‌داران و سیستم سرمایه‌داری در فرانسه افتادم. همچنین به یاد خیزش سال ١۹۶۸ در فرانسه که این شعار را فریاد می‌‌زدند. خیزش اخیر، در عین حال مرا به یاد انقلاب کبیر فرانسه در بین سالهای ١۷۸۹ و ١۷۹۴ و به یاد تابلوی “آزادی هدایت‌گر مردم La Liberté guidant le peuple” اثر جاودان “اوژن دولاکروا (Eugène Delacroix)” انداخت. به راستی که سنت شورش، قیام و انقلاب در فرانسه جای پای خود را حفظ کرده است.

 

سرود ملی فرانسه، مارسییز تنها یک سرود میهنی نیست؛ این سرود برخاسته از مبارزات انقلابی مردمی است که در سال‌های انقلاب فرانسه، در برابر سلطنت و نیروهای پادشاهی اروپا برخاستند. در آن سالها، شور آزادی‌خواهی، دفاع از میهن، خشم از ستم و خشونت جنگ در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند،  برگردان این سرود را با توجه به جریان انقلابی که این روزها در فرانسه می‌گذرد و برای من یادآور سنت قیام در فرانسه است به انجام رسانده‌ام. هرگز از یاد نبریم که توده‌ای که خود را از بندگی رها می‌کنند، آزادی را نه بخششی از سوی فرمانروایان، بلکه دستاورد ایستادگی خویش می‌دانند. شاید همین است که پس از بیش از دو سده، مارسییز همچنان در تظاهرات، میدان‌های عمومی و لحظه‌های بحرانی تاریخ فرانسه طنین می‌اندازد.

 

«مارسییز» از دل انقلاب فرانسه بیرون آمد و تاریخ پیدایش آن با روزهای پُرآشوب سال ۱۷۹۲ پیوند خورده است. شاعر و آهنگساز سرود کلود ژوزف روژه دو لیل (Claude Joseph Rouget de Lisle)، افسر ارتش فرانسه، شاعر و موسیقی‌دانی آماتور بود. او این سرود را در شب ۲۵ به ۲۶ آوریل ۱۷۹۲، چند روز پس از آنکه فرانسه انقلابی به اتریش اعلان جنگ داده بود، در شهر استراسبورگ، سروده و آهنگ‌گذاری کرد. نام نخستین سرود «سرود جنگی برای ارتش راین (Chant de guerre pour l’armée du Rhin)» بود. این اثر ابتدا برای نیروهای فرانسویِ رهسپار جنگ ساخته شد، نه با این هدف که سرود ملی فرانسه شود.

سرود ابتدا در منطقهٔ آلزاس پخش شد و سپس به مارسی رسید. در ژوئن ۱۷۹۲، فرانسوا میرو، از فعالان انقلابی مون‌پلیه، این سرود را در مارسی معرفی کرد. داوطلبان انقلابی مارسی آن را پذیرفتند و برای رساندن کمک به نیروهای مخالف نظام پادشاهی اقدام به رفتن به پاریس کردند و در جریان حرکت خود به هر شهر که می‌رسیدند این سرود را می‌خواندند. این سرود در پاریس مورد استقبال قرار گرفت. درست از اینرو بعدها نام مارسییز بر این سرود نهاده شد.

در ۱۴ ژوئیهٔ ۱۷۹۵ مارسییز به عنوان سرود ملی اعلام شد. در دوران امپراتوری ناپلئون و سپس بازگشت سلطنت بوربون، مارسییز ممنوع شد و جایگاه رسمی خود را از دست داد. در انقلاب ژوئیهٔ ۱۸۳۰ و انقلاب ۱۸۴۸، مارسییز دوباره در میان انقلابیون و جمهوری‌خواهان طنین انداخت؛ با این حال، پادشاه لویی فیلیپ آن را به‌عنوان سرود رسمی نپذیرفت. در دوران امپراطوری دوم (بین سالهای ١۸۵٢ و ١۸۷٠) مارسییز بار دیگر به سرودی سیاسی و حساس بدل شد و اجرای آن با محدودیت و سرکوب روبه‌رو گشت. در ١۴ فوریه سال ۱۸۷۹، در دوران جمهوری سوم، مارسیز جایگاه رسمی و پایدار خود را به‌عنوان سرود ملی فرانسه بازیافت.

این سرود امروز هفت بند دارد اما همگی نوشتهٔ روژه دو لیل نیستند. بند هفتم در سال ۱۷۹۲ به سرود افزوده شد، اما نویسنده‌اش به‌طور قطعی شناخته نشده است. همهٔ بندهای سرود در اجرای رسمی خوانده نمی‌شوند. نسخهٔ رایج رسمی بر بند نخست و ترجیع‌بند تکیه دارد؛ در برخی مناسبت‌ها بندهای دیگری نیز اجرا می‌شوند.

بند نخست

به پیش، ای فرزندان میهن!

روز شکوه و افتخار فرا رسیده است!

بر ضد ما، پرچم خونین ستم

به اهتزاز درآمده است!

 

آیا در دشت‌ها نمی‌شنوید

غرش آن سربازان درنده را؟

آنان تا آغوش شما پیش می‌آیند

تا پسران و یارانتان را سر ببرند!

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند دوم

این انبوه بردگان چه می‌خواهد؟

این خائنان و شاهان هم‌پیمان؟

این بندهای ننگین برای کیست؟

این زنجیرهایی که از دیرباز آماده‌اند؟

 

ای فرانسویان، این چه اهانتی است!

چه خشم و جوششی باید برانگیزد!

آیا ما نیستیم که جرئت کرده‌اند

به بندگی دیرین بازمان گردانند؟

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند سوم

چه؟ سپاهیان بیگانه

در خانه‌های ما فرمان برانند؟

چه؟ این فوج‌های مزدور

جنگاوران سربلند ما را بر خاک افکنند؟

 

ای پروردگار بزرگ!

آیا دست‌های در زنجیر

پیشانی ما را زیر یوغ خم خواهند کرد؟

آیا ستمگران فرومایه

سرنوشت ما را به دست خواهند گرفت؟

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند چهارم

بلرزید، ای ستمگران،

و شما ای پیمان‌شکنان،

مایهٔ ننگ همهٔ گروه‌ها!

بلرزید! نقشه‌های پدرکشانهٔ شما

سرانجام کیفر خویش را خواهند دید!

 

هر یک از ما سربازی است

برای نبرد با شما؛

اگر قهرمانان جوان ما فرو افتند،

فرانسه قهرمانانی تازه می‌پرورد

که آماده‌اند با شما بجنگند!

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند پنجم

ای فرانسویان، با منش جنگاوران بزرگوار،

ضربه‌هایتان را فرود آورید یا بازدارید!

از این قربانیان نگون‌بخت درگذرید

که با اکراه بر ضد ما سلاح برداشته‌اند!

 

اما آن ستمگران خون‌آشام،

آن همدستان دو بوییِه (١)،

همهٔ آن ببرانی که بی‌رحمانه

سینهٔ مادر خویش را می‌درند!

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند ششم

ای عشق مقدس میهن،

بازوان انتقام‌جوی ما را هدایت و پشتیبانی کن!

ای آزادی، ای آزادی محبوب،

در کنار مدافعانت بجنگ!

 

بگذار پیروزی، با بانگ پرتوان تو،

به سوی پرچم‌های ما بشتابد؛

بگذار دشمنانت، در واپسین دمِ زندگی،

پیروزی تو و شکوه ما را ببینند!

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

بند هفتم ــ بند پایانی

ما نیز به میدان خواهیم آمد

آنگاه که پیشینیان ما دیگر نباشند؛

در این راه، خاکستر آنان را خواهیم یافت

و رد پای فضیلتشان را.

 

کمتر در اندیشهٔ آنیم که پس از آنان زنده بمانیم،

بیشتر مشتاقیم که در آرامگاهشان شریک شویم؛

با غروری والا،

یا انتقامشان را خواهیم گرفت،

یا به آنان خواهیم پیوست!

 

ترجیع‌بند

سلاح بردارید، ای شهروندان!

صف‌های گردان‌ها را بیارایید!

به پیش رویم، به پیش رویم!

بگذار خون ناپاک دشمنان

شیارهای زمین ما را سیراب کند!

 

توضیح برگرداننده متن:

(١): فرانسوا کلود آمور، مارکی دو بوییه (François Claude Amour, marquis de Bouillé؛ ۱۷۳۹–۱۸۰۰)، ژنرال ارتش فرانسه و پشتیبان سلطنت بوربون، از فرماندهان نظامی وفادار به پادشاهی بود و در سرکوب شورش سربازان در نانسی در سال ۱۷۹۰ نقش بزرگی داشت. او همچنین در طرح فرار لویی شانزدهم و خانواده‌اش از پاریس در ژوئن ۱۷۹۱، که به بازداشت آنان در شهر وارِن انجامید، نقشی مهم ایفا کرد.

در بند پنجم «مارسییز»، سراینده به همدستان دو بوییه حمله می‌کند و او را نماد نیروهای سلطنت‌طلبی می‌گیرد که در برابر انقلاب فرانسه ایستاده بودند. این بند میان مردمی که از سر اجبار در صف دشمن قرار گرفته‌اند و ستمگران و فرماندهان ضدانقلاب تمایز می‌گذارد. بنابراین، نام دو بوییه در اینجا تنها اشاره به یک فرمانده نظامی نیست؛ او نماد کوشش برای بازگرداندن سلطنت و درهم‌شکستن دستاوردهای انقلاب نیز هست.