سازمان ملل:تریبون تهدید میلیتاریستی و تروریستی با لفاظی “صلح‌طلبانه”

سازمان ملل:

تریبون تهدید میلیتاریستی و تروریستی با لفاظی “صلح‌طلبانه“

رحمان حسین زاده

 

وارونگی نظم سرمایه داری از همه خط قرمزهای معمول تعریف شده در چهارچوب همین نظم ستمگر هم عبور کرده است. هشتاد و یک سال قبل با پایان جنگ جهانی دوم سازمان ملل تأسیس شد. ظاهرأ قرار بود، این نهاد بین المللی مکان اعلام سیاستهای “صلح طلبانه” باشد. در چند سال نخست بعد از جنگ جهانی دوم که کشمکش قدرتهای کاپیتالیستی و امپریالیستی پیروز جنگ دوم، به نقطه حاد نرسیده بود، ظاهرأ لفاظی های “صلح طلبانه” اندک جایگاه تشریفاتی را داشت. خیلی زود با تثپیت نظم دو قطبی بلوک شرق و غرب و مشخصا از مقطع آغاز جنگ در شبهه جزیره کره، به بعد اعلام تهدیدات میلیتاریستی قدرتها و دولتهای دو قطب رقیب و یا دولتهای همسایه در حال نزاع و کشمکش بیشتر و بیشتر صحنه کنفرانس سازمان ملل را بر فرمایشات  پوچ “صلح طلبانه” تنگ کرد. اکنون و امسال فضای حاکم براین سازمان بیمایه شورتر از همیشه است. دقیقأ منعکس کننده افسار گسیختگی عروج راست افراطی و فاشیستی، اعلام آشکار تهدیدات میلیتاریستی و تروریستی قدرتها و دولتهای متعدد در مقابل دولتهای رقیب و دشمن مورد نظرشان، اکثرأ در همسایگی هم است. شاه کلید توجیهات تهدیدات و قلدری نظامی “حفظ منافع ملی” و اشاعه تعصبات و خرافه ناسیونالیستی و راسیستی است. به سخنرانیهای همین سه روز گذشته از افاضات سرکرده تروریسم جهانی یعنی شخص ترامپ تا پروپاگاند مشمئز کننده و نفرت انگیز نتانیاهوی نسل کش و پزشکیان نماینده تروریسم جمهوری اسلامی و حتی بقیه سخنرانیها امثال اردوغان و ماکرون و بقیه هر کدام کم و بیش برخلاف روش دروغین گذشته، این بار هر یک دولت دیگری و هدفی را تهدید میکرد و میکنند. این انعکاس واقعیت جهان آشفته تحت سیطره سرمایه داری است. نظم سیاسی استثمارگری که در راستای منافع قطبها و دولتهای ستمگر سرمایه قدم به قدم جهان را به سمت نزاعها و کشمکشهای قدرتها و دولتها و جریانات میلیتاریست و تروریست سوق میدهد. کنفرانس سالانه سازمان ملل بر خلاف ظاهر دروغین آن نه محل اجتماع برای “سازش و صلح طلبی” بلکه صحنه بیان “تهدیدات جنگ طلبانه و تروریستی” است.

 

حقیقتأ سالها است که تریبون سازمان ملل به محل اشاعه افکار و سیاستهای فاشیستی و راسیستی تبدیل شده است. سخنرانی سه روز قبل ترامپ، مظهر فاشیسم امروز دنیا در هشتاد و یکمین سالگرد سازمان ملل قبل از هر چیز مایه ننگ این مؤسسه جهانی است. ژورنالیسم نان به نرخ روز خور و مفسرین مزدبگیر و سطحی فقط بر بعد تهدیدات علیه جمهوری اسلامی فوکوس کردند، تهدیدات علیه کوبا و بعضی کشورهای دیگر و آدم ربایی مورد مباهات او در ونزوئلا را به حاشیه راندند. این عنصر بی بالانس و ضد انسان از پشت تریبون به اصطلاح “سازمان ملل” با صراحت دوباره علیه میلیونها انسان مهاجر و پناهنده شمشیر کشید. عملکرد تمامأ ضد انسانی دولت راسیست خود را در اذیت و آزارو بیرون راندن مهاجران و پناهندگان سالها مشغول به کار و زندگی در آمریکا و کودکان متولد شده و بزرگ شده در آنجا را به “رخ” کشید. بربستر عقب گرد بزرگ تحمیل شده بر بشریت، در سطح عمومی و بدون روتوش تعصبات کور ملی و ناسیونالیستی را دامن زد. بیشرمانه اندک فعالیتهای بسیار ناچیز مقابله با تخریب محیط زیست را دوباره به باد استهزاء گرفت. طبق قانون جنگل “صلح از طریق قدرت” ریاکارانه از پایان دادن به “هشت جنگ” صحبت کرد.

 

ما همواره گفته ایم، تروریسم، تروریسم را میزاید. قدرتهای و دولتهای تروریست حتی رقیب همدیگر را تقویت میکنند. درست نقطه مقابل سخنان قلدرمأبانه و تروریستی ترامپ، نماینده حکومت تروریست اسلامی پزشکیان معلوم الحال با الفاظ و ادعاهای مشابه تحت عنوان گمراه کننده “مقاومت” سیاستهای تروریستی و ضد انسانی دولت خود و محور مقاومت اسلامی را توجیه کرد. ترور و اعدام هزاران انسان و جوان جامعه ایران را در همین یکساله اخیر ناشیانه پرده پوشی کرد.

 

تکمیل کننده صحنه آرایی زشت کنفرانس سازمان ملل پروپاگاند تهییجی و اولترا فاشیستی نتانیاهوی نسل کش و قاتل صدها هزار فلسطینی خطاب به سالن عمدتأ خالی اجتماع  سالانه بود. اما فاشیسم را چه باک از اینکه با نفرت وسیع نمایندگان همین دولتهای بورژوایی فخیمه روبرو است. سردمداران ضد انسان اسرائیل و نتانیاهو از بدو تأسیس حکومت منفورشان تاکنون بی توجه به غرولندهای اینچنینی و حتی بی ارزش دیدن قطعنامه های همین سازمان ملل اشغالگری و ستمگری علیه مردم فلسطین را ادامه داده و نسل کشی سه سال قبل تنها پریودی از این بربریت ضد انسانی بود.

 

این واقعیات تأکیدی است بر اینکه تعیین تکلیف قطعی و ریشه ای با کاپیتالیسم و فاشیسم و تروریسم عروج کرده این دوران و تأمین آرامش و صلح از درون جدالهای سیاسی و نظامی قطب های کاپیتالیستی و سازمان ملل آنها حاصل نمیشود، بلکه اینکار طبقه کارگر خودآگاه و سازمانیافته متکی به افق و سیاست و تشکل و تحزب سوسیالیستی در راستای ساقط کردن سرمایه داری و بنیاد نهادن نظم آزاد و برابر سوسیالیستی است. راه میان بری وجود ندارد.

 

مهر ١٤٠٥