پیامدهای هفتم اکتبر:
خاورمیانه “نوین” یا خاورمیانه خونین
رحمان حسین زاده
در سومین سال یادآوری تروریسم حماس و نسل کشی فاشیسم حاکم بر اسرائیل، خاورمیانه کماکان اوج ناأمنی و بی ثباتی و تشدید تروریسم و جنگ را تجربه میکند. تشدید تروریسم و جنگ از هفتم اکتبر ٢٠٢٣ در اسرائیل و فلسطین و به دنبال آن نسل کشی حکومت فاشیستی اسرائیل در غزه نمادی از آشفتگی و توحش کاپیتالیسم در جهان امروز است. در صد ساله اخیر خاورمیانه همواره یکی از کانونهای بحرانی تشدید استثمار و ستم و اشغالگری و جنگ و کشتار به ویژه علیه مردم فلسطین بوده است. این شرایط دردناک در خاورمیانه خود محصول دو پدیده زشت ضد انسانی است. الف: ستم و اشغالگری و نسل کشی علیه مردم فلسطین و ب: شکاف عمیق فقر و ثروت در منطقه، یعنی از یک سو محرومیت اکثریت عظیم مردم این منطقه از ابتدایی ترین حقوق معیشتی، اجتماعی و سیاسی و از سوی دیگر انباشته شدن ثروتهای افسانه ای در دست اقلیت مرتجع حاکمان مستبد و دولتهای فاسد. این دو پدیده زشت هر دو بستر گسترش نفرت پراکنی مذهبی و ملی بین انسانها، تبعیضات شنیع اجتماعی در سطوح مختلف زیست جامعه، هیزم بیار آتش جنگ و تروریسم افسار گسیخته دولتی و غیر دولتی بوده است. اینها هردو محصول ستم و سیطره سرمایه داری و دخالتها و نقشه ها و رقابتهای قدرتهای امپریالیستی و هم پیمانان آنها در این منطقه است.
با فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول دو قدرت امپریالیستی پیروز، یعنی بریتانیا و فرانسه با خط کش و گونیا جغرافیای تصنعی را به مردم منطقه تحمیل کردند. چنان زخم عمیقی در پیکر منطقه ایجاد کردند، که تاکنون هم سرمنشأ ستم و محرومیت، بارها جنگ و تروریسم و کشتار و آوارگی و نسل کشی بوده است. با صدور اعلامیه بالفور در دوم نوامبر ١٩١٧، از جانب آرثر جیمز بالفور وزیر امور خارجه بریتانیا “درباره نظر مساعد دولت انگلستان نسبت به تشکیل یک کشور یهودی در فلسطین” مجوز راه انداختن جنگ و نزاع قومی بین “یهودی و فلسطینی” صادر شد. سناریوی تاریکی که با گسترش اشغالگری و تشکیل دولت اسرائیل در ١٩٤٨ تکمیل شد. هیئت حاکمه قومی- مذهبی اسرائیل موجودیت خود را بر ستمگری و اشغالگری علیه مردم فلسطین بنا کرده است. نسل کشی مردم فلسطین و سرباز زدن از به رسمیت شناسی حقوق اولیه این مردم در قالب تشکیل دولت مستقل فلسطینی حتی طبق قرارداد “اسلوی منعقد شده در سال ١٩٩٣ میلادی” بین طرفین، اکنون پلاتفرم عملی دولت فاشیست اسرائیل است. بر بستر این کشمکش دیرینه و لاینحل ماندن حقوق حقه مردم فلسطین، در مقابل تروریسم دولتی اسرائیل – آمریکا، تروریسم اسلامی همانند حماس و جهاد در فلسطین میداندار شدند. اقدامات تروریستی آنها با حمایت جمهوری اسلامی نه تنها قدمی در مسیر حل مسئله فلسطین نبوده، بلکه در ضدیت با منافع مردم رنج کشیده فلسطین و عملأ بن بست بیشتری را به حل مسئله فلسطین تحمیل کرده است. قرار بود در غیاب کارکرد افراطیون دو طرف، مسئله فلسطین و تشکیل دولت مستقل فلسطین به فرجام برسد. به دنبال ترور اسحاق رابین و دست بالا پیداکردن راست افراطی مذهبی – قومی اسرائیل در دوره شارون و سپس نتانیاهو و همزمان میداندار شدن گروههای تروریستی در غزه (حماس و جهاد اسلامی) پروسه اجرایی کردن قرارداد “اسلو” و تشکیل دولت فلسطینی عملا نقش برآب شد. این وضعیت به بن بست طولانی برسر حل مسئله فلسطین تبدیل شد. در بطن این شرایط نامساعد رویداد هفتم اکتبر ٢٠٢٣ این بن بست را شکست.
فاشیسم حاکم بر اسرائیل و دولت نتانیاهوی متکی به حمایت آمریکا به مثابه غنیمتی حرکت تروریستی هفتم اکتبر حماس- جهاد را قاپیدند. آنها به دنبال بهانه ای بودند، تا نقشه های از قبل طراحی شده ارتش اسرائیل برای پاکسازی قومی و نسل کشی در غزه و علیه مردم فلسطین را اجرا کنند. نتانیاهوی فاشیست به فوریت اعلام کرد، جنگی را آغاز میکنند، که “نقشه خاورمیانه” را تغییر میدهد. واضح است دولت و ارتش اسرائیل علیرغم تجهیزات بالای آنها، اما از چنان جثه و توانایی برخوردار نبوده و نیستند که نقشه خاورمیانه را تغییر دهند. آنچه نتانیاهو مطرح کرد، روی میز گذاشتن دوباره نقشه قدیمی هیئت حاکمه امپریالیستی آمریکا است که “بوش پدر و پسر” به نام “خاورمیانه بزرگ” در دوره ریاست جمهوریشان ادعا میکردند. حمایت بی اما و اگر دولت آمریکا و هم پیمانان ناتویی اش از دولت و ارتش اسرائیل در نسل کشی مردم غزه، گسترش جنگ و تروریسم به لبنان و منطقه و علیه حماس و حزب الله و محور مقاومت اسلامی و جمهوری اسلامی در راستای شکل دادن به نقشه جنایتکارانه “خاورمیانه نوین” در واقع خاورمیانه خونین برای مردم این منطقه است. در رویارویی بین محور تروریسم دولتی اسرائیل-آمریکا با محور تروریسم اسلامی حماس- حزب الله و جمهوری اسلامی و دیگر نیابتی ها در منطقه محور مقاومت اسلامی ضربات سنگینی را متحمل شده است. قطب تروریسم اسرائیل- آمریکا قصد تکمیل کردن نقشه جنایتکارانه خاورمیانه خونین را نهایتأ با شکست و یا به تمکین کشاندن جمهوری اسلامی و نیابتی های هنوز رام نشده اش در سر دارند. جنگهای دوازده روزه و سی و نه روزه و سطحی از مقاومت جمهوری اسلامی با حمایتهای ضمنی روسیه- چین، محاسبات ترامپ – نتانیاهو را برهم زده و نقشه آنها را با موانع قابل توجه روبرو کرده است. برخلاف پروپاگاند نتانیاهوی فاشیست اکنون “طرح خاورمیانه نوین” مدنظر دولتهای اسرائیل – آمریکا معلق مانده است. همانطور که طرح منطقه ای “هلال شیعی” کل قطب محورمقاومت اسلامی تحت هدایت جمهوری اسلامی شکست خورده است.
نسل کشی در غزه و تبدیل کردن این منطقه به سرزمین سوخته و نزدیک به هشتاد هزار کشته و بخش عمده ای از میان کودکان و آوارگی دسته جمعی، به تباهی کشاندن زندگی دو میلیون انسان و اشغالگری و کشتار جمعی در لبنان به بهانه مقابله با تروریسم حزب الله و دیگر جنایتهای ارتش اسرائیل در منطقه، تنها پرده اول خاورمیانه جدید معماری شده توسط حکومت آمریکا و فاشیسم اسرائیل است. در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ دولت و ارتش اسرائیل با دست بازتر و با حمایت گسترده تر و محکمتر برای به سرانجام رساندن نقشه خاورمیانه خونین امپریالیستی حرکت کردند. نفس تهدیدات نفرت انگیز ترامپ راسیست برای بیرون راندن نزدیک به دو میلیون مردم از غزه و تصاحب این منطقه توسط دولت آمریکا و تبدیل آن به “ریویرای خاورمیانه” پرده تکان دهنده و سوپر ارتجاعی دیگر در این زمینه بود. ترامپ در اجرای این نقشه سیاه شکست خورد. اما طبق به اصطلاح “آتش بس جاری” مردم غزه رها شده در سرزمین سوخته، در میان گل و لای و ساختمانهای تخریب شده، به معنای دقیق کلمه محروم از ابتدایی ترین نیازمندیهای حیات انسانی، نفسهای آخر زندگی را تجربه میکنند. ارتش نسل کش اسرائیل هم هروقت بخواهد به کشتار و تروریسم خود ادامه میدهد. به علاوه به طور جدی صورت مسئله حق و حقوق مردم فلسطین و تشکیل دولت مستقل فلسطین را به حاشیه رانده اند. اکنون نیمه حاکمیت فلج شده فلسطینی ها بر کرانه باختری هم با خطر یورش نظامی ارتش اسرائیل روبرو است. سه سال بعد از رویداد هفتم اکتبر چهره خاورمیانه تغییرات جدی به خود دیده و به عنوان بخشی از جهان آشفته کاپیتالیستی در بی ثباتی و ناأامنی شدیدتر از گذشته بسر میبرد. این عاقبت خونین خاورمیانه برای مردم منطقه و تبعات تکان دهنده آن در چهارچوب بربریت کاپیتالیستی دوره معاصر است.
واقعیت اینست تا زمانی که اولأ مسئله فلسطین و مبارزات حق طلبانه این مردم پاسخ کارساز و عادلانه نگیرد و نسل کشی و تروریسم حکومت اسرائیل با حمایت دولت آمریکا ادامه پیدا کند، ثانیأ فقر شدید و استبداد خشن حکومتهای مرتجع منطقه به قوت خود باقی بماند، تروریسم اسلامی از این وضعیت تغذیه میکند و خود را احیا کرده و این منطقه کماکان بحرانی و طرحهای ارتجاعی از بالای سر مردم فلسطین به بن بست میرسند.
با این وصف یک نکته قابل توجه دیگر میتواند ورق را برگرداند. آن هم شکست و عقب نشینی محور مقاومت اسلامی در فلسطین و منطقه نه تنها شکست مردم نیست، بلکه راه باز میکند جنبش حق طلبانه در فلسطین و در کل منطقه با روشن بینی به میدان آید. متکی به پلاتفرم آزادیخواهانه و اراده مردم متنفر از وضع موجود، طرحهای ارتجاعی از جمله طرح خاورمیانه خونین و ضد انسانی آمریکا- اسرائیل را ناکام سازد. در همین رابطه تحولات سیاسی جامعه ایران نقش تعیین کننده میتواند ایفا کند. به ویژه قدعلم کردن آلترناتیو کارگری و سوسیالیستی با پلاتفرم آزادیخواهانه و تلاش برای گردآوری نیروی مبارزاتی علیه جنگ و کشمکش دولتهای تروریست آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی و علیه سیاستهای جریانات جنگ طلب پروآمریکا، اسرائیلی و یا محور مقاومتی میتواند سد مبارزاتی محکم ایجاد کند. اهداف ارتجاعی طرفین جنگ را ناکام سازد و عملا روند “باخت باخت” را به آنها تحمیل کند. پیشروی و پیروزی مردم تشنه رهایی از جنگ و تروریسم قدرتها و دولتهای ضد مردمی و حاکمیت سرمایه و جمهوری اسلامی را تضمین کند.
نهم اکتبر ٢٠٢٦
مبارزان کمونیست