برگی از تاریخ برگرفته از: پیام نشریه صدای انقلاب ایران، در آبان ماه ۱۳۶۹.
تقدیم به: کارگران اخراجی پتروپارس در هویزه خوزستان.
شمس الدین – امانتی ۱۳ / ۱۰ / ۲۰۲۶
در این روزها رادیو تهران اعلام کرد که خامنه ای فرمانده کل قوا تصویب کرده است که نیروی زمینی سپاه پاسداران لازم است تا سه برابر ظرفیت کنونی گسترش و تجدید سازمان یافته و تقویت گردد. فرمانده های سپاه اسلام اعلام کرده اند که سپاه پاسداران ۲ هدف اساسی دارد ۱ـ «دفاع در برابر تهدید و تجاوز خارجی ۲ـ مقابله با بحران داخلی ایران»!
عنوان این مطلب که هدف از تقویت سپاه پاسداران دفاع در برابر تجاوز خارجی است، حرف تازه ای نیست و تمام دولتهای سرمایه داری، ارتش و نیروهای مسلح حرفه ای خود را تحت نام دفاع در برابر هجوم نیروهای خارجی سازمان میدهند. ولی روشن است که همه آنها دروغ میگویند و هدفشان از سازمان دادن نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و پلیس اساسا به خاطر مقابله با اعتراضات و مبارزات کارگری و سرکوب انقلاب است.
این مطلب در این خبر رادیوئی هم، تاکید بر هدف دوم یعنی مقابله با بحران داخلی و سرکوب اعتراضات کارگران و توده های مردم زحمتکش است! جمهوری اسلامی با اعلام علنی این مساله آشکارا به کارگران و مردم زحمتکش می گوید که خود را برای مقابله با اعتراضات و مبارزات آنها آماده می کند و به این ترتیب علنآ مبارزه و انقلاب را مورد تهدید قرار می دهد.
همه بیاد داریم که پاییز و زمستان سال ۶۸ در مراکز صنعتی ایران اعتصابات نسبتا نیرومند کارگری بر پا شد که بدنبال آن، در تعداد زیادی از شهرهای ایران، علیه رژیم و حاکمیت سیاهش، چند هزار نفری برپا گردید و بطور واقعی لرزه بر جان سردمداران جمهوری اسلامی افتاد.
در آن هنگام، سران حکومت و شورای امنیت و فرماندهان با تعجیل فراوان تشکیل جلسه داده و سمیناری برگزار کردند و در برابر اعتصابات و تظاهرات به بحث و مشورت و چاره جویی پرداختند.
سرانجام این جلسه منتج به صدور فرمان و دستورالعملی شد که طبق آن، آماده باش فوری به نیروهای نظامی مخصوص سپاه پاسداران در سراسر ایران اعلام گردید. آنها در آن موقع در دستورالعمل ها یشان بر این نکته تاکید داشتند که برای سرکوب مردم باید از نیروی مسلح استفاده نمایند و همین حالا هم که مشغول سازماندهی نیروهای سرکوبگر شان هستند، سپاه پاسداران را بیشتر مورد توجه قرار می دهند.
هدف رژیم از نیرومند کردن سپاه و افزایش ظرفیت فعلی این است که او می داند، بعد از اعلام صلح بین ایران و عراق، هر کارگر و زحمتکشی بیش از پیش خواستهایش را مطالبه می نماید، کارگر بیکار بیمه بیکاری می خواهد، کارگر شاغل دستمزد بیشتر و ساعت کار کمتر و خواستهای دیگرش را مطرح می کند و مردم گرسنه و تنگدست هم خواسته های خود را مطالبه می کنند!
رژیم میداند اکنون که جنگ در مرزها به اتمام رسیده، جنگ اصلی با کارگر و زحمتکش معترض و ناراضی کماکان و با شدت بیشتر ادامه دارد، او در این جنگ اصلی می خواهد هر چه بیشتر آمادگی داشته باشد، چرا که میداند کارگر و زحمتکش به آسانی دست از سرش بر نمی دارند.
در بهار سال ۱۳۶۸، رژیم با ترکیب نیروهای شهربانی، ژاندارمری و کمیته، سازمان انتظامی یکپارچه ای را ایجاد کرد و همان وقت هم اعلام کرد که کار اصلی این نیرو، مقابله با اعتراضات و مبارزات کارگران و مردم است.
از قرار معلوم رژيم حالا بیشتر خود را آماده می کند و به این خاطر هم هست که این بار ظرفیت نیروی زمینی سپاه پاسداران را ۳ برابر افزایش میدهد. او میخواهد به کمک این نیرو و با نیروی یکپارچه ژاندارمری و کمیته و شهربانی، آمادگی بیشتری جهت مقابله با مبارزه و گسترش اعتراضات مردم بدست آورد و در برابر مبارزات قدرتمند کارگران و مردم ستمدیده غافلگیر نشوند.
روشن است که برنامه رژیم بعد از صلح هم، ادامه همان سیاست بازسازی اقتصاد سرمایه داری ایران است که اگر خرج و مخارج ارتش و سپاه هم کم شود، بودجه باقیمانده در خدمت اجرای این سیاست قرار می گیرد و نه در خدمت تامین رفاه و نیازمندیهای مردم! و به این ترتیب رژیم در برابر عدم جوابگوئی به خواستهای کارگران و مردم زحمتکش می خواهد نیروی مسلح و درنده ای را سازمان دهد که در به راحتی کارش را بکند و کسی نتواند برایش مزاحمت ایجاد نماید.
البته بخشی از منظور رژیم در اعلام علنی آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با بحران داخلی و سرکوب انقلاب، به این خاطر است که به سرمایه داری و سرمایه دارانی که نگران امنیت داخلی ایران و گسترش مبارزات و اعتراضات هستند، اطمینان خاطر بدهد تا سرمایه هایشان را بکار بیندازند و بهمین ترتیب سرمایه داری غرب هم مطمئن شود که جمهوری اسلامی تثبیت شده و آرامش برقرار است و سرمایه گذاری در ایران مقرون به صرفه و امکان پذیر است!
آیا واقعا نیروی مسلحی که جمهوری اسلامی می خواهد از نو آن را سازماندهی و آماده نماید، قادر است از مبارزه و انقلاب جلوگیری نماید؟ آیا رژیم می تواند برای بکار انداختن سرمایه ها و بخاطر پیشبرد سیاست بازسازی اقتصادیش، جزیره آرامشی را برای سرمایه تثبیت نماید؟
جواب این سوالات به این گره خورده که آیا توده های کارگر و زحمتکش جدی تر و سازمان یافته تر از پیش به میدان مبارزه و اعتراض خواهند آمد؟ آیا اعتراضات کارگران و مردم زحمتکش همین طور پراکنده و غیر متشکل خواهد بود و آیا کارگران تشکل هایشان را مانند اتحادیه و شورا بوجود خواهند آورد یا نه؟
آیا کارگران در به میدان کشاندن توده های زحمتکش و مبارز مردم موفق خواهند بود؟
آیا توده های مردم همدوش کارگران و حول نیروی یکپارچه و متحد و پیشاهنگ کارگران برای خواسته های رفاهی و معیشتی و برای زندگی بهتر و انسانی به میدان خواهند آمد؟
بله، موفقیت و یا عدم موفقیت رژیم در ممانعت از اعتراض و سرکوب مبارزات در پاسخ به این سوالات نهفته است! اگر کارگران شاغل و بیکار متحد با هم به میدان آمده و جدی تر از آنچه که تا حال انجام داده اند دست بکار برپا کردن تشکل هایشان شوند، رژیم با سازماندهی نیروی سپاه و نیروهای سرکوب دیگرش نمی تواند هیچ غلطی بکند.
اگر کارگران کمونیست و پیشرو به وظایف خود عمل نمایند و کارگران و مردم زحمتکش و آزاده را به اعتراضات و مبارزات متحد و نیرومند سوق دهند و این مبارزات را سازمان دهند و کارخانه و کارگاه و اداره و محله و خیابان و هر مرکز کارگری دیگر را به میدان مبارزات کارگری و توده ای تبدیل نمایند، نیروی سرمایه داران در برابر نیروی متحد و سازمان یافته کارگران و توده های مردم یارای مقاومت ندارند و کاری از دست سرمایه داران ساخته نیست.
کارگران کمونیست و پیشرو در این زمینه باید جدی تر از همیشه وظایفشان را انجام داده و نقش خویش را ایفا نمایند!
مبارزان کمونیست