اپوزیسیون جمهوری اسلامی و فاکتور “واشنگتن”

اسد گلچینی

پدیده جنگ آمریکا و اسرائیل، مقطع بسیار مهمی در تاریخ و سرنوشت دولت و ملت یا مردم در ایران بود. شکست اهداف دولت‌های حمله‌کننده تا این مقطع، مصادف با شکست، سرخوردگی و سرگردانی بخش بزرگی از اپوزیسیون طرفدار این جنگ بوده است.
اعتراضات، جنبش‌ها و مبارزات مردم، که قاعدتاً باید دستمایه این اپوزیسیون برای تقویت و کمک به به‌سرانجام رساندن آنها باشد، با ورود جنگ به یکباره کنار گذاشته شد و امیدواری به پیروزی اسرائیل و آمریکا، که اهدافشان تماما مغایر با منافع  مردم در ایران است، دامن زده شد. کار به جایی رسید که این اپوزیسیون آماده هر نوع فعالیتی برای کمک به تحقق اهداف این دولت‌ها شد، به این امید واهی که این احزاب و سازمان‌ها بتوانند در آینده ایران، پس از متلاشی و ویرانی کشور، مستأصل شدن جامعه و سرنگونی رژیم، نقشی پیدا کنند.
اینها تبدیل به سراب شد. اما این نوع اپوزیسیون، از سلطنت‌طلب و مجاهد تا حزب دمکرات کردستان ایران، همچنان در دالان‌های گمشده “واشنگتن” به دنبال فرج دیگری برای قبولاندن خود به “واشنگتن” و تحقق همان اهداف جنگی آمریکا است؛ این بار قرار است این اهداف از طریق تحمیل ضدانسانی‌ترین سیاست‌های تحریم و محاصره اقتصادی بر بیش از ۹۰ میلیون انسان ممکن شود؛ جمعیتی که مانند همه مردم در دنیا به غذا، دارو، بنزین، قطعات یدکی برای قطار، کشتی و هواپیما و بسیاری دیگر از امکانات اولیه زندگی نیاز دارند.
محروم شدن مردم از این امکانات، از همین حالا زندگی روزانه آنها را به هم ریخته است. کوبا نمونه‌ای از همان سرزمینی است که وحشی‌گری افسارگسیخته آمریکا علیه مردم آن، امروز قرار است به مردم ایران نیز “هدیه” شود تا معنی “کمک‌های بشردوستانه” آمریکا تکمیل شود.
در قطب‌نمای این اپوزیسیون طرفدار جنگ و جلب تمرینات به خود، مردم و مبارزاتی که می‌تواند و باید مبنای مبارزه و انقلاب علیه جمهوری اسلامی باشد، کماکان جایی ندارد.
عاداتی که این نوع اپوزیسیون و همچنین، عملاً، بسیاری از اپوزیسیون چپ در تبعید دارند، همچنان همان تقلا برای یافتن یار و همکار جدید برای ساختن آلترناتیوی در میان خود و برای خود است، نه سازماندهی اعتراض و مبارزه مردم و طبقه کارگر، تکیه بر آن و کمک به پیروزی رساندن آن.

۲۹ شهریور ۱۴۰۵

۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶