چرخش حزب دمکرات کردستان ایران؛
از امید به جنگ تا بازگشت به سیاست همیشگی
اسد گلچینی
شش ماه قبل، حزب دمکرات کردستان ایران در جبهه جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران قرار داشت و در رأس “ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان” بسیج شد تا در سرنگونی جمهوری اسلامی سهمی ایفا کند و سهمی طلب کند. اکنون که نتیجه جنگ معکوس شده است، رهبران حزب دمکرات، با صورتی زخمی و چرکین، در تلاش برای بازگشت به موقعیت قبلی خود هستند و، به رسم همیشگی، مردم را چون خودشان ابله تصور میکنند؛ چراکه فرصتطلبانه و اربابمنشانه، با فریب و دروغ، تلاش میکنند این چرخش را با کمترین تلفات از سر بگذرانند.
اما این چرخش را نمیتوان صرفاً یک تغییر تاکتیکی یا تغییر موضع در قبال جنگ دانست. باید جایگاه این چرخش و موقعیتی را که اکنون حزب دمکرات در آن قرار گرفته است، حتیالامکان بدون برداشتهای غیرواقعی نشان داد. این تغییر سیاست، هم سرنوشت ائتلاف نیروهای کردستانی را روشن میکند و هم موقعیت جدید چپ و کمونیسم در کردستان را در برابر جنبش ناسیونالیستی و نیروهای راست برجستهتر میسازد.
به مهمترین جنبههای این چرخش بپردازیم.
خواندن “فاتحه” بر مزار “ائتلاف نیروهای کردستان“
رویگردانی حزب دمکرات از جنگ آمریکا و اسرائیل نتیجه شکست آنها در جنگ است، نه حاصل قرار گرفتن در جهت منافع مردم، حفظ جامعه و ادامه مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی.
به همین اعتبار، برای این حزب و اساساً برای بورژوازی بزرگ و کوچک در کردستان طبیعی است که از امیدواری به پیروزی اسرائیل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی، به حلقه همیشگی امیدواری به مذاکره، البته به قیمت گزافتر لز گذشته با جمهوری اسلامی برگردند. تناقضی هم در این حرکت وجود ندارد؛ چراکه این حزب و طبقهای که نمایندگی میکند، در واقع بر بخش زیادی از افکار عمومی در کردستان سوارند و فکر میکنند مردم رعیت آنها هستند و صرفاً برای آنها کافی است که سیاست جدید به شیوهای دهقانی تشریح شود.
اما نخستین نتایج این چرخش، دفن موقتی “ائتلاف ششگانه نیروهای کردستانی” است.
حزب دمکرات با بسیج گروهها و سازمانهای بهمراتب راست و فالانژ، با خاصیتهای ابزاری و مهار آنها، برای تقویت جنبش ناسیونالیسم کرد در برابر جنبش چپ و سوسیالیستی در کردستان و آیندهای که در سایه پیروزی اسرائیل و آمریکا برای خود ترسیم کرده بود، وارد میدان شد.
این ائتلاف قرار بود بخشی از نیروی سیاسی و اجتماعی لازم برای شرایطی باشد که با پیروزی اسرائیل و آمریکا در جنگ و تضعیف یا سرنگونی جمهوری اسلامی ایجاد میشد. اما با فرو ریختن این امیدها و تشدید هرچه بیشتر سردرگمی در صفوف حزب دمکرات و کل جنبش کردایتی، این حزب راه خود را از اهداف گروه ششگانه جدا کرد.
این چرخش، نه از سر کشف یک سیاست جدید در جهت منافع مردم، بلکه از همان منطق همیشگی منافع طبقاتی و سیاسی این جریان ناشی میشود. منفعت و مصلحت سرمایهداران بزرگ و کوچک در کردستان نیز همین است که، در شرایط جدید، از امید به پیروزی نظامی آمریکا و اسرائیل فاصله بگیرند و بار دیگر به سیاست مذاکره و سازش با جمهوری اسلامی و نیروهای درون آن که بخشی از اهمیت فعلی خود را در جمهوری اسلامی دارند، برگردند.
بنابراین، “ائتلاف نیروهای کردستانی” که با امید به شرایط ناشی از جنگ شکل گرفته بود، اکنون عملاً نخستین قربانی این چرخش است.
بیاعتباری در برابر چپ و کمونیسم در کردستان
یکی از مهمترین عوامل چرخش حزب دمکرات در جبهه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، لطمه جدی به اعتبار این حزب و ایجاد تردید در میان مردم و حتی در پایگاه و تشکیلات خود حزب است؛ آن هم در برابر اعتبار و اعتمادی که چپ و کمونیستها در این جنگ به دست آوردند.
ائتلاف ششگانه تمام زور خود را زد تا کومهله رهبری علیزاده را به همراهی با این ائتلاف متقاعد کند، اما موفق نشد؛ هرچند بخشی از اقلیت مرکزیت کومهله و تشکیلات آن با آنها همراه شد و همین امر موجب فشار حداکثری بر کومهله شد تا به این ائتلاف ملحق شود.
فشار سنگینی که در داخل و خارج کشور از سوی جریانات و گروههای فشار راست و ناسیونالیست درون کومهله ایجاد شد، در برابر سیاست چپ کومهله شکست خورد.
کومهله، بعد از چند دهه، از دایره جنبش کردایتی و سنت و سیاستهای آنها خارج شد و بهدرستی در کنار منافع مردم، طبقه کارگر و جنبش سوسیالیستی در کردستان قرار گرفت؛ موضعی که کمونیستها هیچگاه و در هیچ مقطعی، با هر توان قوی یا ضعیفی که داشتند، از حفظ آن دریغ نکردند.
این تغییر، صرفاً یک اختلاف سیاسی درون اپوزیسیون نبود. شاخکهای حسی جنبش ناسیونالیسم کرد و حزب دمکرات متوجه یک تغییر جدی شدند: اینکه در یک مقطع حیاتی و تعیینکننده، بخشی از جامعه میتواند میان سیاست ناسیونالیستی و سیاست سوسیالیست ها که خود را در کنار منافع مردم و طبقه کارگر قرار میدهد، تفاوت قائل شود.
همین تغییر موجب لطمه به اعتبار حزب دمکرات و، در مقابل، افزایش اعتبار و اعتماد به چپ و کمونیستها در چنین مقاطع حیاتی و تعیینکنندهای در سرنوشت جامعه و زندگی مردم شد.
چپ و کمونیستها و جایگاه اعتباری که به دست آوردند
چرخش اخیر حزب دمکرات کردستان ایران در شرایطی اتفاق میافتد که آشفتگی بزرگی در میان تمام نیروهای این جنبش، از جمله در ترکیه و سوریه، دامن زده شده و سرخوردگی بیشتر و تفرقه شدید آرا و نظرات درباره جایگاه این چرخش را به وجود آورده است.
امیدواری بزرگی که در میان مردم ایران به پیروزی اسرائیل و آمریکا در جنگ علیه جمهوری اسلامی وجود داشت، فرو ریخت. اپوزیسیونی که به مزدوری اسرائیل و آمریکا تبدیل شد بیاعتبار شد و ریزش شدیدی در میان همه آنها، و در رأس آنها سلطنتطلبها، به وجود آمد.
جناحهای مستأصلتر در میان مردم و بخشی از صفوف این نیروها راهی جز آویزان ماندن به سرابی که در جنگ میبینند ندارند. این بخشها با صراحت هرچه بیشتر در کنار اسرائیل و تلاش و تبلیغات این دولت برای “دستیابی کردها به خودمختاری و استقلال” قرار دارند؛ درحالیکه تمامی دنیای متمدن و شرافتمند، این رژیم فاشیستی را در نسلکشی و اشغال قدمبهقدم مردم و سرزمین فلسطین مشاهده و محکوم میکند و همین امر موجب بیشترین نفرت علیه اسرائیل شده است.
گویا اسرائیل میتواند، مانند همیشه، رهبران و سازمانهای ناسیونالیست در کردستان را در جیب داشته باشد تا در معادلات و جنگهایی که در منطقه دارد، از آنها استفاده ابزاری و مزدورانه کند.
در چنین شرایطی، آشفتگی و سرگردانی بیشتر در جنبش کردایتی، چرخش اخیر حزب دمکرات و لطمه جدی به اعتبار آن، در کنار جلب اعتماد بیشتر به چپ و کمونیسم در کردستان، یک نقطهعطف مهم است.
اما این نقطهعطف بهخودیخود چیزی را تضمین نمیکند.
چنانچه این اعتبار و اعتماد جدید به تقویت هرچه بیشتر صف مستقل طبقه کارگر، مبارزه طبقاتی و ترسیم مبارزهای سازمانیافته و اجتماعی در کردستان و در برابر وضعیت جنگی و همچنین فلاکتی که مردم در برابر جمهوری اسلامی و نظم سرمایهداری در ایران با آن روبرو هستند، منجر نشود، این موقعیت از دست خواهد رفت.
اعتباری که چپ و کمونیستها به دست آوردهاند، تنها زمانی به یک نیروی واقعی و ماندگار تبدیل میشود که بتواند به سازمانیابی اجتماعی، تقویت صف مستقل طبقه کارگر و یک مبارزه سازمانیافته و اجتماعی تبدیل شود. در غیر این صورت، هیچ تضمینی برای پیشروی و حتی حفظ آن وجود ندارد.
مسئله امروز فقط افشای چرخش حزب دمکرات نیست؛ مسئله این است که این چرخش چه فرصتی برای چپ و کمونیسم در کردستان ایجاد کرده و آیا چپ میتواند این فرصت را به یک نیروی اجتماعی و سیاسی واقعی تبدیل کند یا نه.
۲۰ شهریور ۱۴۰۵
۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶
مبارزان کمونیست