از لومومبا تا خامنه‌ای

ا. م. شیری
آمریکا تروریست اصلی جهان و ترور و قتل رهبران کشورهای «نامطلوب»
ترور و قتل رهبران سیاسی همواره یکی از تاریک‌ترین و تأثیرگذارترین ابزارها در تغییر مسیر تاریخ، جابجایی قدرت و اعمال فشارهای سیاسی بوده است. این پدیده در طول تاریخ، بویژه از دوران جنگ سرد تا زمان حاضر، اشکال مختلفی به خود گرفته است.
امپراتوری آمریکا بمثابه تروریست اصلی جهان، که بر مبنای تروریسم، قتل‌عام و نسل‌کشی تأسیس شد، تمام تاریخ خود را به جنگ و خون‌ریزی سپری کرده، نسل جمعیت بومی آمریکای شمالی تقریباً بطور کامل از بین برده، حتی بگفتۀ پروفسور جان میرشایمر فقط از سال‌های هفتاد قرن گذشته تا دهۀ دوم قرن حاضر ٣٨ میلیون نفر را کشته، ده‌ها کشور را به آشوب کشیده، ویران ساخته، همواره از ترور و قتل رهبران و مقامات تأثیرگذار کشورهای «نامطلوب» بعنوان ابزار اصلی برای ساقط کردن دولت و توقف روند توسعۀ آن‌ها استفاده کرده است.
بر این اساس، سال‌های سال است که این پرسش فکر و ذهن مرا به خود مشغول داشته است که دولت‌ها و ملت‌های جهان چه نیازی به رابطه در هر عرصۀ مفروض با رژیم تروریستی امپراتوری آمریکا دارند؟ مگر تا دویست و پنجاه سال پیش که کشور ساختگی بنام جعلی ایالات متحدۀ آمریکا وجود نداشت، اجاق مادر گیتی کور بود و روند توسعۀ تاریخ متوقف شده بود؟! اما متأسفانه، هیچ پاسخ قانع‌کننده، جز ترس و هراس بعنوان وجه غالب برای این پرسش ساده نیافته‌ام.
چرایی پرسش بالا از این واقعیت ناشی می‌شود که رژیم آمریکا، هیچ چیزی جز جرم و جنایت، جنگ و کودتا، قتل و غارت، راهزنی، دزدی و آدم‌ربایی، کشتار و ترور، جعل و دروغ، دسیسه و توطئه، حیله و فریب در انحصار خود ندارد.
به نظرم مهار و در هم کوبیدن رژیم جعلی آمریکا و واداشتن آن به شکست و تسلیم، سهل‌تر از هر گونه حد تصور است مشروط بر اینکه جامعۀ جهانی اراده به خرج دهد، به ترس و هراس خود غلبه کند و بجای بستن سنگ‌ها، سگ‌ها (مرعوبین و ترسو‌ها) را ببندند یا از خود دور کند.
برای پایان دادن به تروریسم آمریکا و مداخلات آن در سراسر جهان هیچ نیازی به نیروی مقتدر نظامی نیست. این کشور ماهیتاً تروریست را به طرق سادۀ زیر به راحتی می‌توان به زانو درآورد:
١ــ قبل از همه، تحریم دلار و امتناع از آن به‌عنوان منبع قدرت آمریکا، ابزار صدور جنگ و بحران در دست آن. بقول یک ضرب‌المثل رایج: همینکه لاک‌پشت را به پشت برگردانی، خود بخود می‌میرد‌؛
٢ــ قطع وابستگی اقتصاد کشورها به دلار، یعنی مسدود کردن راه تحریم و محاصرۀ اقتصادی، یعنی محروم کردن امپریالیسم آمریکا از ابزار تروریسم، جنگ و مداخلات؛
٣ــ امتناع کامل از دلار بمثابه ذخیرۀ ارزی کشورها؛
۴ــ قطع روابط سیاسی، دیپلوماتیک، اقتصادی، مالی، بازرگانی و هر گونه رابطۀ دیگر با این امپراتوری جرم و جنایت، دروغ و دسیسه؛
۵ــ خودداری از هر گونه ملاقات، دیدار، گفتگو و مذاکره با مقامات آمریکا از صدر تا ذیل. بعبارت روشن‌تر، بایکوت مطلق آن!
چنین راه‌کار مقابله با رژیم تروریستی آمریکا امروز قطعاً خیالی به نظر می‌رسد. اما دیر یا زود زمانی فراخواهد رسید که اکثریت قریب به اتفاق دولت‌ها و بشریت جهان به این نتیجه‌گیری برسند که جهان هیچ نیازی به امپراتوری تروریستی آمریکا ندارد و تمام دنیا بدون آن امن و آرام و شکوفا خواهد بود.
می‌دانیم تاریخ معاصر پر است از رهبرانی که سرنوشت‌های تلخی داشتند. برخی مانند سالوادور آلنده در حال دفاع از کاخ ریاست جمهوری کشته شدند، برخی مانند صدام حسین پس از یک دادگاه نمایشی آمریکایی اعدام شدند، و برخی مانند سرهنگ معمر قذافی توسط مأموران امنیتی فرانسه دشنه‌آجین شدند…
چرایی و چگونگی همۀ این قتل و ترورها، ربودن و کشتن‌ها بسیار قابل تأمل است. بدین معنی که نظام‌های مبتنی بر مالکیت خصوصی، بویژه سرمایه‌داری با کمک دستگاه‌های تبلیغاتی خود موفق شده است نه فقط دولت‌های حاکم، بلکه عقل و هوش و ذکاوت بخش اعظم جامعۀ بشری را ذایل نماید و روحیه، عواطف، احساسات انسانی آن‌ها را با بی‌خیالی، بی‌اعتنایی، ولنگاری، لااوبالی‌گری جایگزین سازد. «من» را جایگزین »ما» کند.
در نتیجه، بسیج و سازمانیابی برای اقدام جمعی، چه از سوی دولت‌ها و چه از سوی ملت‌ها از یادها رفت و در غیاب اقدام بازدارندۀ جمعی، رژیم تروریستی امپریالیسم آمریکا، جرم و جنایات بی‌جزا را به بالاترین حد خود رساند.
حالا که هدف این یادداشت تأکید مجدد و اشاره بر این واقعیت آشکار بر عموم است که امپریالیسم آمریکا تروریست اصلی جهان است، با اتکا به حافظه، فهرست منتخبی از میان لیست بسیار بلند راهبران و مقامات سیاسی جهان که اساساً قربانی تروریسم آمریکا یا ایادی داخلی و ستون پنجم آن شدند، تهیه کرده‌ام که در ادامه ارائه می‌شود:
۱ــ پاتریس لومومبا، نخست‌وزیر نخستین دولت منتخب کنگو بعد از استقلال (۱۹۶۰)، چند ماه پس از استقلال، در جریان کودتا توسط موبوتو سسه سکو برکنار و زندان شد. تحت نظارت و با برنامه‌ریزی سازمان امنیتی بلژیک و سازمان سیا، او تیرباران و بدنش در اسید حل شد. نماد بی‌رحمی استعمار؛
پس از حذف لومومبا، ترور به ابزاری معمول برای تغییر رژیم‌های «نامطلوب» تبدیل گردید.
۲ــ سلیمان بندیارا رهبر چاد، یکی از نخستین رهبران آفریقایی بود که تلاش کرد کشورش را از وابستگی به فرانسه خارج کند، اما در سال ۱۹۷۵ ترور شد.
۳ــ امجد بهلول، نخست‌وزیر اردن، در ۱۹۷۱ در قاهره ترور شد.
۴ــ سالوادور آلنده، اولین مارکسیستی که در آمریکای لاتین از طریق انتخابات دموکراتیک به قدرت رسید، در جریان کودتای آمریکایی ژنرال آگوستو پینوشه در ۱۱ سپتامبر سال ۱۹۷۳ کشته شد؛
۵ــ صدام حسین، رئیس جمهور عراق، در سال ۲۰۰۳ در پی حملۀ امپریالیست‌های آمریکا و انگلیس به عراق سرنگون شد. او در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶، پس از یک محاکمۀ نمایشی، در روز عید قربان، اعدام شد. پس از حملۀ وحشیانۀ امپریالیست‌های آمریکا و انگلیس به عراق، علاوه بر صدام حسین و دو پسرش، بیش از ۵٠٠٠ نفر از دانشمندان و اساتید دانشگاه‌ها و صدها هزار نفر از جمعیت عراق بدست تروریست‌های آمریکایی-انگلیسی ترور شدند. تا قبل از تصرف استعماری عراق، نیم میلیون کودک عراقی نیز در اثر تروریسم تحریمی آمریکا قربانی شد؛
۶ ــ سرهنگ معمر قذافی، رهبر لیبی، در جریان بهار عربی و با مداخلۀ نظامی ناتو سرنگون شد. او پس از دستگیری در اکتبر ۲۰۱۱، توسط مأموران امنیتی فرانسه دشنه‌آجین شد. ترور او نماد خشن‌ترین روش تصفیه در دورۀ بهار کذایی عربی بود و فیلم قتل (ترور) فجیع او به وزیر خارجۀ وقت آمریکا، هیلاری کلینتون اهدا گردید…و بعد از این، لیبی بعنوان یک کشور عملاً نابود شد.
٧ــ موریس بیشاب، نخست‌وزیر گرانادا، از طریق کودتا برکنار و دستگیر شد. او در ۱۹ اکتبر ۱۹۸۳همراه با شش نفر از مقامات ارشد گرانادا اعدام (ترور) و اجساد آن‌ها هرگز پیدا نشد؛
٨ــ آلدو مورو، نخست‌وزیر پیشین و رهبر حزب دموکرات مسیحی ایتالیا توسط گروه تروریستی «بریگادهای سرخ» ربوده شد و در ۹ مه ۱۹۷۸ به قتل رسید؛
٩ــ سلابادان میلوشویچ، رئیس‌جمهور صربستان و یوگسلاوی سابق، در ۱۱ مارس ۲۰۰۶ در بازداشتگاه دادگاه بین‌المللی لاهه، ظاهراً به دلیل نارسایی قلبی درگذشت. اما بگفتۀ یکی از اعضای گروه بین‌المللی وکلای مدافع حقوق میلوشویچ- الکساندر مزیایف که با ایشان آشنایی دارم، میلوشویچ خود حقوقدان بود و در طول محاکمه علاوه بر اینکه از کمک وکیل استفاده نکرد، بلکه به تنهایی دادگاه به اصطلاح بین‌المللی را به محاکمه کشید. بگونه‌ای که دادگاه مجبور شد با درخواست او برای بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا و تونی بلر، نخست وزیر انگلیس، احضاریه برای ادای شهادت بفرستد. اما یک هفته قبل از موعد تعیین‌شده برای حضور آن‌ها در دادگاه، میلوشوچ در بازداشتگاه «مُرده شد»؛
١٠ــ مانوئل نوریگا، رئیس جمهور سابق پاناما، پس از تسلیم شدن به ارتش آمریکا، در ۲۹ مه ۲۰۱۷، در حالی که به دلیل خونریزی مغزی در بیمارستانی در پاناما بستری بود، درگذشت؛
١١ــ نیکولای چائوشسکو، رهبر رومانی، به همراه همسرش در روزهای آخر سال ١٩٨٩، در ٢۵ دسامبر، به دنبال یک انقلاب رنگی (کودتا) توسط مأموران رومانیایی سازمان سیا ربوده شد و ساعاتی بعد، هر دو به قتل رسیدند.
١٢ــ محمد نجیب‌الله احمدزی مشهور به دکتر نجیب، پزشک و سیاستمدار افغانستانی، پنجمین و آخرین رئیس‌جمهور جمهوری دموکراتیک افغانستان و برادرش شاهپور در تاریخ ۶ مهر ۱۳۷۵ از دفتر سازمان ملل در کابل توسط گروه تروریستی طالبان ربوده شدند و هر دو بعد از دو روز شکنجه به دست سازمان امنیت آی اس آی (ISI) پاکستان در انظار عمومی به دار آویخته شدند.
١٣ــ شینزو آبه، نخست‌وزیر پیشین ژاپن در سال ۲۰۲۲ ترور شد. این حادثه نشان داد که حتی در امن‌ترین کشورها و برای محافظت‌شده‌ترین رهبران، تهدیدات ترور با سلاح‌های ابتدایی نیز محتمل است.
١۴ــ نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا در تاریخ ٣ ژانویۀ ٢٠٢۶ توسط نیروهای «دلتا فورس» آمریکا ربوده شد و هم اکنون در خاک آمریکا به اتهام واهی (قاچاق مواد مخدر) در اسارت به سر می‌برد. لازم به ذکر است که مادورو در سال ۲۰۱۸ نیز هدف یک حمله با پهپادهای انفجاری قرار گرفت. اما این حادثه به ربایش یا کشته شدن منجر او نشد.
١۵ــ آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای، رهبر سیاسی- دینی میهن ما- ایران را آمریکا و اسرائیل در همان روز آغاز حملات تروریستی به کشور ما در ٩ اسفند سال ١۴٠۴ ترور کردند. البته نمی‌توان از یادآوری این واقعیت که ترور و تروریسم بعد از «انقلاب» بهمن سال ١٣۵٧ در ایران ابعاد بی‌سابقه بخود گرفت، چشم‌پوشی کرد. در طول این دورۀ قریب به نیم قرن، ترور مقامات دولتی و شخصیت‌های سیاسی و مذهبی توسط عوامل داخلی و ستون پنجم دولت‌های آنگلوساکسونی و ترور مخالفان بدست محافل وابسته به نظام به وفور اتفاق افتاد. انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری، ترور آیت‌الله سید محمد بهشتی به همراه ٧٣ نفر، محمدعلی رجایی و باهنر، آیت‌الله مطهری، مفتح، دانشمندان هسته‌ای تا جریان قتل‌های زنجیره‌ای، ترور نویسندگان و کنشگران سیاسی مخالف در داخل و خارج کشور، از این سلسله ترورها هستند. آمریکا و اسرائیل تنها طی دو بار حملۀ تروریستی به میهن ما، علاوه بر آیت‌الله خامنه‌ای، ده‌ها تن از دانشمندان هسته‌ای، وزرا، فرماندهان نظامی، شخصیت‌های سیاسی و هزاران نفر از هموطنان غیرنظامی ما، بویژه کودکان و زنان ترور را کردند. حملۀ تروریستی به مدرسۀ «شجرۀ طیبۀ» میناب و ترور ١۶٨ دانش‌آموز دختر، یکی از ددمنشانه‌ترین ترورهای امپریالیسم و صهیونیسم در سیمای دولت‌های آمریکا و اسرائیل به شمار می‌رود.
بطور کلی، ایران بخصوص از سال ۵٧ تاکنون همواره هدف تروریسم دولتی آمریکا بوده و به اشکال مختلف، مثلاً بصورت ساقط کردن ایرباس ایرانی در آسمان خلیج فارس در ١٣۶٧ شهادت تمامی ۲۹۰ سرنشین آن تا ترور قاسم سلیمانی و غرق کردن کشتی «دنا» برای تفریح عمل کرده است.
این درست است که حذف رهبران، مقامات سیاسی، علمی و مخالفان از طریق ترور، دسیسه، توطئه به درازای تاریخ سابقه دارد. اما رژیم آمریکا آن را بسط و توسعه داد، سازمانیافته کرد، به‌عنوان سیاست رسمی دولتی پذیرفت و به کار بست. بدین سبب، من تردید ندارم که تمامی و یا حداقل اکثریت قریب به اتفاق (منهای موارد استثایی) ترورها، آدم‌ربایی‌های منجر به قتل‌ طی دو قرن اخیر، از آبراهام لینکلن، مالکوم ایکس، مارتین لوتر کینگ، جان اف کندی تا اولاف پالمه، انور سادات، گاندی‌ها، بی‌نظیر بوتو و بسیارانی دیگر یا مستقیماً به دست رژیم تروریستی آمریکا انجام گرفته و یا به دست ایادی و عوامل نفوذی و ستون پنجم آن.
بنابراین، برمی‌گردم به پرسش اصلی این یادداشت: دولت‌ها و ملت‌های جهان چه نیازی به رابطه با رژیم تروریستی آمریکا دارند؟ به رژیمی که به تمام قواعد و قوانین، مقررات و موازین، معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی پشیزی ارزش قائل نیست و فقط به تروریسم و راهزنی، قتل و کشتار، خرابی و ویرانی مشغول است و به زبان «می‌کشم»، «نابود می‌کنم» صحبت می‌کند! انگار دولت‌ها و بشریت جهان مانند معتادان به مواد افیونی، به تروریسم و قلدری آمریکا معتاد شده و گذران عمر بدون آن برایشان دشوار است. آیا واقعا بایکوت مطلق و قطع هرگونه رابطه با آن ممکن نیست؟.. اما، نیروهای دفاعی و توده‌های میلیونی ایران نشان دادند کاملاً ممکن است. اگر دیگران هم به ایران ما به‌پیوندند، این امر سریع‌تر اتفاق می‌افتد. بقول «ماهی سیاه کوچولو، راه که بیافتیم، ترس‌هامان می‌ریزد».

از لومومبا تا خامنه‌ای


١٢ خرداد-جوزا ١۴٠۵