شعله‌ورشدن جنگ آمریکا علیه ایران و گزارشات جدید از ویرانی‌‌های جنگ 39 روزه قبلی!

 

بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

آمریکا در ششمین شب پیاپی حملات خود به ایران، دامنه اهداف را از تاسیسات نظامی ساحلی و مواضع پدافندی به زیرساخت‌های حمل‌ونقل، پل‌ها، فرودگاه و نقاط ارتباطی در جنوب و جنوب شرق کشور گسترش داد. هم‌زمان ایران نیز اعلام کرد تاسیسات و پایگاه‌های مرتبط با آمریکا را در بحرین، کویت و برای نخستین‌بار در سوریه هدف قرار داده است. موج تازه حملات، جنگ ایران و آمریکا را از نبرد بر سر تنگه هرمز به مرحله‌ای رسانده که زیرساخت‌های شهری و منطقه‌ای نیز مستقیما در معرض حمله قرار گرفته‌اند.

سخنگوی آنتونیو گوترش گفت «دبیرکل به‌طور خاص نسبت به حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی در ایران و سراسر منطقه ابراز نگرانی می‌کند و چنین حملاتی را غیرقابل قبول می‌داند.» در همین حال، سپاه می‌گوید به تلافی حملات آمریکا به پل‌ها و زیرساخت‌های ایران، نیروهای آمریکایی را از جمله در قطر، عمان، کویت و اردن هدف قرار داده است. در همین حال، دلار در بازار آزاد ایران به بالای ۱۹۰ هزار تومان رسید و قیمت نفت برنت هم از مرز ۸۷ دلار گذشت.

فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، اعلام کرد در این دور از عملیات، نیروهای آمریکایی با جنگنده‌ها، پهپادها و ناوهای جنگی، «ده‌ها هدف نظامی ایران» را در جزیره قشم و اطراف بندرعباس هدف قرار داده‌اند. به گفته سنتکام، اهداف شامل سامانه‌های دیده‌بانی ساحلی، پدافند هوایی، زیرساخت‌های لجستیک نظامی و توانمندی‌های دریایی ایران بوده است. بندرعباس، که بزرگ‌ترین بندر ایران و محل تاسیسات مهم نیروی دریایی و سپاه پاسداران است، در مرکز این موج تازه قرار داشته است.

اما گزارش‌های رسانه‌های ایران نشان می‌دهد حملات شب گذشته فقط به اهداف نظامی محدود نمانده است. در هرمزگان، استانداری این استان اعلام کرد پل کهورستان و پل گریوه در محورهای ارتباطی شهرستان خمیر هدف قرار گرفته‌اند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده از قول استانداری هرمزگان، در این حملات دست‌کم دو نفر کشته و چهار نفر زخمی شده‌اند و محور بندرعباس ـ خمیر ـ لار به‌طور کامل مسدود شده است. جاده کشار به کهورستان نیز تا اطلاع بعدی بسته اعلام شده است. یکی دیگر از اهداف مشخص‌شده، فرودگاه ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان بود.

ایران در پاسخ، دامنه حملات خود به پایگاه‌های آمریکا در منطقه را گسترش داده است. تهران اعلام کرد تأسیسات آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داده و رسانه‌های حکومتی ایران نیز گفتند سپاه پاسداران یک مرکز فرماندهی عملیات ویژه آمریکا در التنف سوریه را در واکنش به کشته شدن نیروهای ایرانی در ایرانشهر هدف قرار داده است. رویترز می‌نویسد این نخستین حمله مستقیم ایران به سوریه در چارچوب این دور از جنگ است؛ کشوری که تا کنون کوشیده بود از کشیده شدن مستقیم به درگیری پرهیز کند.

در قطر نیز وزارت کشور این کشور اعلام کرد بر اثر اصابت ترکش، یک کودک در دوحه زخمی شده است. هم‌زمان گزارش‌هایی از شنیده شدن صدای انفجار در پایتخت قطر منتشر شد. ایران همچنین مدعی شده سامانه رادار دریایی در صخره‌های سلامه و یک رادار کنترل هوایی آمریکا در منطقه غنم عمان را هدف قرار داده است.

هم‌زمان تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز بار دیگر تقریبا متوقف شده است. واشنگتن محاصره بنادر ایران را از سر گرفته و تهران نیز بر کنترل مسیر عبور کشتی‌ها در نزدیکی سواحل ایران پافشاری می‌کند. کاخ سفید می‌گوید حملات تازه در پاسخ به حملات ایران به کشتی‌های تجاری و نقض تفاهم موقت ژوئن انجام شده، اما در ایران گزارش‌ها و تصاویر منتشرشده از حمله به پل‌ها، فرودگاه و مناطق شهری، نگرانی تازه‌ای درباره گسترش جنگ به زیرساخت‌های غیرنظامی ایجاد کرده است.

سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز جمعه ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۶‌(۲۶ تیر ۱۴۰۵)، با موشک به مقر «حزب کومه‌له زحمتکشان کردستان ایران» واقع در جنوب اقلیم کردستان عراق حمله کرد. بر اثر این حمله دست‌کم 9 عضو نیروهای پیشمرگ‌ این حزب جان خود را از دست دادند و شماری دیگر مجروح شدند. به گفته یکی از مسئولین این حزب، در این حمله شش موشک شلیک شده است که سه فروند آن‌ها به ساختمان اصلی این پایگاه اصابت کرده و سه موشک دیگر مناطق اطراف آن را هدف قرار داد.

نام پیشمرگ‌های جان‌باخته به شرح زیر است:

  1. سیاوان نیک‌خواه، ۱۷ ساله، اهل بوکان 2. کسری رحمان‌نژاد‌(رحمان‌زاد)، 17 ساله، اهل بوکان 3. سروش نصری، ۱۷ ساله، اهل مریوان 4. سینا سفری‌(صفری)، ۱۸ ساله، اهل اسلام‌آباد غرب 5. یاسین کیانپور، ۲۲ ساله، اهل شازند 6. زکریا فقی‌حسن‌(فقیه حسن‌آقا)، ۲۳ ساله، اهل بوکان 7. رضا صادقی، ۳۲ ساله، اهل بوکان 8. احمد محمودی، ۳۳ ساله، اهل بانه9. فرهاد قهری‌(قمری)، ۵۳ ساله، اهل دیواندره

طبیع است که هر فرد و نیروی آزادی‌خواه و ضدجنگ، ضمن محکوم کردن این اقدام جنایت‌کارانه جمهوری اسلامی ایران، جان‌باختن پیشمرگان حزب کومه‌له را به خانواده‌ها، بستگان، دوستان، اعضا و هواداران این حزب صمیمانه تسلیت می‌گوید و یاد آنان را گرامی می‌دارد.

 

 

به این ترتیب، سومین دور حملات نظامی آمریکا به ایران، در حال شعله‌ور شدن است. در جنگ اول سال گذشته، حملات مشترک 12 روزه آمریکا و اسرائیل به‌ ایران و هم‌چنین حملات مشترک 29 روزه آن‌ها در سال جاری علاوه بر ضربات انسانی، ویرانی‌های زیاد و غیرقابل جبرانی نیز بر ایران وارد کرده است.

در چنین شرایطی دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، تهدیدهای خود را برای بمباران نیروگاه‌های برق و حتی احتمال اعزام نیروی زمینی جهت تصرف جزیره خارگ تکرار کرده است؛ موضوعی که حتی واکنش منفی کارشناسان حقوق بین‌الملل را به‌همراه داشته و آن‌ها چنین اقداماتی را مغایر با کنوانسیون ژنو و در ردیف جرایم جنگی دانسته‌اند.

حملات ایالات متحده به ایران که از اواخر ماه فوریه آغاز شده، تامین انرژی از طریق تنگه هرمز را که یک مسیر ترانزیتی کلیدی برای انتقال محموله‌های نفت و گاز از خلیج فارس به شمار می‌رود، با اختلال جدید مواجه کرده است.

در حالی که ایران و آمریکا با میانجی‌گری دولت پاکستان یک تفاهم‌نامه 14 ماده‌ای امضاء کردند اما آمریکا ششمین شب پیاپی حملات هوایی علیه ایران را آغاز کرده و جنگی که با فروپاشی آتش‌بس موقت ماه گذشته دوباره شدت گرفته بود، وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شد. فرماندهی مرکزی آمریکا‌(سنتکام) اعلام کرده است هدف این موج تازه، «تضعیف بیش‌تر توانایی‌های نظامی ایران» است؛ اما در عمل آن چه که صورت می‌گيرد ويرانی گسترده مناطق جنوبی ايران است. هم‌زمان ایران نیز پیش‌تر با موشک و پهپاد به پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای همسایه، از جمله پایگاهی تازه‌گسترش‌یافته در اردن، حمله کرده بود.

رویترز می‌نویسد تبادل آتش میان ایران و آمریکا در یک هفته گذشته عملا آتش‌بس ماه پیش را از هم پاشانده است. ارتش آمریکا روز پنج‌شنبه 16 یولی 2026، موج تازه حملات شبانه را آغاز کرد و رسانه‌های ایران از هدف قرار گرفتن پل‌ها و یک فرودگاه در دور جدید حملات خبر دادند؛ گزارش‌هایی که رویترز می‌گوید هنوز مستقلا قادر به تایید آن‌ها نبوده است.

آمریکا هم‌زمان با ادامه حملات شش روز اخیر، به‌ویژه علیه زیرساخت‌های لجستیکی جمهوری اسلامی، محاصره بنادر ایران را از سر گرفته است. جمهوری اسلامی نیز در تلاش است راهی برای شکستن این محاصره دریایی بیابد.

پیش‌تر نیز آمریکا پل راهبردی «آق تکه‌خان» در شهرستان آق‌قلا، واقع در شمال ایران را هدف قرار داده بود. این پل بخشی از مسیر ارتباطی ایران با چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی به شمار می‌رود.

طبق داده‌های سنتکام بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه در حال انجام ماموریت و عملیات هستند و در آمادگی کامل به سر می‌برند.

بر اساس گزارش رسانه‌های ایرانی، جنگنده‌های آمریکا به فرودگاه ایرانشهر در جنوب شرق کشور حمله موشکی کرده‌اند. خبرگزاری فارس نیز از هدف قرار گرفتن پل کهورستان در بندر خمیر خبر داده؛ پلی که بندرعباس را از راه زمینی به لار متصل می‌کند. صداوسیمای جمهوری اسلامی هم به نقل از شاهدان عینی گزارش داد دو پل در شهر ساحلی بندر خمیر هدف حمله هوایی قرار گرفته‌اند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از اصابت پرتابه‌های مرگبار آمریکایی به اطراف قشم و بندرعباس منتشر شده است. خبرگزاری مهر، اعلام کرد موشک‌های آمریکا در حوالی جزیره قشم در تنگه هرمز فرود آمده‌اند و فارس نیز از حملات موشکی به نقاطی در نزدیکی بندرعباس خبر داد؛ شهری که در کنار تنگه هرمز قرار دارد و محل استقرار تاسیسات مهم نیروی دریایی و سپاه است.

در جبهه دریایی، آمریکا محاصره بنادر ایران را تشدید کرده است. سنتکام اعلام کرد تفنگداران دریایی آمریکا یک کشتی را در خلیج عمان برای «راستی‌آزمایی» متوقف و بازرسی کرده‌اند. ارتش آمریکا، هم‌چنین گفته از زمان ازسرگیری محاصره دریایی علیه ایران، سه کشتی تجاری را به مسیر دیگری هدایت و یک کشتی دیگر را از حرکت بازداشته است.

اسکله صیادی کوهستک، استان هرمزگان، جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، تیرماه ۱۴۰۵

 

خطر تازه‌تر اما از باب‌المندب به گوش می‌رسد. سه منبع به رویترز گفته‌اند ایران از حوثی‌های یمن خواسته آماده باشند در صورتی که آمریکا زیرساخت برق ایران را هدف قرار دهد، مسیر نفتی دریای سرخ را در باب‌المندب ببندند. این تصمیم، اگر عملی شود، جبهه بحران انرژی را از هرمز به دریای سرخ گسترش می‌دهد و می‌تواند یکی دیگر از گذرگاه‌های حیاتی تجارت جهانی را به میدان جنگ تبدیل کند.

عبدالملک الحوثی، رهبر حوثی‌های یمن، در سخنرانی تازه خود مستقیما از بستن باب‌المندب سخن نگفت، اما عربستان سعودی را تهدید کرد که در صورت ورود به «تجاوز همه‌جانبه» علیه یمن و حرکت به‌سوی تشدید تنش، تاسیسات نفتی و حیاتی این کشور هدف موشک‌ها و پهپادهای حوثی قرار خواهد گرفت. او گفت معادله پاسخ، «فرودگاه صنعا در برابر فرودگاه ریاض، فرودگاه در برابر فرودگاه، بندر در برابر بندر و محاصره در برابر محاصره» خواهد بود.

سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز جمعه 17 یولی، از حملات به چندین کشور منطقه از جمله بحرین، عمان، قطر، کویت و سوریه خبر داده بود.

خبرگزاری دولتی اردن از قول یک منبع فرماندهی کل نیروهای مسلح این کشور، گزارش داد که سامانه‌های پدافند هوایی سه موشک جمهوری اسلامی را که صبح امروز جمعه وارد حریم هوایی اردن شده بود، رهگیری و منهدم کرده است. بر اساس این گزارش حمله موشکی جمهوری اسلامی به خاک این کشور با موفقیت خنثی شد و هیچ تلفات جانی یا خسارت مادی بر جای نگذاشت.

ارتش اردن روز گذشته نیز از ساقط کردن هشت موشک سپاه پاسداران در آسمان این کشور خبر داده بود. جمهوری اسلامی مدعی حملات به «پایگاه‌های نظامی آمریکا در اردن» است؛ اما اردن اعلام کرده که آمریکا پایگاه نظامی در این کشور ندارد

شبکه رسانه‌ای روداو، اعلام کرد که در بامداد جمعه ۲۶ تیرماه، چندین صدای انفجار در استان‌های شرقی اقلیم کردستان عراق شنیده شد که برخی از آن‌ها مربوط به حلبچه و سلیمانیه است.

روداو هم‌چنین از وقوع آتش‌سوزی در منطقه زرگوز، واقع در بخش جنوبی سلیمانیه خبر داد. از سوی دیگر، شبکه رسانه‌ای روداو از رهگیری و انهدام دست‌کم پنج حمله موشکی و پهپادی در آسمان اربیل عراق در بامداد جمعه ۲۶ تیرماه، خبر داد.

متاسفانه خبرها حاکی از آن است که در اثر حمله جمهوری اسلامی به مقر سازمان زحمتکشان کردستان، هشت پیشمرگ این سازمان جان باخته و تعدادی هم زخمی شده‌اند.

در کویت نیز وزارت دفاع این کشور اعلام کرد ۳۲ پهپاد «متخاصم» را در آسمان خود شناسایی و رهگیری کرده است. به گفته کویت، حملات ایران برخی تاسیسات حیاتی را هدف گرفته و خسارت مادی بر جای گذاشته، اما تلفات انسانی گزارش نشده است. مقام‌های کویتی، هم‌چنین گفته‌اند ترکش‌ها در برخی مناطق مسکونی فرود آمده‌اند.

سپاه پاسداران ادعا کرد که در تلافی کشته‌شدن نیروهای جمهوری اسلامی در ایرانشهر، یک مرکز فرماندهی نیروهای عملیات ویژه آمریکا در التنف سوریه را هدف حمله قرار داده است.

این ادعا از سوی منابع مستقل تایید نشده و هنوز دولت سوریه و ارتش آمریکا نیز در این‌باره اظهارنظری نکرده‌اند. ارتش آمریکا در ماه فوریه اعلام کرده بود که خروج خود از پایگاه التنف، واقع در محل تلاقی مرزهای سوریه، اردن و عراق، را به پایان رسانده است.

با وجود شدت گرفتن حملات، کاخ سفید مدعی است تهران، هم‌چنان با واشنگتن در تماس است و خواهان توافق است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، گفت ایران «به‌شدت» با آمریکا گفت‌وگو می‌کند، زیرا به گفته او «ضربات ویرانگری» دریافت کرده است. او هم‌چنین ادعا کرد حملات اخیر آمریکا به این دلیل انجام شده که ایران، به ادعای واشنگتن، مفاد تفاهم موقت ماه ژوئن را نقض کرده و به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز حمله کرده است.

در آمریکا، افکار عمومی نشانه‌ای از خوش‌بینی به پایان سریع جنگ نشان نمی‌دهد. نظرسنجی تازه رویترز/ایپسوس نشان می‌دهد ۷۹ درصد از پاسخ‌دهندگان انتظار دارند درگیری نظامی آمریکا با ایران برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند؛ این رقم در اواخر مارس ۶۵ درصد بود. تنها ۱۸ درصد گفته‌اند فکر می‌کنند جنگ در چند هفته پایان می‌یابد و فقط ۳۷ درصد از حملات نظامی آمریکا علیه ایران حمایت کرده‌اند.

هم‌زمان بازار نفت، هرچند روز پنج‌شنبه حدود یک درصد کاهش یافت، هم‌چنان نزدیک بالاترین سطح یک ماه اخیر باقی مانده است. نفت برنت در پایان معاملات به ۸۴ دلار و ۲۳ سنت و نفت خام آمریکا به ۷۸ دلار و ۹۵ سنت رسید. نگرانی اصلی بازار اکنون فقط هرمز نیست؛ احتمال کشیده شدن بحران به باب‌المندب و دریای سرخ، چشم‌انداز اختلال هم‌زمان در دو مسیر بزرگ انرژی جهان را جدی‌تر کرده است.

سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد یک نفتکش در ۱۹ مایل دریایی شرق بندر خصب عمان، در نزدیکی تنگه هرمز، هدف یک پرتابه ناشناس قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، این برخورد خسارت جزئی به سمت چپ بدنه کشتی وارد کرده، اما همه خدمه در سلامت هستند و هیچ‌گونه آلودگی زیست‌محیطی گزارش نشده است. این نفتکش بعد از آسیب، به مسیر خود ادامه داده است.

این رویداد در شرایطی رخ داده که تنش‌های امنیتی در منطقه و پیرامون تنگه هرمز هم‌چنان در سطح بالایی قرار دارد.

 

يکی از پل‌های بندر خمير که توسط آمريکا ويران شده است- تصوير از خبرگزاری مهر

 

دهه‌هاست که کشتی‌ها بدون مجوز از تنگه هرمز رد شده‌اند، تنگه‌ای که بیش از یک پنجم نفت و گاز جهان و هم‌چنین محموله‌های کود و سایر کالاهای حیاتی از طریق آن صادر می‌شود.

طبق گزارش مرکز اطلاعات دریایی مشترک‌(JMIC)، پیش از شروع درگیری‌ها، روزانه تقریبا ​​۱۳۸ کشتی از این تنگه عبور می‌کردند. پس از آنکه در ۲۸ فوریه آمریکا و اسرائیل حملات خود را به ایران آغاز کردند، تعداد کشتی‌های عبوری به تعداد انگشت‌شماری کاهش یافت.

ایران با حمله به کشتی‌ها و مین‌گذاری، عملا تنگه هرمز را بست و ایالات متحده نیز با محاصره دریایی و مسدود کردن ورود و خروج کشتی‌ها به بنادر ایران، به اقدام این کشور پاسخ داد.

تفاهم‌نامه‌ای که در ۱۷ ژوئن برای پایان جنگ امضا شد، شامل گام‌هایی برای بازگشایی تنگه هرمز بود. واشنگتن همچنین موافقت کرد که محاصره دریایی را لغو کند و تحریم‌ها علیه صادرات نفت ایران را کاهش دهد.

پس از این توافق، سطح کلی ترافیک در تنگه هرمز در نقطه اوج به ۷۲ کشتی در روز ۲۴ ژوئن افزایش یافت.

ایران در طول مذاکرات با آمریکا، همواره تاکید داشت که از این حق برخوردار است که تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز را کنترل کند و برای عبور آن‌ها، هزینه‌ دریافت کند.

آمریکا و متحدانش در خلیج فارس، و همچنین دولت‌های اروپایی و آسیایی، با این امر مخالفند و می‌گویند عبور از تنگه هرمز باید به شرایط پیش از شروع درگیری‌ها و بدون هرگونه محدودیت بازگردد.

در ۲۵ و ۲۷ ژوئن، دو کشتی در آب‌های عمان مورد حمله قرار گرفتند و ایران به همه کشتی‌ها هشدار داد که فقط از مسیرهای تایید شده از سوی این کشور استفاده کنند.

دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، ایران را به «نقض احمقانه» آتش‌بس متهم کرد و ارتش این کشور به اهدافی در ایران حمله کرد.

ایران نیز در مقابل، ایالات متحده را به نقض تفاهم‌نامه متهم کرد و اعلام کرد که به اهداف مرتبط با نیروهای آمریکایی در منطقه حمله کرده است.

پس از لغو مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا که به‌طور موقت تحریم‌ها بر صادرات نفت ایران را کاهش داده بود، ایران واشنگتن رابه نقض تفاهم نامه بین دو کشور متهم کرد.

بخش‌هایی از انستیتو پاستور در حملات اسرائیل و آمریکا دچار آسیب جدی شده است

 

حمله به انستیتو پاستور گذشته از ویرانی، نمادین بود  

در بامداد ۱۳ فروردین ۱۴۰۵‌(۲آوریل 2026) انستیتوی پاستور هدف حمله هوایی مشترک اسرائیل و آمریکا قرار گرفت. حمله به انستیتوی پاستور که نه فقط یک مرکز آزمایشگاهی و پژوهشگاهی، بلکه بخشی از حافظه‌ تاریخی پزشکی مدرن ایران است، در نوع خود نمادین بود. حمله به این انستیتو، که در فضای پس از جنگ جهانی اول و در شرایطی که جامعه ایران با قحطی، آلودگی آب آشامیدنی، وبا، طاعون، آبله و زخم‌های جنگ دست به گریبان بود، پایه‌ریزی شده بود، پیام روشنِ هدف قرار دادن سلامت شهروندان ایرانی را منتقل می‌کرد. اگر پایه‌ریزی آن هم‌زمان با کنفرانس صلح پاریس و سفر هیات ایرانی به پاریس بود، ویران کردن آن با همکاری دو کشور متحد آمریکا و اسرائیل نه تنها به تمام خوش‌بینی‌های ساده‌لوحانه‌ی طرفداران جنگ خط بطلان کشید، بلکه نشان داد این حمله تمام مرزهای اخلاقی قوانین جنگ را زیر پا می‌گذارد.

پس از جنگ جهانی اول، انستیتوی پاستور ابزار بقا در دل ویرانی بود که در سیزدهمین روز فروردین ۱۴۰۵، به ویرانی این ابزارِ بقا انجامید. بنا به گفته‌ رییس انستیتوی پاستور، در طول جنگ، این مرکز، سه بار آسیب دید: «دو بار در اسفند و یک بار در فروردین.» که حمله‌ی آخری آسیبی جدی به آن وارد کرد. با این همه مقامات صحبت از این داشتند که گرچه انستیتو تعطیل شده است اما فعالیت‌های آن در دیگر بخش‌های زیر مجموعه‌اش ادامه دارد. و سایت وزارت امورخارجه از قول نشریه‌ی لنست نوشت: «این مسئله تنها به ایران محدود نمی‌شود و می‌تواند بهداشت عمومی در کل منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.»(31-02-۱۴۰۵/ سایت وزارت امور خارجه/ تخریب انستیتو پاستور ایران، تهدیدی علیه امنیت بهداشتی منطقه است)

در ۲۲ فروردین، سخنگوی سازمان غذا و دارو در گفت‌وگو با همشهری اعلام کرد: «در ۴۰ روز جنگ تحمیلی سوم، بیش از ۲۵ شرکت دارویی و تجهیزات پزشکی و تولیدکنندگان فرآورده‌های سلامت‌محور دچار آسیب‌های کلی و جزئی ناشی از حملات شدند.» او به وجود محدودیت‌هایی در تامین مواد اولیه دارویی نیز اشاره کرده و دلیل آن را بسته بودن مرزهای هوایی در طول جنگ برشمرده است: «تامین برخی از اقلام دارویی دشوارتر شده‌اند اما با توجه به تولید ۹۷ درصدی دارو در کشور و نزدیکی به مرز خودکفایی مشکل خاصی در این باره رخ نداد.»

مشکلی که این مقام مسئول اما به آن اشاره نمی‌کند، گرانی بیش از حد داروست. دارو که پیش از جنگ هم گران شده بود، با وقوع جنگ قیمت سرسام‌آوری گرفت و این در حالی است که اغلب بیمه‌های تکمیلی درمان هزینه دارو را متقبل نمی‌شوند و با ورشکستگی‌ شرکت‌های بیمه‌ای، حتی از پس پرداخت تعهدات پیشینی خود برنمی‌آیند. داروهای خارجی نایاب و اغلب بیماران مجبور به جایگزین کردن دارو با نمونه مشابه داخلی هستند که همواره نتیجه‌ی مطلوب ندارد.

گرانی دارو بیماران منتظر در صف‌های طولانی داروخانه‌های هلال احمر

هم‌زمان با نوسانات نرخ ارز که در سال‌های اخیر با شدت بیشتری همراه بوده است، قیمت دارو نیز افزایش یافته است. این افزایش قیمت دارو به‌طور شاخص از سال ۱۴۰۳ روند پرشتابی گرفت. شرکت‌های داروسازی، گذشته از گرانی ارز عواملی همچون «کاهش یارانه‌ها  و ارز واردات» و «کاهش ذخیره مواد اولیه» را از دیگر دلایل گرانی دارو در سال‌های اخیر برشمرده‌اند. تغییر قیمت دارو به تناسب افزایش قیمت نهاده‌های تولیدی است که عوامل مختلفی در آن نقش دارند و از همین روست که نه فقط اقلام داروی خارجی بلکه داروهای تولید داخل هم با کمبود مواجه هستند. به نقل از دبیر انجمن صنعت پخش دارو، «ارز دارو در ۹ ماهه نخست سال ۱۴۰۴ تخصیص پیدا نمی‌کرد و به همین دلیل شرکت‌ها نمی‌توانستند دارو و مواد اولیه‌ی مرتبط را وارد کنند؛ هر چند هشدارهای لازم در آن زمان داده شد که در آینده با مشکلاتی مواجه می‌شویم.»(ایرنا؛ خبرگزاری ج.ا / جزئیاتی از کمبود اقلام دارویی/ چرا دارو گران شد؟/12 اردیبهشت) با این همه هیچ‌کدام از این بیانات، حرفی از چگونگی دسترسی پایدار بیماران خاص به دارو نیست.

بخشی از داروهای بیماران خاص مثل داروهای هموفیلی، انواع سرطان‌ها، بیماری‌های خودایمنی و… وارداتی است و «مشکلات نقل و انتقال ارز، تحریم‌ها، محدویت‌های بانکی و اختلال در زنجیره تأمین دارو» به دلیل جنگ باعث شده است که این بیماران حتی پس از دوندگی‌های فراوان وقتی به داروی مورد نیاز دسترسی پیدا کردند، نگرانی دسترسی به دوز بعدی دارو را داشته باشند که آیا نسخه بعدی را  به دستشان خواهد رسید یا خیر؟ بنا به گفته رییس هیات مدیره کانون هموفیلی ایران:

در ماه‌های اخیر، برخی داروهای حیاتی بیماران مبتلا به اختلالات خونریزی دهنده با کمبود جدی مواجه شده‌اند. برای مثال، بیماران مبتلا به کمبود فاکتور ۱۳، بیماران فون ویلبراند و برخی دیگر از بیماران خاص ماه‌هاست با مشکلات جدی در تأمین دارو مواجه‌اند. این در حالی است که نبود یا تأخیر در مصرف این داروها می‌تواند منجر به خونریزی‌های شدید، آسیب‌های دائمی و حتی تهدید جان بیمار شود.‌(خبرگزاری فارس، 19 اردیبهشت 1405، گرانی و کمبود دارو؛ بلای جان بیماران خاص)

انستیتو پاستور ایران در سال ۱۲۹۹ خورشیدی‌(۱۹۲۰ میلادی) تاسیس شد و یکی از قدیمی‌ترین مراکز تحقیقاتی و تولیدی خاورمیانه به شمار می‌رود. شکل‌گیری این نهاد به تلاش‌های لویی پاستور در مبارزه با بیماری‌های واگیردار بازمی‌گردد.

تاسیس این مرکز در پی نیاز فوری ایران به مقابله با بیماری‌های بومی و اجرای واکسیناسیون عمومی صورت گرفت. این مؤسسه در طول بیش از یک قرن فعالیت، تولیدکننده اصلی واکسن‌های بدو تولد در ایران بوده است. واکسن‌های ب‌ث‌ژ (BCG) و هپاتیت B که در بدو تولد به کودکان ایرانی تزریق می‌شوند، در کنار واکسن هاری دامی، واکسن کرونا، کیت‌های تشخیصی و داروهای نوترکیب، بخشی از محصولات این مرکز بوده‌اند.

 

باران سیاه

 

باران سیاه تهران: بازنگری روایت حوادث ۱۶ و ۱۷ اسفند

به دنبال حملات موشکی به زیرساخت‌های نفتی تهران و کرج در اسفند ۱۴۰۴، احتراق ناقص سوخت باعث صعود حجم عظیمی از دوده و گازهای سمی به جو و شکل‌گیری پدیده چرب و چسبنده «باران سیاه» شد. این فاجعه زیست‌محیطی علاوه بر ایجاد تاریکی شبه‌ظهر و مشکلات تنفسی برای شهروندان، هشدارهای جدی سازمان بهداشت جهانی و نشریه نیچر را درباره آلودگی پایدار منابع آب و خاک نه فقط ایران بلکه منطقه به همراه داشت.

شامگاه شانزدهم اسفند سال ۱۴۰۴، پایتخت ایران یکی از شب‌های پرتنش خود را پشت سر گذاشت؛ شبی که آغازگر یک بحران زیست‌محیطی عجیب بود.

در این تاریخ، در حالی که ۹ روز از آغاز جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل می‌گذشت، موشک‌ها زیرساخت‌های انرژی را در منطقه تهران بزرگ و اطراف آن هدف قرار دادند. گزارش‌های اولیه حاکی از این بود که انبارهای نفت در مناطق فردیس، شهران، شهرری و اقدسیه تهران دچار انفجار شدند.

نیلوفر حامدی، خبرنگار، نیز در گزارشی که دو روز پس از این حمله در روزنامه شرق منتشر شد، شب شانزدهم را چنین توصیف می‌کند:

اواخر شب، با حمله اسرائیل به انبارهای نفت شهران، کوهک و کرج، آسمان تیره تهران در حالی که چیزی به بامداد نمانده بود، گویی که آفتاب طلوع کرده باشد، سرخ و آتشین شد. گدازه‌های آتش که به پایان رسیدند، این‌بار نوبت کلاهک‌های عظیم دود بود که تمام آسمان را فرا بگیرد.

فردای آن شب، تهران با شرایطی متفاوت روبه‌رو شد. گزارش میدانی گروه شهری روزنامه دنیای اقتصاد از صبح روز هفدهم اسفند، از کاهش شدید روشنایی طبیعی روز خبر می‌داد. ترکیب دود غلیظ ناشی از آتش‌سوزی انبارهای نفت با ابرهای متراکم، مانع رسیدن نور خورشید شد و شهر را در تاریکی فرو برد. با آغاز بارش باران، دوده و کربن معلق در هوا با قطرات آب ترکیب شدند و پدیده‌ای موسوم به باران سیاه شکل گرفت.

روایت‌های شهروندان: قطره‌های چرب و روغنی که پاک نمی‌شدند

تصاویری که مردم در روز هفدهم اسفند در تهران و کرج ثبت کردند، ابعاد این بحران را نشان می‌داد. روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش میدانی خود نوشت که حوالی ساعت ۷ صبح، هم‌زمان با شروع باران، قطره‌های سیاه‌رنگ روی لباس شهروندان و بدنه خودروها نشست. خودروهای سفیدرنگ پارک‌شده در خیابان‌ها با لایه‌ای از قطرات چسبنده و سیاه پوشیده شده بودند که این وضعیت در بخش صندوق عقب خودروها نمود بیش‌تری داشت.

در کرج نیز شرایط مشابهی گزارش شد؛ ساکنان کرج می‌گفتند پس از انفجارهای ساعت یازده و نیم شب که آسمان را نارنجی کرده بود، دود سیاه حدود ساعت ۵ صبح به آن‌ها رسید و با شروع باران در ساعت ۱۰ صبح، مردم در گلوی خود احساس سوزش و طعم غیرعادی داشتند. ذرات دوده نفتی روی سطوح به حدی ماندگار بودند که هلال‌احمر در اطلاعیه‌های خود هشدار داد مردم از برف‌پاک‌کن خشک استفاده نکنند، زیرا ترکیب دوده و اسید خشک‌شده می‌تواند شیشه خودروها را دچار آسیب کند.

مشکلات تنفسی و محیط‌ زیستی

بحران پس از باران سیاه، ابعاد مختلفی پیدا کرد که در روزهای بعد بسیاری از رسانه‌های داخلی به آن پرداختند. در ابتدا، جمعیت هلال‌احمر ایران با انتشار اطلاعیه‌هایی اعلام کرد که انفجار انبارهای نفت باعث ورود حجم زیادی از ترکیبات سمی هیدروکربنی، اکسیدهای گوگرد و نیتروژن به جو شده و بارش حاصل دارای خاصیت اسیدی است که می‌تواند موجب آسیب‌های پوستی و مشکلات تنفسی شود. هلال‌احمر به مردم توصیه کرد پنجره‌ها را با پارچه مرطوب بپوشانند، مجاری تنفسی را با سرم نمکی شست‌وشو دهند، فیلترهای تصفیه آب را تعویض کنند و هنگام بارش از خانه خارج نشوند؛ زیرا پس از پایان باران، تبخیر قطرات اسیدی از سطح زمین می‌تواند غلظت آلاینده‌ها را افزایش دهد.

از سوی دیگر، پزشکان و متخصصان نیز درباره خطرات این آلودگی هشدار دادند. شهباز فرج‌پور، متخصص بیماری‌های تنفسی، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تاکید کرده بود که این آلودگی‌ها در کوتاه‌مدت موجب تشدید بیماری‌های مزمن ریوی می‌شوند و برای کودکان، سالمندان و زنان باردار خطر بیش‌تری دارند. در کنار این هشدارها، نگرانی‌هایی درباره آلودگی منابع آب و خاک نیز مطرح شد؛ هرچند در اطلاعیه‌های رسمی سازمان حفاظت محیط‌ زیست کم‌تر به این مسئله اشاره شده بود، اما کارشناسان نسبت به ورود مواد نفتی به فاضلاب شهری، سدها و سفره‌های آب زیرزمینی هشدار می‌دادند.

ابعاد زیست‌محیطی این حادثه به‌سرعت در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار گرفت. چهار روز پس از حادثه، در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۲۶، نشریه علمی نیچر (Nature)‌ مقاله‌ای با عنوان «باران سیاه در تهران: اثرات سلامتی آن چیست؟» به قلم ریچل فیلدهاوس و موهانا باسو منتشر کرد. نویسندگان این مقاله توضیح دادند که انفجار مخازن سوخت تهران که حاوی ترکیبات آروماتیک فراوان بودند، چندین میلیون تن کربن و ذرات معلق را وارد جو کرده است. در این مقاله تاکید شد که این باران علاوه بر دوده، حامل ترکیبات آلی فرار و سمی مانند بنزن، تولوئن، استون و متیلن کلراید بوده است. نیچر هم‌چنین موقعیت جغرافیایی تهران در میان کوه‌های البرز را عاملی دانست که به دلیل وارونگی دما، موجب ماندگاری بیش‌تر آلودگی در نزدیکی سطح زمین می‌شود؛ وضعیتی که می‌تواند پیامدهای بلندمدتی برای خاک، آب و امنیت غذایی منطقه داشته باشد.

هم‌زمان با این گزارش، مقامات بین‌المللی حوزه بهداشت نیز واکنش نشان دادند. حنان بلخی، مدیر منطقه‌ای سازمان بهداشت جهانی، در مصاحبه با خبرگزاری رویترز، باران سیاه ناشی از ترکیبات سمی تأسیسات نفتی را یک خطر بالقوه توصیف کرد و هشدار داد که افزایش بیماری‌های تنفسی می‌تواند فشار زیادی بر نظام درمانی ایران وارد کند.

کریستین لیند مایر، سخنگوی سازمان بهداشت جهانی نیز اعلام کرد که انتشار هیدروکربن‌های سمی و اکسیدهای گوگرد و نیتروژن، سلامت تنفسی شهروندان را تهدید می‌کند. علاوه بر این، کاوه مدنی، مدیر مؤسسه آب، محیط زیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل متحد گفته است که تخریب محیط‌ زیست، آلودگی منابع آبی و باران اسیدی ناشی از این انفجارها می‌تواند آثار بلندمدتی بر منطقه خاورمیانه داشته باشد.

باران سیاه چیست؟

بررسی‌های جوی و زیست‌محیطی نشان می‌دهد پدیده «باران سیاه» صرفا یک بارش تیره‌رنگ نیست، بلکه نتیجه فرایندی به نام «احتراق ناقص» در مقیاس گسترده است. در جریان انفجار مخازن بزرگ سوخت، به دلیل حجم زیاد مواد هیدروکربنی و کمبود اکسیژن در کانون آتش‌سوزی، نفت و بنزین به طور کامل نمی‌سوزند. در این شرایط، بخشی از سوخت نیمه‌سوخته به ذرات دوده و کربن سیاه تبدیل می‌شود. حرارت شدید حاصل از انفجار و آتش‌سوزی، این ذرات معلق را به لایه‌های بالاتر جو منتقل می‌کند؛ جایی که بخشی از ابرهای باران‌زا شکل می‌گیرند.

در مرحله بعد، فرایند تشکیل قطرات باران تحت تاثیر این ذرات قرار می‌گیرد. قطرات باران برای شکل‌گیری به ذرات بسیار ریزی در هوا نیاز دارند که به آن‌ها «هسته‌های میعان» گفته می‌شود. در شرایط عادی، گردوغبار و ذرات طبیعی این نقش را ایفا می‌کنند، اما در چنین آتش‌سوزی‌هایی، ذرات دوده نفتی نیز می‌توانند به هسته میعان تبدیل شوند و قطرات آب پیرامون آن‌ها شکل بگیرد. چرب و چسبنده بودن بارش گزارش‌شده در تهران و کرج نیز می‌تواند به وجود همین ذرات دوده و ترکیبات نفتی مربوط باشد که به‌راحتی روی سطوح می‌نشینند و پاک‌کردن آن‌ها دشوارتر از آلودگی‌های معمولی است.

اما این پدیده فقط به تغییر رنگ باران محدود نمی‌شود و ترکیب شیمیایی آن نیز ممکن است تغییر کند. مواد نفتی معمولا حاوی ترکیبات گوگرد و نیتروژن هستند که هنگام سوختن، گازهای اکسید گوگرد و اکسید نیتروژن تولید می‌کنند. این گازها در تماس با رطوبت هوا می‌توانند به ترکیبات اسیدی تبدیل شوند. به همین دلیل، در چنین شرایطی احتمال اسیدی شدن بارش نیز مطرح می‌شود؛ پدیده‌ای که می‌تواند برای پوست، دستگاه تنفسی، پوشش گیاهی و سطوح فلزی و شیشه‌ای آسیب‌زا باشد. به همین علت نیز در برخی هشدارهای ایمنی توصیه می‌شود از کشیدن برف‌پاک‌کن خشک روی شیشه خودرو یا تماس مستقیم با بارش آلوده خودداری شود، زیرا ذرات دوده و ترکیبات اسیدی ممکن است به سطوح آسیب برسانند.

 

جنگ و تجربه بازسازی کشورها/ ۸۰۰‌ میلیارد دلار خسارت غیرمستقیم جنگ ۴۰ روزه

طبق برآوردها، میزان خسارت غیرمستقیم تقریبا سه‌برابر رقم فوق می‌شود؛ یعنی معادل ۸۰۰‌ میلیارد دلار. چرا به چنین عددی می‌رسیم؛ زیرا برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساخت‌ها و نابودی سرمایه‌ها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کنیم که در این صورت شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد.

منصور بی‌طرف در دنیای اقتصاد نوشت: براساس برآوردها این روزنامه بین ۲ تا ۸سال -‌با در نظر گرفتن میزان سرمایه‌گذاری و رشد تولید ناخالص داخلی- زمان می‌برد تا خسارت ۲۷۰‌ میلیارد دلاری ناشی از جنگ جبران شود؛ یک برآورد نسبتا منطقی. اما بیاییم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنیم. در واقع بیاییم از تجربیات جنگی کشورهای دیگر به‌ویژه کشورهایی که در دوران جنگ جهانی دوم شدیدترین آسیب‌ها و خسارت‌ها را دیدند، بهره ببریم. اما قبل از پرداختن به این موضوع نگاهی بیندازیم به مقایسه خسارت جنگ ۴۰ روزه با جنگ ۸ ساله تحمیلی عراق علیه ایران. طی ۴۰ روز بنا به گفته خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت، ۲۷۰‌میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ناشی از جنگ بوده است.

گمان من با توجه به شدت آسیب‌ها و بررسی‌های غیررسمی این میزان در واقع خسارت مستقیم بوده است اگر این میزان خسارت مستقیم باشد، طبق برآوردها، میزان خسارت غیرمستقیم تقریبا سه‌برابر رقم فوق می‌شود؛ یعنی معادل ۸۰۰‌ میلیارد دلار. چرا به چنین عددی می‌رسیم؛ زیرا برای خسارت غیرمستقیم باید میزان از دست رفتن رشد اقتصادی را با میزان تخریب زیرساخت‌ها و نابودی سرمایه‌ها و هزینه تخمینی بازسازی جمع کنیم که در این صورت شاید عدد فوق هم، همه آن نباشد. در طول جنگ ۸ساله خسارت مستقیم بنا بر برآورد سازمان برنامه و بودجه وقت معادل ۱۰۰‌میلیارد دلار و خسارت غیرمستقیم ۱۰۰۰‌ میلیارد دلار بود. یعنی ۱۰ برابر؛ زیرا با افزایش زمان جنگ میزان خسارت غیرمستقیم هم افزایش می‌یابد. ۱۰۰‌ میلیارد دلار زمان جنگ با دلار فعلی معادل ۲۴۰‌ میلیارد دلار می‌شود. اما بازسازی تقریبا ۱۰ سال زمان برد تا خسارت‌های ناشی از جنگ جبران شود.

 

روزنامه «شرق» نیز در مطلبی تحت عنوان «از اثر ویرانگر جنگ‌ها بر زندگی مردمان عادی»، به تاریخ 27 فرودرین 1405 نوشته بود:‌

تحریم و جنگ‌های جهان چیزی جز ویرانی و فقر گسترده برای مردمان کشورها به دنبال نداشته‌اند؛ در عراق جنگ‌زده، قطع شریان واردات و صادرات، کمبود شدید مواد غذایی و دارو را در پی داشت و سوءتغذیه و افزایش مرگ‌ومیر کودکان را رقم زد. موج بیکاری و کاهش قابل توجه درآمد، شمار زیادی از مردم عراق را مجبور به فروش وسایل خانه و قطع برق و کاهش دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی زندگی روزمره را مختل کرد.

تحریم و جنگ‌های جهان چیزی جز ویرانی و فقر گسترده برای مردمان کشورها به دنبال نداشته‌اند؛ در عراق جنگ‌زده، قطع شریان واردات و صادرات، کمبود شدید مواد غذایی و دارو را در پی داشت و سوءتغذیه و افزایش مرگ‌ومیر کودکان را رقم زد. موج بیکاری و کاهش قابل توجه درآمد، شمار زیادی از مردم عراق را مجبور به فروش وسایل خانه و قطع برق و کاهش دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی زندگی روزمره را مختل کرد. از آن سو منابع اندک کشور صرف پرداخت سوبسیدهای رانت‌آمیز شده و غالب کمک‌های بین‌المللی و بشردوستانه به دست شبکه‌های فساد رسید. حالا ایران هم‌چون همسایه خود عراق بعد از سال‌ها تحریم، گرفتار جنگ شده است؛ جنگی ویرانگر که گرچه فقط ۴۰ روز از شروع آن گذشته، اما خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است. بر اساس اعلام دولت، جنگ رمضان ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورده و فقط در ۴۰ روز، خسارت مالی آن معادل ۲۶ سال تحریم نفت ایران است.

جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل با ایران، برخلاف آن چیزی که شاید تصور می‌شد، خسارت سنگینی به اقتصاد کشور وارد کرده است.

هدف قراردادن زیرساخت‌های اقتصادی و غیرنظامی یک کشور می‌تواند به عنوان جنایت جنگی تلقی شود و حالا در جنگ ۴۰روزه دست‌کم یک‌سوم ظرفیت فولاد ایران از بین رفته است. دو کارخانه فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان با تولید حدود ۱۰ میلیون تن فولاد خام، نزدیک به یک‌سوم فولاد کشور را تولید می‌کردند؛ فولادی که مواد اولیه کارخانجات لوازم خانگی، خودرو، صنعت ساختمان و بسیاری از صنایع پایین‌دستی دیگر را تامین می‌کرد.

هم‌چنین حمله به مجتمع‌های پتروشیمی ماهشهر و عسلویه ظرفیت پتروشیمی کشور را دچار آسیب کرد. کارخانه‌هایی که مواد اولیه تجهیزات پزشکی و سایر مصنوعات و کالاهای تولیدی را تهیه و مهم‌تر از آن کود شیمیایی برای تهیه محصولات کشاورزی و مواد غذایی را تامین می‌کردند. همچنین در این حملات شماری از پالایشگاه‌های گاز و نفت خام و مخازن ذخیره سوخت صدمه دیدند اما این فقط بخشی از خسارات جنگ است و بخش قابل توجهی از فرودگاه‌ها و هواپیماهای مسافری و تجاری کشور، پل‌ها و راه‌آهن تخریب شده است، آنچه به عنوان زیرساخت‌های حمل‌ونقل کشور محسوب می‌شود.

‌علاوه بر این، جنگ بالغ بر ۱۲۰ هزار واحد مسکونی، تجاری و اداری را تخریب کرده است که از این میان، فقط خسارت واردشده به منازل مسکونی نزدیک به ۵۴ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود.

‌این خسارات سنگین در شرایطی به اقتصاد کشور وارد شده است که آمریکا اعلام کرده بود بنا دارد زیرساخت‌های برق و نفت را هدف حمله قرار دهد و صادرات نفت کشور را از کار بیندازد.

آمارهای صندوق جهانی پول نشان می‌دهد در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ میلادی، ایران به طور میانگین دو میلیون‌ و ۱۳۷ هزار بشکه نفت صادر کرده است، اما این میزان صادرات نفت با تحریم حدود نصف شده است‌. در سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ صادرات نفت کشور به طور میانگین به یک میلیون‌و ۲۱۳ هزار بشکه در روز کاهش داشته است.‌ با در نظر گرفتن میانگین قیمت نفت در این سا‌ل‌ها، درآمد سالانه کشور از صادرات نفت در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ حدود ۴۱.۷ میلیارد دلار بوده که این رقم از از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۵ به سالانه ۳۲ میلیارد دلار کاهش داشته است. در مجموع باید گفت در ۱۳ سال تحریم، درآمد نفت ایران حدود ۱۴۰ میلیارد دلار کاهش داشته است.

با این حساب خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاری جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران معادل حدود ۲۶ سال تحریم نفت ایران است.

‌در گزارشی دیگر که جزئیات آن منتشر نشده، خسارت تحریم به اقتصاد ایران در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ معادل هزار‌و ۲۰۰ میلیارد دلار ارزیابی شده است. این گزارش در تیر ۱۴۰۳ مورد استناد حسین سلاح‌ورزی، رییس سابق اتاق ایران قرار گرفته و توضیح داده بود هر سال تحریم حدود ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت برای اقتصاد کشور به دنبال داشته است. اگر بخواهیم این عدد را با خسارت جنگ رمضان قیاس بگیریم، مشخص می‌شود که این جنگ ۴۰روزه معادل حدود سه سال تحریم کل اقتصاد کشور زیان به بار آورده است.

سقوط ۶۷‌ درصدی قدرت خرید مردم

در یک دهه اثرات تحریم اما فشار سنگینی بر زندگی و معیشت ایرانیان داشته و درآمد مردم را به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش داده است.

گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد درآمد سرانه ایرانیان در سال ۲۰۱۱ معادل هشت هزارو ۳۸۹ دلار بود که در سال‌های تحریم با کاهش مداوم مواجه شد و در سال ۲۰۲۰ به دو هزارو ۷۵۶ دلار سقوط کرد. در حقیقت در یک دهه قدرت خرید مردم کشور نزدیک به ۶۷ درصد کاهش داشته است. در تمام سال‌های تحریم میانگین رشد اقتصادی کشور نزدیک به صفر بوده و کسری بودجه و چاپ پول تورم قابل توجهی به جیب مردم تحمیل کرده است؛ به‌عبارت دیگر در شرایطی که مخارج مدام رو به افزایش بوده، درآمد کشور کاهشی شده و ناترازی بین مخارج و درآمد باعث چاپ پول و تحمیل تورم سنگین به جیب مردم بوده است. این موضوع سال به سال باعث گسترش فقر شده و شمار قابل توجهی از مردم طبقه متوسط را به کام فقر کشانده است.

 

 

در گزارش‌های رسانه‌های ایران، آمده است: «تخریب بیش از 125هزار واحد غیرنظامی» که بخش عمده آن‌ها را واحدهای مسکونی تشکیل داده، «خسارات جدی به حوزه سلامت با حمله به بیمارستان‌ها، آمبولانس‌ها و زیرپا گذاشتن مصونیت مراکز درمانی و کادر پزشکی»، «ایجاد تلفات گسترده در میان غیرنظامیان»، «آثار منفی ساختاری و بلندمدت بر سیستم شهری»، «حمله به مدارس و مراکز علمی»، «تخریب 131 بنای تاریخی و تخریب 50 موزه و ثبت آسیب بر 5اثر ثبت جهانی یونسکو»، مجموعه‌ای از نقض فاحش قوانین بین‌الملل در جنگ اخیر است. یکی از مهم‌ترین موارد نقض حقوق بشر در جنگ اخیر آسیب به افراد غیرنظامی متعدد در این جنگ بود، برآوردها از آن حکایت دارد که تعداد مجروحان جنگ اسفند از 30 هزار نفر فراتر رفت، در میان این مصدومان حدود 5 هزار نفر زن و حدود 2هزار و 115 نفر کودک زیر 18 سال هستند. همچنین در میان مجروحان حدود 70 کودک زیر دو سال وجود داشت. براساس داده‌های گزارش‌های رسمی در این جنگ 256 زن و 220 کودک زیر 18سال شهید شدند.

در این جنگ مجموعا، 54 پایگاه اورژانس، 48 مرکز درمانی و 218مرکز بهداشت دچار خسارت شده‌اند. هم‌چنین 38 بیمارستان در جریان حملات آسیب دیده‌اند. 8 بیمارستان به‌دلیل شدت آسیب یا شرایط ناامن مجبور به تخلیه شدند. 26 نفر از اعضای کادر درمان نیز در این جنگ جان خود را از دست دادند. در این جنگ به بیش از 125 هزار واحد غیرنظامی آسیب وارد شد که بیش از 100 هزار واحد آن مسکونی بود. به این ترتیب این جنگ به آوارگی و بی‌خانمانی گسترده خانواده‌های متعددی انجامید که این موضوع فروپاشی ساختارهای اجتماعی و خانوادگی را می‌تواند به دنبال داشته باشد.

در طول جنگ 40 روزه، بیش از 50 نقطه از جاده‌های مواصلاتی کشور آسیب دیده‌اند. در این میان بیش از 24 پل و تقاطع در زیرساخت‌های حمل‌ونقل کشور هدف قرار گرفتند. آسیب به اماکن و مراکز عمومی از دیگر جنایات جنگی انجام شده در جنگ اخیر بود. در جریان جنگ اخیر بیش از 2300 مورد حادثه و آسیب‌دیدگی جدی صنعت آب و بر ق، ناشی از حمله هوایی یا موج انفجار ثبت شد. طبق پیش‌بینی مرکز تحقیقات مسکن و شهرسازی، با توجه به شرایط تورمی در اقتصاد ایران، تامین مجدد و سریع تاسیسات شهری از دست‌رفته،‌ «زمان‌بر» و شاید در دوره «حداقل 10 ساله» میسر باشد.

 

گزارش جامع مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی درباره پیامدهای جنگ ۴۰ روزه، تصویری گسترده از خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌های شهری و انسانی ایران ارائه می‌دهد؛ خسارت‌هایی که به گفته این مرکز، در ۶۹ مورد مصداق «نقض حقوق بشردوستانه بین‌المللی» بوده‌اند.

بر اساس این ارزیابی، بیش از ۱۲۵ هزار واحد غیرنظامی در جریان حملات آسیب دیده‌اند؛ از این میان، بیش از ۱۰۰ هزار واحد مسکونی بوده و هزاران خانواده خانه‌های خود را از دست داده‌اند. در بخش انسانی، شمار مجروحان از ۳۰ هزار نفر فراتر رفته است؛ آماری که شامل ۵ هزار زن، ۲۱۱۵ کودک زیر ۱۸ سال و حدود ۷۰ نوزاد زیر دو سال می‌شود. همچنین داده‌های رسمی نشان می‌دهد ۲۵۶ زن و ۲۲۰ کودک جان خود را در این حملات از دست داده‌اند.

در حوزه سلامت، جنگ ضربه‌ای سنگین بر شبکه درمانی کشور وارد کرده است: ۵۴ پایگاه اورژانس، ۴۸ مرکز درمانی، ۲۱۸ مرکز بهداشت و ۳۸ بیمارستان آسیب دیده‌اند. هشت بیمارستان نیز به دلیل شدت خسارت یا ناامنی تخلیه شده‌اند و ۲۶ نفر از کادر درمان جان باخته‌اند.

زیرساخت‌های حمل‌ونقل نیز از آسیب‌ها در امان نمانده‌اند. گزارش می‌گوید بیش از ۵۰ نقطه از جاده‌ها و ۲۴ پل و تقاطع هدف حملات قرار گرفته‌اند. در بخش انرژی، بیش از ۲۳۰۰ مورد آسیب جدی در تأسیسات آب و برق ثبت شده که بخش مهمی از آن ناشی از موج انفجار یا حملات مستقیم بوده است.

بخش آموزش و میراث فرهنگی نیز خسارت‌های قابل‌توجهی را تجربه کرده است: ۱۳۱ بنای تاریخی، ۵۰ موزه و ۵ اثر ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو آسیب دیده‌اند؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره حفاظت از میراث ملی ایجاد کرده است.

مرکز تحقیقات راه و شهرسازی در جمع‌بندی خود هشدار می‌دهد که با توجه به تورم و هزینه‌های سنگین ساخت‌وساز، بازسازی بخش قابل‌توجهی از زیرساخت‌های شهری ممکن است حداقل ۱۰ سال زمان ببرد؛ دوره‌ای که نیازمند برنامه‌ریزی، منابع مالی گسترده و ثبات مدیریتی خواهد بود.

 

 

وضعیت کارگران در ایران بعد از جنگ ۴۰ روزه؛ بحران معیشت ادامه می‌یابد؟

اعتراض‌های کارگری در نقاط مختلف ایران همچنان ادامه دارد و تصویری از تشدید بحران معیشتی و حقوقی نیروی کار کشور را ارائه می‌دهد.

این بحران تنها به تاخیر در پرداخت دستمزد محدود نیست و مجموعه‌ای از مشکلات از جمله ناامنی شغلی، اخراج، نبود یا بی‌نظمی در پرداخت بیمه، بی‌ثباتی قراردادهای کاری، اجرا نشدن افزایش‌های قانونی حقوق و نگرانی از تغییرات احتمالی در قوانین بازنشستگی را دربر گرفته است.

گزارش‌های منتشرشده در روزهای اخیر نشان می‌دهد که در بسیاری از واحدهای تولیدی و خدماتی، کارگران علاوه بر مشکلات اقتصادی، با احساس بی‌اعتمادی نسبت به اجرای تعهدات قانونی از سوی کارفرمایان و برخی نهادهای مسئول نیز روبه‌رو هستند.

در استان گیلان، کارگران کارخانه ایران برک رشت روز یک‌شنبه ۱۴ تیر برای ششمین روز متوالی تجمع اعتراضی برگزار کردند. این اعتراض در واکنش به آنچه کارگران «رویه مدیریتی نامناسب»، بلاتکلیفی وضعیت شغلی و پرداخت نشدن مطالبات مزدی و بیمه‌ای عنوان کرده‌اند، شکل گرفت. استمرار چندروزه این تجمع نشان می‌دهد که مشکلات این واحد تولیدی صرفا مقطعی نیست و کارگران پس از بی‌نتیجه ماندن پیگیری‌های پیشین، اعتراض صنفی را تنها راه بیان مطالبات خود دانسته‌اند.

هم‌چنین در شرق کشور نیز نیروهای خدماتی و کارگران روزمزد شهرداری سرخس از سه ماه تأخیر در پرداخت حقوق، اضافه‌کار، سنوات و سایر مطالبات قانونی خبر داده‌اند. این کارگران می‌گویند انتقال مشکلات مالی و اداری شهرداری به معیشت کارگران، شرایط زندگی خانواده‌هایشان را به مرحله‌ای بحرانی رسانده است.

در این شرایط، اخراج کارگران نیز شتاب بیش‌تری پیدا کرده است. به‌عنوان نمونه، در شهرستان سراوان گزارش‌ها از اخراج ۴۰ کارگر روزمزد شهرداری حکایت دارد. این کارگران پس از پیگیری مطالباتی هم‌چون بیمه، تعیین تکلیف وضعیت استخدامی و افزایش دستمزد از کار برکنار شده‌اند.

در بسیاری از این گزارش‌ها، کارگران تاکید کرده‌اند که تورم و افزایش هزینه‌های زندگی باعث شده حتی تاخیرهای کوتاه‌مدت در پرداخت حقوق نیز آثار جدی بر معیشت خانواده‌ها بر جای بگذارد. هنگامی که این تأخیرها به چند ماه می‌رسد یا دستمزدها بر مبنای سال گذشته محاسبه می‌شود، فشار اقتصادی به مراتب شدیدتر خواهد شد.

در مجموع، وضعیت معیشتی کارگران ایران بیش از آن که ناشی از یک عامل واحد باشد، حاصل چندین بحران هم‌زمان در حوزه کار است؛ از مسئله عمومی کاهش قدرت خرید مردم در نتیجه تورم گرفته تا تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و مطالبات مزدی که اغلب گریبانگیر کارگرانی با پایین‌ترین حقوق در ایران است.

بی‌تردید تا زمانی که تشکل‌های کارگری در زمینه حل همه این عوامل اقدام موثری نکنند، چشم‌انداز موجود چیزی جز افزایش فشار اقتصادی و حقوقی بر کارگران را نشان نمی‌دهد.

 

 

گزارش تازه وزارت بهداشت از پیامدهای روانی جنگ؛ غربالگری گسترده و نیاز درمانی بلندمدت

پنج‌شنبه ۲ ژوئیه ۲۰۲۶

وزارت بهداشت ایران در گزارشی تازه از ابعاد گسترده آسیب‌های روانی ناشی از جنگ دوم آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرده برداشته و اعلام کرده است که از ابتدای بحران تاکنون حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر در سراسر کشور تحت غربالگری سلامت روان قرار گرفته‌اند. این ارزیابی‌ها شامل ساکنان مناطق آسیب‌دیده، خانواده‌های جان‌باختگان، مجروحان و افرادی است که به‌دلیل فشارهای ناشی از جنگ به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند.

محمدرضا شالبافان، مدیرکل دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، گفته است که حدود ۱۰ درصد از افراد غربالگری‌شده علائم جدی اختلال استرس پس از سانحه دارند و نیازمند درمان تخصصی هستند. او تأکید کرده پیامدهای روانی جنگ معمولا پس از پایان درگیری نیز ادامه می‌یابد و به همین دلیل برنامه‌ریزی برای ارائه خدمات روان‌شناختی و روان‌پزشکی حداقل تا یک یا دو سال آینده انجام شده است.

به گفته شالبافان، دانشگاه‌های علوم پزشکی از آغاز بحران، برنامه‌های حمایتی، آموزشی و درمانی را برای کاهش فشارهای روانی آغاز کرده‌اند. در همین راستا، ۱۲۰ مرکز سلامت روان در نقاط مختلف کشور فعال شده و خدمات مشاوره، روان‌درمانی و روان‌پزشکی را به‌صورت رایگان ارائه می‌دهند.

امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، نیز هشدار داده که عواملی مانند صدای انفجار، احساس ناامنی و استرس مداوم می‌تواند موجب تشدید بیماری‌های روانی شود، به‌ویژه در افرادی که سابقه اختلالات اعصاب و روان دارند. او تاکید کرده که استمرار فشارهای روانی می‌تواند به عود بیماری‌ها و افزایش نیاز به خدمات درمانی منجر شود.

 

اعتصاب زندانیان زندان قزلحصار علیه اعدام؛ مبارزه برای زندگی از پشت میله‌ها

اعتصاب غذا و تحصن چهارروزه زندانیان واحد دو زندان قزل‌حصار کرج در اعتراض به انتقال شش همبندی خود به سلول انفرادی جهت اجرای حکم، بار دیگر نگاه‌ها را به کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» جلب کرده است؛ این زندانیان با خودداری از دریافت جیره غذایی و بالا بردن پلاکاردهای «نه به اعدام»، خواستار لغو این احکام شده‌اند، آن هم در شرایطی که مسئولان زندان برای جلوگیری از انتشار تصاویر این اعتراضات، دستگاه‌های اختلال در سیگنال را فعال کرده‌اند.

این اعتراض گسترده در حالی رخ می‌دهد که پس از آمار بی‌سابقه ۱۶۳۹ اعدام در سال ۲۰۲۵، روند اجرای این احکام در سال ۲۰۲۶ نیز فروکش نکرده و تنها در شش ماه نخست سال میلادی جاری، یعنی مجموع زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵، دست‌کم ۳۷۰ نفر بر چوبه‌های دار جان باخته‌اند.

زندانیان واحد دو زندان قزل‌حصار کرج از ۲۲ تیرماه اعتصاب و تحصنی گسترده را علیه احکام اعدام آغاز کرده‌اند. بر اساس اطلاعات دریافتی خبرگزاری هرانا، معترضان با تجمع در سالن بند و خودداری از دریافت جیره غذایی، مخالفت خود را با اجرای این احکام، به‌ویژه در پرونده‌های مرتبط با جرائم مواد مخدر اعلام کردند. این اعتراضات در پی انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلول‌های انفرادی جهت اجرای حکم شکل گرفت.

زندانیان در ویدیوهای منتشرشده، با در دست داشتن دست‌نوشته‌هایی با مضمون «نه به اعدام» و «نه به اعدام مواد مخدر»، توضیح می‌دهند که بسیاری از آنان به‌خاطر فقر و ناآگاهی و برای اولین بار مرتکب جرم شده‌اند. آن‌ها با ابراز پشیمانی، از مردم می‌خواهند که صدایشان باشند و تأکید می‌کنند که دستشان به جایی بند نیست. منابع مطلع اعلام کردند که مسئولان زندان پس از انتشار این تصاویر، دستگاه‌های ایجاد اختلال در سیگنال را برای جلوگیری از ارسال اخبار به خارج از زندان فعال کرده‌اند.

در پیام ویدیویی دیگری که به تایید سازمان حقوق بشر ایران رسیده، یکی از زندانیان هم‌زمان با اعتصاب غذا در ۲۳ تیرماه ۱۴۰۵ می‌گوید: «از مردم عزیز و شریف ایران خواهشمندیم که صدای ما اعدامیان مواد مخدر باشند و خواسته‌ ما را به گوش مسئولین ذی‌ربط برسانند.»

این زندانیان پیش از این نیز نقش فعالی در مبارزه برای حق زندگی داشتند. در بهمن‌ماه ۱۴۰۲، زندانیان قزل‌حصار با اقدامی مبتکرانه و انتشار یک بیانیه‌، آغازگر کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» شدند که هفته گذشته وارد ۱۲۹‌مین دور اعتراضی خود شد و توانست زندانیانی را در ۵۶ زندان سراسر کشور برای اعتصاب‌های هماهنگ هفتگی با یکدیگر همراه کند. در بخشی از آن بیانیه در ۸ بهمن ۱۴۰۲ آمده بود: «برای اینکه کسی صدای ما را بشنود، ما مجبوریم از این هفته، هر سه‌شنبه اعتصاب غذا کنیم. روز سه‌شنبه را برای این انتخاب کردیم، چون اغلب این روز آخرین روز زندگی همبندی‌های ماست که در روزهای قبل به انفرادی منتقل می‌شوند. خواسته ما این است که از تمام زندانیان زیر حکم اعدام با هر اتهام سیاسی و غیرسیاسی حمایت کنید، چون همه ما ناعادلانه مورد محاکمه قرار گرفته‌ایم…»

این کارزار حمایت وسیعی از سوی گروه‌های مختلف صنفی، کارگری، فعالان زنان، بازنشسته‌ها و دانشجویان دریافت کرد که با صدور بیانیه‌ها خواستار لغو حکم اعدام شدند. اکنون زندانیانی که در راه‌اندازی این کارزار نقش مهمی داشته‌اند، در یک اعتصاب سراسری هستند که وارد چهارمین روز خود شده است.

با وجود این اعتراض‌ها، اعدام‌ها در شرایط بحرانی و جنگی کنونی نه تنها متوقف نشده، بلکه به طور نگران‌کننده‌ای شدت گرفته است. تنها در شش‌ماهه نخست سال جاری میلادی‌(مجموع زمستان و بهار ۱۴۰۵)، دست‌کم ۳۷۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند که از این میان، تنها ۵۳ مورد، یعنی ۱۴ درصد، از سوی منابع رسمی اعلام شده و ۳۱۷ مورد دیگر را سازمان حقوق بشر ایران از طریق منابع مستقل احراز کرده است؛ این یعنی بسیاری از اعدام‌ها ثبت رسمی نمی‌شوند.

از میان این اعدام‌شدگان، ۱۸۸ نفر با اتهام قتل، ۱۱۷ نفر، یعنی ۳۲ درصد، با اتهامات مربوط به جرایم مواد مخدر و ۵۵ نفر با اتهامات مربوط به امنیت ملی بوده‌اند. در کمتر از سه هفته پس از آغاز جنگ در ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، موجی از اعدام زندانیان آغاز شد که در ۳۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده است؛ به طوری که بین ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱ معترض، ۱۳ زندانی سیاسی و ۱۰ نفر با اتهام جاسوسی اعدام شدند. مقامات قضایی ایران پس از برقراری آتش‌بس در اوایل فروردین‌ماه، به اجرای احکام شتاب بیش‌تری دادند و تنها در تیرماه ۱۴۰۵ دست‌کم ۱۰۱ نفر را اعدام کردند.

اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر در شش سال گذشته به‌طور مستمر افزایش یافته است. هجدهمین «گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵»، کاری از سازمان حقوق بشر ایران و سازمان «باهم علیه مجازات اعدام»، نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۶۳۹ نفر در ایران اعدام شده‌اند. این رقم بالاترین آمار ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است و در مقایسه با ۹۷۵ اعدام در سال ۲۰۲۴، افزایشی ۶۸ درصدی را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۷۹۵ نفر با اتهام مواد مخدر اعدام شدند که تنها ۱۸ درصد آن‌ها از سوی منابع رسمی اعلام شد. در همین راستا، سازمان حقوق بشر ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴ گزارشی با عنوان «دهکده اعدام‌شدگان؛ اعدام‌های گسترده و سیستماتیک مرتبط با مواد مخدر در ایران» منتشر کرد که نقض سیستماتیک اصول دادرسی عادلانه در این پرونده‌ها را مستند کرده است.

نتیجه‌گیری

به گزارش اکسیوس، سه مقام آمریکایی و اسرائیلی اعلام کردند دولت آمریکا به اسرائیل اطلاع داده است که در آستانه احتمال گسترش عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی، ده‌ها هواپیمای سوخت‌رسان دیگر به این کشور اعزام خواهد کرد. به گفته مقام‌های اسرائیلی، ارتش آمریکا ترجیح می‌دهد این هواپیماها را از فرودگاه بن‌گوریون به پرواز درآورد، زیرا دیگر پایگاه‌های هوایی منطقه بیش‌تر در معرض حملات جمهوری اسلامی قرار دارند و برای هواپیماهای آمریکایی امنیت کمتری دارند.

به گفته این منابع، پس از آن‌که روز سه‌شنبه چند طرح جدید نظامی در نشست «اتاق وضعیت» کاخ سفید به دونالد ترامپ ارائه شد، رییس‌جمهوری آمریکا در حال بررسی گزینه انجام عملیاتی گسترده‌تر علیه رژیم ایران است؛ عملیاتی که دامنه آن می‌تواند فراتر از حملات کنونی در اطراف تنگه هرمز باشد.

بر اساس این گزارش، از جمله گزینه‌های مطرح‌شده، حمله به زیرساخت‌های ایران مانند نیروگاه‌های برق، انجام حملات بیشتر به تاسیسات هسته‌ای، و هم‌چنین حمله به مجموعه زیرزمینی «پیک‌اکس ماونتین» است که گمان می‌رود در حال تبدیل شدن به یک مرکز هسته‌ای باشد.

این منابع می‌گویند ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته، اما به‌نظر می‌رسد آماده تشدید عملیات نظامی باشد. به گفته مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی، دستور گسترش عملیات ممکن است طی روزهای آینده صادر شود.

در حال حاضر، حدود ۳۰ فروند هواپیمای سوخت‌رسان نظامی آمریکا در فرودگاه بین‌المللی بن‌گوریون در نزدیکی تل‌آویو و شمار مشابهی نیز در فرودگاه رامون در جنوب اسرائیل مستقر هستند. مقام‌های اسرائیلی می‌گویند واشینگتن قصد دارد طی روزهای آینده چند ده فروند دیگر نیز به این ناوگان اضافه کند تا شمار این هواپیماها به سطح روزهای آغازین جنگ بازگردد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز روز سه‌شنبه در سخنانی خطاب به رهبران جمهوری اسلامی هشدار داد: «روی آرام بودن اوضاع در صورت حمله به ما حساب نکنید. تصور نکنید اتفاقات گذشته تکرار خواهد شد؛ این بار با رویدادی کاملاً متفاوت و به‌مراتب قدرتمندتر روبه‌رو خواهید شد.»

 

این جنگ نیز مانند هر جنگ دیگری در کنار هدف قرار گرفتن مراکز نظامی و استراتژیک ایران، زندگی و جان شهروندان غیرنظامی ایران را بیش از پیش تحت تا‌ثیر قرار می‌دهد؛ چنان‌که در شرایط غیرجنگی نیز، برای جمهوری اسلامی حمایت از جان و مال شهروندان هرگز در اولویت نبوده است. مقامات و نهادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و قضایی حکومت با دروغ و پنهان‌کاری و تبلیغ روایت‌های غیرواقعی، مانند همیشه به دنبال بهره‌برداری ایدئولوژیک از جنگی‌ست که با اهداف و سیاست‌های نادرستش به کشور تحمیل کرده است.

در یک گذشته با تشدید حملات نظامی طرفین، صدها هدف در استان‌های جنوبی و مرکزی ایران مورد حمله قرار گرفتند اما حکومت هم‌چنان برای عادی‌نمایی شرایط تلاش می‌کند. در این میان، هیچ آمار روشنی از تعداد دقیق حملات، مکان‌های مورد حمله قرار گرفته، کشته‌شدگان نظامی و غیرنظامی، و خسارات‌ مالی اعلام نمی‌کند.

میلیون‌ها شهروندی که در استان‌های جنوبی-‌به‌عنوان کانون اصلی حملات نظامی در هفته‌های اخیر- زندگی می‌کنند به شکل حیرت‌انگیزی در بی‌خبری نگه‌داشته شده‌اند. در مناطقی که مراکز استراتژیک به‌ شمار می‌روند. دونالد ترامپ رییس‌ جمهور فاشیست و جنگ‌طلب آمریکا به صراحت اعلام کرده که آن‌ها را هدف قرار خواهد داد، هم‌چنان کارمندان و کارگران ناچار به حضور در محل کار هستند. تکان‌دهنده‌تر آن‌که برنامه امتحانات نهایی دانش‌آموزان در این استان‌ها به‌طور کامل لغو نشده و طی روزهای گذشته با انتقاد تشکل‌های صنفی آموزگاران روبه‌رو شده است.

حمایت از شهروندان، به‌ویژه در شرایط جنگی، اگرچه مهم‌ترین وظیفه هر حکومتی به‌ شمار می‌رود، اما ساکنان شهرهای جنوبی ایران این روزها بیش از گذشته احساس می‌کنند که به حال خود رها شده‌اند. رسانه‌های داخلی هم به‌جای تمرکز بر خلاء مدیریتی در چنین شرایطی، و پاسخ‌گو کردن مسئولان درباره بی‌تفاوتی نسبت به جان و امنیت مردم، با دستگاه پروپاگاندای نظام همراه شده‌اند تا با انکار واقعیت، به نمایش «حماسه‌آفرینی امت و وفاداری مردم به نظام» بپردازند و چهره‌ خشن جنگ را «رمانتیک» جلوه دهند.

مشخصا در جنگ 39 روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مستقیما سه دولت دخیل بودند: دولت آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران. در این میان نیروهای طرفداران این سه دولت با تمام قدرت از جنگ دفاع کردند و به این دلیل، در ویرانی و کشتار مردم ایران، نقش غیرمستقیم ایفا کردند. از رضا پهلوی و طرفداران و رسانه‎‌های حامی آن مانند تلویزیون‌های منوتو و انترنشنال و …، عملا به بلندگوهای جنگی دولت‌های آمریکا و اسرائیل علیه ایران تبدیل شدند. جنگ فقط ساختمان‌ها را ویران نمی‌کند؛ مسیر رسیدن به دارو، درمان و امکان بقا را هم هدف می‌گیرد.

در جنگ‌ها همواره ضعیف‌ترین‌ها آسیب‌پذیرترینند؛ پیش از همه، کودکان کار و خیابان، بی‌خانمان‌ها، بیماران، معلولان جسمی و حرکتی و بعد کهن‌سالان، کودکان، زنان و در همه‌ شرایط پایین‌ترین اقشار اجتماعی از لحاظ اقتصادی.

در نزدیک به بیش از یک قرن گذشته، جامعه ایران بارها با شرایط مشابه و بحران‌ روبه‌رو شده اما حکومت‌های قبلی و اکنون جمهوری اسلامی به‌جای حل مشکل، به انکار و پنهان‌کاری و سناریوپردازی و روایت‌سازی پرداخته و در نهایت هم مردم را به حال خود رها کرده است.

در هر شرایطی، جنگ ویرانی و آوارگی و کشتار به‌وجود می‌آورد به همین دلیل ساده، طبیعی‌ست هر نیرو و فرد انسان‌دوست و طبیعت‌دوست با صدای بلند با جنگ مخالفت می‌کند. افراد و جریانات و رسانه‌هایی که به استقبال چنین جنگ می‌روند و آن را تبلیغ و ترویج و گسترش می‌دهند جنایت‌کار جنگی محسوب می‌شوند. در نتیجه اعمال مثبت و منفی هر فرد و نیرویی در حافظه تاریخی مردم ثبت شده و در زمان مناسب از آن‌ها حسابرسی خواهد شد.

امروز نیز، بار دیگر جامعه ما در آستانه تحولات بزرگ قرار گرفته و مهم‌ترین وظیفه نیروهای سوسیالیست، آزادی‌خواه و برابری‌طلب، گسترش سازماندهی توده‌ای، تشکیل و تقویت جنبش‌های اجتماعی آزادی‌خواه و در راس همه جنبش کارگری، شوراهای محل کار و محلات و ایجاد نهادهای مردمی است. این، مؤثرترین راه برای دفاع از مردم، جلوگیری از بازتولیدسانسور و سرکوب، شکنجه و اعدام، فلاکت اقتصادی، ادامه جنگ خانمانسوز و مبارزه بر علیه همه نیروهای ارتجاعی و جنگ‌طلب و سرنگونی کلیت جمهوری اسلامی ایران است.

جمعه بیست و ششم تیر 1405-هفدهم یولی 2026