ایران و زایشگاه دروغها
با چه چیزی در خاورمیانه واقعاً مبارزه میکنند
پلاتون [افلاطون] بسدین (Platon BESEDIN)، تحلیلگر سیاسی، نویسندۀ کتابهای داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری- به دنبال پیام تبریک ولادیمیر پوتین رئیس جمهور فدراسیون روسیه مناسبت انتخاب آیتالله مجتبی حسینی خامنهای به مقام رهبر ایران و عربدۀ لات کاخ سفید، دونالد ترومپ، به همین مناسبت، دایر بر این که «او را هم خواهیم کشت»، با تحریر مطالب کوتاهی در کانال تلگرامی «ستارۀ شرق»، اصلت و عظمت تمدن و فرهنگ روسیه و رذالت و پستی آمریکا را بطور فشرده توضیح دادم و افزودم که این کشور جعلی محصول جنایتکاران حرفهای اروپایی است که از طریق قتلعام و نسلکشی هدفمند جمعیت بومی آمریکا، در سرزمینهای آنها تأسیس کردند. بنابراین، آمریکا فاقد تمدن، فرهنگ و اخلاق خاص خود است و آنچه در آن کشور مجعول رایج است، همان تمدن، فرهنگ و خونخوارگی اروپا- دنیای غرب است که بر پایهٔ کانگستریسم، تروریسم، جنگ، کشتار، قتلعام، نسلکشی نظاممند استوار است.
در واکنش به این مطلب، یک انسان شریف، یکی از عصارههای انسانیت که از قضا همنام مام میهن است، نوشت: «مقایسه اصالت تمدن کشوری که هنوز آثار عظمت آن را در کشورهای بلوک شرق اروپایی میتوان دید و لمس کرد با کشوری که نطفهاش بر خون زن و کودک و تجاوز وقتل و عام بسته شده و تا به امروز وحشیتر شده و… حرام است؛ به والا گناه است و از گناهان کبیره!»
آری، چنین مقایسه، مقایسۀ گلزار و لجنزار قطعاً گناه است، گناه کبیره! اما چه کنیم که ناچاریم اصالت، عظمت و کرامت دنیای شرق و همچنین، رذالت، دنائت و پستی دنیای غرب، یا محکومیت ترور و کشتار مردم و مقامات ایران بدست آمریکا و اسرائیل از سوی روسیه و یا همین نبرد وزیر امور خارجۀ کشور ما با جعلیات، دروغها و اراجیف مقامات دنیای غرب را در یک قاب به نمایش بگذاریم تا سیه روی شود غربگرایان «وطنی»!
نابود باد رژیمهای ضد بشری آمریکا و اسرائیل که عید ملی ما را به عزا تبدیل کردند!
*-*-*
چگونه وزیر امور خارجۀ ایران دروغها را در هم میکوبد
در شبکههای اجتماعی و رسانههای آمریکا، قهرمان جدیدی ظاهر شده است. این قهرمان نه دونالد ترامپ است، نه ایلان ماسک و نه حتی امینم [Eminem- ریپر و ترانهسرای آمریکایی]. این فرد، عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ ایران است. او گهگاه در برنامههای رسانههای آمریکا ظاهر میشود و پس از آن، نقلقولهایی از سخنانش بهسرعت در شبکههای اجتماعی و سراسر آمریکا منتشر میشود. عراقچی چه پیام ارزشمند یا ذیقیمتی را به جهان منتقل میکند؟ او با چه افشاگریهایی بهطور سیلآسا به افشای نخبگان فاسد و حیلهگر غربی میپردازد؟ میتوان گفت که عراقچی بهطور دقیق به نقاط ضعف و بسیار حساس آمریکا ضربه میزند.
او میگوید ایران آمریکاییهای عادی را تهدید نمیکند. این ترامپ است منافع اسرائیل را بالاتر از امنیت شهروندان عادی آمریکایی قرار داده است. افزون بر این، برای این موضوع مبالغ عظیمی از پول مالیاتدهندگان هزینه میشود و بیتردید، مردم آمریکا شایستۀ هزینهکرد معقول و مناسب هستند. افزایش قیمتها، گرانتر شدن وامها و زیان در حسابهای بازنشستگی و غیره، همۀ اینها نتیجۀ اقدامات دولتهای آمریکا و اسرائیل هستند.
همانطور که میبینیم، در واقع عباس عراقچی کاملاً سخنان معمولی و استاندارد بیان میکند. او در نقش همان «کاپیتان بدیهیات» (Captain Obvious) ظاهر میشود. با این حال، حتی چنین مسائل سادهای هم هنوز باید به گوش مخاطبان برسد. این سخنان بر همه اثر نمیگذارد، بلکه بیشتر بر دل کسانی مینشیند که هنوز توان همدلی و اندیشیدن را از دست ندادهاند. درک این نکته مهم است: زادگاه فراگیر دروغ آنچنان همهجا نفوذ کرده که گویی حتی بدیهیترین مسائل نیز از مدتها پیش کنار گذاشته شدهاند.
بهنظر میرسد که یادآوری کابوسآبادهای بزرگ هاکسلی، اورول و زامیاتین دیگر به نوعی بدسلیقگی محسوب میشود. اما، همهچیز دقیقاً همانطور پیش میرود که آنها توصیف کردهاند. «جنگ صلح است و آزادی بردگی». در نتیجه، دروغ به حقیقت تبدیل میشود. و واقعاً، آنگونه که آمریکا و اسرائیل در قبال دیگر کشورها عمل میکنند، این ضربالمثل قدیمی را به ذهن متبادر میکند: «شیطان پدر دروغ است». زیرا، این دروغها نه تنها به یک ابزار، بلکه به یک زیستگاه نیز تبدیل میشوند.
چه کسی ۱۶٨ دختر بچۀ مدرسۀ ابتدایی ایران را کشت؟ پاسخ واشنگتن، درست مثل عبارت «بهترین اوکراینی» آن است که فرزندان خود را میکشد، این خودِ ایران است که کودکانش را کشت. قیمت نفت چه خواهد شد؟ ترامپ پاسخ میدهد: «من آن را تثبیت میکنم»، اما به چه قیمتی؟ و چه اتفاقی برای کشورهای خاورمیانه خواهد افتاد که به واشنگتن اعتماد کردند؟ این آسمانخراشها و مراکز خرید، بنادر و فرودگاههای آنها هستند، که ایران علاوه بر پایگاههای نظامی آمریکا که مانند مدفوع گاو در سراسر منطقه پراکندهاند، به آنها آسیب میرساند.
دروغهای آمریکاییها حتی برای کورترین و بدبختترین افراد هم آشکار است. به همین دلیل است که گفتگو با ایرانیها در تلویزیون آمریکا چیزی شبیه به این است:
«چرا به پایگاههای نظامی ما حمله میکنید؟»
پاسخ ایرانیها: «چون ما را بمباران میکنید و فرزندان ما را میکشید».
فیلم درخشان «به بالا نگاه نکن» (Don’t Look Up)، علاوه بر نکات دیگر، یک صحنۀ عالی دارد که در آن یک ژنرال آمریکایی چیزی را که به رایگان به بازدیدکنندگان کاخ سفید میدهد، میفروشد و مردم هم آن را میپذیرند. در اصل، «زادگاه دروغ» که غرب تلاش میکند همۀ ما را در آن گرفتار کند، به همین شکل عمل میکند. نکته اینجاست که تنها دو کشور از حضور در آن خودداری کرده است: ایران و کره شمالی. واشینگتن تصمیم گرفت یکی از آنها را هدف حمله قرار دهد. و بعد چه؟
من نمیدانم بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد. در واقع، هیچکس نمیداند. افزون بر این، پیروزی در جنگ در دنیای معاصر اساساً امری بسیار گنگ و مبهم است. بنابراین، آمریکاییها مطمئناند که به اهداف تعیینشده خود دست یافتهاند. این صرفاً یک اعلامیه از جنس «ای کاش چنین میشد» یا حرف بیپایه نیست، بلکه در واقع نوعی اطمینان به نتایج است. در همین حال، ایران با گفتن اینکه پیروزی در جنگ با چند پست در رسانههای اجتماعی حاصل نمیشود، پاسخ میدهد.
به هر شکلی میتوان به ایران برخورد کرد: آن را تندرو جلوه داد، اهریمنی خواند یا برعکس، تصویری اغراقآمیز و زیبا از آن ساخت. اما حتی برای افرادی با اندک قدرت تفکر روشن است که دقیقاً ایران امروز «نظام شرّ» و « زایشگاه دروغ» را به چالش کشیده است. ساختن اینها سالها طول کشیده است و به نظر میرسید که همه داوطلبانه پذیرفتهاند که بردهٔ آنها بشوند و، بگفتهٔ هاکسلی، به بردگی خود عشق بورزند. ایران نشان داد که میتوان بهگونهای دیگر عمل کرد. این کشور هم نسبت به تهدیدات خارجی و هم نسبت به خود، نگاه متفاوتی دارد.
ایران دقیقاً همان کشوری است علیه «نظام شرّ» و «زایشگاه دروغ» مبارزه میکند. این ایران است که نشان میدهد چگونه باید جنگید. اساساً، ایران تنها کشوری است که آنها را به چالش کشیده است. و مهمتر از همه، ایران نشان داد کرامت ملی یعنی چه. وظایف کشتهشدگان را افراد جدید به عهده میگیرند و میگویند تلاش خواهند کرد حق خود را بگیرند. این موضوع صرفنظر از اینکه ایران و رهبری آن برای ما قابلقبول باشد یا نه، قابل احترام و حتی تحسین است. این، یک نکتۀ متفاوت است: ما شاهد ضربه به مادر دروغ هستیم. ما شاهد مقاومت هستیم. این یعنی حاکمیت. این یعنی شرافت. این یعنی اراده!
به همین دلیل است که مردم به عباس عراقچی گوش میدهند. آنها با یک هدف اصلی گوش میدهند تا مطمئن شوند که جهان کاملاً وارونه یا تحریف نشده است. سیاه همان سیاه است و سفید همان سفید. بله، ما به نقطهای رسیدهایم که ٩ آدم بیمار نه تنها به سراغ یک فرد سالم میآیند و او را به دلیل متفاوت بودن، بیمار اعلام میکنند، بلکه او را کتک هم میزنند. این بیماران جنگ اعلام میکنند و بهسوی هر آنچه که مورد قبولشان نیست، آتش میگشایند و علاوه بر این، آرزوی آلودهکردن و تحریف آن را در سر میپرورانند. این فقط جنگ علیه یک رژیم سیاسی یا دین دیگر نیست – این یک جنگ علیه مردود شمردن یک دروغ کاملاً زشت است. این فقط جنگ با یک نظام سیاسی دیگر یا یک دین دیگر نیست. این جنگی است علیه نپذیرفتنِ دروغ فراگیر و نفرتانگیز!
بنیاد فرهنگ راهبردی
٢٨ اسفند- حوت ١۴٠۴
جنگ علیه ایران
ابتذال شرّ و جنگ در خاورمیانه
دمیتری سدوف (Dmitry SEDOV)- دانشمند علوم سیاسی، روزنامهنگار
ا. م. شیری- «حملات تروریستی برای سرگرمی»! در گرماگرم حملات رژیمهای تروریستی امپریالیسم آمریکا و دولت یهود به کشور ما بمنظور انحراف اذهان عمومی از پروندۀ جنایات هولناک جزیرۀ اپستین، دونالد ترامپ، دستنشاندۀ حقیر دولت صهیونیستی گفت: «در ایران جایی برای حمله نمانده، همه را نابود کردهایم. حالا فقط برای سرگرمی حمله میکنیم» (نقل به مضمون). با این حال، امروز تأسیسات پتروشیمی عسلویه مورد حمله قرار گرفت… حالا بیائید از خود بپرسیم: اول- آیا این شبهآدم عقل در سر دارد یا نه؟ دوم- مقصر اصلی این که امپراتوری دروغ آمریکا از بدو پیداش در دو و نیم قرن پیش، در جنگ و کودتا، کشتار و خونریزی، قتل و نسلکشی، راهزنی و گردن کلفتی مشغول است و صدها پایگاه تروریستی در کشورهای مختلف بر پا نموده، بگفتۀ جان میرشایمر فقط از سال ١٩٧١ تا ٢٠٢١، ٣٨ میلیون نفر را کشته و امروز نیز مانند سگ هار پاچۀ هر رهگذری را میگیرد، کیانند؟ پاسخ من به دو پرسش فوق چنین است: اگر این شبهآدم عقل در سر داشت، هرگز به ریاست جمهوری امپریالیسم آمریکا منصوب نمیشد؛ مقصر همۀ جنایات ارتکابی رژیم تروریستی امپریالیسم آمریکا قبل از همه، دولتهای گوسفندی و کل بشریت مقیم سیارۀ زمین است که در مقابل این خونآشام یا پرچم سفید برافراشته و یا در بهترین حالت، منفعل شده، بطوریکه به هیچ عمل مؤثری دست نمیزند. وگرنه، از طریق تحریم و بایکوت جهانی آمریکا، با امتناع از دلار بیپشتوانۀ آن، متوقف کردن ماشین کشتار و تجاوز، راهزنی و غارتگری این هیولای خونآشام ممکن است.
نابود باد رژیمهای ضد بشری آمریکا و اسرائیل که عید ملی ما را به عزا تبدیل کردند!
*-*-*
اکنون این به تهران بستگی دارد که تصمیم بگیرد چه سرنوشتی برای ترامپ رقم بزند.
ادعاهای متعدد سیاستمداران و دانشمندان علوم سیاسی مبنی بر اینکه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، تصویر معمول جهان را تغییر میدهد، کاملاً موجه است. استفادۀ صریح و بیشرمانه از دروغ و خشونت، به قانون دائمی برای هیأت حاکمۀ آمریکا و اسرائیل تبدیل شده و کل فضای روابط بینالملل را تغییر میدهد. برای آنها، این یک ابتذال در هنر سیاسی است. جهان غرب واقعاً در تاریکی مطلق دروغ و تمسخر عقلانیت فرورفته است. اساساً، وضعیتی که پدید آمده، وضعیتی است که هانا آرنت، محقق آلمانی-آمریکایی، بنیانگذار نظریۀ تمامیتخواهی توصیف کرده است.
«هدف از دروغ گفتن مداوم این نیست که مردم دروغها را باور کنند، بلکه این است که دیگر هیچ چیزی را باور نکنند. مردمی که دیگر نتوانند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند، نمیتوانند خوب را از بد تمیز دهند. و چنین مردمی که از توانایی تفکر و قضاوت محروم میشوند، خواه ناخواه کاملاً تسلیم حکمرانی دروغ میشوند. با چنین مردمی میتوان هر کاری کرد».
هانا آرنت در توصیف سازوکارهای این تأثیر، نخستین کسی بود که از اصطلاح «ابتذال شرّ» استفاده کرد. منظور او از این اصطلاح، اطاعت بیفکر از قوانین علیه خودِ بنیادهای زندگی است. او نتیجه گرفت که شرّ از «عادی بودن بیفکر»، از ناتوانی در احساس درد دیگران، از عادی بودن خشونت و بیعدالتی و از بیتفاوتی زاده میشود. انسانهای معمولی بدان جهت مرتکب شرّ میشوند که نظم موجود را به عنوان هنجار میپذیرند و وظایف خود را در چارچوب «صلاحیتهایشان» با وجدان کاری، اما بیآنکه بیندیشند، انجام میدهند.
ترامپ و نتانیاهو در خاورمیانه قتلعامی به راه انداختند که مجریان آن در فضای «ابتذال شرّ» زندگی میکنند و بیفکرانه در محدوده صلاحیت خود دستورات را اجرا میکنند. مدیریت چنین زیردستان آسان است. آنها هیچ تعارضی با قانونمداری ندارند و هر دستوری را اجرا میکنند. ظاهراً همین امر باعث شد که دولت ترامپ در صورت پیش نرفتن جنگ طبق برنامه، از تدوین طرح جایگزین غفلت کند. دولت کاملاً برای پاسخ آشکار تهران به تجاوز- بستن عبور انرژی از طریق تنگه هرمز- آماده نبود. این اکنون باورنکردنی به نظر میرسد، اما واقعیت دارد. ناوگان عظیم آمریکایی که به این تنگه اعزام شده، در برابر پهپادها و موشکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ناتوان است. بطوریکه در صورت تلاش برای برای باز کردن مسیر عبور در تنگه، ناوگان دریایی آمریکا را به حملات گسترده تهدید میکنند. لحن پیروزمندانهای که در رسانههای آمریکا و اسرائیل ترویج میشود، اجازه نمیدهد هیچ آسیبی به این ناوگان وارد شود. زیرا، چنین آسیبی میتواند بر جایگاه سیاسی داخلی رهبران هر دو کشور تأثیر تعیینکننده بگذارد. اما در صورت تلاش برای بازگشایی مسیر، چنین آسیبی بدون تردید وارد خواهد شد. این قانون جنگ است.
دولت آمریکا که طرح جایگزین ندارد، در سر در گمی مطلق گرفتار شده و نمیداند در مرحلۀ بعد چه باید بکند. این وضعیت، با نتیجۀ کاملاً غیرمنتظره همراه است. ایران به بازیگر اصلی در اقدامات نظامی تبدیل میشود. اکنون، این تهران است که میتواند تصمیم بگیرد چه سرنوشتی برای ترامپ رقم بزند. به گفتۀ کارشناسان اقتصادی، مسدود شدن تنگۀ هرمز در یک یا دو ماه آینده، حتی پس از کاهش تحریمها علیه روسیه و مشتریانش، قیمت نفت را در سطح ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نگه خواهد داشت.
مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران، دقیقاً همین برنامهها را برای رهبری ایران اعلام کرده است.
و این پایان داستان نیست. بحران فزایندۀ انرژی بینالمللی، مسئلۀ مصلحت و معنای جنگی را که علیه ایران شروع شده، در صدر مباحث جهانی قرار داده است. با توجه به اینکه این قدرت اسلامی پیش از این توانایی خود را در برابر هرگونه حمله نشان داده، ادامۀ مبارزه علیه ایران حتی بیمعنیتر به نظر میرسد.
علاوه بر این، ایران از فرصتهایی که این وضعیت در اختیارش قرار داده، بهسرعت در جهت تقویت نفوذ خود در منطقه استفاده میکند.
ایران به پایگاههای آمریکایی در کشورهای حوزۀ خلیج فارس حمله میکند و به آنها نشان میدهد که امیدهایشان برای حمایت واشنگتن تا چه اندازه متوهمانه و ناپایدار بوده است. واشنگتن به دلیل ناتوانی در دستیابی به اهداف اولیۀ خود (سرنگونی نظام و جایگزینی آن) به زودی به عقبنشینی از این جنگ مجبور خواهد شد. فارغ از اینکه عملیات نظامی را با چه گزارشهای پیروزینمای دروغین جمعبندی کند، در پشت سر آمریکا یک ابرقدرت منطقهای یعنی جمهوری اسلامی ایران باقی خواهد ماند که جریانهای جهانی انرژی را کنترل میکند. در عین حال، بقایای اردوگاه طرفدار آمریکا در سواحل خلیج فارس ناچار خواهند شد درک تازهای از اهداف جغرافیای سیاسی خود داشته باشند و آمریکا در نهایت، دست خالی از خاورمیانه بازخواهد گشت.
پیامدهای ماجراجویی نظامی به همان اندازه عواقب منفی برای اسرائیل همراه خواهد داشت. ایران پنهان نمیکند که با گلولهباران مناطق مسکونی آن، میکوشد اسرائیلیها را به یاد وضعیت ساکنان نوار غزه بیندازد که «هولوکاستِ روزگار ما» را تجربه کردهاند. تا حدی ایران در این کار موفق میشود، هرچند رسانههای اسرائیلی هرگونه اطلاعات دربارۀ پیامدهای این حملات را پنهان میکنند. پس از پایان جنگ، زمان پاسخگویی برای نتانیاهو و دولتش فراخواهد رسید و آن زمان، زمان سرنوشتساز برای تغییر سیاست منطقهای اسرائیل خواهد بود.
جهان واقعاً در حال تغییر است و شتابدهندۀ اصلی این تغییرات آمریکا است که طبق الگوریتم ابتذال شرّ عمل میکند.
نخستین اقدامات راهزنی رذیلانه در ونزوئلا چنان الهامبخش طراحان سناریوی بازگشت آمریکا به «شکوه و عظمت سابق» شد که بیپروا در خاورمیانه ادامه دادند. اما با مقاومت ایرانیان ناکام ماندند. خودشیفتگی ناسیونالیستی که بهطور تصنعی در میان آمریکاییها پرورش داده شده، اکنون درس عبرتآموز میگیرد. بیدلیل نیست که امروز این شوخی در فضای مجازی بهسرعت پخش شده: «آقای رئیسجمهور، کلاه بیسبال زیبای شما که روی آن نوشته بیائید آمریکا را دوباره بزرگ کنیم»، ساخت چین است.
این امر موجب تقویت امیدواری میشود که راهزنی بینالمللی پایان یابد و تغییرات در مسیر تعامل سازنده پیش برود.
بنیاد فرهنگ راهبردی
٢٨ اسفند- حوت ١۴٠۴
مبارزان کمونیست