دو ترجمه پر رابطه با ایران

خطر گرسنگی در اثر ماجراجویی ترامپ در ایران

بحران غذا رو به وخامت است
ولادیمیر پراخواتیلوف (VLADİMİR PROKHVATILOV)، استاد علوم سیاسی، کارشناس نظامی
ا. م. شیری: آنچه در این مطلب و در اغلب مطالب مشابه غیرواقعی به نظر می‌رسد، دو نکتۀ دقیقاً کلیدی است: اول- حملات تروریستی رژیم‌های آمریکا و اسرائیل به میهن ما- ایران را «جنگ» می‌نامند؛ دوم- «جنگ» را به دو فرد مشخص: ترامپ و نتانیاهو نسبت می‌دهند نه به سیاست رسمی دولت‌ها. چرا؟ پاسخ این پرسش، بنظرم در دو نکته نهفته است: یک- تحت تأثیر اتاق‌های گفتمان‌سازی جریان اصلی، یعنی جریان مسلط انجام می‌گیرد که سعی می‌کنند ماهیت تروریستی رژیم‌های امپریالیستی آمریکا و صهیونیستی اسرائیل را از اذهان عمومی بزدایند؛ دو- خصلت تجاوزکارانۀ ذاتی آن‌ها را در سایه قرار دهند. وگرنه، جنگ، تجاوز، هجوم، حملۀ تروریستی معانی متفاوتی دارند. آنچه این دو رژیم در طول تاریخ موجودیت خود مرتکب شده‌اند، حملات تروریستی بوده است نه جنگ! متأسفانه، مطبوعات و رسانه‌های رسمی کشور ما حتی پا را فراتر گذاشته، بی‌توجه به معانی متفاوت جنگ و تروریسم، حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل در ماه اسفند به کشور ما را «جنگ رمضان» می‌نامند.
اما تروریسم چیست؟ تروریسم به استفادۀ غیرقانونی و ناگهانی از خشونت، زور و ارعاب گفته می‌شود که با هدف ایجاد ترس و وحشت، و به منظور پیشبرد اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک صورت می‌گیرد. این اقدامات برای تحمیل عقاید خاص، تغییرات سیاسی، باج‌خواهی یا تضعیف ارادۀ یک ملت انجام می‌گیرد. هدف اصلی تروریسم عبارت است از: تحت فشار قرار دادن جامعه یا دولت‌ها از طریق ایجاد ناامنی شدید و حس آسیب‌پذیری.
مطالب مرتبط: تروریسم چیست؟ تروریست کیست؟، ایالات متحده آمریکا تروریست اصلی جهان، تروریسم و امپریالیسم، تروریسم، لمپنیزم و … بمثابه سیاست رسمی دولت‌های غربی.
*-*-*
نابودی کشاورزی در آمریکا و اروپا، ۴۵ میلیون نفر را در سراسر جهان با خطر گرسنگی مواجه می‌کند.
مسدود شدن مداوم تنگۀ هرمز به کمبود شدید کود در آمریکا و اروپا منجر شده است. بیشترین آسیب را کشاورزان آمریکایی دیده‌اند. برخلاف اتحادیۀ اروپا، در آمریکا حتی پیش از آغاز جنگ کود ذخیره نشد. در واقعیت فعلی، ۷۰ درصد از کشاورزان آمریکایی نمی‌توانند تمام کود مورد نیاز خود را تهیّه کنند.
نظرسنجی فدراسیون دفاتر کشاورزی آمریکا از ۳ تا ۱۱ آوریل، نشان داد که از هر ۱۰ کشاورز در جنوب آمریکا، ۸ نفر اعلام کرده‌اند که امسال توانایی خرید تمام کودهای مورد نیاز خود را ندارند. پس از آن، مناطق شمال‌شرق و غرب آمریکا به‌ترتیب با ٪۶۹ و ٪۶۶ قرار دارند، در حالی که این رقم برای کشاورزان منطقۀ غرب میانه ٪۴۸ است.
تنها ٪۱۹ از کشاورزان در جنوب کشور، پیش از آغاز فصل کِشت، کودهای شیمیایی را از قبل خریداری کرده‌اند. در شمال شرقی، این شاخص فقط ٪۳۰، در غرب ٪۳۱ و در غرب میانه ٪۶۷ تشکیل داده است. حتی با وجود شاخص‌های بالاترِ پیش‌خرید، تقریباً از هر سه کشاورز در غرب میانه، یک نفر اعلام می‌کند که فصل را بدون تأمین کامل همۀ کودهای موردنیاز خود آغاز می‌کند.
در گزارش تحقیقی بازار آمده است: «تصمیمات مربوط به کشت بهاره به شدت به دسترسی به کود و سوخت دیزل وابسته است که تحت تأثیر خطرات ژئوپلیتیکی که بازارهای جهانی را مختل کرده‌اند، قرار گرفته‌اند. از زمان تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، قیمت کودهای نیتروژنی بیش از ٣٠ درصد و در همین حال، هزینه‌های ترکیبی سوخت و کود تقریباً ٢٠ تا ۴٠ درصد افزایش یافته است. قیمت اوره از پایان فوریه ۴٧ درصد افزایش نشان می‌دهد که بالاترین افزایش ماهانه برای اوره است. این افزایش در زمانی رخ می‌دهد که بسیاری از تولیدکنندگان سال‌هاست با سودآوری پایین مواجه هستند».
بسیاری از کشاورزان مورد بررسی گفتند که از مصرف کود در بهار امسال صرف نظر خواهند کرد به این امید که قیمت‌ها در ادامۀ فصل کشت به سطوح مقرون به صرفه بازگردند. اما، این امر به کاهش شدید بازده منجر خواهد شد.
زیپی دووال، رئیس فدراسیون دفاتر کشاورزی آمریکا، اظهار داشت: «افزایش شدید قیمت سوخت و کود، مشکلات اقتصادی بیشتری را برای کشاورزانی ایجاد می‌کند که سال‌هاست زیان می‌بینند. بدون کودهای لازم، با کاهش محصول مواجه خواهیم شد و برخی کشاورزان نیز سطح زیر کشت را کاهش خواهند داد که این امر بر تأمین مواد غذایی و خوراک دام تأثیر می‌گذارد. هنوز زود است که بگوئیم این موضوع در بلندمدت چگونه بر دسترسی به مواد غذایی و قیمت‌ها اثر خواهد گذاشت. اما، این یک زنگ خطر نگران‌کننده است که آن را با رهبران واشنگتن در میان گذاشته‌ایم. ما برای یافتن راه‌حل‌ها، مشتاق همکاری با آن‌ها هستیم تا کشاورزان بتوانند به تغذیه خانواده‌ها در سراسر آمریکا ادامه دهند».
افزایش قیمت کود و گازوئیل، کشاورزان آمریکایی را به فقر می‌کشاند.
طبق یک نظرسنجی، ۹۴ درصد از پاسخ‌دهندگان گزارش دادند که وضعیت مالی آن‌ها در مقایسه با سال گذشته بدتر شده است.
در همین حال، قیمت کودهای حیاتی مانند دی‌آمونیوم فسفات، که برای افزایش بهره‌وری غلات، ذرت و برنج لازم است، از دسامبر ۲۰۲۵ دو برابر شده است. میانگین هزینه‌های کود برای کشاورزان از زمان شروع جنگ از ۱۴۰ دلار در هر جریب (۴ دهم هکتار) به ۲۱۷ دلار افزایش یافته است.
انجمن کشاورزان پیش‌بینی می‌کند که برداشت گندم آمریکا در این فصل می‌تواند به کمترین میزان از سال ۱۹۱۹ برسد. کمبود کود به افزایش شدید قیمت مواد غذایی، به ویژه در آستانۀ انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در پاییز، منجر خواهد شد که به عبارت ساده، موضع جمهوری‌خواهان را تقویت نخواهد کرد.
چین نیز اوضاع را وخیم‌تر کرده است.
پکن صادرات کودهای فسفات را تا ماه اوت به حالت تعلیق درآورد، محموله‌های ترکیبات نیتروژن-پتاسیم را در ماه مارس محدود کرد و از ماه مه توقف صادرات اسید سولفوریک را اعلام کرد.
چین یکی از بزرگترین صادرکنندگان کود است که سال گذشته بیش از ۱۳ میلیارد دلار محصول صادر کرده و سابقۀ طولانی در کنترل صادرات برای حفظ قیمت پائین برای کشاورزان دارد.
متیو بیگین، تحلیلگر ارشد کالاهای خام در مؤسسۀ S&Pبه رویترز گفت: «چین به جای اینکه در زمان کمبود جهانی کمک کند، عرضه را محدود می‌کند».
دونالد ترامپ در چارچوب سفر خود به چین، ناچار شد از چینی‌ها بخواهد که که کود بیشتری به آمریکا صادر کنند.
«اروپا کودهای نیتروژنی خود را تولید می‌کند، اما این کودها با استفاده از گاز وارداتی تهیه می‌شوند. وقتی اختلال در تأمین گاز از خلیج فارس به افزایش قیمت‌ها منجر می‌شود، قیمت کودهای اروپایی نیز افزایش می‌یابد.
پس از آنکه ایران تنگۀ هرمز، این مسیر کشتیرانی حیاتی را به تلافی حملات آمریکا و اسرائیل بست، قیمت بنزین ۵۹ درصد و قیمت برخی کودها ۵۰ درصد افزایش یافت. در آلمان، اوره، بعنوان پر فروش‌ترین کود، اکنون حدود ۵۵۰ یورو در هر تن متریک قیمت دارد، در حالی که قبل از جنگ حدود ۳۷۰ یورو بود.
پولیتیکو می‌نویسد: مصرف‌کنندگان ابتدا تا پایان تابستان تأثیر افزایش قیمت سوخت را احساس خواهند کرد. تأثیر افزایش قیمت کود بعداً احساس خواهد شد».
اغلب کشاورزان اروپایی قبل از حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران، کود ذخیره کرده بودند. روی این اصل، مقامات کمیسیون اروپا می‌گویند نیازهای این فصل «تا حد زیادی تأمین شده است».
اما کشاورزان اتحادیۀ اروپا اکنون در حال ثبت سفارش برای محصولات پاییزی هستند و به قول معروف، «دخل و خرجشان با هم جور درنمی‌آید». برخی از کشاورزان مصرف نیتروژن خود را کاهش می‌دهند. برخی دیگر به کشت محصولاتی روی می‌آ‌ورند که به نیتروژن کمتری نیاز دارند. همۀ این‌ها به معنی برداشت کمتر در سال ۲۰۲۷، در زمانی است که خریداران اروپایی سرانجام پیامدهای جنگ خلیج فارس را احساس خواهند کرد.
برخی از کشورهای اروپایی همین حالا هم با مشکلاتی مواجه هستند. ایرلند عملاً صنعت داخلی تولید کود ندارد و ۹۰ درصد اراضی کشاورزی این کشور را مراتعی تشکیل می‌دهد که در تمام طول فصل به کوددهی نیتروژنی نیاز دارد.
به گفتۀ نوئل بنویل از انجمن کشاورزان ایرلند، بیشتر کشاورزان ایرلندی خرید محصولات را اساساً از ماه فوریه آغاز می‌کنند و این روند تا سپتامبر ادامه دارد. آن‌ها پیش‌خرید نکرده بودند. اکنون اما قراردادها را با قیمت‌هایی در حد زمان جنگ منعقد می‌کنند.
در سوئد، که کشاورزی آن جزو بخش متوسط در اتحادیۀ اروپا محسوب می‌شود، فدراسیون ملی کشاورزان تخمین می‌زند که جنگ تاکنون برای آن‌ها ۱۶۰ میلیون یورو، معادل ۱۲ درصد از سود برای اعضای آن هزینه داشته است.
در مقیاس جهانی، اوضاع حتی جدی‌تر است.
برزیل قبل از کاشت سویا در ماه سپتامبر، با کمبود فسفات تا سه میلیون تن مواجه خواهد شد. اتیوپی که ٩٠ درصد کود نیتروژن خود را از کشورهای خلیج فارس از طریق جیبوتی دریافت می‌کند، با تهدید قحطی روبرو است.
برنامۀ جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد هشدار داده است که اگر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ادامه یابد، ممکن است ۴۵ میلیون نفر با کمبود حاد مواد غذایی مواجه شوند.
آلوارو لاریو، رئیس صندوق بین‌المللی توسعۀ کشاورزی، نهاد وابسته به سازمان ملل متحد که پس از بحران مشابه کود و نفت تقریباً ۵۰ سال پیش تأسیس شد، خاطرنشان کرد: «این شبیه شوک اوکراین نیست. آن بحران ناگهانی بود. این یکی آهسته‌تر پیش می‌رود، اما ما می‌دانیم که در حال نزدیک شدن است».
کمبود و افزایش بهای کودهای شیمیایی هنوز اتحادیۀ اروپا را چندان تحت تأثیر قرار نداده است. اما ماجراجویی ترامپ در ایران،‌ گریبان اروپا را در فصل کشت بعدی به‌طور کامل خواهد گرفت.
نکتۀ آخر اینکه، خودِ آمریکایی‌ها بدتر از همه برای جنگ در ایران آماده شده بودند. آن‌ها کاملاً مطمئن بودند که به‌سرعت پیروز خواهند شد. اما، در نهایت جنگ را هم در «تلویزیون» باختند و هم در «یخچال».
بنیاد فرهنگ راهبردی

خطر گرسنگی در اثر ماجراجویی ترامپ در ایران


٢٨ اردیبهشت- ثور ١۴٠۵

 

ایران در جستجوی راه‌های شکستن محاصرۀ دریایی ائتلاف اپستین

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاور‌شناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری
پس از سفر ترامپ به پکن، تشدید مجدد درگیری مسلحانه در خاورمیانه بعید به نظر نمی‌رسد.
مقامات ایران در چارچوب راهبرد کلی برای شکستن محاصرۀ آمریکا، به‌دنبال یافتن مسیرهای زمینی حمل‌ونقل و تدارکات جایگزین هستند و تا حد زیادی نیز در این کار موفق شده‌اند. گفته می‌شود استفاده از مسیرهای زمینی و دیگر راه‌های جایگزین به تهران کمک خواهد کرد تا در برابر «خشم اقتصادی» با تکیه بر منافع مشترک کشورهای جنوب جهانی ایستادگی کند. تلاش برای حذف ایران از تجارت منطقه‌ای و جهانی، به بسیاری از شرکای این کشور در آوراسیا نیز آسیب خواهد رساند.
ساکن کاخ سفید پس از بازگشت از پکن، در گفتگو با خبرنگاران، بار دیگر پیشنهاد صلح اخیر ایران را رد کرد. به گزارش نیویورک تایمز، دستیاران کلیدی ترامپ برنامه‌هایی را برای از سرگیری حملات نظامی در صورت تصمیم رئیس‌شان برای خروج از بن‌بست، تقریباً به همان روشی که در ٢٨ فوریه تلاش کرد، تدوین کرده‌اند. کسانی که این تجاوز را آغاز کرده‌اند، به دنبال وادار کردن رهبران ایران به تسلیم در قالب توافقی هستند که تنگۀ هرمز را به روی جهانی‌گرایان و شرکت‌های آن‌ها باز می‌کند. کاخ سفید و رژیم نتانیاهو برای محدود کردن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران، مانند گذشته از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند. مقامات جمهوری اسلامی، به سهم خود، مصمم هستند که خفقان اقتصادی غرب را بشکنند.
اخیراً ابراهیم نجفی، نمایندۀ مجلس، دربارۀ استفاده از مسیرهای زمینی از طریق پاکستان، ارمنستان، ترکیه و آذربایجان و همچنین از طریق آب‌های دریای خزر صحبت کرد. همان‌طور که تحلیلگران آمریکایی می‌نویسند، تهران در وهلۀ اول قصد دارد، تجارت دریاییِ مسدودشده را از راه خشکی جبران کند. تا همین اواخر، تقریباً ۹۰ درصد گردش تجاری کشور، از جمله صادرات هیدروکربنی، به حمل‌ونقل از تنگۀ هرمز وابسته بود
دروازه‌های شمالی ایران به سوی روسیه و تا حدی آسیای مرکزی همچنان دریای خزر است که شاخۀ دریایی گذرگاه بین‌المللی حمل‌ونقل «شمال ـ جنوب» از آن عبور می‌کند. در اواسط ماه مارس، نیروی هوایی اسرائیل بندر انزلی در ساحل دریای خزر را مورد حمله قرار داد و خسارات قابل توجهی به زیرساخت‌های آن وارد ساخت. برای مدتی حتی تجارت غلات میان تهران و مسکو متوقف شد، اما سپس به طور کامل از سر گرفته شد. بگزارش شرکت پایش کپلر، از اواسط آوریل تاکنون، تا دوازده کشتی از روسیه، قزاقستان و ترکمنستان به بنادر دریای خزر ایران رسیده‌اند. گفته می‌شود که آن‌ها حامل غلات، ذرت و روغن آفتابگردان بوده‌اند.
به گفتۀ الکساندر شاروف، مدیر شرکت «روس‌ایران‌اکسپو» [گروه تجاری و شرکت مشاوره‌ای روسیه- ایران. م.]، به احتمال قوی، حمل غلات به ایران از طریق دریای خزر با افزایش ۳ تا ۴ میلیون تن دیگر، به ۶ تا ۸ میلیون تن در سال برسد. بنادر آستراخان و ماخاچ‌قلعه در ماه‌های مارس و آوریل به رکورد بی‌سابقۀ حجم گردش بار دست یافتند. واقعیت این است که کشتی‌های باری خشک میان روسیه و ایران از طریق دریای خزر به‌صورت عملیاتی و منظم تردد می‌کنند. علاوه بر این، حق بیمۀ خطرات نظامی در دریای خزر ۱۰ برابر کمتر از دریای سیاه است.
فرصت جایگزینی تجارت دریایی با زمینی یا از طریق دریای خزر، علی‌رغم خسارات قابل توجهی که تهران از زمان آغاز درگیری متحمل شده است، به طور خودکار معادل یک پیروزی اقتصادی خواهد بود. اتفاقاً، هیچ یک از همسایگان ایران، صرف نظر از نوع نگاه آن‌ها به «رژیم آیت‌الله‌ها» یا «رژیم سپاه پاسداران»، به محاصره‌ای که توسط «ائتلاف اپستین» آغاز شده، نپیوسته‌اند. مرزهای زمینی همچنان باز است و هیچ محدودیتی در مسیرهای تجاری زمینی وجود ندارد. همچنین به خوبی روشن است که رهبران دو کشور بزرگ همسایۀ ایران، یعنی ترکیه و پاکستان، بارها سعی کردند ترامپ را از راه‌اندازی عملیات «خشم حماسی» منصرف کنند و پس از راه‌اندازی آن، تلاش کردند مذاکرات صلح را سازماندهی کنند.
علاوه بر این، در هفته‌های اخیر، اسلام‌آباد احتمالاً با انگیزۀ افزایش وزن تلاش‌های خود، شش مسیر ترانزیت زمینی برای تجارت در مرز با ایران را افتتاح کرده است. دستورالعمل مربوطه که وزارت بازرگانی پاکستان در ٢۵ آوریل صادر کرد، امکان حمل کالا از کشورهای ثالث از طریق پاکستان و تحویل آن‌ها به ایران را از طریق جاده فراهم می‌کند. افتتاح گذرگاه‌های مرزی جدید، بخش جدایی‌ناپذیر سیاست اسلام‌آباد برای برقراری ارتباطات ریلی و باری بین پاکستان و ایران، در چارچوب برنامه‌های بلندپروازانه‌تر آن برای راه‌اندازی یک مسیر تجاری مستقیم از پاکستان به اروپا از طریق ترکیه است.
با وجود خطرات امنیتی آشکار در بلوچستان، که سازمان‌های اطلاعاتی غربی و احتمالاً اسرائیلی در آنجا فعال هستند، واضح است که مسیر ریلی جدید تحویل کالا از طریق ایران به ترکیه را در حد قابل توجهی تسهیل می‌کند. پیش از این، کالاهای پاکستانی از طریق اقیانوس هند به بنادر ایران در ساحل دریای عرب ارسال می‌شدند و از آنجا از طریق جاده به ترکیه انتقال می‌یافتند.
چنین لجستیک پیچیده‌ای مانع از آن می‌شد که پاکستان بتواند به‌طور کامل از مزایای تجارت با کشورهای اروپایی بهره‌مند شود، در حالی که یک مسیر دیگرِ حمل‌ونقل از طریق ایران به پاکستان کمک می‌کند صادرات خود را به کشورهای آسیای مرکزی افزایش دهد. در ۱۲ آوریل، نخستین محمولۀ کالاهای صادراتی از پاکستان از طریق ایران به تاشکند ارسال شد.
از سوی دیگر، ترکیه به‌عنوان رقیب تاریخی و دیرینۀ ایران که سابقۀ آن به جنگ‌های طولانی عثمانی-صفوی برمی‌گردد، به دنبال بهره‌برداری از بی‌ثباتی پیرامون ایران است و تلاش می‌کند از وضعیت اقتصادی دشوار کشور همسایه بهره ببرد. شایان ذکر است که ترک‌ها مدت‌ها قبل از «خشم حماسی»، رویکرد مشابهی را دنبال می‌کردند و طلا و سایر دارایی‌های ایران را با کالاهای غربی که این کشور تحریم‌شده به شدت به آن نیاز داشت، مبادله می‌کردند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، دولت اردوغان و دیپلماسی هاکان فیدان قطعاً انگیزه‌های خاص خود را برای ارائه کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم به همسایه خود دارند و تأکید می‌کنند که این کشور می‌تواند این دورۀ سخت را، دوره‌ای را که احتمالاً به هیچ وجه تمام نخواهد شد (اگر اصلاً تمام شود)، با آسیب کمتری پشت سر بگذارد. کافی است بگوییم که ترکیه ٪۱۴ از گاز طبیعی خود را از ایران وارد می‌کند و این امر ارزش روابط انرژی دوجانبه را، به ویژه در زمانی که درگیری روسیه و اوکراین می‌تواند خطوط لوله و سایر منابع از طریق دریای سیاه را در معرض خطر حملات پهپادها، قایق‌های بدون سرنشین، مین‌گذاری و غیره قرار دهد، افزایش می‌دهد. تجزیۀ فرضی کشور به عنوان مثال به کردهای ایران که تقریباً ٪۱۰ از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند، اجازه می‌دهد تا نوعی منطقۀ خودمختار در غرب ایران تشکیل دهند که این امر در بحبوحۀ روند متزلزل آشتی در مناطق کردنشین، جنوب شرقی ترکیه را نیز تهدید خواهد کرد. شایعاتی مبنی بر اینکه کاخ سفید و چندین سازمان اطلاعاتی «حزب حیات آزاد کردستان» و سایر گروه‌های مسلح را مسلح می‌کنند، باعث نگرانی شدید در آنکارا شده است. روابط نزدیک ترکیه و آذربایجان نیز قابل توجه است. با وجود موضع رسمی نسبتاً میانه‌رو، ملی‌گرایان در باکو ممکن است فروپاشی سیاسی ایران را فرصتی برای «رنسانس ترکی» در امتداد کرانۀ جنوبی رود ارس ببینند. اخیراً، گمانه‌زنی‌هایی در مورد اتحاد احتمالی بین جمهوری آذربایجان و یک نهاد شبه‌دولتی ظاهراً متمرکز در تبریز، مطرح شده است.
لارم به ذکر است که اندکی پیش از آغاز جنگ، آنکارا و باکو در لابی‌گری پروژۀ موسوم به «دالان زنگزور» از طریق استان سیونیک ارمنستان، با کاخ سفید همکاری نزدیک داشتند. همان زمان نیز ایدۀ ایجاد مسیر ارتباطی مستقیم میان جمهوری آذربایجان، نخجوان و ترکیه نگرانی قابل‌توجهی را در ایران برانگیخته بود. زیرا، این مسیر در آیندۀ قابل پیش‌بینی می‌توانست ترکیه را بدون عبور از خاک ایران به آسیای مرکزی متصل کند و در عین حال، ایران را از مرز با ارمنستان، مرزی که اهمیت آن در آیندۀ نزدیک ممکن است افزایش یابد، محروم سازد.
هنوز نشانه‌های زیادی از رشد تجارت زمینی ایران با ارمنستان، ترکیه یا آذربایجان دیده نمی‌شود. تهران مسیر دریای خزر، همچنین مسیرهای زمینی و ریلی شمالی را به‌عنوان یک جایگزین مهم برای تنگۀ مسدودشدۀ هرمزِ به کار گرفته است. این موضوع را اخیراً محمدرضا مرتضوی، رئیس اتحادیۀ انجمن‌های صنایع غذایی ایران اعلام کرد. افزون بر این، همان‌گونه که از جمع‌بندی‌های تحلیلگران آمریکایی برمی‌آید، باکو نه تنها تلاش نمی‌کند مانع ایجاد مسیرهای جایگزین برای ایران شود، حتی سعی می‌کند «حلقۀ محاصره‌ای» را که دشمنان در پی تنگ‌تر کردن آن هستند، تضعیف کند.
طبیعتاً، مسیرهای زمینی نمی‌توانند جریان پایدار نفت خام از ایران به چین را تضمین کنند. بخش انرژی ایران که مخالفان نظام به شدت روی آن حساب باز کرده‌اند، در معرض خطر فروپاشی است. زیرساخت زمینی یا «خزری» سازمان‌یافته‌ای که امکان انتقال حجم قابل‌توجهی از نفت ایران به چین یا دیگر مشتریان بزرگ را فراهم کند، وجود ندارد و تحویل‌ها در بشکه یا مخازن دست‌ساز، ماهیت محلی یا حداکثر منطقه‌ای خواهند داشت. این بدان معناست که جبهۀ اقتصادی امروز برای ایران همچنان اهمیت کلیدی دارد. این قطعاً یک هشدار مهم برای شرکای علاقه‌مند به بقای ایران است.
بنیاد فرهنگ راهبردی

ایران در جستجوی راه‌های شکستن محاصرۀ دریایی ائتلاف اپستین


٢٩ اردیبهشت- ثور ١۴٠۵