اعلامیه حزب کمونیست کارگری – حکمتیست
بار دیگر مرگ از آسمان لبنان میبارد. جنگنده های اسرائیلی بر فراز شهرها و روستاها ظاهر شده اند و خانواده هایی که هنوز از زیر آوار جنگهای پیشین بیرون نیامده اند، بار دیگر راه آوارگی در پیش گرفته اند. زندگی، کار، مدرسه، خانه و امنیت میلیونها انسان قربانی این حملات نظامی است. دولت نسل کش اسرائیل این حملات را “دفاع از خود” مینامد؛ همانگونه که ویرانی غزه را نیز با همین عنوان ریاکارانه توجیه کرد. اما وقتی خانه ها ویران میشوند، مردم آواره میشوند و جامعه ای زیر بمباران قرار میگیرد، دیگر فقط با یک عملیات نظامی روبرو نیستیم؛ با جنایتی علیه جامعه و بشریت و مردم لبنان روبرو هستیم.
اما آنچه امروز در لبنان جریان دارد، در اساس بخشی از رویارویی دو پروژه ارتجاعی در خاورمیانه است. از یک سو دولت اسرائیل و حامی اصلی آن آمریکا قرار دارند که میکوشند نظم ارتجاعی “خاورمیانه جدید” را با بمباران، برتری نظامی و مداخله دائمی تحمیل کنند. از سوی دیگر اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی و پروکسی هایش موسوم به “محور مقاومت” و نیروهایی چون حزب الله قرار دارند که سالهاست مردم منطقه را به سوخت پروژه های مذهبی و فرقه ای خود تبدیل کرده اند. دو سوی این جدال به هم نیرو میدهند و در دست هم بازی میکنند. یکی بدون دیگری قابل توضیح نیست. درعین حال، باید بدون ابهام گفت: بمبهایی که امروز بر سر مردم لبنان فرود می آیند، بمبهای دولت جنایتکار اسرائیل اند. آوارگی و ویرانی ای که لبنان را فرا گرفته است، مستقیما محصول ماشین جنگی دولتی است که میکوشد با قدرت آتش و اشغالگری سرنوشت یک جامعه را تعیین کند.
ماشین جنگی اسرائیل و منطق مجازات جمعی
دولت اسرائیل عملیات خود را با واژه “امنیت” توجیه میکند. اما امنیتی که بر ویرانه خانه های مردم بنا شود، امنیت نیست؛ نام مستعار پروژه ای سلطه طلبانه است که موجودیت خود را در جنگ، اشغال و برتری نظامی جستجو میکند. اعلام مناطق وسیعی از جنوب لبنان به عنوان منطقه جنگی، تخلیه اجباری روستاها و بمباران زیرساختهای حیاتی نشان میدهد که مردم خود به بخشی از اهداف جنگ تبدیل شده اند. این همان منطقی است که غزه را به صحنه یکی از بزرگترین فجایع انسانی و نسل کشی دوران معاصر تبدیل کرد و اکنون در لبنان تکرار میشود. هنگامی که امنیت یک دولت بر ویرانی زندگی میلیونها انسان بنا شود، دیگر با امنیت روبرو نیستیم؛ با تروریسم دولتی در مقیاسی گسترده روبرو هستیم.
اهداف واقعی تهاجم اسرائیل
دولت اسرائیل مدعی است که هدفش حزب الله است. واقعیت این است که هدف واقعی فراتر از حزب الله است، دولت اسرائیل با حمایت آمریکا میکوشد موازنه قدرت را به سود خود بازسازی کند، آزادی عمل بیشتری برای مداخلات آینده به دست آورد و به رقبا و کل منطقه نشان دهد که نیروی فائقه منطقه است. در متن این سیاست، پروژه ای قرار دارد که سالهاست توسط راست افراطی اسرائیل تبلیغ میشود؛ پروژه ای که در اشکال مختلف از شهرک سازی و اشغالگری تا ایجاد مناطق حائل و الحاق تدریجی سرزمینها خود را نشان داده است. آنچه تحت عنوان “اسرائیل بزرگ” تبلیغ میشود، بیان سیاسی این ایده است که امنیت اسرائیل باید از طریق گسترش حوزه نفوذ و در هم شکستن جوامع پیرامون تضمین شود. لبنان امروز فقط هدف یک عملیات نظامی نیست؛ بخشی از نمایش قدرت پروژه ای است که میخواهد به کل نیروهای منطقه اعلام کند هیچ اراده ای بالاتر از اراده ارتش و ماشین کشتار دولت اسرائیل وجود ندارد.
حزب الله؛ بخشی از محور “مقاومت اسلامی“
افشای جنایات دولت اسرائیل بدون پرداختن به نقش حزب الله یکجانبه و ناقص است. حزب الله بخشی از کشمکش و جنگ کنونی است. اسلام سیاسی لبنان را به یکی از میدانهای رقابت قدرتهای منطقه ای تبدیل کرده و جامعه را در معرض جنگهای دائمی قرار داده است. هدف حزب الله، تحکیم و گسترش خود و اسلامیزه کردن حکومت و جامعه است. سیاستی که نه تنها هیچ سنخیتی با آزادی، برابری و رفاه انسان و مردم لبنان ندارد، تماما ضد آن است. برخلاف تبلیغات جاری، رژیم اسلامی ایران نیز مدافع مردم لبنان نیست. حکومتی که در ایران آزادی را سرکوب میکند، معترضان را زندانی و اعدام میکند و میلیونها انسان را به فقر محکوم کرده است، از مردم لبنان دفاع نمیکند؛ از شبکه ترور و حوزه نفوذ منطقه ای خویش دفاع میکند.
ناسیونالیسم و نظام فرقه ای لبنان
راه حل در ناسیونالیسم لبنانی نیز نهفته نیست. ساختار سیاسی لبنان دهه هاست بر پایه تقسیم بندی های مذهبی و فرقه ای بنا شده و فساد، تبعیض و نابرابری را بازتولید کرده است. در این نظام، شهروند نه به عنوان یک انسان برابر، بلکه به عنوان عضو یک فرقه یا مذهب تعریف میشود. همین ساختار ضد انسانی قومی-مذهبی بستری مناسب برای رشد نیروهای مذهبی، رقابتهای منطقه ای و بازتولید بحرانهای دائمی فراهم کرده است.
نه به جنگ نیروهای ارتجاعی و جنایت جنگی دولت اسرائیل
امروز مردم لبنان در میان سه نیروی ارتجاعی گرفتار شده اند: دولت اسرائیل و حامیانش، اسلام سیاسی و محور مقاومت، و ساختار فرقه ای لبنان. دفاع از مردم لبنان یعنی مخالفت بی قید و شرط با جنایات دولت اسرائیل، با بمباران، آوارگی و مجازات جمعی. اما همزمان به معنای مخالفت با پروژه اسلام سیاسی، محور مقاومت و تمام ساختارهای فرقه ای و جنگ این نیروهای ارتجاعی نیز هست. پاسخ واقعی نه در پیروزی این یا آن قطب ارتجاعی، بلکه در توقف فوری جنگ و کشتار، استقرار نیروهای ضامن صلح در مناطق مرزی این دو کشور و کلا در قدرت مردم برای ساختن جامعه ای سکولار، آزاد و برابر نهفته است؛ جامعه ای که در آن انسان نه قربانی بمبهای اسرائیل باشد و نه سوخت پروژه های اسلام سیاسی و پروژه های فدرالیستی و قوم پرستانه.
این تمایل در برآمد توده ای موسوم به “بهار عربی” با شعارهائی مانند؛ «الشعب یُرید إسقاط النظام» (مردم سقوط رژیم را میخواهد) و «الشعب یُرید إسقاط النظام الطائفی» (مردم خواهان سرنگونی نظام فرقهای اند) از جمله در لبنان قویاً بروز یافت. آنچه مردم لبنان نیاز دارند، قطع فوری جنگ، آرامش و امنیت و آزادی، برابری و رفاه و حق دخالت مستقیم در سرنوشت خویش است. تنها در چنین افقی میتوان از زیر آوار جنگ دولت اسرائیل، از زیر سایه محور مقاومت اسلامی و از زیر سلطه حکومتهای فرقه ای بیرون آمد و آینده ای انسانی را بنا کرد.
بمباران مناطق مسکونی و زیرساختها جنایت جنگی است!
نه قومی، نه مذهبی، برای جامعه ای آزاد و انسانی!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
۱۳ خرداد ۱۴۰۵- ۳ ژوئن ٢٠٢٦
مبارزان کمونیست