چرا ترامپ خامنهای را ترور کرد
ولادیمیر مالیشف (Vladimir MALYSHEV) – رئیس هیئت مدیرۀ سازمان مستقل غیرتجاری «کتابفروشی نویسنده»، سردبیر روزنامهای به همین نام، عضو اتحادیۀ نویسندگان روسیه. خبرنگار سابق و رئیس دفاتر خبرگزاری تاس در ایتالیا و یونان، نویسندۀ بیش از ٣٠ کتاب داستانی و روزنامهنگاری
ا. م. شیری- همچنانکه از عنوان مقاله استنباط میشود، تمام سعی و کوشش نویسندۀ مقاله (مالیشف) و همینطور، همۀ افرادی که او در نوشتن این مقاله به آنها استناد کرده، در چند نکتۀ کاملاً غیرمنطقی و خلاف واقع زیر خلاصه میشود: حملات تروریستی دولت آمریکا به ایران (و حتی به سایر کشورها) را به تصمیمات کینهتوزانۀ یک شخص (رئیس جمهور) نسبت دهند نه به خصلت و ماهیت ذاتی امپراتوری تروریستی آمریکا و همچنین، این واقعیت را نیز که رؤسای جمهور و دیگر مقامات، مهرههای فریبندۀ دولت پنهان در روی صحنۀ سیاسی هستند، بطور کامل کتمان نمایند. نکتۀ قابل توجه دیگر اینکه اگر ترامپ یا سایر عناصر دستآموز در روی صحنه با ادبیات کانگستری تُرّه میبافند، از تمدن، فرهنگ و اخلاق تاریخی دنیای غرب ناشی میشود نه چیز دیگر.
*-*-*
چگونه افبیآی و اسرائیل ترامپ را متقاعد کردند که به ایران حمله کند
به گزارش پورتال روزنامهنگاری-تحقیقی آمریکایی «Grayzone»، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مدت زیادی قبل از صدور دستور حمله به ایران تردید داشت. اما اسرائیل و افبیآی او را به جنگ وادار کردند. این نشریه مینویسد: «اسرائیل و افبیآی سوءقصدها را برنامهریزی کردند تا ترامپ را به جنگ با ایران تحریک کنند».
در این مقاله، مکس بلومنتال، نویسندۀ آن، با استناد به شواهد، منابع گسترده و کتاب تحقیقاتی کن سیلوا، روزنامهنگار، که به زودی منتشر خواهد شد، با عنوان «توطئههایی برای کشتن ترامپ»، ادعا میکند که «افبیآی نقشههایی را برای متقاعد کردن ترامپ مبنی بر اینکه ایران قصد کشتن او را دارد، طراحی کرده است. در همین حال، اسرائیل و متحدانش در دولت، از جدیترین ترسهای رئیسجمهور سوءاستفاده کردند تا او را به مسیر جنگ هدایت کنند».
این نشریه مینویسد، تصادفی نیست که پس از ترور خامنهای، ترامپ در پاسخ به پرسشی در بارۀ انگیزههایش برای این قتل گفت: «من او را کشتم قبل از اینکه او مرا بکشد».
او مدت زیادی قبل از صدور دستور حمله، تردید داشت. اما، اسرائیل و تندروهای حلقۀ اطراف او، از طریق تحریک و دستکاری، موفق شدند رئیسجمهور را متقاعد کنند که ایرانیها از قبل آدمکشهایی را استخدام نموده و برای کشتن او آماده میشوند. آنها حتی سعی کردند سوءقصدهای قبلی به ترامپ را به ایران نسبت دهند، اگرچه تهران هرگز چنین برنامهای نداشت.
مقامات هنوز هیچ مدرکی دال بر دخالت ایران در هیچ یک از این سوءقصدها به جان ترامپ ارائه نکردهاند. با این حال، نویسندۀ مقالۀ Grayzone معتقد است که پس از این وقایع غمانگیز، مشاوران وابسته به اسرائیل ترامپ، اطلاعات اسرائیل و خود بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، اقدامات گستردهای را برای مرتبط نشان دادن تهران با این توطئهها به عمل آوردند. این واقعیت حتی تکاندهندهتر است که افبیآی مجموعهای از توطئههای ترور را طراحی کرد و با موفقیت ترامپ را متقاعد کرد که ایران با استفاده از تیمهای ترور بسیار خوب آموزشدیده، او را در خاک آمریکا شکار خواهد کرد.
آصف مرچنت، متهم به طراحی بزرگترین عملیات از این دست، در حال حاضر در دادگاه فدرال در بروکلین، نیویورک، محاکمه میشود. پس از آنکه آمریکا با وجود ثبت بودن نام او در فهرست تروریسم، به او ویزا داد، مرچنت دائماً در کنار یک خبرچین محرمانۀ افبیآی بود که در نهایت این توطئه را اجرا کرد. او هیچ شانسی برای اجرای نقشههایش نداشت و به نظر میرسد که آنها را جدی نگرفته است.
کن سیلوا، روزنامهنگار مستقل، طبق گزارش «Grayzone»، دیدگاه خود را در کتاب تحقیقاتی آیندهاش با عنوان «توطئههایی برای کشتن ترامپ» خلاصه میکند: «نگاهی دقیقتر به پروندۀ مرچنت نشان میدهد که حداقل… این یک عملیات با دقت برنامهریزیشده افبیآی بود که هرگز خطری برای ترامپ ایجاد نکرد. حتی شنیعتر، گزارشها و شهادتهای خبرچینان نشان میدهد که مرچنت ممکن است در پروندهای که کاملاً توسط مأموران مخفی ساخته شده، نقش اصلی را داشته باشد».
مقامات پلیس، مرچنت را در ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۴، درست یک روز قبل از اینکه کروکس برای ترور ترامپ در باتلر تلاش کند، دستگیر کردند. ساعاتی پس از تلاش نافرجام برای ترور در باتلر، مأموران افبیآی از مرچنت در مورد اینکه آیا ایران واقعاً کروکس را کنترل میکرده است، بازجویی کردند.
در آن زمان، ترامپ هنوز با شعار «رئیسجمهور صلح» به مبارزۀ انتخاباتی سرگرم بود. او در گردهماییهای انتخاباتی هشدار داد که رقیبش، کامالا هریس، «تضمین شده است که ما را به جنگ جهانی سوم بکشاند». ترامپ قول داد که جنگ بین اوکراین و روسیه را در عرض یک روز حل و فصل کند و از جمهوریخواهان طرفدار جنگ که به دنبال تغییر رژیم در ایران بودند، فاصله گرفت.
مکس بلومنتال خاطرنشان میکند که عناصر طرفدار جنگ در میان اطرافیان ترامپ، از اهرمهای تأثیرگذاری متنوعی برای تضعیف احساسات ضد مداخلهجویانۀ رئیس جمهور استفاده کردند. میلیاردرهای صهیونیستهای افراطی تأثیر حیاتی و مستندی بر سیاستهای ترامپ اعمال کردند و کاملاً از بودجۀ مبارزات انتخاباتی او حمایت کردند. اما ترامپ همچنان یک چهرۀ غیرقابل پیشبینی باقی ماند و نارضایتیهای کوچکش، دستیارانش را در حالت عدم اطمینان مداوم نگه میداشت.
بگزارش Grayzone، در حالی که ستاد انتخاباتی ترامپ از قبل در حالت آمادهباش کامل بود، ادارۀ آگاهی فدرال هشداری صادر کرد که آن را در گرداب پارانویا فرو برد. طبق گزارش ادارۀ آگاهی فدرال، ایران مأمورانی را با دسترسی به موشکهای ضدهوایی در خاک آمریکا مستقر کرده بود. این هشدار مشکوک، تیم امنیتی از قبل نظامیشده ترامپ را بر آن داشت تا اقدامی خارقالعاده انجام دهد. ترامپ از ترس اینکه ایران هر لحظه هواپیمای معروف «ترامپ قدرت اول» (Trump Force One) را سرنگون کند، در حالی سوار «هواپیمای ارواح» متعلق به دوست گلفبازش، غول املاک و مستغلات، استیو ویتکاف شد، که بقیۀ اعضای تیم انتخاباتی او با جت اصلی سفر کردند.
کن سیلوا، روزنامهنگار، فاش کرده است که هشدار افبیآی که ترامپ را به استفاده از «هواپیمای ارواح» واداشت، بر پایۀ فریب و بدبینی استوار بود. همانطور که سیلوا در کتاب آیندۀ خود توضیح میدهد، بازرسان فدرال کشف کردند که قاتل احتمالی در مار-ئه-لاگو تلاش کرده بود یک موشکانداز به دست آورد و احتمالاً در طول اقامتش در اوکراین، با اتباع ایرانی تماس داشته است. گمان میرود افبیآی این اطلاعات را تحریف کرده و آن را در گزارش دروغینی که به ستاد انتخاباتی ترامپ ارائه شده بود، گنجانده و جنگجویان خیالی سپاه پاسداران را با موشکهای دوشپرتاب اختراع کرده تا ترس نامزد ریاست جمهوری را تشدید کند.
باور ترامپ به اینکه ایران ترور او را طراحی میکند، با این واقعیت که خود او پیش از این دستور ترور سیاستمداران دیگر کشورها را داده بود، قوت گرفت. به عنوان مثال، در ۳ ژانویۀ ۲۰۲۰، هنگامی که قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، پس از پیاده شدن از هواپیما در فرودگاه بینالمللی بغداد، برای انجام مذاکرات صلح با مقامات سعودی عازم بود، یک پهپاد آمریکایی او را با موشک هلفایر کشت. دستور این حمله را ترامپ پس از یک کارزار مداوم تشدید عملیات نظامی علیه متحدان ایران، که جان بولتون، مدیر شورای امنیت ملی و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه، هماهنگ کرده بودند، صادر کرد.
همانطور که گرت پورتر، روزنامهنگار Grayzone، گزارش داد، زمانی که ترامپ دستور ترور سلیمانی را صادر کرد، نتانیاهو با هدف کشاندن آمریکا به درگیری مستقیم، حملات یکجانبه به ایران را برنامهریزی میکرد.
ترامپ تحت فشار مداوم پمپئو و بولتون، دو چهرۀ تندرو مخالف اسرائیل، دستور ترور ژنرال سلیمانی را صادر کرد. هر دو مقام سابق دولت ترامپ برای مجاهدین خلق که توسط اسرائیل و عربستان سعودی تأمین مالی میشود، لابیگری کردند. این گروه فرقهمانند در تبعید، به دستور اطلاعات اسرائیل، ترورهای متعددی علیه مقامات ایرانی انجام داده است.
گریزون نتیجه میگیرد که ترامپ با کشتن سلیمانی، آمریکا را در مسیر یک جنگ تمامعیار با ایران قرار داد. دقیقاً همانطور که نتانیاهو به آن امید داشت. علاوه بر این، خود رئیسجمهور عملاً انتقام خشونتآمیز علیه خود و مشاوران امنیت ملیاش را تحریک کرد.
در حالی که ترامپ از شبح عوامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که گویا در هر لحظه در کمین بودند، میترسید، منطقی بود که فرض کنیم او به احتمال زیاد جنگ برای تغییر رژیم در ایران را تصویب خواهد کرد. و بنابراین، افبیآی وارد عمل شد و مجموعۀ برنامههایی را تدوین کرد که موضع خصمانۀ ترامپ نسبت به تهران را تقویت میکرد.
ترامپ پس از ورود به کاخ سفید، توسط مشاوران وفادار به اسرائیل احاطه شد و کاملاً متقاعد شد که ایران برای از بین بردن او تلاش میکند. او به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا، شیفتۀ انتقام است. در عین حال، اسرائیلیها این حس ترامپ را تقویت کردند که توسط ایران مورد آزار و اذیت قرار گرفته و با شرکت در جنگ آنها، جان خود را نجات میدهد. کاخ سفید، مانند گذشته، ویدئویی را در حساب رسمی ایکس (توییتر) خود منتشر کرد که پیروزی ترامپ بر «قاتلان ایرانی» را اعلام میکرد: «من شکار بودم، حالا شکارچی هستم».
تصمیمات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در بارۀ ایران نه بر اساس ملاحظات استراتژیک، بلکه بر پایۀ غریزه و جاهطلبی شخصی استوار است. نشریۀ آمریکایی «هیل» نیز چنین نتیجهگیری کرده است. این مقاله با یادآوری اظهارات رهبر آمریکا در مورد جلوگیری از «جنگهای ابدی» خاطرنشان کرد که تغییر موضع ناگهانی ترامپ با بسیاری از لفاظیهای قبلی او در تضاد است. این نشریه نوشت: «و با توجه به فقدان منطق منسجم، به نظر میرسد تصمیمات او بیشتر بر اساس غریزه و خودخواهی است تا استراتژی».
هیل مینویسد: «ناپسندترین توجیه مطرحشده این بود که ترامپ خواهان انتقام است. ترامپ با اشاره به حملهای که به کشته شدن آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران انجامید، به ایبیسی گفت: «من او را کشتم قبل از اینکه او مرا بکشد. آنها دو بار تلاش کردند… من اول او را کشتم».
علاوه بر این، این مقاله گزارش میدهد که اطرافیان رئیسجمهور آمریکا، برای درگیری با تهران بهانههای مختلف، از جمله ادعاهایی مبنی بر اینکه ایران برای حمله پیشدستانه و نزدیک شدن به سلاحهای هستهای آماده است، مطرح کردند. نویسندۀ مقاله در روزنامۀ هیل مینویسد: «اهداف بهطور روشن مشخص نشدهاند. بنابراین، راهکاری برای برونرفت از این درگیری نیز وجود ندارد».
و این واقعیت را که اسرائیل اطلاعات جعلی در بارۀ تصمیم ایران مبنی بر ترور ترامپ منتشر کرد، تاکر کارلسون، روزنامهنگار مشهور آمریکایی نیز تأئید کرد.
تاکر کارلسون گفت: «اطلاعاتی که ثابت کرد دولت ایران برای ترور رئیس جمهور آمریکا دو بار سعی کرده، از کجا آمده است؟ آیا میدانیم از کجا آمده است؟ اوه، از اسرائیل آمده است! اطلاعات از آنجا آمده است. خُب، حالا ببینیم»! او این سخنان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائی را یادآوری کرد: «این افرادی که شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند، دو بار سعی کردند رئیس جمهور ترامپ را ترور کنند». تاکنون، این تنها منبع اطلاعاتی منتشرشده در مورد تهدید علیه ترامپ است و به گفته کارلسون، احتمالاً دلیل اصلی موافقت رئیس جمهور آمریکا با ترور رهبر مشروع ایران، آیت الله خامنهای، همین بوده است.
به گفتۀ کارلسون، تا این لحظه این تنها منبع منتشرشده دربارۀ اطلاعات مربوط به تهدید علیه ترامپ است و احتمالاً همان دلیل اصلی است که باعث شد رهبر آمریکا با ترور رهبر مشروع ایران، آیتالله خامنهای، موافقت کند.
آیا واقعاً اینگونه بود؟ افبیآی و موساد در پوشاندن ردپای خود مهارت دارند. اما، همانطور که نویسندۀ مقالۀ گریزون به درستی اشاره میکند، «توماس کروکس ممکن است از جمجمه ترامپ در باتلر، پنسیلوانیا، با فاصله کمی عبور کرده باشد، اما اسرائیل موفق شد به درون ذهن رئیس جمهور آمریکا نفوذ کند».
٢٢ اسفند- حوت ١۴٠۴
پدرو سانچز و جنگ علیه ایران
دمیتری سدوف (Dmitry SEDOV)- دانشمند علوم سیاسی، روزنامهنگار
ا. م. شیری- با توجه به اینکه پدرو سانچیز، نخست وزیر پادشاهی اسپانیا حملات آمریکا علیه ایران را محکوم نموده و برغم تهدیدات، استفاده از پایگاههای آن در خاک کشور را ممنوع کرده است، اما دولتهای دستنشانده در شبهکشورهای عربی- در اصل گاوهای شیرده امپریالیسم آمریکا، نه تنها خاک، آب و فضای کشور خود را برای حملات تروریستی به میهن ما را در اختیار آمریکا و اسرائیل گذاشتهاند، حتی به دستور ارباب خود نیز در شورای امنیت علیه حملات ایران به پایگاههای آن قطعنامه به تصویب رساندند، من اگر جای مقامات تصمیمگیر کشورم بودم، بلافاصله عنوان «جمهوری اسلامی» را که طبق درک عمومی از اسلامیت و جمهوریت، نه اسلامی است و نه جمهوری، تغییر میدادم و دیگر هرگز نامی از «کشورهای اسلامی» نمیبردم. و همچنین، بعد از این هرگز از واژهها، کلمات، عبارات و جملات عربی در ابتدا و انتهای اظهارات و بیانات کتبی یا شفاهی خود که بویژه، در جامعۀ متکثر کشور وحدتبخش نیستند، استفاده نمیکردم. با این حال، «صلاح مملکت خویش خسروان دانند»! از ما گفتن.
*-*-*
آیا عقل سلیم و تمایل به صلح پیروز خواهد شد؟
در حالی که آمریکا وارد جنگ خاورمیانه شده است، اکثر متحدان اروپایی آن در مرز باریکی بین حمایت محدود و هشدارها در مورد فاجعۀ منطقهای حرکت میکنند. با این حال، پدرو سانچز، نخست وزیر اسپانیا، موضع متفاوتی را برگزیده است. او حمله به ایران به شدت مورد انتقاد قرار داده و کاخ سفید را خشمگین کرده است و با وجود تهدیدات ترامپ، همچنان قاطعانه در موضع خود ایستاده است. ترامپ تهدید میکند تجارت با این کشور را قطع کند، حتی اگر تنها ۵٪ از تجارت خارجی آن با آمریکا باشد. درست است که مادرید از آمریکا گاز طبیعی مایع میخرد و این عامل مهمی در روابط اقتصادی است. با این وجود، اقتصاد پایدار اسپانیا شرکای دیگری را جذب میکند. آمازون به تازگی اعلام کرده است که قصد دارد برای ساخت مراکز داده ۴٠ میلیارد دلار در این کشور سرمایهگذاری کند. علاوه بر این، دو پایگاه نظامی آمریکا در جنوب اسپانیا واقع است. اما، سانچز استفاده از آنها را برای حمله به ایران ممنوع کرده است.
او در سخنرانی تلویزیونی خود خطاب به ملت، شعار «نه به جنگ» را مطرح کرد و حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران را بیملاحظه و غیرقانونی خواند و افزود: «کشورش صرفاً به خاطر ترس از پاسخ کسی، در کاری که برای کل جهان مضر و با ارزشها و منافع ما مغایر است، همدست نخواهد شد».
سانچز آمریکا را به بازی «رولت روسی» با سرنوشت میلیونها نفر متهم کرد. سانچز با اشاره به ترامپ گفت: «کاملاً غیرقابل قبول است که رهبران عاجز از بهبود زندگی مردم، از دود جنگ برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای خود و پر کردن جیب عدۀ معدودی استفاده میکنند».
خوزه مانوئل آلبارز، وزیر امور خارجۀ اسپانیا، در پاسخ به تهدیدهای آمریکا مبنی بر قطع تجارت، اظهار داشت: «موضع ما در مورد استفاده از پایگاههایمان در جنگ علیه ایران تغییر نکرده است».
با توجه به اینکه اسپانیا با رد پیشنهاد ناتو برای افزایش هزینههای نظامی به ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵، با انتقاد ترامپ مواجه شد، شکاف بین اسپانیا و آمریکا آشکار گردید. سانچز در میان حلقههای ناتویی منتقد سیاستهای ترامپ، در حال تبدیل شدن به یک چهرۀ شاخص است.
علاوه بر این، شرایط نظامی در خاورمیانه در جهت نامطلوب برای آمریکا توسعه مییابد. سقوط روزافزون انرژی جهانی به دلیل مسدود شدن تنگۀ هرمز توسط ایران، دولت ترامپ را مجبور به انتخاب بین دو گزینه نامطلوب میکند:
ــ اجازه دادن به تشدید این سقوط به دلیل ناتوانی در «باز کردن تنگه»؛
ــ سازماندهی محافظت نفتکشها توسط کشتیهای جنگی، کاری که نیروی دریایی آمریکا برای انجام آن آماده نیست.
امروزه، پدافند ساحلی ایران قادر است کشتیهای حاضر در تنگۀ هرمز را با چنان تعداد موشک و پهپاد هدف قرار دهد که کشتیهای جنگی آمریکا فاقد مهمات پدافند هوایی برای مقابله با آنها هستند. علاوه بر این، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش از این اعلام کرده است که هدف اصلی آن کشتیهای غولپیکر حامل گاز خواهد بود که در صورت اصابت، باعث انفجارهای مهیب میشوند.
پیشنهاد اسرائیلیها مبنی بر اینکه ابتدا مواضع تهاجمی ساحلی ایران را بمباران کنند و سپس عبور کشتیها را آغاز نمایند، پیش از هر چیز با مشکل زمان روبهرو است. «ترافیک» ایجادشده در تنگه، وضعیت جهانی را هر روز بدتر میکند و حملات نیروی هوایی نابودی سریع مواضع ایرانیها را تضمین نمیکند. افزون بر این، در میان کاپیتانهای ناوگان نفت و گاز کشورهای مختلف، به تعداد کافی افراد شجاع برای فرورفتن به میان این جهنم وجود ندارد.
خودِ همین فکرِ احتمال استفادۀ اسرائیل از سلاح هستهای باعث این نگرانی میشود که ایران نیز در پاسخ به راکتور هستهای دیمونا حمله کند و تخریب آن موجب آلودگی رادیواکتیوی در منطقهای پرجمعیت شود. دولت اسرائیل از وجود موشکهای مافوق صوت ایران که قادرند این هدف را مورد اصابت قرار دهند، آگاه است.
به این ترتیب، ماجراجویی نظامی علیه ایران برای بانیان آن، به چرخش به سمت قابل پیشبینی شروع کرده است. آنها باید قابل قبولترین راه خروج از این وضعیت را پیدا کنند.
و سیاستمدارانی مانند پدرو سانچز به دلیل انتخاب عقل سلیم و علاقهمندی به صلح، تعداد و نفوذشان در اروپا رو به افزایش خواهد بود.
به این ترتیب، ماجراجویی نظامی علیه ایران برای طراحان آن شروع کرده است به سمت قابل پیشبینی خود برگردد. اکنون آنها ناچارند قابلقبولترین راه خروج از این وضعیت را پیدا کنند.
٢٢ اسفند- حوت \١۴٠۴
مبارزان کمونیست