علت بحرانهای اقتصادی چیست؟
رفیق قلییف، عضو جامعۀ دانشمندان سوسیالیست روسیه
ا. م. شیری: نظر قلییف در مورد علت بحرانها و کسب سود از طریق استثمار و افزایش مداوم قیمتها، بلحاظ تئوریک و سنتی کاملاً صحیح است. اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که سرمایهدار روش سنتی استثمار را به درجۀ غارت و راهزنیهای هنگفت ارتقا داده و دیگر منتظر نیست مثلا کارگر از ١٠ واحد ارزش اضافه که تولید میکند، ٨ واحد آن را بعنوان سود بردارد. نظام سرمایهداری با ادغام سرمایۀ مالی و بانکی دیگر بر اساس فرمول پول- کالا- پول کار نمیکند. بلکه، بویژه در پی راهاندازی بازارهای بورس (قمارخانهها)، فرمول پول-پول را معیار تاراج قرار داده، به طرفةالعین میلیاردها پول این دست و آن دست میشود. تصور کنید اگر غیر از این بود، مثلا ساخت قصرها و کاخهای لواسان یا واقع در مناطق دیگر هر یک به ارزش بودجۀ سالانۀ کشور، ۶٠ کشتی پسرک شمخانی، باغهای پستۀ اولاد رفسنجانی و داراییهای سایر غارتگران از طریق استثمار سنتی در طول چند دهه امکانپذیر نمیشد. و چنین است علت بحرانهای اقتصادی امروزی!
*-*-*
نیازی به گفتن نیست که اقتصاد روسیه، و نه تنها اقتصاد روسیه، بلکه اقتصاد کل جهان، در بحران عمیقی گرفتار است. ورشکستگی گستردۀ شرکتهای کوچک و متوسط و کاهش شدید صنعت و تجارت، گواه آشکار این امر است.
با توجه به این وضعیت اقتصادی، این سؤال مطرح میشود: علت بحرانهای اقتصادی چیست؟
تضاد بین ماهیت اجتماعی تولید و شکل خصوصی سرمایهداریِ تصاحب محصولات تولیدی. تولید در جامعۀ سرمایهداری دارای یک ویژگی اجتماعی متمایز است. این تولید شامل میلیونها کارگر میشود و ثمرۀ کار این میلیونها نفر توسط گروه کوچکی از مالکان خصوصی ابزار تولید- سرمایهداران، که بهعنوان الیگارشی مالی نیز شناخته میشوند، تصاحب میشود. این تضاد، تضاد اساسی سرمایهداری است.
تضاد اساسی سرمایهداری، بیش از هر چیز، خود را در تضاد بین سازماندهی تولید در بنگاههای منفرد و هرجومرج تولید در سراسر جامعه نشان میدهد. این امر در این واقعیت بیان میشود که در هر بنگاه سرمایهداری منفرد، کار کارگران سازمانیافته و تابع ارادۀ واحد سرمایهدار است. اما در کل جامعه، به دلیل مالکیت خصوصی بر ابزار تولید، هرجومرج تولید حاکم است. بنابراین، اغلب معلوم میشود که به دلیل تقاضای زیاد برای انواع خاص کالاها در سال گذشته، بیش از حد تولید شدهاند، در حالی که سایر کالاها کمبود دارند. در نتیجه، تحقق کل محصول اجتماعی با موانع جدی روبرو میشود و تولید به طور دورهای متوقف میشود. سرمایهدار که کالاهای خود را نفروخته است، نمیتواند ابزار تولید بخرد و کارگران را برای ادامۀ روند تولید استخدام کند. «ابزار تولید، وسایل معاش، کارگران در اختیار سرمایهدار- همۀ عناصر تولید و رفاه عمومی- به وفور در دسترس هستند. اما «فراوانی به منبع نیاز و محرومیت تبدیل میشود». زیرا، دقیقاً همین فراوانی است که مانع از تبدیل ابزار تولید و وسایل معاش به سرمایه میشود. «برای اینکه در جامعۀ سرمایهداری، ابزار تولید نمیتواند به کار بیفتد مگر اینکه ابتدا به سرمایه، به یک وسیله برای استثمار نیروی کار انسانی تبدیل شود. ضرورت تبدیل این ابزارها به سرمایه مانند شبحی بین کارگران از یک سو و ابزار تولید و وسایل معاش از سوی دیگر قرار دارد. این به تنهایی مانع از وحدت اهرمهای مادی و شخصی تولید میشود؛ خود این به تنهایی مانعی است در مقابل عملکرد ابزار تولید و کار و زندگی کارگران» (ف. انگلس، «توسعۀ سوسیالیسم از تخیل به علم»، کارل مارکس و فریدریش انگلس، جلد ۱۹، صفحه ۲۲۰).
اما «شکل اجتماعی فرآیند تولید هرچه که باشد، در هر صورت باید پیوسته باشد. یعنی باید به طور دورهای بارها و بارها از مراحل یکسان عبور کند. همانطور که جامعه نمیتواند از مصرف دست بکشد، نمیتواند از تولید نیز دست بکشد. بنابراین، هر فرآیند اجتماعی تولید، در ارتباط مداوم و جریان بیوقفۀ تجدید آن، در عین حال یک فرآیند بازتولید است» (کارل مارکس، «سرمایه»، جلد ۱، صفحه ۵۷۸، کارل مارکس و فریدریش انگلس، جلد ۲۳، صفحه ۵۷۸).
برای اینکه فرآیند تولید مداوم باشد، کل محصول اجتماعی باید فروخته شود. یعنی به پول تبدیل شود. این پول، به نوبۀ خود، توسط سرمایهدار به دو بخش تقسیم میشود. یک بخش آن دستمزد کارگر و بخش دیگر آن سود سرمایهدار را تشکیل میدهد. و از آنجا که این محصول خالص کار در هر مورد خاص، ارزش خاصی دارد، واضح است بخشی را که سود نامیده میشود، نمیتوان بدون کاهش بخشی که دستمزد نامیده میشود، افزایش داد. انکار اینکه سرمایهدار به کاهش دستمزدها علاقهمند است، معادل این ادعا است که او به افزایش سود خود علاقهمند نیست.
سرمایهداران بمنظور افزایش سود، دائماً تولید را گسترش میدهند و مقادیر بیشتری از محصولات را به امید فروش، به بازار عرضه میکنند. سرمایهداران به عنوان فروشندگان کالا، به افزایش قدرت خرید تودههای کارگر علاقهمند هستند. با این حال، اگر یک سرمایهدار برای محدود کردن دستمزد کارگران به منظور افزایش سود تلاش نکند، سرمایهدار نخواهد بود. و کارگران خریداران اصلی محصولات نهایی تولید سرمایهداری، یعنی کالاهای مصرفی هستند. هرچه درآمد کارگران کمتر باشد، سرمایهداران کالاهای کمتری میتوانند در بازار بفروشند. در نتیجه، عدم تناسب بین تولید و مصرف ایجاد میشود؛ کالاهای بیشتری نسبت به آنچه تودههای کارگر میتوانند بخرند، تولید میشود. یا به عبارت دیگر، اضافه تولید کالا به وجود میآید. با این حال، این اضافه تولید نسبی است – فقط در مقایسه با تقاضای قدرت خرید تودههای کارگر.
فقط زمانی که مالکیت خصوصی سرمایهدارانه بر ابزار تولید لغو شود و مالکیت اجتماعی با خصلت اجتماعی تولید همسو شود، علت بحرانهای اقتصادی از بین خواهد رفت.
«روسو»- تارنمای دانشمندان سوسیالیست روسیه
٧ بهمن-دلو ١۴٠۴
تمرکز کاخ سفید روی کوبا پس از ونزوئلا
دمیتری نفیودوف (Dmitry NEFYODOV)، دانشمند علوم سیاسی، کارشناس مسائل بینالمللی
ا. م. شیری: در شرایطی که دولت ترامپ بهعنوان نمایندۀ هارترین جناح رژیم تروریستی امپریالیسم آمریکا، با تکیه بر «قانون جنگل» کل جهان، از جمله، کشور ما- ایران را عربدهکشانه تهدید میکند، هجوم جنونآمیز آن به کوبا به هیچوجه بعید بنظر نمیرسد. روی این اصل، اگر مجموعۀ دولتها، بویژه، دولتهای حاکم بر جنوب جهانی، مجدانه و با عزم راسخ برای متوقف کردن «سگ هار» سرمایهداری جهانی به پا نخیزند، آمریکا همان «دموکراسی» (بلا) را که در یوگسلاوی، افعانستان، سوریه، لیبی و کشورهای بسیاری دیگر برقرار کردهاست، در هریک از آنها به تدریج برقرار خواهد. خطر تهاجمات تروریستی آمریکا بیش از هر زمان دیگری جدی است!
*-*-*
بموازات محاصرۀ تجاری، گزینههای خرابکاری نظامی نیز در حال بررسی است.
وال استریت ژورنال اخیراً به نقل از منابع صنعتی گزارش داد که دولت ترامپ «که از سرنگونی سریع نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا توسط آمریکا دلگرم شده، افرادی را در دولت کوبا جستجو میکند که بتوانند به سرنگونی رژیم سیاسی فعلی در این جمهوری تا پایان امسال کمک کنند».
به نوشتۀ این نشریه، کاخ سفید معتقد است که اقتصاد کوبا «اکنون در آستانۀ فروپاشی قرار دارد و دولت در اثر از دست دادن یک حامی کلیدی و تأمینکننده سودآور نفت به نام مادورو، بیش از هر زمان دیگری آسیبپذیر است». روشن است که ترامپ در اواسط ژانویه عامدانه توضیح داد: «کوبا سالها با مقادیر زیادی نفت و پول از ونزوئلا زندگی کرده است. دیگر هیچ نفت یا پولی به کوبا نخواهد رسید- صفر! من اکیداً از آنها میخواهم قبل از اینکه خیلی دیر شود، معاملهای انجام دهند». به گزارش پولیتیکو، «محاصره کامل واردات نفت کوبا به عنوان یکی از ابزارهای فشار در نظر گرفته شده است». این ایده را مارکو روبیو، وزیر امور خارجۀ ایالات متحده، از نوادگان مهاجران کوبایی، که به «سرنگونی رژیم کمونیستی» مصمم است، فعالانه تبلیغ میکند. مبلغان بنیاد هریتیج، گروه نامطلوب در روسیه، علیه کوبا مسخرهترین اتهامات، از جمله دخالت در ناآرامیهای جاری «مهاجران» در مینیاپولیس را مطرح میکنند.
منابع وال استریت ژورنال ادعا میکنند که ظاهراً «هنوز هیچ طرح مشخصی» برای سرنگونی دولت کوبا تدوین نشده است. اما «دستگیری مادورو و امتیازات بعدی از متحدان وی» به عنوان «هشدار به کوبا» تلقی میشود. ظاهراً این امر به واکنش محتاطانه و تا حدودی مطلوب به عملیات «عزم راسخ مطلق» در جامعه کارائیب و کشورهای اروپایی اشاره دارد. برخی در محافل داخلی واشنگتن معتقدند که اقدامات در جهت محاصرۀ بیشتر ممکن است بیش از حد باشد. زیرا، به گفتۀ آنها، کوبا در حال حاضر پس از توقف عرضۀ نفت از ونزوئلا با مشکلات انرژی و اقتصادی روبرو است. به این معنی که یک بحران اجتماعی-سیاسی قریبالوقوع است. نارضایتی از قطعی برق و همچنین کمبود غذا و دارو، مردم را در سال ۲۰۲۱ به خیابانها کشاند و امروز نیز اعتراضات گسترده محتمل است.
میگل دیاز-کانل، رئیس جمهور کوبا: «رسیدن به هرگونه تفاهم متقابل بین هاوانا و واشنگتن تحت فشار غیرممکن است». کوبا هرگز هیچ امتیاز سیاسی نخواهد داد. اما، به مذاکره برای تفاهم با ایالات متحده بر اساس برابری و احترام آماده است». در عین حال، فشار رسانهها همچنان ادامه دارد. بلومبرگ هشدار میدهد: «…کوبا میتواند به دلیل برنامههای دونالد ترامپ برای محروم کردن کشور از مایحتاج حیاتی- بودجه و سوخت، با بحران انسانی و فروپاشی دولت مواجه شود. دیپلماتهای اروپایی و کوبایی هر دو در مورد این چشمانداز اتفاق نظر دارند: کوبا با یک بحران عمیق انرژی روبرو است که از جمله موارد دیگر، بنادر را تعطیل کرده و باعث کمبود مواد غذایی خواهد شد. این میتواند به سرنگونی دولت کوبا بیانجامد».
وخامت اوضاع فعلی غیرقابل انکار است. رکود عمیقی که اقتصاد کوبا در حال حاضر در آن گرفتار است، کشور را در کمبود جدی کالاهای اساسی فرو برده است. تولید غذاهایی مانند شیر، گوشت خوک، لوبیا و برنج که زمانی جزء اصلی رژیم غذایی محلی بودند، به طرز چشمگیری کاهش یافته است. کمبود شکر محلی (به دلیل عوامل اقلیمی، کمبود کود و محصولات حفاظت بیولوژیکی برای نیشکر) رو به افزایش است و حتی مناطق نسبتاً مرفه هاوانا با مشکل آب شیرین مواجه هستند. در سالهای ٢٠٢۴-٢٠٢۵، کوبا برای اولین بار مجبور شد برای تأمین شیر خشک که از طریق جیرهبندی برای کودکان زیر ٧ سال توزیع میشد، به کمکهای برنامۀ جهانی غذای سازمان ملل متحد تکیه کند. در طول سال گذشته، فقر حتی بیشتر افزایش یافته است: ٨٨ درصد از کوباییها با کمتر از یک دلار و ٩٠ سنت در روز زندگی میکنند. آیا تمایل رو به افزایش به مهاجرت، حتی اگر هنوز به مرحلۀ بحرانی نرسیده باشد، جای تعجب دارد؟..
سفیر کوبا در کلمبیا اخیراً با اشاره به دههها تحریمهای تنبیهی و تهدیدهای نظامی از سوی آمریکا، اظهار داشت: «کوبا با تهدیدهای جدیتری از سوی ایالات متحده نسبت به ۶۷ سال پس از انقلاب مواجه است. دولت آمریکا در کارائیب به دزدی دریایی بینالمللی دست میزند و عرضۀ نفت به کوبا را محدود و مسدود میکند». در عین حال، همانطور که رویترز با استناد به منابع عالیرتبه در مکزیکوسیتی گزارش میدهد، علیرغم اینکه کلودیا شینباوم، رئیس جمهور «قصد دارد به عنوان بخشی از کمکهای بینالمللی، عرضۀ نفت را تحت قراردادهای بلندمدت ادامه دهد»، دولت تحت فشار کاخ سفید در حال بررسی تجدیدنظر در این سیاست است. واقعیت این است که تا پایان سال ۲۰۲۵، مکزیک به تأمینکنندۀ اصلی نفت کوبا تبدیل شده بود و حتی از ونزوئلا نیز پیشی گرفته بود. صادرات روزانه به طور متوسط کمی بیش از ۱۲۰۰۰ بشکه بود که تقریباً ٪۴۴ از واردات نفت این جزیره و ٪۵۶ بیشتر از ارقام عرضه در سال ۲۰۲۴ را تشکیل میداد. اینها در وهلۀ اول کالاهای بشردوستانه هستند (با تنها ۲۰ تا ٪۲۵ با قیمتهای نمادین). با این حال، پس از عملیات موفقیتآمیز آمریکا در کاراکاس، ترامپ هشدار داد که «بدون نفت ارزان ونزوئلا و سایر کشورهای ارزان، رژیم کوبا محکوم به فنا است». طبق برخی گزارشها، صادرات نفت مکزیک به کوبا ممکن است به دلیل نگرانیها در مورد نارضایتی احتمالی دونالد ترامپ، تحت «بازنگری داخلی» قرار گیرد. در حال حاضر، دولت شینباوم در تلاش است تا در مورد بازنگری توافقنامۀ تجارت آمریکای شمالی مذاکره کند و همزمان به کاخ سفید اطمینان دهد که تلاشهای ضد کارتلهای مواد مخدر بدون دخالت مستقیم پرسنل نظامی و نیروهای ویژۀ آمریکایی مؤثر است.
در ۹ ژانویه، روبیو در یک جلسه با مدیران شرکتهای نفتی اظهار داشت که ایالات متحده «هیچ علاقهای به بیثبات کردن کوبا ندارد» و افزود که دولت کوبا خودش باید تصمیم بگیرد که آیا برای رفاه تلاش کند یا تسلیم «فروپاشی نظاممند و اجتماعی» شود. دونالد ترامپ، درست مانند تاکتیکهای «موش و گربه» خود، تمایل خود را برای مذاکره نشان داده و در رسانههای اجتماعی از کوبا خواسته است که «قبل از اینکه خیلی دیر شود، به توافق برسد».
البته، این چیزی بیش از پوشش اطلاعاتی برای برنامههای جدیتر نیست. گذشته از محاصرۀ سوخت و تجارت، برخی گزارشهای پراکنده، جدیترین گزینه، یعنی تکرار عملیات شکستخوردۀ اواسط آوریل ۱۹۶۱را که مخالفان رژیم کوبا و مزدوران در خلیج خوکها در جنوب جزیره پیاده شدند و بدون پشتیبانی نظامی آمریکا شکست خوردند، منتفی نمیداند. اما در این مرحله، عملیات ویژۀ آمریکایی در هاوانا، از جمله بر اساس تجربۀ موفق ونزوئلا تضمین شده است. طبیعتاً، پایگاه نظامی دیرینۀ آمریکا در نزدیکی خلیج گوانتانامو در جنوب شرقی جزیره نیز میتواند برای اهداف خرابکارانه مورد استفاده قرار گیرد.
علاوه بر این، آمریکاییها در جزیرهٔ مجاور آندروس در مجمعالجزایر باهاما، یک پایگاه آموزشی (مرکز آزمایش و ارزیابی زیرآبی آتلانتیک) در اختیار دارند که برای پایش نیروی دریایی کوبا، آزمایش تسلیحات زیرسطحی، سامانههای سونار، زیردریاییهای کوچک و نیز پشتیبانی از ناوگان آمریکاییِ در حال تردد در دریای کارائیب، مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین نباید پایگاه مشترک (نیروی دریایی و نیروی هوایی) پنتاگون در جزیرهٔ بزرگ ایناگوا در باهاما، در نزدیکی شمالشرقی کوبا را نادیده گرفت. این پایگاه برای گشتزنی در تنگههای میان باهاما و کوبا و نیز میان خود جزایر باهاما استفاده میشود. میتوان حدس زد که با توجه به موقعیت جغرافیایی آنها، این تأسیسات در چارچوب عملیات فرضی کاخ سفید در کوبا در نظر گرفته میشوند. دمیتری پسکوف، سخنگوی رئیسجمهور روسیه، اعلام کرد که اطلاعات مربوط به احتمال محاصرهٔ دریایی کوبا از سوی آمریکا نگرانکننده است. میگل دیاس-کانل، رئیسجمهور کوبا، نیز در سخنرانی خود در مراسم یادبود نظامیان کوبایی جانباخته در جریان دفاع از نیکلاس مادورو، اظهار داشت: «نه تسلیم و نه عقبنشینی در کار است و نه هیچگونه توافق بر پایهٔ اجبار یا ارعاب».
بنیاد فرهنگ راهبردی
٧ بهمن-دلو ١۴٠۴
مبارزان کمونیست