انقلاب دیماه از ۸ دی نه یک اعتراض لحظهای، بلکه نتیجهی سالها انباشت ستم و سرکوب بود. جامعهای که زیر فشار فقر، گرانی، بیکاری، تبعیض جنسیتی و ملیتی، سرکوب سیاسی و تحقیر روزمره له شده بود، به نقطهای رسید که دیگر هیچ دریچهای برای اصلاح باقی نمانده بود. خیابان اینبار نه برای چانهزنی، بلکه برای پایان دادن به کل ساختار حاکمیت به میدان آمد؛ عبوری آگاهانه از تمام پروژههای انحرافی گذشته. این انقلاب، نمایندهی نفرت و خشم تمام طبقات تحت ستم بود: زنان، کارگران، کولبران و سوختبران، بازنشستهها، دانشجویان و جوانان محروم از آینده، اقشار ملیتهای تحت ستم و همه کسانی که طی صد سال گذشته از حاکمیت و سرمایهداری ضربه خوردهاند و علیه ظلم قیام کردند.
⸻
گسترش سراسری و همزمان
صدها شهر، یک صدا
اعتراضات به سرعت از مرکز به حاشیه و از شهرهای بزرگ به مناطق کوچک سرایت کرد. بیش از یکصد شهر، از تهران و کرج تا زاهدان، سنندج، مهاباد و بوکان، میدان اعتراض شدند. این گسترش نشاندهندهی وحدت دردها و مطالبات طبقات تحت ستم بود. شعارها واضح و رادیکال بودند: نه اصلاح، نه مصالحه، بلکه پایان کامل رژیم و سرنگونی ساختار فاسد. مردم با خشم خود اعلام قدرت کردند و خواستار تغییر شدند.
⸻
وحشت از فروپاشی فوری
دستپاچگی رژیم و سرکوب بیمهار
رژیم بلافاصله دریافت با موجی بیسابقه مواجه است. وحشت از فروپاشی فوری فرماندهی سرکوب را بیمرز کرد: سپاه، بسیج، نیروهای ویژه و لباسشخصیها همزمان و بدون ملاحظه وارد عمل شدند. این سطح از خشونت، نشان ضعف و ترس حاکمیت بود، نه قدرت. نیروهای مردم در مقابل تهدیدها ایستادند و مقاومت کردند.
⸻
اوج جنایت سازمانیافته
شهرها در خون؛ خیابان، خانه، بیمارستان
در تهران، کرج، مشهد، زاهدان، سنندج، سقز، مهاباد، بوکان، ایذه، اهواز، کرمانشاه، رشت و دیگر شهرها، شلیک مستقیم، یورش به خانهها و محاصره محلات، و حمله به بیمارستانها اعمال شد. بیمارستانها که پناهگاه جان بودند، به بازداشتگاه و قتلگاه بدل شدند.
در مناطقی مانند ملکشاهی و ایلام، جنایات رژیم اوج گرفت و تبدیل به جرقهای آتشین شد که اعتراضات را شعلهورتر کرد. حتی در مراسم خاکسپاری و بهشت زهرا، مردم با شرکت در مراسمات، اعتراض خود را علیه رژیم نشان دادند و این تجمعات به میدان مبارزه تبدیل شدند. مردم با شجاعت و ایستادگی حق خود را برای اعتراض به نمایش گذاشتند.
⸻
️ ربایش مجروحان و تیر خلاص
قتلگاه بیمارستان؛ نسلکشی مخفیانه
مجروحان از بیمارستانها ربوده شدند و برخی با تیر خلاص کشته شدند. این روش، خشونت را از خیابان به درون مراکز درمانی منتقل کرد و ماهیت جنایتکارانه رژیم را آشکار ساخت. مردم با اعتراض و افشای جنایتها صدای حقیقت را به گوش جهان رساندند.
⸻
ترور از درون صفوف مردم
لباسشخصیها و ایجاد رعب
نفوذ مزدوران در میان معترضان، شلیک از پشت و تلاش برای ایجاد بیاعتمادی، یکی از تاکتیکهای رژیم بود. اما این اقدامات، همبستگی و آگاهی مردم را کاهش نداد؛ بلکه نشان داد که رژیم حتی برای بقای خود از ترور داخلی دریغ نمیکند. مردم با اتحاد و همبستگی بر سر حق خود ایستادند و عقبنشینی نکردند.
⸻
تجارت مرگ و باجگیری از خانوادهها
پولِ جسد؛ اوج فساد اخلاقی
پس از کشتار، خانوادهها مجبور شدند برای تحویل پیکر جانباختگان پول پرداخت کنند یا تعهد سکوت بدهند. جسد عزیزان به ابزاری برای تهدید و باجگیری تبدیل شد، تصویری روشن از سقوط اخلاقی حاکمیت. خانوادهها با مقاومت و فریاد اعتراض خود کرامت و حق خود را طلب کردند.
⸻
خاموشی ارتباطات
قطع اینترنت برای پنهانسازی جنایت
اینترنت و تماسهای داخلی و خارجی بهطور گسترده قطع شد تا جنایتها مخفی بماند. خاموشی دیجیتال، مکمل گلوله و ابزار سرکوب بود. مردم با خلاقیت و ابتکار راههای ارتباطی خود را حفظ کردند و اطلاعات را منتقل کردند.
⸻
سناریوهای مهار منطقهای
تهدیدات توخالی برای خرید زمان رژیم
سناریوهای منطقهای و تهدیدات بیمایه، بهویژه از برخی دولتهای عرب، صرفاً برای مهار بحران و دادن فرصت تنفس به رژیم طراحی شد. هدف، حفظ کنترل رژیم و جلوگیری از فروپاشی غیرقابلکنترل بود. مردم با تداوم اعتراض و فشار سناریوهای رژیم را بیاثر کردند.
⸻
خلأ «خمینیهای خارجی» و پایان وابستگی
غرب دیگر مهرهای برای تحمیل ندارد
دیگر خبری از «خمینیهای خارجی» نیست که غرب بخواهد بر ایران تحمیل کند یا روی آنها حساب باز کند. ایران طی صد سال گذشته مسیر گذار از دیکتاتوری و سلطه خارجی را طی کرده و امروز مردم و جامعه وارد مرحلهای تاریخی شدهاند: عبور به دورانی که آزادی، زندگی و شکوفایی واقعی رقم بخورد و هیچ قدرت خارجی یا داخلی نتواند سرنوشت ملت را تعیین کند. مردم با تصمیم و عمل خود سرنوشت خود را به دست گرفتند.
⸻
سناریوی محتمل: حذف خامنهای و مهندسی تغییر
تغییر ظاهر، تداوم سرکوب
احتمال دارد رژیم تلاش کند خامنهای را حذف کند یا قدرت را به شکلی نیمهاصلاحی بین اپوزیسیون خارج و عناصر اصلاحطلب داخلی تقسیم کند. اما تجربه تاریخی نشان داده چنین سناریویی صرفاً ظاهر تغییر است و هیچ تضمینی برای آزادی، عدالت یا پایان ظلم برای زنان، کارگران، بازنشستهها، دانشجویان و کولبران و سوختبران ندارد. راه واقعی، سرنگونی کامل رژیم و یکصدایی نیروهای مردمی و انقلابی است. مردم باید مقاومت و سازماندهی کنند.
⸻
اعتراضات خارج از کشور
سنگر دوم انقلاب؛ فشار جهانی و افشای جنایت
اعتراضات خارج کشوری ادامهدهندهی مسیر داخل هستند. این تجمعات، ابزار افشای جنایات، فشار بر دولتها و جلب افکار عمومی جهانیاند. هر تظاهرات و تجمع، هزینه سرکوب را برای رژیم افزایش میدهد و حلقه انزوای بینالمللی آن را تنگتر میکند. مخالفین و احزاب خارج از کشور باید با اتحاد کامل قدرت و تأثیر خود را در حمایت از مردم ایران به نمایش بگذارند.
⸻
ضرورت تداوم و یکصدایی
وحدت اپوزیسیون سرنگونیطلب؛ شرط پیروزی
تداوم اعتراضات و فعالیتها باید با یکصدایی سیاسی و تاکتیکی همراه شود. اختلافات جناحی، رقابت رسانهای و پروژههای فردی باید کنار گذاشته شوند. احزاب و نیروهای سرنگونیطلب باید بر حداقل مشترکها—سرنگونی کامل رژیم، آزادی بیقیدوشرط زندانیان سیاسی، عدالت برای جانباختگان و حمایت از تمام طبقات تحت ستم—به توافق برسند و فشار خود را بر دولتها و جامعه جهانی افزایش دهند. تنها با اتحاد و همبستگی میتوان مسیر انقلاب را تضمین و آیندهای آزاد ساخت.
⸻
جمعبندی نهایی
انقلاب متوقف نشد؛ عمیقتر شد و همهجانبه است
انقلاب دیماه سرکوب شد، اما شکست نخورد. رژیم با کشتار و خشونت زمان خرید، نه مشروعیت. خیابان داخل، اعتراضات خارج از کشور، همبستگی طبقات تحت ستم و یکصدایی اپوزیسیون سرنگونیطلب، ستونهای مرحله بعدی انقلاب هستند. این مسیر برگشتناپذیر است و هر بحران اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی میتواند همان آتش خشم مردم را دوباره شعلهور کند، اینبار با تجربهای خونینتر، سازمانیافتهتر و رادیکالتر. مردم، احزاب و نیروهای خارج کشور باید با یک اتحاد کامل پشت مردم ایران قرار گیرند و از انقلاب حمایت کنند.
کانال کولبران و سوختبران
۲۹ دی ۱۴۰۴— ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶
مبارزان کمونیست