در همبستگی با اعتراضات زنان و مردان افغانستانی

 

 بر علیه آپارتاید جنسیتی طالبان بپا خیزیم!

در اعتراضی که در روز سه شنبه به دستگیری تعدادی از زنان افغانستان به اتهام بد حجابی از طرف نیروهای سرکوبگر طالبان صورت گرفت، در اثر تیراندازی از طرف نیروهای سرکوبگر دو نفر کشته وتعدادی هم زخمی و دستگیر شدند. این اولین اعتراضی ست که زنان و مردان به اتفاق در آن حضور داشته اند. این اعتراض که واکنشی به آپارتاید جنسیتی بر زنان است، خشم اجتماعی برعلیه این نابرابری و سرکوب رابه خیابان کشانده است.

افغانستان در طول حاکمیت طالبان دستخوش حوادث فاجعه باری شده است. رعب و وحشت و نا امنی حاکم، کشتارهای روزانه، سنگسار و حمله به تمام آزادیهای نسبی اجتماعی-سیاسی و فرهنگی، زندگی مردم و بویژه زنان که قربانیان اصلی این حملات می باشند را مورد تهدید جدی قرار داده است.

آنها از بدو روی کار آمدنشان نوک این تهاجم وحشیانه را متوجه زنان نموده و با پایمال نمودن حقوق و محرومیت از تحصیل آنها را خانە نشین کردند. زنان افغانستان تا به امروز با شدیدترین تبعیضات و ستم ها، با سرکوب، تجاوز، بی حقوقی و حذف فیزیکی روبە رو هستند. آنها مُخاطرات دستگیری، زندان، ضرب و شتم، تجاوز و اعدام از سوی نیروهای سرکوبگر طالبان را به جان خریده، و به مبارزه با این نابرابریها و خشونتها برخاسته اند.

زنان افغانستان بارها در کابل و هرات و شهرهای دیگر، درمقابل مراکز دولتی سابق دست به اعتراض زده اند و در بیانیه‌ای “حق تحصیل، کار، آزادی، حضور در عرصه‌ها و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و هدایت و رهبری جامعه” را از جمله حقوق اساسی خود اعلام کرده و افزوده اند که برای به دست آوردن این حقوق سال‌ها تلاش کرده‌اند و حاضر نیستند از آنها چشم بپوشند.

اعتراضات اخیر زنان و مردان افغانستان به سرکوب زنان و محروم نمودن آنها از ابتدایی ترین حقوق شان تجلی مبارزات بی وفقه ای است که زنان در طول حاکمیت طالبان برعلیه قوانین ارتجاعی و زن ستیز انجام داده اند.

علاوه براین، زنان افغانستان شرایط زندگی زنان در کشورهایی مانند ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی و تجاوزات ارتجاع اسلامی به کردستان عراق، شمال سوریه و مناطق دیگر جهان را هم شاهد بوده اند.  زنان افغانستان بخوبی می دانند، که همه این نیروهای ارتجاعی اسلامی، علیرغم اسامی و القاب گوناگونی که بر خود نهاده‌اند، از ماهیت مشترکی برخوردارند که بر تبعیض جنسیتی استوار است.

زنان افغانستان خوب میدانند که چهل وهفت سال پیش بر زنان ایران چه گذشت. آنها می دانند که مرتجعین اسلامی چگونه برای تثبیت حاکمیت خود، ابتدا دستور تهاجم به حقوق زنان را صادرکرده و زن ستیزی را به یکی از مهمترین سیاستهای قانونی خود تبدیل نمودند.

زنان افغانستان تجربه تلخی از دوران حاکمیت طالبان دیروز و”امارت اسلامی” امروز در حافظۀ  خود دارند .

تاریخ ثابت کرده که وقتی خشونت سازمان ‌یافته و دولتی برعلیه مردم به ویژه زنان به اشکال گوناگون صورت می‌گیرد، تنها یک مبارزه مُتداوم سراسری است که می تواند به ستم جنسیتی و طبقاتی خاتمه داده و زنان و توده های مردم را رها سازد. این تجربه ایی است که بارها در طی مبارزات طبقاتی در سراسر جهان به اثبات رسیده است.

سالهاست که فاشیسم و ارتجاع خشن بنیادگرایی اسلامی در منطقه، در اتحاد با هم و با اعمال سیاستهای ضد بشری و زن ستیز، در پی آنند که هر صدای آزادیخواهی را در گلو خفه کنند. امپریالیستها هم برای حفظ منافع خود در منطقه بیشترین حمایت را از این نیروهای ارتجاعی به عمل آورده اند.

اما در طرف مقابل، توده های زحمتکش مردم و زنان به عنوان نیمی از جامعه، راهی جز متشکل شدن به شکل یک جنبش اجتماعی را ندارند. امروز مبارزه زنان و مردان افغانستانی در کنار هم  در خیابانهای هرات بر علیه ستم جنسیتی بر زنان، و تداوم این حرکت می تواند در شکل گیری و سازمان دادن جنبش زنان نقش مهمی ایفاء نماید.

زن و برابری، اشغال افغانستان از سوی گروههای ارتجاعی اسلامی طالبان را قاطعانه محکوم کرده و مبارزه زنان افغانستان برای برابری ، کار، آزادی و حق تحصیل را جدا از مبارزات زنان ایران بر علیه ارتجاع حاکمیت جمهوری اسلامی ندانسته و همبستگی خود را با مبارزات زنان و مردان رزمنده و آزادیخواه افغانستان بر علیه تبعیض جنسیتی طالبان اعلام میدارد.

 

۱۱جون۲۰۲۶–  ۲۱خرداد ۱۴۰۵

هماهنگی زن و برابری