تفاهم‌نامه ۶۰ روزه بانیان جنگ و پیامدهای آن

اعلامیه حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست

تفاهم‌نامه ۶۰ روزه بانیان جنگ و پیامدهای آن

دوره احیای مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی و جنگ طلبان

بعد از مدت‌ها رفت‌ و برگشت دیپلماتیک با دخالت میانجی‌گران منطقه‌ای و جهانی، بانیان جنگ ویرانگر، دولت‌های تروریست آمریکا و جمهوری اسلامی “تفاهم‌نامه شصت روزه‌ای”را مبنی بر ختم جنگ امضا کردند. به دنبال آن قرار است مذاکرات دو ماهه برای حل کشمکش‌های قدیم و جدید فیمابین شروع شود.

دولت‌های آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو به این تفاهم‌نامه نیاز دارند. دولت ترامپ در جنگ ٤٠ روزه به اهدافش نرسید. طولانی شدن جنگ تبعات منفی اقتصادی و سیاسی جدی را در سطح جهانی، خاورمیانه و در میان هم‌پیمانان سنتی هیئت حاکمه آمریکا در منطقه موجب شد. برخلاف تصور ضد مردمی دولت اسرائیل و اپوزیسیون دست راستی پروغرب، مثل سلطنت‌طلبان، ناسیونالیست‌ها و فدرالیست‌ها، با وجود کشته شدن خامنه‌ای جلاد و رده بالایی از جنایتکاران جمهوری اسلامی، تغییر اساسی در ساختار سیاسی رژیم اسلامی و “رژیم چنج” مورد نظر آن‌ها اتفاق نیفتاد.

از سوی دیگر، چشم‌انداز فرسایشی شدن بیشتر جنگ بدون حمایت دولت‌های اروپایی و ناتو،افزایش نارضایتی‌ها از این جنگ در میان مردم آمریکا و حتی کنگره و هیئت حاکمه و همچنین نگرانی از موقعیت تضعیف‌شده حزب جمهوری‌خواه در انتخابات میان‌ دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر امسال، مجموعاً دولت ترامپ را در مخمصه‌ای جدی قرار داد. به این دلایل، دولت ترامپ در مقطع فعلی با وجود نارضایتی عمیق حکومت اسرائیل، به این تفاهم‌نامه نیازمند شد.

جمهوری اسلامی نیز نیز متحمل ضربات سنگینی شد. به علاوه با اتکا به اهرم کنترل تنگه هرمز و ایستادگی ۴۰ روزه در جنگ، فرصت را برای چانه‌زنی مناسب می بیند و با عدم تمکین به برخی شروط دولت آمریکا، به زعم خود موفق به گرفتن امتیازاتی میشود. این عوامل، تمایل جمهوری اسلامی را نیز به انعقاد این تفاهم‌نامه ایجاد کرده است.

تردیدی نیست که انعقاد یادداشت “تفاهم و سازش” بین دولت‌های تماماً ضد انسانی آمریکا و جمهوری اسلامی، سر سوزنی از زاویه منفعت جامعه و مردم ناشی نشده است. سازش این‌ها همانند جنگ‌شان، در راستای تضمین سیطره طبقه حاکم و به اسارت گرفتن جامعه است. با این وصف، نفس ختم فاجعه جنگ، پایان گرفتن غرش دهشتناک بمب و موشک، و توقف گسترش ناامنی، آوارگی، کشتار مردم غیرنظامی و تخریب زیرساخت‌های جامعه، اتفاقی مثبت و گام اولیه‌ای در راستای احیای شرایط طبیعی کار و زندگی و منافع امروز و فردای توده کارگر و مردم است. فجایع جنگ و شرایط جنگی یک سال اخیر، بیش از هر بخش دیگر جامعه، لطمات سنگینی به زندگی طبقه کارگر و مردم و به بنیادهای تولیدی و اجتماعی جامعه وارد کرد و تحرک اعتصابی و اعتراضی جنبش کارگری و جنبش‌های اجتماعی را به حاشیه راند. با پایان جنگ، بار دیگر فرصت احیای اراده مبارزاتی طبقه کارگر و مردم معترض فراهم می‌شود.

تفاهم‌نامه نامطمئن

مقامات دو طرف این یادداشت تفاهم، می‌خواهند تفسیرهای مختلف و “ایده‌آلیزه” خود از آن را در میان افکار عمومی و جامعه جا بیندازند. آنچه هر ناظر آگاه و آزادیخواهان ضد جنگ باید بر آن تأکید کنند، این است که برخلاف پروپاگاندای رسانه‌های مدافع دو طرف ماجرا، این تفاهم‌نامه شصت روزه مهر مقطعی و خصلت موقتی و نامطمئن بر خود دارد و در بطن خود بذر دور بعدی کشمکش‌ها را می‌پروراند.

همان‌طور که قبلاً هم گفتیم، در این معادلات پیچیده، “جنگ و سازش” خیلی وقت‌ها دو وضعیت متضاد و مستقل نیستند، بلکه لحظات مختلف یک روند واحدند. همان نیروهایی که امروز از “تفاهم و مذاکره” سخن می‌گویند، فردا می‌توانند جنگی تازه را آغاز کنند. همان قدرت‌هایی که از “ثبات منطقه” حرف می‌زنند، خود از بی‌ثباتی به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست‌هایشان استفاده می‌کنند. لذا اشاعه خوش‌بینی یک‌جانبه به اجرای این “تفاهم‌نامه نامطمئن” چیزی جز توهم نیست و کمونیست‌ها و نیروهای آزادیخواه از آن پرهیز دارند.

شرایط واقعی پایان کشمکش در منطقه

تفاهم‌نامه کنونی، چنانچه اجرایی شود، منعکس‌کننده تناسب قوای جدیدی در منطقه خاورمیانه است. شرایط جدیدی که در آن از یک طرف طرح “خاورمیانه جدید” ادعایی آمریکا و اسرائیل با مانعی جدی روبرو شده و از طرف دیگر “جبهه محور مقاومت اسلامی” تحت رهبری جمهوری اسلامی، اگرچه تماماً از معادلات حذف نشده، اما با ضربات سنگینی که متحمل شده، موقعیت گذشته خود را از دست داده است. در واقع “تفاهم‌نامه نامطمئن” کنونی، تصویری از تناسب قوای شکننده‌ای است که نه تنها کشمکش‌های دیرینه و متأخر در خاورمیانه را حل نمی‌کند، بلکه با راه حل‌ها و اقدامات ارتجاعی می‌خواهد معضلات واقعی را پرده‌پوشی و کنار بزند.

به نظر ما، همان‌طور که در بیانیه پلنوم ۵۲ حزب حکمتیست اعلام کردیم، پایان واقعی این کشمکش در منطقه در گرو حل چند گره اساسی است:

  • حل مسئله فلسطین به معنای به رسمیت شناختن حق مردم فلسطین برای برخورداری از یک کشور مستقل و متساوی‌الحقوق در کنار کشور اسرائیل یکی از پیش‌شرط‌های اساسی صلح پایدار است. بدون حل این مسئله تاریخی، هیچ ثباتی در منطقه دوام نخواهد آورد.
  • مقابله اردوی طبقه کارگر و بشریت مترقی در برابر میلیتاریسم و هژمونی‌طلبی هیئت حاکمه آمریکا و خنثی کردن پیامدهای رقابت‌های مخرب قدرت‌های بزرگ کاپیتالیستی.
  • قدرتمند شدن جنبش سرنگونی درایران و سرنگونی جمهوری اسلامی و به عقب راندن جنبش اسلام سیاسی پیش‌شرط رهایی جامعه ایران و کاهش یکی از کانون‌های اصلی بحران در منطقه است. این رژیم نه تنها یکی از طرفین کشمکش، بلکه یکی از بازتولیدکنندگان دایمی آن است که از جنگ برای بقای خود و سرکوب جامعه استفاده می‌کند.
  • کنار زده شدن نیروهای جنگ‌طلب و فاشیستی در اسرائیل، شرطی تعیین‌کننده برای خروج این جامعه از چرخه دائمی جنگ و نظامی‌گری است.
  • پایان دادن به تحریم‌های اقتصادی یک ضرورت فوری و انسانی است. تحریم‌ها نه ابزار “فشار بر حکومت”، بلکه ابزاری برای فرسایش زندگی مردم، گسترش فقر و تضعیف توان مقاومت و سازمان‌یابی طبقه کارگر هستند.

تنها در پیوند با این تحولات است که می‌توان از امکان شکل‌گیری صلحی پایدار سخن گفت. در غیر این صورت، هر توافق، هر آتش‌بس و هر سازش، صرفأً وقفه‌ای در تداوم همان کشمکش خواهد بود.

بازندگان جنگ‌طلب: اپوزیسیون بورژوایی و تفاهم‌نامه آمریکا- جمهوری اسلامی

از بازندگان بزرگ ختم جنگ و انعقاد یادداشت “تفاهم” کنونی، نیروهای راست اپوزیسیون پروغربی هستند که آشکارا در کنار اردوی جنگی و تروریستی آمریکا و اسرائیل ایستادند. سلطنت‌طلبان، مشروطه‌خواهان، جمهوری‌خواهان پروغربی، ناسیونالیست‌های متفرقه در سراسر ایران و فدرالیست‌های کردستان، جریاناتی بودند که نه تنها مبلغ جنگ جنایتکارانه اسرائیل و آمریکا شدند، بلکه با تمام امکانات خود آماده همکاری با تروریسم دولتی اسرائیل و آمریکا شدند. جریاناتی که افق، سیاست، تاکتیک و نحوه به قدرت رسیدن خود را به جنگ ویرانگر فاشیست‌های حاکم بر آمریکا و اسرائیل گره زده بودند، اکنون با سردادن آه و ناله از “خیانت ترامپ” به کعبه آمالشان، عمق تباهی و سیاهی اهداف، سیاست‌ها و عملکردشان را به نمایش می‌گذارند.

نقطه مقابل بازندگان راست پروغربی جنگ طلب، جریانات همسوی ارتجاع “محور مقاومت اسلامی”‌، ناسیونالیست‌های “وطن ‌پرست” و محافل “ضد امپریالیست” اکنون خود را شریک در پروپاگاند  “پیروزی” جمهوری اسلامی و محورمقاومت در خاورمیانه میدانند.

یک درس بزرگ در جریان جنگ و سازش دولت‌های تروریست آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی، افشای هرچه بیشتر ماهیت ضد مردمی و ضد انسانی طیف‌های مختلف اپوزیسیون بورژواییِ پروآمریکایی، پرو‌اسرائیلی و پرو”محور مقاومت اسلامی” در این تلاطم سیاسی بزرگ است. صف آزادیخواه و برابری‌طلب جامعه ایران و منطقه موظف است با آگاهگری و فعالیت مؤثرتر، چنین نیروهای تماماً ارتجاعی و سناریوسیاهی را به انزوا بکشاند.

دوره احیای اعتراضات کارگری و توده‌ای برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی و قطب ارتجاع

برای طبقه کارگر و مردم حق‌طلب، برای جنبش کارگری و جنبش‌های اعتراضی ضد جنگ، و برای ما نیروهای چپ و کمونیستِ خواهان “قطع بی‌درنگ و دایمی جنگ”، ختم این جنگ ویرانگر به هر دلیلی که باشد نه تنها با مخالفت  ما روبرو نمی‌شود، بلکه بدون ذره‌ای توهم به این “تفاهم‌نامه” و سازشِ دولت‌های ضد مردمی، ختم جنگ ویرانگر را مثبت میدانیم.با کنار رفتن جنگ و شرایط جنگی، بار دیگر جنبش‌های اعتراضی خود را برای تحقق خواسته‌های برحق معیشتی، اجتماعی و سیاسی به میدان می‌آوریم و علیه فقر، سونامی بیکاری و ادامه سرکوب و اعدام، خود را متحد و متشکل می‌کنیم.

در این شرایط، ما بر سازمانیابی مستقل، بر اتحاد آگاهانه و بر دخالت مستقیم کارگران و مردم در سرنوشت خویش تأکید می‌گذاریم. ما بر سازماندهی جنبش و نیرویی پافشاری می‌کنیم که افق، سیاست، تاکتیک و عملکرد خود را نه از جنگ یا سازش این و آن قدرت و دولت ارتجاعی، بلکه برخاسته از اراده انسان برای تحقق زندگی شایسته در یک جامعه آزاد، برابر و انسانی می‌داند.

در دوره پسا جنگ جنبش کارگری و جنبشهای اعتراضی حق طلبانه و رادیکال باردیگر این فرصت را دارند، سازمانیافته و متحد و مؤثر علیه فقر و بیکاری و سرکوب و اعدام به میدان آیند.  خواسته های برحق و عاجل را از حلقوم دولت سرمایه اسلامی بیرون بکشند. با اتکا به قدرت مبارزاتی باید دولت را موظف به جبران خسارات وارده جنگی برزندگی و معیشت مردم کرد. خواست بیمه بیکاری مکفی برای بیکاران و تمام افراد آماده بکار و تامين معیشت کلیە خانوادە های انسانهای جانباختە و مجروحين بمبارانهای محل کار و زندگى  را بر جمهوری اسلامی تحمیل کرد.

نهایتأ برای تعیین تکلیف قطعی با جمهوری اسلامی متکی بر اراده آگاهانه و سازمان‌یافته کارگران و مردم، همه آزادی‌خواهان و برابری‌طلبان را حول “پلاتفرم سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تضمین حاکمیت شورایی در ایران” فرا می‌خوانیم.

حزب کمونیست کارگری ایران –حکمتیست

٢٨ خرداد ١٤٠٥ – ١٨ ژوئن ٢٠٢٦