پاسخ فوری به حکومت ویرانگر انسانیت  انقلاب مردم است

کارگر کمونیست ۹۳۲

شهلا دانشفر

پاسخ فوری به حکومت ویرانگر انسانیت  انقلاب مردم است

سال 1401 انقلاب زن زندگی آزادی، یک نقطه عطف تاریخی در جنبش سرنگونی رژیم اسلامی در ایران بود.  سال 1404 خیزش مردمی در دویست شهر فاز جدیدی از این انقلاب  بر محوریت معیشت بود و حکومت که خود را در آستانه سقوط می دید، دست به یک قتل عام زد.  چرا که تنها راه برای باقی ماندن برای این حکومت سرکوب و جنایت است و به پا خاستن دوباره مردم بعد از دیماه خونین پاسخ محکمی به حکومت و سرکوبگریهایش بود.  اما آغاز جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا  و تبعات آن تحول بزرگی در اوضاع سیاسی ایران ایجاد  و  آینده تازه  ای را مقابل جامعه قرار داد. جنگی که آتش بس شد، اما کشاکش های و فضای جنگی همچنان باقیست.

این مرحله از جنگ ۳۹ روز بطول انجامید و با کشیده شدن دامنه آن به منطقه از سوی جمهوری اسلامی کشور های منطقه را نیز به مخالفین حکومت تبدیل کرد. همچنین بسته شدن تنگه هرمز توسط رژیم اسلامی به بحرانی جهانی تبدیل شد . در مقابل آمریکا  دست به محاصره این تنگه زد.  و اکنون موضوع محوری مذاکرات باز شدن این تنگه است و استفاده بیشتر جمهوری اسلامی از بستن تنگه هرمز بعنوان ابزاری برای فشار بر آمریکا و  روند مذاکرات، جهان را  علیه آن  بسیج میکند.   در سطح داخلی نیز با کشته شدن خامنه ای و رده های مختلف سران حکومت شیرازه آن از هم پاشیده و اتوریته ای که بتواند موقعیت جدید بعد از جنگ و  وضعیت انفجاری جامعه را مدیریت کند، وجود ندارد. از مجتبی خامنه ای نیز اثری جز نمایشی مقوایی در صف حکومتیان دیده نمیشود و این حکومت نیروهای ضربتی اش صدمه بسیاری دیده  است. این اتفاقات موقعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی ضعیف تر کرده و همه معادلات را علیه جمهوری اسلامی تغییر داده است.

در این روند چرخ اقتصاد و گردش امور جامعه از کار افتاده است.  و  مردمی  که دادخواه دیماه خونین اند و از بدتر شدن هر روزه وضعیت معیشتی خود و جنگ افروزیهای حکومت و سرکوبگریهای بیرحمانه  آن  جانشان به لب رسیده و  امر فوریشان کنار زدن جمهوری اسلامی است .   به عبارت روشنتر وخامت معیشتی و  سرکوب و اعدام، نقطه انفجار دوباره جامعه در شرایط امروز است. اما  شکستهای که بر حکومت وارد شده ، در هم ریختگی بیشتر صفوف آن  و فشارهای جهانی  و منطقه ای،  برای جمهوری اسلامی به  راه انداختن کشتاری دیگر جهت عقب زدن انقلاب مردم را به مراتب دشوار تر کرده است.

با این مقدمه نگاهی به وضعیت معیشت جامعه که یک محور مهم خیزش مردمی در شرایط پیش رو خواهد بود.

 جنبش بر سر معیشت

اقتصاد جمهوری اسلامی پس از ۴۷ سال دزدی، چپاول و سیاست‌های جنگ‌افروزانه، مدتهاست که به مرحله‌ای از فروپاشی رسیده است. کشیده شدن اوضاع به جنگ، این بحران را به‌مراتب عمیق‌تر کرده است. عامل و مسبب این وضعیت، خود حکومت است و مردم قربانیان اصلی آن هستند.

گزارش‌ها از افزایش نجومی قیمت‌ها و رشد سرسام‌آور تورم حکایت دارند. صندوق بین‌المللی پول نرخ تورم ایران را با دوران جنگ جهانی دوم مقایسه کرده است. قیمت دارو به ارقام میلیونی رسیده و از افزایش ۱۴۰ درصدی قیمت لبنیات و گوشت سخن گفته می‌شود. فقر و گرسنگی گسترش یافته و نظم عادی زندگی اجتماعی از هم گسیخته است. با تخریب زیرساخت‌ها، بسیاری از مشاغل و مراکز کاری تعطیل شده و راه‌های تأمین معیشت مردم مسدود شده است.

یکی از نمونه‌های بارز این وضعیت، قطع اینترنت از نیمه دی‌ماه تاکنون است. حکومت با قطع اینترنت و ایجاد خاموشی دیجیتال، سرکوب دی ماه خونین را به جیران انداخت و دهها هزار نفر را قتل عام کرد. در ادامه این کشتار سرکوب و دستگیریها ادامه یافته است. قطع طولانی مدت اینترنت ضربات سنگینی به اقتصاد از هم گسیخته کشور و گردش امور جامعه وارد کرده است. اختلال در کار بیمارستان‌ها، تولید، تجارت، حمل‌ونقل و بازرگانی و در نتیجه آن  بیکاری گسترده‌ای را به‌دنبال داشته است. حتی کلاهی رپیس کمیسیون اطاق بازرگانی در سخنانش از اینکه این کار موجب نابودی زیر ساختهای اقتصادی بدست خودشان و خسارت هشتاد میلیون دلاری در روز شده است. گفته میشود حدود ده میلیون از مردم زندگیشان به اینترنت بین المللی گره خورده است.

از سوی دیگر، ساخت شهرک‌های زیرزمینی موشکی در دست‌کم ده شهر ـ که در جریان جنگ ۳۹ روزه اخیر رسانه‌ای شد ـ با هزینه‌های نجومی میلیاردها دلاری و زدن از سفره مردم، به تخریب محیط زیست و خشک شدن منابع آب زیرزمینی انجامیده است. موضوعی که در چند سال اخیر به شکل ابربحران آب، برق و محیط زیست نماد پیدا کرد. تخریبی که فرونشست زمین و نابودی کشاورزی و امنیت زیستی مردم را دچار مخاطره جدی کرد. و بالاخره آسیب هایی که بدلیل حملات هوایی آمریکا و اسراپیل به مراکز نفتی و صنایع فولاد وارد شد و در جایی دامنه اش خانه های مسکونی مردم را هم گرفت.

در کنار این مسائل، حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به مراکز نفتی و صنایع فولاد و برخی از دیگر زیر ساختها نیز خسارات گسترده‌ای به بار آورده و در جاهایی دامنه اش به خانه های مسکونی کشیده شد. جنگی که حکومت مسبب آن است و در جریان آن، با استقرار نیروهای نظامی در مناطق مسکونی، مردم را به سپر انسانی تبدیل کرده است. بطوریکه شهرداری تهران از تخریب ۳۹ هزار واحد مسکونی گزارش میدهد  و در مقابل مردمی که خسارت میخواهند فاطمه مهاجرانی معاون بیشرم پزشکیان از این که دولت ناتوان از پرداخت این خسارت است میگوید.  در این حملات، پالایشگاه‌ها، مناطق عسلویه و پتروشیمی‌های جنوب ـ با ده‌ها هزار کارگر ـ و بخش بزرگی از صنایع فولاد و ۹۰ کارخانه در مراکز کارگری در ساوه و اراک هدف قرار گرفته‌اند. در نتیجه، شمار زیادی از کارگران با خطر بیکاری و از دست دادن معیشت مواجه شده‌اند.

از جمله در جریان این جنگ دو پالایشگاه و نقاطی از عسلویه  و  پتروشیمی ها در جنوب با چندین و چند هزار کارگر و هفتاد درصد صنایع فولاد   مورد حمله قرار گرفتند  و کارگران بسیاری شغل  و معیشتشان به خطر افتاد.  از جمله در نفت طبق گزارشات در حال حاضر کارگران با یک دوم یا یک سوم ظرفیت در محل کار حاضر میشوند و تحت عنوان آواربرداری و الزامات امنیتی از ورود آنان جلوگیری میشود و بخشی از کارگران بصورت دورکاری کار میکنند. در پتروشیمی ها نیز پرداخت مزد و متعلقات آن برای سه ماه به تعویق افتاده و اعلام شده است که در صورت طولانی شدن کار بازسازی بخش بزرگی از آنها و حتی ردهای بالای تخصصی اخراج خواهند شد. و این وضعیت مراکز نفتی را که کانون های داغی از اعتراض هستند  و نقش کلیدی در اقتصاد دارند، دچار بحران و تلاطم کرده است. در جریان جنگ اراک و ساوه 90 کارخانه صدمه دیده است و در صنایع فولاد نیز شغل ۱۴۰ هزار کارگر به خطر افتاده است.  بیکارسازیها تنها به این مراکز محدود نمیشود، بلکه زنجیره ای بسیاری از بخش های مختلف را در بر میگیرد.  به عنوان نمونه، حدود هشتاد درصد کارگران ساختمانی بیکار شده اند. و یکی از ابر هلدینگهای اتومبیل سازی هفتاد درصد نیروی کار خود یعنی هفت هزار کارگر را اخراج  کرده است.  همچنین کارخانه‌ای مانند فولاد سیادن به بهانه بدهی به اداره برق، ۱۸۰ کارگر خود را اخراج کرده و این کارگران ماه‌هاست دستمزدی دریافت نکرده‌اند. این فهرست همچنان رو به گسترش است.

در چنین شرایطی،  جدال بر سر معیشت به مبارزه‌ای علیه سیاست‌های چپاولگرانه، سرکوبگرانه و جنگ‌افروزانه جمهوری اسلامی تبدیل شده و مستقیما  سرنگونی حکومت را هدف قرار میدهد.  . مردم ایران دادخواه کشتار خونین دیماه حکومت هستند. مردم  غنی سازی نمیخواهند،  موشک بالستیک و نیروی نیابتی تروریست نمیخواهند  و با فریاد شعارهای غنی سازی زندگی حق مسلم ماست، جنگ افروزی را رها کن، فکری به حال ما  کن بارها و بارها به میدان آمده اند.

پرداخت خسارت جنگی بابت مسکن و زندگی و معیشت، پرداخت  معوقات مزدی و افزایش حقوقها متناسب با هزینه های کلان کمر شکن زندگی، دسترسی به درمان و داروی رایگان،  برقرار فوری اینترنت ، توقف اعدام ها و آزادی فوری زندانیان سیاسی  و داشتن  امنیت و رفاه عمومی همه و همه امروز از مهمترین مطالبات اعتراضی مردم و متحد کننده صف اعتراضات آنها در سطح سراسری است.

خیزش‌های اخیر با محوریت معیشت، در امتداد جنبش «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفته و به‌سوی تقابلی ریشه‌ای‌تر و گسترده‌تر پیش می‌رود؛ تقابلی که هدف آن پایان دادن به ساختارهای فاسد و مافیایی حاکم است.و  جدالی که امروزبر سر معیشت دارد شکل میگیرد جدالی تعرضی تر، سخت تر و ریشه ای تر از آنچه در ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ شاهد بودیم برای پایان دادن به ساختارهای فاسد و مافیایی جمهوری اسلامی است.

تنها با قدرت‌ مردمی و پیروزی انقلاب زن، زندگی، آزادی یعنی سرنگونی جمهوری اسلامی و به زباله دان ریختن تمام سنتها و سیاستهای آنست که می‌توان به  فقر و بی تامینی، به تبعیض و نابرابری، به جنگ و ناامنی و به کل توحش و بردگی حاکم پایان داد. آلترناتیو ما برای این پیروزی تمام قدرت بدست خود مردم است.