اقتصاد و فقر  در جامعه امروز و رفاه اجتماعی در جامعه آینده

 

متن سخنرانی شهلا دانشفر سخنگوی کمپین برای آزادی کارگران زندانی در “کنگره آزادی ایران”

درود میگوم به همه حضار، درود میگویم  به همه عزیزانی که آنلاینی این اجلاس را دنبال میکنند  و تشکر میکنم از برگزاری این کنگره. بحت من بر سر فقر و اقتصاد در جامعه امروز و رفاه اجتماعی در جامعه آینده است. فقر و اقتصاد در واقع موضوع خیزش های اجتماعی بویژه در این دو دهه و از جمله در دیماه ۱۴۰۴ بود. در ۲۰۰ شهر مردم به خیابان آمدند و گفتند “فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی”. این صدا در روز آخر در این کنگره دارد فریاد زده میشود.  من صدای آن کارگران، آن معلمان، آن بازنشستگان، آن پرستاران، و آن مدافعین حقوق کودکان کار در اینجا هستم. جا داشت این پنل در همان روز اول متصل میشد به خیزش دیماه ۱۴۰۴ که یک نسل کشی شد.

اما بگذارید از فقر بگویم. من نمیخواهم افشاگری کنم. مردم گرسنه اند، سفره ها خالیه، بیکاری بیداد میکند، کودکان کار درد همه ماست، سن تن فروشی ببینید به کجا رسیده است. اما مساله اینست که امروز در این مقطع در کجا قرار داریم؟ ریشه همه اینها چیست؟ ببینید فقر و مستمند سازی خصلتهای پایه ای سیستم سرمایه داری هستند که باز اینجا به آنها اشاره نشد. از تبعیض جنسیتی حرف زدیم، از تبعیض ملی صحبت کردیم، اما همه این تبعیض ها یک مادر دارد، آنهم تبعیض طبقاتی است. این جامعه سراسر  نکبت و بردگی است که استثمار در آن حرف اول را میزند و انسانیت در آن له میشود. و ابزار آن سرکوب است. ابزار آن اعدام است، و ابزارش زندان است. ما در این مورد صحبت نکردیم. بنابراین راه حل من “تکثر گرایی” نیست. “تکثر گرایی”؟ بله، از این نظر هم بهتر بکنیم اوضاع را. ولی باید ریشه را بزنیم. تبعیض طبقاتی را باید از بین برد.  دوستان! هر کسی که میخواهد یک تحول بنیادی در این جامعه ایجاد کند، باید علیه تبعیض و نابرابری باشد. علیه فقر باشد. علیه زندان باشد. علیه اعدام باشد. و خواهان برابری، خواهان یک جامعه آزاد، خواهان یک جامعه بدون تبعیض، برابری زن و مرد، برابری در تمام عرصه ها، رفع تبعیض علیه ملیت ها و اتنیکها، رفع تبعیض جنسیتی و همه اینها که مصائب جامعه سرمایه داری هستند، باشد. این آن چیزی است که در این کنگره ها در رابطه با این مباحث در جامعه ایران جواب میدهد. شاید به من بگویید که نباید ماکسیمالیستی حرف زد. بلکه باید اول از “حداقل ها” گفت. اما جامعه ایران ماکسیمالیست است. مردمی که آمدند و گفتند “زن زندگی آزادی” ماکسیمالیست بودند. معلمی که بنر دستش گرفت و گفت فاصله طبقاتی باید از بین برود، ماکسیمالیست بود. کارگر شرکت واحد وقتی آمد گفت که “ملک نجومی تو ما را بی خانه کرده”،  ماکسیمالیست بود، معلمی که آمد و گفت این امنیتی که شما میگویید امنیت برای سرمایه داری است و باید  به  امنیتی کردن مبارزات پایان داد و حول آن یک جنبشی به راه افتاد، ماکسیمالیست بود. و وقتی به این جامعه نگاه میکنید پرستاری که میگوید بهداشت نباید کالایی باشد و یا معلمی که میگوید تحصیل نباید کالایی باشد، تحصیل طبقاتی باید از بین برود، ماکسیمالیست است.

ما اینجا دو روز حرف زدیم.  این کنگره یک دیالوگی را باز کرد و برای همین هم من در این کنگره شرکت کردم. من بعنوان یک فعال کارگری، بعنوان یک فعال سیاسی، بعنوان یک چپ و یک سوسیالیست اینجا حرف میزنم. از تنوع صحبت کردید. این هم تنوع از نظر من است. و به این اعتبار میگویم این سیستم را باید تماما جارو کرد. تا تبعیض طبقاتی نباشد. تا تبعیض جنسیتی نباشد. تا کودک  کار نداشته باشیم. تا زندان و شکنجه و آزار نداشته باشیم.  و برای این کلید اصلی این است که تمام قدرت بدست مردم باشد. با این  قدرت است که میتوانیم جامعه را بسازیم. بنابراین آلترناتیو من برای آینده یک آلترناتیو کارگری است. یک آلترناتیوی است که انسانیت حرف اول را میزند. آلترناتیو من برای آینده قدرت بدست مردم و بدست جامعه است. شاید بگویید کو آمادگی کجا بود. من از جنبش زن زندگی آزادی صحبت میکنم. جنبشی که متشکل است. که سازمان دارد. اینهمه تشکلهای کارگری، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، شوراهای کارگران در نفت، شورای اعتراضات پرستاران، اینهمه “ان جی او” در دفاع از حقوق کودکان کار و اعتراض علیه تخریب محیط زیست، اینها همه دارند قانون اساسی جامعه آینده را در کف خیابان و با شعارهایشان مینویسند. بنابراین من میخواهم که این آلترناتیو ما باشد. رابطه  و پیوند این جنبش های مردمی که اساسش علیه تبعیض است را با یکدیگر میخواهم بگویم. ببینید! جنبش کارگری ستون محکم جنبش سرنگونی است. و وقتی میگویم جنبش کارگری منظورم کارگران، معلمان، پرستاران ، بازنشستگان، پرستاران، رانندگان کامیون ، کشاورزان مزد بگیر و … را میگویم که بخش های مختلف طبقه کارگر را تشکیل میدهند.  یعنی جنبشی که علیه تبعیض و نابرابری است. و منشور خواستهای حداقلی بیست تشکل یک ستون مهمش جنبش کارگری بود. بنابراین ما حتی مانیفست جامعه آینده را داریم. تشکلهای آنرا داریم. منشور بیست تشکل را داریم. منشور خواستهای پیشرو زنان را داریم. اینها بیانیه های یکی از بی سابقه ترین و زیباترین انقلابات جهانی است. از همین رو  برای من دیگر آن بیانیه حقوق بشر دور است. بنابراین این ها که اشاره کردم تصویر جامعه آینده را بدست میدهند و حرف اول را میزنند.

در پنل جنبش های اجتماعی در مورد احزاب صحبت شد . من همین جا میخواهم بگویم که احزاب عمودی نیستند. احزاب در شبکه های اجتماعی حضور دارند و دخالتگرند. در جنبش کارگری، معلمان، بازنشستگان، و غیره ما هستیم. من در اینجا دیگر بعنوان یک فعال کارگری متحزب صحبت میکنم. گفتمان هایی چون اعدام قتل عمد دولتی است از کجا آمد؟ انقلاب ایران زنانه است از کجا آمد؟ کودکان مقدمند از کجا آمد؟ و همه این گفتمانهایی که در اینجا داریم صحبت میکنیم از کجا آمدند؟ احزاب رابطه مستقیم با جامعه دارند. و جامعه احزاب خودشان را یعنی آن احزابی که حرف آنها را میزنند و انقلاب زن زندگی آزادی را نمایندگی میکنند را  انتخاب میکند. و به این شکل احزاب انتخاب میشوند. منظورم اینست که این نوع ابراز فاصله گیری از احزاب حاصل صد سال بردگی و بربریت و  تابو بودن حزبیت است. که امروز در مورد احزاب به این شکل صحبت میکنیم. منشور بیست تشکل اعلام کرد و گفت که میخواهیم به صد سال بردگی و اعمال قدرت از بالای سر مردم پایان دهیم. قدرت بدست شوراها. و من میگویم تمام قدرت بدست مردم. بدست شوراها. و میخواهم بگویم که احزاب یک حلقه واسط اینجا هستند. احزاب یعنی سیاست، یعنی هدف، یعنی چشم انداز. و جامعه  انتخاب میکند چه سیاستی و چه آینده ای. و من میگویم زن زندگی آزادی! به پیروزی رساندن انقلاب مان. متشکرم.

29 مارس 2026