شهلا دانشفر
مسئله معیشت و نابودی آن، محور اصلی اعتراضات مردمی در خیزش دیماه بود. خیزشی که با اعتصابات بازار جرقه خورد و سپس در نزدیک به دویست شهر، با فریاد «فقر، فساد، گرانی؛ میریم تا سرنگونی» به خیابان کشیده شد. مردم، در امتداد انقلاب «زن، زندگی، آزادی»، حکم به پایان این رژیم سراسر نکبت و بدبختی دادند؛ خیزشی که حکومت برای سرکوب آن، دست به کشتاری گسترده زد.
اما مردم با فریاد دادخواهی، در تداوم اعتراضات خود، در مراسمهای گرامیداشت هزاراننفره، اعتراضات سراسری دانشگاهها، و با سربلند کردن دوباره اعتراضات بازنشستگان و بخشهای مختلف جامعه دوباره قد علم کردند. آنان با شعار «مرگ بر دیکتاتور» بار دیگر خیابان را به عنوان عرصه مبارزه برگزیدند تا خود را از چنگ این حکومتِ کشتار و بردگی رها کنند.
حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی در نهم اسفند و آغاز جنگ، سیر تحولات سیاسی جامعه را وارد فاز تازهای کرد. این جنگ در شرایطی آغاز شد که مردم، مبارزه خود علیه حکومت را پیش میبردند. در فضای جنگی، اعتراضات مردم—که حکومت را عامل کشیده شدن اوضاع به چنین شرایطی میدانستند—شکل متفاوتی به خود گرفت. از جمله، در بسیاری از محلات و شهرها، مردم با ابراز شادی نسبت به مرگ خامنهای و برخی مقامات حکومتی، و با فریاد «مرگ بر دیکتاتور»، واکنش نشان دادند.
همزمان مردم با خودسازماندهی، تشکیل گروههای همیاری و همبستگی، و تداوم «سهشنبههای نه به اعدام»، تلاش کردند از فروپاشی شیرازه زندگی و معیشت در فضای جنگی، جلوگیری کنند و صف اعتراض خود را برای مقابلههای بعدی متحدتر سازند. این روند ادامه یافت تا آنکه پس از سیونه روز جنگ—که هر دو طرف در بنبست قرار گرفته بودند—در ۱۹ فروردین، آتشبسی دو هفتهای اعلام شد.
این جنگ، برای حکومت، شکستی سیاسی و نظامی به همراه داشت. با از دست دادن رهبر و بالاترین مقامات نظامی، و تضعیف شدید اقتدار، صفوف آن بیش از هر زمان دیگری دچار تشتت و به هم ریختگی شده است. در چنین شرایطی، حکومت از نظر اقتصادی و سیاسی در موقعیتی بهمراتب ضعیفتر در برابر مردمی قرار دارد که بارها تأکید کردهاند مبارزهشان با این حکومت آتشبسبردار نیست.
اکنون در چنین شرایطی، مردم آشکارا مترصد بازگشت به میدان و به سرانجام رساندن مبارزه برای پایان دادن به این حکومت جنگ و نکبت هستند. مردم میدانند که راه واقعی پایان دادن به جنگ و نا امنی و کل این بساط توحش و بردگی حاکم سرنگونی جمهوری اسلامی است. و پایان دادن به سیاست های جنگ افروزانه حکومت، پایان دادن به بساط سرکوب و زندان و اعدام بعنوان حربه اصلی حکومت برای عقب زدن جامعه و مطالبات معیشتی، سه محور مهم خیزش دوباره مردم در شکل گیری انقلاب مردم برای رهایی خواهد بود.
فضای انفجاری جامعه و خواستهای محوری مردم
شرایط جنگی و خسارات سنگین اقتصادی ناشی از آن، وضعیت زندگی و معیشت مردم را بهمراتب نسبت به قبل نیز وخیمتر کرده است. مردمی که در این دوره، فشارهای شدید اقتصادی را تحمل کردند و با همیاری و همبستگی، صف خود را در برابر حکومت متحد نگاه داشتند، اکنون مطالبات معیشتی خود را دارند و موجی از اعتراضات کارگران و اجتماعی بر سر این مطالبات در راه خواهد بود.
برای مثال در جریان این جنگ، حملات به مناطق نفتی در عسلویه، پتروشیمیهای جنوب و صنایع فولاد، موجب بیکاری گسترده کارگران شد. بسیاری از آنان نهتنها کار خود را از دست دادهاند، بلکه دستمزد ماههای گذشته خود را نیز طلبکارند و کارفرمایان مفتخور با سوء استفاده از فضای موجود از پرداخت به موقع دستمزدها امتناع میکنند. بهعنوان نمونه، طبق گزارشات، دو هزار کارگر معدن زغالسنگ البرز غربی سه ماه دستمزد دریافت نکردهاند. همچنین در مراکز کارگری متعدد، اخراجهای گستردهای صورت گرفته است؛ از جمله در استان گیلان، در شرکت ریسندگی خاور، بیش از هشتاد درصد کارگران اخراج شدهاند.
بدینترتیب، در شرایط جنگی و به بهانه جنگ، تعرضی گستردهتر و سراسریتر به معیشت کارگران و کل جامعه صورت گرفته است؛ تعرضی که ابعاد دقیق آن هنوز روشن نیست، اما بیتردید فشار سنگینی بر کل نیروی کار وارد کرده است. همه اینها نتیجه سیاستهای چهلوهفتساله جنگافروزانه جمهوری اسلامی است که هزینههای آن از جیب مردم پرداخت شده است.
در برابر این حجم از فشار اقتصادی، مردم خواستار جبران خساراتاند. کار، معیشت و دستمزدهای معوقه خود را طلب میکنند. آنان بهخوبی میدانند که تا این حکومت سرکار است، جنگ، فقر، بیکاری، تبعیض و نابرابری نیز ادامه خواهد داشت. از همین رو سرنگونی این حکومت و پایان دادن به این چرخه، در صدر مطالبات آنان قرار دارد.
مردم نه غنیسازی میخواهند، نه موشک بالستیک و نه گروههای نیابتی. آنان بارها با شعار «نه جنگ میخوایم، نه کشتار، رفاه میخوایم ماندگار» در برابر سیاستهای جنگافروزانه حکومت ایستادهاند. پایان دادن به این سیاستها، توقف سرکوب و کشتار، پاسخگویی به مطالبات معیشتی و جبران خسارات، از خواستههای فوری کارگران و مردم در مسیر پایان دادن به این وضعیت است. با چنین مطالباتی، باید صف اعتراض را در سطح جامعه و محیطهای کار سازمان داد، به تدارک اعتصابات کارگری پرداخت و حکومت را در حلقه محاصره و اعتراض قرار داد. پاسخ فوری به جنگ، ناامنی، فقر و گرسنگی و بساط مافیایی حاکم سرنگونی جمهوری اسلامی است. باید با تمام توان، صفوف خود را برای تحقق این هدف متحد و سازماندهی کرد.
مبارزان کمونیست