بیانیه بخشی از کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان کردستان
در مخالفت با سرکوب، جنگ و دخالت خارجی
ما بخشی از کارگران، زنان، دانشجویان و معلمان کردستان، این متن را در شرایطی خطاب به افکار عمومی منتشر میکنیم که جامعهی ایران بهطور همزمان تحت فشار مجموعهای از نیروها و روندهای ارتجاعی قرار گرفته است؛ روندهایی که اگرچه در ظاهر و گفتمان با یکدیگر متفاوتاند، اما در عمل و پیامد، نتیجهای مشترک به بار آوردهاند: تضعیف زیست انسانی، خدشهدار شدن کرامت شهروندان و مسدود شدن افق آیندهی اکثریت مردم.
آنچه امروز از آن بهعنوان «بحران اقتصادی» یاد میشود، نه پدیدهای تصادفی است و نه صرفاً حاصل خطاهای مقطعی مدیریتی. گرانی افسارگسیخته، فرسایش معیشت، بیثباتی شغلی، بیمسکنی، گسترش فقر و ناامنی اجتماعی، پیامد سیاستها و تصمیمات ساختاری حاکم بر مناسبات اقتصادی و اجتماعی کشور است؛ سیاستهایی که در عمل، هزینههای بحران را به دوش کارگران، زحمتکشان و اکثریت مزدبگیر جامعه منتقل کردهاند.
در سالهای اخیر، اعتراضات اجتماعی در اشکال گوناگون و در عرصههای مختلف از محلات و خیابانها تا محیطهای کار، مراکز آموزشی و دانشگاهها بازتاب نارضایتی عمیق از فروکاستن زندگی انسانی به سطح بقا بوده است. مطالباتی چون نان، کار، مسکن، آزادی، رفاه اجتماعی و کرامت انسانی، بهطور مستمر در کانون این اعتراضات قرار داشتهاند.
کارگران در دفاع از حق زیستن و برخورداری از معیشت شایسته به میدان آمدهاند.
زنان در برابر تبعیض و ستم سازمانیافته و ساختاری ایستادگی کردهاند.
دانشجویان نسبت به خفقان سیاسی و آیندهی محدودشدهی خود اعتراض کردهاند.
در مواجهه با این مطالبات، رویکرد غالب حاکمیت جمهوری اسلامی در سالهای گذشته عمدتاً مبتنی بر پاسخهای امنیتی و سرکوبگرانه بوده است. از اعتراضات کارگری در هفتتپه، فولاد و هپکو تا تجمعات معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، کشاورزان و کولبران، اعمال فشار و محدودسازی حقوق اساسی در کنار گشایش مسیرهای رانت و امتیاز برای اقلیتی برخوردار، به رویهای پایدار بدل شده است. استمرار این وضعیت، بهطور مداوم زمینهی بروز ناآرامیها و تنشهای اجتماعی را فراهم کرده است.
حتی در شرایط بحرانی، از جمله پس از حملات نظامی اسرائیل در آنچه به «جنگ دوازدهروزه» موسوم شد، تغییری معنادار در این رویکرد مشاهده نشد. همزمان، با تشدید سیاستهای ضدمعیشتی، افزایش ناگهانی قیمت سوخت و کالاهای اساسی از جمله نان، مرغ، برنج و روغن، و نیز بیثباتی بازار ارز، فشار بر زندگی اقشار فرودست افزایش یافت؛ روندی که در شکلگیری ناآرامیها و حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دیماه نقش قابلتوجهی داشت.
از نظر ما، سهم و نقش سیاستهای حاکم در شکلگیری این وضعیت و پیامدهای آن انکارناپذیر است. در عین حال، نمیتوان از نقش منفی و مخرب برخی جریانات سیاسی و رسانهای با گرایشهای فاشیستی و ماجراجویانه از جمله سلطنتطلبان، مجاهدین
ناسیونالیستهای کورد(عبدالله مهتدی، مصطفی هجری و جریان پارت آزاد کردستان ) و گروههای مشابه چشم پوشید. فراخوانهای غیرمسئولانه، تهییج افکار عمومی از طریق رسانههایی چون ایران اینترنشنال، و ترویج خشونت و نظامیگری، به تشدید هزینههای انسانی و اجتماعی این بحرانها انجامیده است.
ما امروز با جریاناتی مواجهایم که به نام مردم، با ادعای آزادی و با شعار سرنگونی، مداخلهی نظامی خارجی و پروژههای ویرانگر و ضداجتماعی را برای جامعهی ایران تبلیغ میکنند. هر جریان سیاسی که دخالت ایالات متحده، اسرائیل یا سایر دولتهای غربی را بهعنوان «راهحل» معرفی میکند، در عمل در چرخهی خشونت، ویرانی و بیثباتی اجتماعی سهیم میشود. در چنین رویکردهایی، جان و امنیت مردم در حاشیه قرار میگیرد و مسئلهی اصلی، دستیابی به قدرت سیاسی است.
بر این اساس، موضع ما بهصورت روشن چنین است:
جمهوری اسلامی پاسخگوی مطالبات و منافع ما نبوده و نیست؛
قدرتهای متجاوز خارجی و ماشینهای جنگی آنها هیچ نسبتی با آزادی و رفاه مردم ایران ندارند؛
و جریانات سیاسیِ مدافع مداخلهی خارجی، از منظر ما فاقد مشروعیت اجتماعیاند.
همانگونه که در مواضع مستقل جنبش کارگری، از جمله اظهارات رانندگان شرکت واحد تهران، بهدرستی تأکید شده است:
«راه رهایی کارگران نه از مسیر رهبری تحمیلشده از بالا میگذرد، نه با اتکا به قدرتهای خارجی، و نه از طریق جناحهایی در درون حاکمیت.»
این تمایز، خط فاصل روشن ما با تمامی اشکال سلطه، سرکوب و مداخلهجویی است.
ما بر این باوریم که دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی از وضعیت کنونی، تنها از مسیر مبارزهای مستقل، آگاهانه، سازمانیافته و جمعیِ خودِ مردم کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان و دیگر اقشار زحمتکش امکانپذیر است و هیچ نیرویی بیرون از این ارادهی جمعی، نمایندهی آیندهی جامعهی ما نخواهد بود.
12 بهمن 1404
مبارزان کمونیست