هاپوزسیون

هاپوزسیون

در حاشیه اظهارات اخیر حمید تقوایی «همایش فردپرستان»

در تاریخ دوم نوامبر۲۰۲۲ در سایت آزادی بیان مطلبی با تیتر ( فقط کارگران میتوانند) منتشر کردم. در این مطلب تاکید کرده بودم که سلطنت و مجاهد هیچگاه در آینده ایران جایی نخواهند داشت.

اخیرا مطلب کوتاهی با قلم حمید تقوایی با نام «همایش فرد پرستان» در انتقاد به بالماسکه رضا پهلوی منتشر شده است. این موضع گیری به باور من مثبت و نشان از اندکی تغییر در درک و فهم تقوایی نسبت به فرهنگ سیاسی جریان سلطنت می باشد.

اما برخلاف مدعیان و رقبای رژیم چنج، هیچگاه تحرکات، گردهمایی ها، چگونگی سیاست کردن و توان این پس مانده‌ی ارتجاع سلطنت چه در جهت گرفتن قدرت و چه برای ایجاد یک تغییر جزیی در آینده ایران، از جانب نیروهایی که در جریان فعل انفعالات سیاسی در داخل و خارج از ایران به صورت بالفعل دستی بر آتش دارند جدی گرفته نشده است. به تصور من تا هم اکنون بیهوده وقت و امکانات تعدادی از گروه ها و احزاب سیاسی در خارج از ایران بویژه گروههای چپ، به بررسی و نقد خزعبلات و حرکات و سکنات لمپنی جریان بغایت ارتجاعی سلطنت صرف و به آنها بها داده شده است. تاکنون باید برای خیلی ها محرز شده باشد که رضا پهلوی نه خود میخواهد، نه جربزه اینکار را دارد، نه توانایی و نه می تواند مسئولیتی در آینده ایران بر عهده بگیرد. سلطنت شاهی هم برای همیشه از ایران رخت بربسته و مردم ایران در سال پنجاه و هفت، از سلطنت و آن فرهنگ سیاسی که نمونه بسیار کوچکی از آن در بالماسکه مونیخ به اجرا درآمد عبور کرده اند. خود بزرگ بینی و احساس پدری و الغای نوکر منشی به مریدان بی شعور در آن بالماسکه از جانب رضا پهلوی، ارث ابوی دیکتاتور ایشان است. محمد رضا شاه هم  ژنرالهای دو تا سه ستاره را به دست و پابوسی خود عادت داده بود.

مردم و جامعه ایران در سال پنجاه و هفت و برای همیشه از فرهنگ برده وار سلطنت  گذر کرده و به این خود نماییهای ارتجاعی و چندش آور شاهنشاهی پایان دادند. گذار مردم ایران از رژیم متحجر اسلامی و فرهنگ بشدت ارتجاعی آن هم نیازی به تکرار ندارد.

اما آنچه که مرا ترغیب به نوشتن این مطلب نمود، موضع گیری حمید تقوایی «لیدر» حککا در پس آخرین بالماسکه رضا پهلویست.

حمید تقوایی در مطلبی با نام «همایش فرد پرستان»، بدرست بر فرهنگ سیاسی ارتجاعی حاکم بر این نمایش اشاره دارد و می نویسد «قصد من از این یادداشت کوتاه این مباحث نیست، بلکه فرهنگ سیاسی حاکم بر این همایش است. در این مراسم سخنرانان یکی پس از دیگری به تملق گویی و تمجید از مقام والای شاهزاده و نقش نجات بخش او پرداختند و ……….». تقوایی درست می گوید، اما فراموش می کند که همین فرهنگ سیاسی در کنگره این فرقه، هنگامی که اصغر کریمی در مدح لیدر حمید تقوایی سخن می گوید، چگونه درویشان فرقه مربوطه مستانه به خلسه می روند.

البته این تنها شباهت فرهنگ و سیاست فرقه سلطنت و تقوایی به یکدیگر نیست. به فراخوانها، شعارها و رژه رفتن این فرقه در سایه پرچم سه رنگ «ایران زمین» در تظاهراتهای مختلف همراه با لمپن فاشیستهای سلطنت دقیق شوید. به دعوت کردن رسمی از همین رضا پهلوی به کنگره حزب فخیمه رجوع کنید. به موضع گیری های حمید تقوایی و حککا در مقابل جنایات رژیم آپارتاید و نسل کشی اسرائیل در مقابل مردم فلسطین و بویژه مردم غزه بعد از هفتم اکتبر دقیق شوید و آنها را با موضعگیری سلطنت طلبان مقایسه کنید.

فراخوان بنیامین نتانیاهو جنایتکار جنگی در حمله (هرچه سنگین تر بهتر) به ایران از زبان و قلم حمید تقوایی و اعضای دیگر این فرقه را بیاد بیاورید. به افتخار مسئولین این حزب از موضعگیری در قبال حمله اسرائیل به ایران و استقبال از حمله مجدد جنایتکاران و کودک کشان اسرائیل ، با این استدلال که هر اندازه رژیم بیشتر تضعیف شود به نفع ما و جنبش سرنگونی خواهد بود توجه کنید. حمله اسرائیل به ایران و جنگ دوازده روزه مابین رژیمهای مذهبی اسرائیل و ایران، نتایج آن و مواضع پهلوی چیها و تقوایی چیها را قبل و بعد از جنگ بررسی و باهم مقایسه کنید.

تنها تفاوتی که میان فرقه تقوایی با سلطنت طلبها در دوره قبل و بعد از جنگ مشاهده می کنید، یکی نرفتن حمید تقوایی به زیارت دیوار ندبه و استفاده از کلاه کیپا (Yarmulke)ست و دیگری گرا ندادن ایشان به هواپیماهای اسرائیل برای نقطه زنی مراکز نظامی و بیمارستانها و … است، (کسی چه می داند!).

تقوایی خطاب به سلطنت طلبها می نویسد « باید در مقابل کسی که این نمایش مهوع را ًهمکاری ملی برای نجات ایرانً جا می زند محکم ایستاد». ایشان با گفتن این جملات تلاش دارد، تشویق و هلهله سردادنهای خود و فرقه مربوطه در جریان حمله اسرائیل به ایران را ماست مالی و خود را یک« ایرانی» تمام عیار نشان دهد. در صورتیکه این دو جریان هم سلطنت طلبها و هم فرقه تقوایی هر دو در جریان حملات رژیم فاشیست و نسل کش اسرائیل ، چه قبل و چه در جریان جنگ دوازده روزه و بعد از آن بعنوان جریانهای پرو اسرائیلی و پرو آمریکایی کارنامه سیاهی اخذ کردند.

این جنگ را اسراییل شروع کرد. اما اگر استدلالات فرقه تقوایی و رضا پهلوی مبنی بر اینکه رژیم اسلامی مقصر شروع جنگ است را بپذیریم، و اگر بپذیریم که رژیم اسلامی اهدافی را در شروع این جنگ دنبال می کرده و نقشه هایی داشته است. در این صورت سلطنت طلبها و فرقه تقوایی در این جنگ و اهداف آن هم برای اسرائیل و هم برای ایران نقش بازی کرده اند.

اما هدف این ناسیونالیست چپ از موضع گیری تماما ایرانی در این مطلب چه اهدافی را دنبال می کند. چه چیزی عوض و چه اتفاقی افتاده است. هر دو جریان آنطور که اعلام و آرزو میکنند در انتظار حمله دوم اسرائیل و جنگی دیگر میان این دو رژیم ارتجاع مذهبی و جنایتکار افسون شده اند. هر دو بر این باورند که حمله اسرائیل به ایران رژیم را تضعیف و در صورت حمله مجدد ضعیف تر و راه رژیم چنج برای آنها تسهیل می شود.

اما رژیم چنجی از پس این جنگ حاصل نشد. سرنگونی رژیم برخلاف وعده وعیدهای نتانیاهو و جاشهای اسرائیل در جریان این جنگ، خود و درویشان با و بی جیره و مواجب سلطنت و فرقه تقوایی را در خماری مطلق فرو برد.  ناکامی رضا پهلوی و تقوایی این دو رقیب رژیم چنج را بشدت پریشان و به یاوه گویی و پرت و پلا گفتن کشانده است. اما تقوایی از این موضع گیری و انتقاد به فرد پرستی رضا پهلوی به دنبال چیست. جواب به این سوال پیچیده نیست.

درخواست پزشکیان از شرکت اپوزیسیون در حل مشکلات و معضلات جامعه برای برون رفت از بن بستی که اسلام سیاسی و رژیمش را با چالشها و بحرانهای عمیق و غیر قابل حل روبرو نموده است، همچنین نامه و فراخوان موسوی ( نخست وزیر وقت و یکی از عاملان و تایید کنندگان کشتار و جنایات دهه شصت و از عاملان هیات مرگ سال ۶۷)، به اضافه ادعانامه های بعضی از کنشگران و متخصصین و سیاسیون داخل و خارج کشور، و ارائه راه حلهای گوناگون برای برون رفت رژیم از این بن بست، این دو جریان پرو اسرائیلی را به رقابت با هم، و در تلاش برای بکار گرفته شدن و احراز جایگاهی در این دعوت کذایی کشانده است.

رضا پهلوی و حمید تقوایی چندبار مچل و آلت دست جنایتکاری چون نتانیاهو شدند و این بار با  گفته ها و وعده وعیدهای مرتجع دیگر به ذوق آمده اند. بعد از حمله اول اسرائیل و آمریکا، آرزوهای نتانیاهو، رضا پهلوی و حمید تقوایی از جنگ و نتایج آن نقش بر آب شد. وعده پزشکیان هم با انتصاب و ابقا فسیل مرتجعی چون جنتی در پست ریاست شورای «حکومت خدا»ی نظام، برای مدتی این عاشقان و آرزومندان رژیم چنج و تخت و تاج و مقام را  سر کار گذاشته است.

در مدت کمتر از دو سال، دو اتفاق سیاسی، فرهنگی و تاریخی مهم در منطقه خاورمیانه به وقوع پیوسته است. یکی جنایات و نسل کشی اسرائیل در غزه و علیه مردم فلسطین و دیگری حمله اسراییل و آمریکا با کمک نیروهای ناتو و بعضی از کشورهای منطقه به ایران و شروع یک جنگ ضد مردمی که حاصل آن کشتار مردم بی دفاع و ویرانیهای گسترده در هر دو طرف بود..

اعتراض های متعدد صدها هزار تا نیم میلیون نفره انسانهای مترقی و متمدن دنیا در کشورهای مختلف در ضدیت با نسل کشی غزه و جنگ تا هم اکنون در جریان است. هر دو جریان سلطنت و حککا با ایستادن در سمت غلط تاریخ در هر دو آزمون مردود و بارها از جانب نیروهای مترقی و متمدن و انساندوست مورد انتقاد و سرزنش قرار گرفتند.

در ایران فساد عمیق ساختاری رژیم، شکست امنیتی در جنگ دوازده روزه، تنفر اکثریت جامعه از رژیم و حاکمان، ورشکستگی سیاسی و اقتصادی و بن بست و ناکارآمدی این رژیم در اداره جامعه، همچنین وجود مشکلات وسیع محیط زیستی و فقدان امکانات زندگی روزمره، حاکمیت را به هذیان و «چاره اندیشی» واداشته است.

 نه توهم و یاوه گویی و نه آرزوهای پزشکیان و بقیه سردمداران رژیم و نه بالماسکه ها و خودنمایی های این هاپوزسیون، هیچکدام راه رهایی مردم از این منجلاب نیست. نمایشهای به غایت مصنوعیی و ارتجاعی۵۰ و ۱۰۰ و ۵۰۰ نفره عده ای نان به نرخ روز خور و مزدور و مرتجع، و بزرگنمایی همایشهای آنها توسط تلویزیونها و ژورنالیستهای نوکر در خارج از ایران سراب و افسانه ای بیش نیست.

جامعه ایران برخلاف ادعای ناسیونالیستهای چپ و راست نه از بالا بلکه از پایین، توسط مردم و طبقه کارگر و زحمتکشان، در یک رویارویی طبقاتی، برای از بین بردن این تفکرات وابسته به سرمایه و «خدا»، برای به زباله دان ریختن اسلام سیاسی و برای ایجاد یک جامعه آزاد و برابر و یک دنیای بهتر، و برای نان و کار و آزادی در حرکت و تلاش روزمره قرار دارند.

انتقاد تقوایی به رضا پهلوی  تف سربالا بود.

 ئه‌م خِه‌ره،‌ ئه‌و تِه‌ره نابری!

آزاد نسیم ۳۰ ژوئیه ۲۵