پیرامون جنگ لالهزار در شهر سلیمانیه عراق
سحرگاه روز ۲۱ اوت نیروهای نظامی مربوط به حزب اتحادیه میهنی در کردستان عراق با ریاست وافل طالبانی، متشکل از نیروهای ضد ترور، نیروهای کماندو و نیروهای امنیتی این حزب، با توپ و تانک و پهباد و نارنجک و اسلحه های سبک و سنگین، به هتل لالهزار، محل سکونت لاهور شیخ جنگی (عموزاده وافل طالبانی) و رییس گروه تازه تاسیسی بنام «جبهه خلق» در شهر سلیمانیه هجوم برده و بعد از ساعتها درگیری و کشته و مجروح شدن تعدادی از نیروهای دو طرف، هتل لالهزار را به تصرف خود در می آورند.
به دنبال این شبیخون، لاهور شیخ جنگی رییس گروه تازه تاسیس «جبهه خلق»، همراه برادرش و دهها نفر از نیروهای این گروه دستگیر و بازداشت میشوند. طبق اخبار و روایتهای گوناگون، طرفین درگیر هر کدام دیگری را مقصر این فاجعه دانسته و همدیگر را به اتهاماتی از قبیل «کودتا، نقشه ترور و یا بهم زدن آسایش شهر و منطقه، یا همکاری با نیروهایی پارتی دمکرات بارزانیها، برای تضعیف اتحادیه میهنی در بزنگاه انتخابات عراق و …………… » متهم میکنند.
هدف از نوشتن این یادداشت تلاش برای نشان دادن یا مقصر بودن هیچ کدام از طرفین درگیر در این ماجرا نیست. هدف یادآوری چند باره شکل سیاست و اداره جامعه توسط این فرقههای مسلح و عشایر کردی است که بیش از سه دهه نفس کشیدن و زندگی مردم در کردستان عراق را به گروگان گرفتهاند. یادآوری این نکته لازم است که تاکنون دهها نفر از مردم این منطقه به فرمان وافل طالبانی و لاهور شیخ جنگی (هنگامی که خود لاهور از مسئولین اتحادیه میهنی و فرمانده نیروی ضد ترور این حزب بود) ربوده، کشته و ناپدید شده اند.
جنگ این عموزادهها بر سر اختلاف در شکل حکومت کردن، یا اختلاف بر سر چگونگی رسیدگی به حقوق و فقر و گرسنگی مردم نیست. اختلاف و جنگ این دو بخش از فرقههای کردی بر سر مشکلات زنان و کودکان و شکل تضییق حقوق آنان نیست. بر سر مقدار و زمان پرداخت حقوق بازنشستگان هم نیست که ماهها و سالها تاخیر و پرداخت نشده است. در ایجاد خفقان و فرمان ترور مخالفان هم هیچ گونه اختلافی در بین نبوده است. هیچکدام از این عشایر مشکلی با ناموسپرستی و کشتار زنان و دختران توسط همسر و پدر و عمو و برادر هم نداشته و ندارند. در مزدوری رژیم اسلامی ایران و کشتار فعالان اپوزیسیون این رژیم ویژه کمونیستها در اقلیم کردستان یا تحویل آنها به رژیم ایران اختلافی نداشته و ندارند. اختلاف و مخالفتی هم با سرکوب مردم غزه و فلسطین توسط اسرائیل « به حکم دوستی و هم سرنوشتی مردم اسرائیل و کردها» نداشتهاند. هر دو عشیره در تقویت ناسیونالیسم کردی و ارتجاع منبعث از آن تا پای جان کوشیده اند.
جنگ این دو عمو زاده برای هژمونی بیشتر قدرت بر سر تقسیم دلارهای حاصل از گاز و نفت متعلق به مردم در کردستان عراق است که بیش از سه دهه به کمک و یاری کشورهای درگیر در منطقه به جیب این جنایتکاران و مافیای قدرت سرازیر میشود. جنگ این عموزادهها، جنگ دلار است.
جنگ عموزادههای کرد در سلیمانیه اما، رعدی در آسمان بی ابر نبود. چندی پیش هم جنگی میان دو فرقه دیگر کردی متعلق به دو عموزاده در همین منطقه روی داد. جنگ فرقه مربوط به عبداله مهتدی (عبداله ایلخانی زاده » علیه فرقه مربوط به عموزاده خود عمر ایلخانی زاده در همین شهر برای هژمونی و سیطره یکی بر دیگری، در یک شبیخون از جانب نیروهای مهتدی علیه نیروهای عمر ایلخانی زاده صورت گرفت. در این شبیخون هم چند نفر کشته و زخمی شدند. جنگ عبداله و عمر هم در اختلاف شیوه «مبارزه» با رژیم اسلامی ایران نبود. دو فرقه سالها بود به کارهای دیگری مشغول بودند. جنگ این دو عموزاده بر سر اختلاف در چگونگی «مبارزه» برای دفاع از حقوق کودکان و زنان و حجاب و علیه ناموس پرستی در کردستان ایران نبود. اختلاف آنها در شکل «مبارزه» در دفاع از حقوق کارگر و معلم و بازنشسته یا اعتراض به فقر و فلاکت و کارتن خوابی هم نبود. اختلاف آنها در شکل «دفاع» از حقوق مردم فلسطین و در اعتراض به جنایات اسرائیل در غزه نبود. جنگ این دو عموزاده ناسیونالیست و مرتجع کرد، که با تسلیم شدن عمر به عبداله تموم شد، در جهت دریافت سهم بیشتری از دلارهای رسیده از عموزادههای بالا (وافل و لاهور) بود که به نفع عبداله سرانجام پیدا کرد.
مادام و تا زمانی که دهها گروه، عشیره، سازمان و احزاب مختلف و مسلح ناسیونالیست کرد سلطه گران منطقه کردستان عراق باشند، جنگ بر سر تقسیم دلار ادامه خواهد یافت.
جنگ عموزادهها ادامه دارد
آزاد نسیم ۲۷ اوت ۲۵
مبارزان کمونیست