دگردیسی و رجعت به اصل عبداله مهتدی
دهه های شصت و هفتاد، چپ و ضد امپریالیست بودن، و در ایران مخالفت با شاه دیکتاتور، برای بخشی از جوانان طبقه متوسط و بخشی از فرزندان مالکین و طبقات بالا هم مد روز شد. این ترند بخش کوچکی از این جوانان را به ساحت مبارزه سیاسی کشاند. عده ای از آنها، جدا از پیشینه و تعلق طبقاتی، با، یا بدون در نظر گرفتن ارزشهای سیاسی، اجتماعی و اعتقاد به کاری که انجام می دادند آرمانگرا شدند. تعدادی از این انسانها سر از زندانهای حکومت سرکوبگر و دیکتاتور شاه پهلوی درآوردند، عده زیادی هم توسط دستگاههای مخوف و سرکوبگر شاه پهلوی اعدام یا ناپدید شدند.
عبداله مهتدی یکی از این آرمانگرایان «کمونیست» بود که از طرف حکومت سرکوبگر پهلوی زندانی و هنگامه انقلاب مردمی ۵۷ از زندان آزاد شد.
در مدت کوتاهی بعد از انقلاب به یکی از رهبران کومله و حزب کمونیست ایران تبدیل شد.
عبداله مهتدی که زمانی خود را یک «کمونیست» دوآتشه می خواند، در فرصت کوتاهی از عمر «مفید» خود، آنچنان به سراشیبی انحطاط سقوط کرد که نام او در بی پرنسیبی، افت اخلاقی، رفیق کشی، مزدوری و پادویی حاکمان اقلیم کردستان عراق، و در مدت دو سه سال گذشته به چهره عریان یک فاشیست کرد و به نماینده با جیره و مواجب دولت مذهبی و فاشیست نتانیاهو تبدیل شد.
مهتدی با سکوت و چشم بستن بر جنایات نسل کشی و کودک کشی دو سال اخیر دولت فاشیست اسرائیل در غزه و لبنان علیه مردم فلسطین و در نتیجه صحه گذاشتن بر جنایاتجنگی اسرائیل، این انحطاط را به اوج رساند. به این ترتیب در طول این پروسه، موقعیت و « شرافت» سیاسی خود را با پول و مقام عوض نمود
به دنبال حمله اول آمریکا به عراق در سال ۱۹۹۱ که به تقسیم حاکمیت عراق بین «شیعه و سنی و کرد» انجامید. بوی قدرت و پول و عشق به «کردایه تی» دهن های عبداله مهتدی و ابراهیم علیزاده را کف برگرفت. از همان روزهای اول به مخالفت با گرایش کمونیسم کارگری برخاستند. بعد از جدایی گرایش کمونیسم کارگری( اکثریت حزب) از حزب کمونیست ایران، این حزب دچار انشعاب و به چند گروه و فرقه تقسیم شد. یکی از این فرقه ها بنام عبداله مهتدی رقم خورد که در ادامه مانند بقیه فرقه های دیگر آگاهانه و خود خواسته به تدارکاتچی اتحادیه میهنی به رهبری جلال طالبانی در کردستان عراق تبدیل شدند. این اولین انحطاط عبداله مهتدی و بقیه رهبران این فرقه های «کردی» بود.
نزدیک به سه دهه، مهتدی و سازمان مربوطه، در خدمت سیاستهای چپاولگران و دزدان حاکم بر اقلیم کردستان عراق قرار گرفت. فعالیتهای «سیاسی» سازمان تحت مسئولیت مهتدی که خود در هر نشست و شوی تلویزیونی با نام «حزب من» از آن اسم می برد، حدود سه دهه و تاکنون در خدمت جریان اتحادیه میهنی در کردستان عراق و همانند یکی از پادوان این مافیای ارتجاعی عشیره طالبانی عمل می کند و در رویا و سراب «کردستان بزرگ» به یکی از سازمانهای گروه فشار مابین اتحادیه میهنی و جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در ازای دریافت پول و امکانات از این مافیای دزد و ضد زن و سرکوبگر، در مقابل جنایات این سلطه گران اقلیم کردستان عراق خفه خون گرفته است.
فعالیتهای «سیاسی» دیگری که در این سه دهه انجام داده است، از جمله می توان به نقشه ترور مخالفین و رفقای قدیم خود، توطئه و شبیخون به سازمان زحمتکشان کومله خواهر با «مالکیت» عمر ایلخانی زاده بود اشاره نمود که منجر به کشته و زخمی شدن چند پیشمرگ از طرف فرقه مخالف شد. ارسال چهار نفر از پیشمرگان به داخل ایران برای «شعار نویسی» که منجر به اعدام آنها توسط رژیم جنایتکار اسلامی شد، یکی دیگر از« فعالیتهای سیاسی» آقای مهتدی است که بر کارنامه درخشان این «کمونیست» قدیمی افزوده میشود.
در جریان جنبش زن زندگی آزادی، فضای حاکم بر سازمانها، احزاب و افراد سیاسی در داخل و خارج کشور، زمینه ساز جان گرفتن دوباره عبداله مهتدی در صحنه سیاسی خارج کشور شد. مهتدی بسرعت در کنار جریانهای فاشیستی«رژیم چنج» از جمله سلطنت طلبان و رضا پهلوی قرار گرفت. نقش منفی و تاثیر گذاری مخرب این جمع دلقک و مزدور علیه مبارزات مردم در جریان جنبش مهسا تا هنوز هم مورد بحث و جدل میان آنهاست.
با انتخاب ترامپ و تلاش بورژوازی غرب برای تغییر رژیم اسلامی ایران از طریق« رژیم چنج» با استفاده از نیروهای گروه فشاری از جمله سلطنت طلبان و فاشیستی بنام رضا پهلوی، عبداله مهتدی را هم جان تازه ای بخشید. دوباره به یاد اشغال عراق توسط آمریکا در سال ۱۹۹۱ افتاد و تصور ایجاد یک «اقلیم کردی» در کردستان ایران شب و روزش را قاطی کرده است. از این تلویزیون به آن یکی و دومی و سومی و از این کشور به آن کشور او را مانند مترسک و عنتری تجزیه طلب و ابزاری در خدمت این رژیم چنج به جامعه نشان دادند. تریبون و دوربین در اختیارش گذاشتند، هزینه و امکانات سفر و زندگی لاکچری برایش مهیا کردند طوری که خود او هم باورش شده که عددی شده است.
قبل از جنگ ارتجاعی «دوازده روزه» مابین دو دولت مذهبی و سرکوبگر و فاشیست اسرائیل و ایران، مهتدی سراغ یار دیرین و آن فرقه دیگر، کومله ابراهیم علیزاده شتافت تا قبل از «رژیم چنج» احتمالی مجددا یکی شده تا شاید «بزرگ» شده و به بازی گرفته شوند. در این مدت عبداله مهتدی در رویای یک رژیم چنج و به بازی گرفتن او و فرقه اش، بر جنایات و ویرانه های این جنگ ارتجاعی رقصید، هلهله سر داد، و بالاخره در جریان آتش بس بین این دو دولت فاشیست، همراه با رضا پهلوی و حمید تقوایی و آنانکه بر طبل این جنگ ارتجاعی و سناریو سیاه کوبیدند، مایوس و سرافکنده، ناکام و شکست خورده، با رویاهای کذایی خود، در انتظار احتمال نسخه ارتجاعی «رژیم چنج» دیگری، چه به کمک آمریکا و اسرائیل و چه در درون ساختار جمهوری اسلامی هن هن می زنند.
عبداله مهتدی به جایی بازگشته که از آن آمده بود.
آزاد نسیم
25/06/25
مبارزان کمونیست