جنگ و آتش بس و عواقب آن

بامداد امروز سوم تیر ۱۴۰۴ بعد از ۱۲ روز جنگ میان ایران و اسرائیل، “دبیر خانه شورای عالی امنیت” جمهوری اسلامی آتش بس را پذیرفت. این آتش بس بدنبال بمب باران سایت‌های اصلی هسته‌ای در اصفهان و نطنز و فردو توسط آمریکا در دو روز پیش، و بمباران سنگین و بیسابقه دیروز مراکز نظامی دولت و محلاتی در تهران اعلام شد. دیروز دوم تیر ماه بمب افکن‌های اسرائیلی نزدیک به یک ساعت بدون هیچگونه مقاومتی در برابر خود بر روی آسمان تهران چرخ زدند و بمب ریختند.
این جنگ ۱۲ روزه از طرف اسرائیل شروع شد. در این مدت هیاهوی پوچ نزدیک به چهار دهه رژیم اسلامی از توان موشکی و قدرت نظامی و اقتدار آن درهم شکست و افسانه قدرت نظامیش دود شد و به هوا رفت. دولت اسلامی به شکل تحقیر آمیزی جلو چشم مردم دنیا مجبور گردید چون طرف شکست خورده به میز مذاکره پناه ببرد و به شرایط طرف مقابل گردن نهد.
در جریان این جنگ بار دیگر روشن گردید که نه جبهه غرب یعنی آمریکا و کشورهای اروپائی و نه جبهه شرق چین و روسیه خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند. با دخالت مستقیم آمریکا در جنگ و زدن سایت های اتمی، جبهه شرق عمدتا چین دخالت خود از طریق فرستادن کمک به ایران را قطع کرد و موضع درخواست خویشتنداری از ایران را در پیش گرفتند. ایران وقتی دولت قدرتمندی را کنار خود ندید ناچارا به ترامپ روئی آورد. وزیر خارجه آن عراقچی در مسکو از طریق پوتین توافق خود با آتش یس را به اطلاع آمریکا رساند. با این ترتیب جلو ادامه جنگ و گسترش آن گرفته شد.
در این میان چند نکته از جمله دستاوردها و فوائد این جنگ برای دو قطب غرب و شرق و دولت‌های خاورمیانه است. اول، ضرباتی است که جنگ به جنبش مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی و مبارزات آنها وارد کرد. در طول این جنگ مردم به جای ادامه مبارزات و سازماندهی صف خود ناچارا در فکر حفظ جان خود و عزیزانشان ‌بودند. تضعیف صف مبارزاتی مردم و جلوگیری از بالا رفتن توقعات آن‌ها از زندگی و آزادی‌های فردی امر مشترک تمام این دولت‌ها و جمهوری اسلامی است. بدون شک رژیم اسلامی به بهانه جنگ بساط سرکوب علیه جنبش اعتراضی مردم را بکار خواهد انداخت. طی این دوازده روز جنگ، رسانه‌های غربی با استفاده از جنگ و فضای آن و با گرفتن بلندگو جلو انواع دارودسته‌های فاشیست سلطنت طلب و نژاد پرست ناسیونالیست کُرد سرگرم کوبیدن جنبش آزادیخواهی مردم بودند.
دوم، در جریان جنگ اسرائیل بطور حساب شده‌ و طبق نقشه بیشتر مهره‌های اصلی سپاه پاسداران را از بین برد. این ضربه سختی به جناح خامنه‌ای است و راه را برای استحاله و هر نوع تغییراتی در جمهوری اسلامی و رام شدن آن به نفع غرب بوجود خواهد آورد.
سوم، سالها بود غرب ظاهرا بر سر مسئله هسته‌ای با ایران کلنجار میرفت و به نتیجه‌ای نمی رسیدند. با بمباران سایت‌های اتمی و منهدم کردن آنها توسط آمریکا مسئله اتمی و مشکلی که غرب با ایران داشت لااقل برای سالهای زیادی حل شد. در نتیجه نه تنها برگه امتیاز اتمی از دست رژیم گرفته شد بلکه مایه ضعف و سرافکندگی آن شد.
چهارم، با وضعیتی که جمهوری اسلامی در آن قرار گرفته است، شکست اسلام سیاسی و پایان “محور مقاومت” آن در منطقه برای همه عیان گشته و از این پس جمهوری اسلامی در موقعیت و توازن ضعیف تری در رابطه با دیگر دولت ها قرار خواهد گرفت.
پنجم، سیاست غرب در طول جنگ و در جریان چگونگی رسیدن به آتش بس و بطور یقین توافقات در مذاکرات پیش رو این است که وجهه رژیم در انظار مردم شکسته نشود. غرب نگران از دست رفتن توان سرکوبگری رژیم و رشد جریان چپ و عدالتخواه در جامعه ایران است.
اما بعد از جنگ، کارگران و مردم در ایران این توان و تجربه مبارزاتی را دارند که صفوف اعتراضی خود را ترمیم کنند. سرنگونی جمهوری اسلامی به نفع مردم تنها از راه مبارزات متحدانه کارگران و مردم و پیوستن به صف کمونیستها امکان پذیر است. مطالبه جبران ضرر و زیان‌هاي ناشی از جنگ باید به ردیف دیگر مطلبات کارگران، زنان، دانشجویان، معلمین، زندانیان، بازنشستگان و رانندگان و کشاورزان اضافه گردد. تا از این طریق جلو تعرض رژیم و هر آنچه را که رژیم میخواهد بنام جنگ از مردم بگیرد، از جبران زیان مالی و خسارت مالی گرفته تا سلب آزاد‌های سیاسی و سرکوبگری آن گرفته شود.
مجیدحسینی
سوم تیر ۱۴۰۴
۲۴ ژوئن ۲۰۲۵
Alla reaktioner:

Du och Hamid Shabany