آن کارسون، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶؛ از ادبیات کلاسیک تا آزادی اندیشه و رویارویی با استبداد

 

بهرام رحمانی
bahram.rehmani@gmail.com

آکادمی سوئد روز پنج‌شنبه ۸ اکتبر ۲۰۲۶، جایزه نوبل ادبیات را به آن کارسون‌(Anne Carson)، شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر ادبیات کلاسیک کانادایی، اهدا کرد.
آکادمی سوئد در بیانیه خود اعلام کرد که این جایزه به کارسون تعلق گرفته است:
«برای مجموعه آثار جسورانه و خلاقانه‌اش که در گفت‌وگویی بازیگوشانه با سنت کلاسیک، فرم‌های تازه‌ای برای ادبیات معاصر ایجاد کرده است.»
انتخاب آن کارسون از این جهت اهمیت دارد که او نویسنده‌ای است که آثارش به‌سادگی در قالب‌های متعارف ادبی قرار نمی‌گیرند. شعر، نثر، جستار، ترجمه، نمایشنامه، پژوهش ادبی و هنرهای اجرایی در آثار او به یکدیگر پیوند می‌خورند و مرزهای معمول میان گونه‌های ادبی را جابه‌جا می‌کنند. آکادمی سوئد نیز دقیق بر همین ویژگی در کار ادبی او تاکید کرده است.

نویسنده‌ای میان شعر، نثر و ترجمه
آن کارسون در سال ۱۹۵۰ در تورنتو کانادا متولد شد و بخش مهمی از زندگی علمی و ادبی خود را به ادبیات یونان باستان، زبان‌های کلاسیک و پیوند میان ادبیات کلاسیک و ادبیات مدرن اختصاص داده است.
او از نویسندگان برجسته ادبیات تجربی معاصر به شمار می‌رود و در آثارش ترجمه صرفا انتقال واژه‌ها از یک زبان به زبان دیگر نیست؛ بلکه نوعی آفرینش ادبی و گفت‌وگو با گذشته است.
کارسون از اسطوره‌ها، شخصیت‌ها و متون یونانی استفاده می‌کند، اما هدفش بازسازی صرف گذشته نیست. او آن‌ها را به جهان امروز می‌آورد و با مسائل انسانی معاصر، از عشق و فقدان گرفته تا میل، تنهایی، هویت و مرگ، پیوند می‌دهد.
آکادمی سوئد نیز در توضیح آثار او تاکید کرده است که ترجمه‌هایش از یونانی کلاسیک را می‌توان به‌عنوان آثار ادبی مستقل نیز ارزیابی کرد.
یکی از مشهورترین آثار او «Autobiography of Red» یا «زندگینامه سرخ» است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. این اثر، که ترکیبی از شعر و روایت داستانی است، شخصیت اسطوره‌ای گِریون را از جهان اسطوره‌های یونانی به فضای زندگی مدرن می‌آورد و پرسش‌هایی درباره عشق، میل، خشونت، تنهایی و بلوغ انسانی مطرح می‌کند.
همین توانایی در تبدیل یک روایت بسیار قدیمی به اثری برای انسان امروز، یکی از ویژگی‌های اصلی ادبیات کارسون است.

چرا آن کارسون؟
انتخاب آن کارسون نشان می‌دهد که نوبل ادبیات بار دیگر به نویسنده‌ای تعلق گرفته است که حاضر نیست ادبیات را در مرزهای سنتی و از پیش ‌تعریف‌شده محدود کند.
کارسون میان جهان کلاسیک و جهان معاصر رفت‌وآمد می‌کند و از این برخورد، شکل‌های تازه‌ای از بیان ادبی می‌آفریند.
برای نمونه، در «Norma Jeane Baker of Troy»، اثری منتشرشده در سال ۲۰۱۹، داستان هلن تروایی در نمایشنامه «هلن» اثر اوریپید با زندگی و شخصیت مرلین مونرو درهم می‌آمیزد.
در این اثر، دو زن متعلق به دو جهان تاریخی کاملاً متفاوت کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و موضوعاتی چون زیبایی، شهرت، میل، جنسیت، تصویر زن و نگاه جامعه به زنان مورد بازاندیشی قرار می‌گیرد.
اثر دیگر او، «Float»، که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، مجموعه‌ای از ۲۲ کتابچه است که ساختار آن نیز غیرمتعارف است و تجربه‌گرایی کارسون با شکل و ترتیب خواندن کتاب را نشان می‌دهد.
از آثار مهم دیگر او می‌توان به Eros the Bittersweet»»،«The Beauty of the Husband»، «Men in the Off Hours»، «Decreation» و «Nox» اشاره کرد.
کارسون هم‌چنین در پروژه‌های نمایشی، اپرا و همکاری‌های هنری با هنرمندان رشته‌های دیگر مشارکت داشته است. در نتیجه، کارنامه او را نمی‌توان صرفا در چارچوب «شعر» یا «داستان» خلاصه کرد.
به تعبیر یکی از اعضای کمیته نوبل ادبیات، آثار کارسون چنان مرزهای ژانری را پشت سر گذاشته‌اند که گویی کتاب‌های او «قفسه‌ای مخصوص به خود» دارند.

غافلگیری آن کارسون از دریافت نوبل
هنگامی که آکادمی سوئد برای اطلاع دادن خبر نوبل با کارسون تماس گرفت، او در ایسلند حضور داشت. اینگرید کارلبرگ، دبیر دائمی آکادمی سوئد، گفت کارسون در زمان تماس در ایسلند بوده و «به باد گوش می‌داده است.»
کارسون از دریافت این جایزه بسیار غافلگیر شد و در واکنش اولیه، با لحنی طنزآمیز گفت:
«فکر می‌کنم همه آن‌ها دیوانه‌اند.»
این واکنش نیز با روحیه ادبی او همخوانی دارد؛ نویسنده‌ای که در آثارش جدیت سنت کلاسیک را با طنز، بازی زبانی و تجربه‌گرایی درهم می‌آمیزد.‌(رویترز)

نوبل ادبیات ۲۰۲۶؛ ۱۲ میلیون کرون سوئد
مبلغ جایزه نوبل در سال ۲۰۲۶ به ۱۲ میلیون کرون سوئد افزایش یافته است؛ رقمی که در زمان اعلام جایزه حدود ۱٫۲ میلیون دلار آمریکا ارزش داشت.
بنیاد نوبل در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که مبلغ هر جایزه در سال جاری یک میلیون کرون افزایش یافته و به ۱۲ میلیون کرون رسیده است.
آن کارسون دومین نویسنده کانادایی برنده نوبل ادبیات پس از آلیس مونرو است و نوزدهمین زنی است که از زمان آغاز اعطای نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۱ این جایزه را دریافت می‌کند.
او هم‌چنین تابعیت ایسلند را از سال ۲۰۲۲ دارد و در سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از زندگی خود را میان کانادا و ایسلند گذرانده است.
مراسم رسمی اهدای جایزه نوبل در ماه دسامبر در استکهلم برگزار خواهد شد.

آیا نوبل ادبیات واقعا علیه نویسندگان چپ بوده است؟
واقعیت تاریخی پیچیده‌تر از یک تقسیم‌بندی ساده «چپ/راست» است. در میان برندگان نوبل، نویسندگان و روشنفکرانی با گرایش‌های چپ، سوسیالیستی، ضدجنگ یا ضدسرمایه‌داری هم وجود داشته‌اند. برای نمونه:
* برتراند راسل، برنده نوبل ادبیات ۱۹۵۰، فیلسوف، صلح‌طلب و منتقد جنگ و قدرت‌های نظامی بود.
* پابلو نرودا، برنده ۱۹۷۱، کمونیست و عضو حزب کمونیست شیلی بود.
* گابریل گارسیا مارکز، برنده ۱۹۸۲، به جریان‌های چپ آمریکای لاتین نزدیک بود و رابطه سیاسی و شخصی با فیدل کاسترو داشت.
* هارولد پینتر، برنده ۲۰۰۵، صراحتا در فعالیت‌های چپ و جنبش صلح حضور داشت و از سیاست‌های جنگی دولت‌های غربی انتقاد می‌کرد. خود نوبل نیز او را نویسنده‌ای با «بُعد سیاسی» و معترض به قدرت حاکم معرفی کرده است.
* دوریس لسینگ، برنده ۲۰۰۷، در جوانی عضو حزب کمونیست بود و بعدها از استالینیسم فاصله گرفت.
* ژوزه ساراماگو، برنده ۱۹۹۸، کمونیست و منتقد سرمایه‌داری و کلیسای کاتولیک بود.
* آلبر کامو نیز اگرچه در قالب‌های ساده چپ/راست نمی‌گنجد، منتقد سرمایه‌داری، فاشیسم، استالینیسم و هر نوع تمامیت‌خواهی بود.
بنابراین، نمی‌توان گفت نوبل ادبیات اصولا به چپ‌ها جایزه نمی‌دهد. اما پرسش مهم‌تر این است که چه نوع «چپی» و چه نوع ادبیاتی بیش‌تر امکان ورود به این نهاد را پیدا کرده است.
نوبل ادبیات از ابتدا در یک ساختار فرهنگی اروپایی و عمدتا غربی شکل گرفت. طبق وصیت آلفرد نوبل، جایزه ادبیات باید به نویسنده‌ای تعلق می‌گرفت که «برجسته‌ترین اثر را در جهت آرمانی» آفریده باشد؛ و انتخاب بر عهده آکادمی سوئد قرار گرفت.
از سوی دیگر، فرآیند انتخاب کاملا عمومی و دموکراتیک نیست. نامزدها از سوی گروه مشخصی از استادان دانشگاه، اعضای آکادمی‌ها، برندگان قبلی نوبل و رؤسای سازمان‌های نویسندگان معرفی می‌شوند؛ سپس کمیته نوبل ادبیات و در نهایت آکادمی سوئد تصمیم می‌گیرند. اسناد مربوط به نامزدی نیز ۵۰ سال محرمانه می‌مانند.
بنابراین می‌توانیم این پرسش را مطرح کنیم: آیا ساختار انتخاب نوبل ادبیات، به‌طور ناگزیر نوع خاصی از سرمایه فرهنگی، ادبی و فکری را بیشتر قابل مشاهده و انتخاب می‌کند؟

اعتبار جهانی نوبل
نوبل فقط یک جایزه پولی نیست. از سال ۱۹۰۱ تاکنون به یکی از مهم‌ترین نهادهای تولید اعتبار جهانی در حوزه علم، ادبیات و صلح تبدیل شده است. بنیاد نوبل نیز صراحتا می‌گوید که ارزش غیرمادی و اعتبار جایزه در طول بیش از یک قرن افزایش یافته است.
آلفرد نوبل در وصیت‌نامه ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵ بخش عمده ثروتش را برای ایجاد جوایزی اختصاص داد که به کسانی تعلق گیرد که «بیشترین سود را برای بشریت» به همراه آورده‌اند. نخستین جوایز در سال ۱۹۰۱ اهدا شدند.
تا پایان ۲۰۲۵، در مجموع ۶۳۳ جایزه نوبل و جایزه علوم اقتصادی به ۱۰۲۶ فرد و سازمان اعطا شده است؛ در بخش ادبیات نیز ۱۱۸ جایزه به ۱۲۲ برنده رسیده است.
اهمیت نوبل از چند جهت است:
نخست، اعتبار نمادین.
یک نویسنده پیش از نوبل ممکن است در کشور خود یا حتی در محافل ادبی جهان شناخته شده باشد؛ اما نوبل می‌تواند او را به یک چهره جهانی تبدیل کند.
دوم، قدرت تعیین دستور کار فرهنگی.
نوبل فقط یک نویسنده را انتخاب نمی‌کند؛ انتخاب آن نویسنده می‌تواند توجه جهانی را به یک زبان، فرهنگ، مسئله تاریخی یا تجربه اجتماعی جلب کند.
سوم، قدرت اقتصادی.
جایزه علاوه بر مدال و دیپلم، مبلغ قابل توجهی دارد. مبلغ کامل جایزه در سال ۲۰۲۵، ۱۱ میلیون کرون سوئد بود.
چهارم، قدرت سیاسی و اخلاقی ـ نمادین.
به‌خصوص نوبل ادبیات و صلح گاهی بسیار فراتر از حوزه تخصصی خود عمل کرده‌اند. انتخاب یک نویسنده، شاعر یا فعال صلح می‌تواند به منزله به‌رسمیت‌شناختن یک تجربه تاریخی یا یک مسئله جهانی تلقی شود.

پرسش انتقادی مهم
آیا نهادی که چنین قدرت عظیمی در تولید اعتبار فرهنگی جهانی پیدا کرده، خود نیز از مناسبات قدرت در جهان جداست؟
شاید پاسخ قطعی نباشد اما بررسی تاریخ نوبل نشان می‌دهد که این جایزه، مانند هر نهاد فرهنگی دیگری، در یک زمینه تاریخی مشخص ــ اروپا، جنگ سرد، استعمارزدایی، جهانی‌شدن، رقابت فرهنگی شرق و غرب و تحولات سیاسی قرن بیستم و بیست‌ویکم ــ فعالیت کرده است.
حتی در منابع رسمی مربوط به تاریخ نوبل صلح، درباره گرایش انتخاب‌های آن به ارزش‌های غربی و لیبرال‌ـ‌انترناسیونالیستی بحث شده است.

نوبل و سیاست؛ زمانی که هیتلر دریافت جایزه را برای آلمانی‌ها ممنوع کرد
تاریخ نوبل تنها تاریخ ادبیات، علم و دستاوردهای انسانی نیست. در دوره‌هایی، این جایزه به عرصه‌ای برای رویارویی میان استقلال اندیشه و قدرت سیاسی نیز تبدیل شده است.
یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی آن به آلمان نازی و واکنش آدولف هیتلر به اعطای جایزه صلح نوبل به کارل فون اوسیتسکی‌(Carl von Ossietzky)، روزنامه‌نگار و صلح‌طلب آلمانی، مربوط می‌شود.
اوسیتسکی از مخالفان نظامی‌گری و بازتسلیح آلمان بود و در نشریه «دی ولتبونه» درباره بازسازی پنهانی توان نظامی آلمان و نقض محدودیت‌های بین‌المللی افشاگری کرده بود.
پس از به قدرت رسیدن هیتلر در سال ۱۹۳۳، اوسیتسکی بازداشت شد و در اردوگاه‌های نازی زندانی بود.
جایزه صلح نوبل سال ۱۹۳۵ به اوسیتسکی تعلق گرفت، اما تصمیم نهایی درباره اعطای آن در سال ۱۹۳۶ اتخاذ و اعلام شد. اوسیتسکی به دلیل بیماری و فشارهای حکومت نازی اجازه پیدا نکرد برای دریافت جایزه به اسلو سفر کند. او در نهایت در سال ۱۹۳۸ درگذشت.
اعطای این جایزه خشم شدید هیتلر را برانگیخت.
در سال ۱۹۳۷، حکومت نازی دریافت جوایز نوبل را برای شهروندان آلمانی ممنوع کرد. این اقدام مستقیماً در واکنش به جایزه اوسیتسکی صورت گرفت و نشان می‌داد که حکومت نازی حتی یک جایزه بین‌المللی را که خارج از کنترل آن بود، تهدیدی سیاسی و ایدئولوژیک تلقی می‌کرد.

جایزه‌ای در رقابت با نوبل
حکومت هیتلر برای مقابله با نوبل، «جایزه ملی آلمان برای دانش و هنر» را ایجاد کرد. هدف از ایجاد این جایزه، نه فقط اعطای یک افتخار ملی، بلکه ارائه آن به‌عنوان جایگزینی آلمانی برای جایزه نوبل بود.
این جایزه در سال‌های ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۹ به شماری از شخصیت‌های مورد تأیید حکومت نازی تعلق گرفت. از جمله دریافت‌کنندگان آن می‌توان به فردیناند پورشه و ارنست هاینکل اشاره کرد.
اما این جایزه هرگز نتوانست جایگاه بین‌المللی نوبل را به دست آورد و با آغاز جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ عملاً متوقف شد.
این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که اعتبار یک جایزه علمی یا فرهنگی فقط به میزان پول آن وابسته نیست؛ بلکه به استقلال نهاد، اعتبار بین‌المللی و فاصله آن از قدرت سیاسی بستگی دارد.
دانشمندانی که نوبل گرفتند اما اجازه پذیرش آن را نداشتند
ممنوعیت هیتلر، دانشمندان آلمانی را نیز دربر گرفت.
ریچارد کون (Richard Kuhn) در سال ۱۹۳۸ جایزه نوبل شیمی را برای پژوهش‌هایش درباره کاروتنوئیدها و ویتامین‌ها دریافت کرد.
آدولف بوتنانت (Adolf Butenandt) نیز در سال ۱۹۳۹ جایزه نوبل شیمی را برای پژوهش درباره هورمون‌های جنسی دریافت کرد.
هم‌چنین گرهارد دوماک (Gerhard Domagk) در سال ۱۹۳۹ جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را برای کشف آثار ضدباکتریایی پروُنتوزیل دریافت کرد.
هر سه نفر تحت فشار حکومت نازی از پذیرش جایزه در آن زمان محروم شدند. پس از جنگ، آنها توانستند مدال و دیپلم خود را دریافت کنند، اما مبلغ نقدی جایزه را دریافت نکردند.
ماجرای ریچارد کون نمونه روشنی از این وضعیت است: او نوبل شیمی ۱۹۳۸ را دریافت کرد، اما حکومت آلمان او را وادار کرد از پذیرش آن خودداری کند و او بعدها مدال و دیپلم خود را دریافت کرد.
این اتفاق نشان می‌دهد که استبداد سیاسی می‌تواند حتی در برابر موفقیت علمی شهروندان خود نیز احساس مالکیت و کنترل داشته باشد و اجازه ندهد آنان مستقل از دولت با نهادهای بین‌المللی ارتباط برقرار کنند.

تصویر کاور: مراسم اعطای جوائز ملی دانش و هنر آلمان که نازی‌ها برای رقابت با جایزه نوبل ابداع کرده بودند – سال ۱۹٣۸ AP

اتو هان و نوبل پس از جنگ
در این میان، اتو هان‌(Otto Hahn)، شیمی‌دان آلمانی، در سال ۱۹۴۴ جایزه نوبل شیمی را به دلیل کشف شکافت هسته‌های سنگین دریافت کرد. اما به دلیل شرایط جنگی و مقررات نوبل، جایزه او در سال ۱۹۴۵ به‌طور رسمی تحویل داده شد. خود جایزه مربوط به سال ۱۹۴۴ بود.
اتو هان یکی از چهره‌های مهم تاریخ علم قرن بیستم بود. کشف شکافت هسته‌ای یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ فیزیک و شیمی مدرن شد و در ادامه مسیر توسعه انرژی هسته‌ای و سلاح‌های هسته‌ای را نیز تحت تاثیر قرار داد.
یک نکته تاریخی مهم نیز در این زمینه وجود دارد: اتو هان یهودی نبود. اما همکاری علمی او با لیزه مایتنر، فیزیکدان یهودی‌تبار اتریشی، در فهم علمی شکافت هسته‌ای اهمیت بسیار زیادی داشت. مایتنر در دوران حکومت نازی ناچار به ترک آلمان شد.
از این رو، تاریخ شکافت هسته‌ای تنها تاریخ یک کشف علمی نیست؛ بلکه با تاریخ تبعیض نژادی، مهاجرت اجباری دانشمندان و سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت نازی نیز پیوند خورده است.

از آن کارسون تا کارل فون اوسیتسکی؛ ادبیات، دانش و آزادی اندیشه
قرار دادن داستان نوبل ادبیات ۲۰۲۶ در کنار تاریخ نوبل در دوران هیتلر، ما را به یک پرسش اساسی می‌رساند:
اعتبار یک جایزه بین‌المللی از کجا ناشی می‌شود؟
پاسخ را نمی‌توان فقط در مبلغ جایزه، شهرت جهانی آن یا مراسم باشکوه اهدای مدال و دیپلم جست‌وجو کرد.
اعتبار واقعی چنین جایزه‌ای در درجه نخست به استقلال نهادهایی بستگی دارد که آن را اعطا می‌کنند.
آن کارسون نویسنده‌ای است که ادبیات کلاسیک را با زبان و تجربه انسان معاصر پیوند می‌دهد و مرزهای شعر، نثر، ترجمه، پژوهش و هنر را جابه‌جا می‌کند.
کارل فون اوسیتسکی، در نقطه‌ای کاملا متفاوت از تاریخ، روزنامه‌نگاری بود که علیه نظامی‌گری و استبداد نازی ایستاد و به همین دلیل زندانی شد.
هیتلر در برابر اوسیتسکی فقط با یک فرد مخالف روبه‌رو نبود؛ بلکه با نهادی بین‌المللی روبه‌رو شد که خارج از کنترل او عمل می‌کرد و می‌توانست ارزش‌هایی مانند صلح، آزادی اندیشه و استقلال علمی و فرهنگی را در برابر ایدئولوژی رسمی حکومت قرار دهد.
به همین دلیل بود که حکومت نازی نه‌تنها اوسیتسکی را دشمن خود دانست، بلکه تلاش کرد اساسا ارتباط شهروندان آلمانی با جایزه نوبل را قطع کند و جایزه‌ای دولتی و ایدئولوژیک را جایگزین آن سازد.
اما تاریخ نشان داد که اعتبار فرهنگی و علمی را نمی‌توان با فرمان حکومتی ایجاد کرد. جایزه ملی آلمان عمر کوتاهی داشت؛ در حالی که نوبل، با همه مناقشه‌ها و نقدهایی که درباره آن وجود داشته و دارد، به حیات خود ادامه داد.
امروز، انتخاب آن کارسون بار دیگر نشان می‌دهد که ادبیات زنده، ادبیاتی است که می‌تواند مرزهای تثبیت‌شده را بشکند، گذشته را دوباره بخواند و با تجربه انسان امروز وارد گفت‌وگو شود.
شاید فاصله زمانی میان آن کارسون و کارل فون اوسیتسکی بسیار زیاد باشد، اما یک نقطه مشترک مهم میان این دو وجود دارد: دفاع از استقلال اندیشه در برابر قالب‌های تحمیل‌شده.
در یک سو، نویسنده‌ای قرار دارد که قالب‌های ادبی را به چالش می‌کشد و شکل‌های تازه‌ای برای بیان تجربه انسانی می‌آفریند؛ و در سوی دیگر، روزنامه‌نگاری که در برابر کنترل سیاسی، نظامی‌گری و سرکوب آزادی اندیشه ایستاد.
از این منظر، نوبل تنها یک جایزه نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ پرتنش رابطه میان دانش، هنر، ادبیات، آزادی و قدرت سیاسی است. و شاید یکی از مهم‌ترین درس‌های این تاریخ این باشد که ادبیات و دانش، هنگامی می‌توانند نقش انسانی و اجتماعی خود را ایفا کنند که امکان پرسش‌گری، نقد و آفرینش آزادانه از آنان گرفته نشود.
در جهانی که هنوز جنگ، سانسور، سرکوب و مداخله قدرت سیاسی در فرهنگ و دانش ادامه دارد، اهمیت استقلال اندیشه بیش از هر زمان دیگری آشکار است.
نوبل ادبیات ۲۰۲۶ برای آن کارسون، از این منظر، فقط تقدیر از یک نویسنده کانادایی نیست؛ بلکه یادآوری دوباره اهمیت خلاقیت، آزادی ادبی، گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها و استقلال اندیشه است.
این‌که ارزش یک نویسنده را نمی‌توان فقط با دریافت یا عدم دریافت نوبل سنجید؛ نوبل خود نیز یک نهاد انسانی و تاریخی است، نه داوری مطلق و فراتاریخی درباره ارزش ادبی.
پنج‌شنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۵-هشتم اکتبر ۲۰۲۶

منابع و پانویس‌ها:
۱. آکادمی سوئد، اطلاعیه رسمی اعطای جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ به آن کارسون، ۸ اکتبر ۲۰۲۶.
۲. NobelPrize.org، اطلاعات رسمی درباره جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ و برنامه اعلام جوایز.
۳. بنیاد نوبل، اطلاعیه افزایش مبلغ جایزه نوبل در سال ۲۰۲۶ به ۱۲ میلیون کرون سوئد.
۴. Reuters، گزارش ۸ اکتبر ۲۰۲۶ درباره اعطای نوبل ادبیات ۲۰۲۶ به آن کارسون و معرفی آثار و دیدگاه‌های او.
۵. Associated Press، گزارش ۸ اکتبر ۲۰۲۶ درباره آن کارسون و آثار او.
۶. NobelPrize.org، زندگی و جایزه صلح کارل فون اوسیتسکی، برنده نوبل صلح ۱۹۳۵.
۷. NobelPrize.org، تاریخچه جایزه صلح نوبل در فاصله ۱۹۰۱ تا ۲۰۰۰، بخش مربوط به کارل فون اوسیتسکی و واکنش هیتلر.
۸. NobelPrize.org، اطلاعات رسمی درباره ریچارد کون، برنده نوبل شیمی ۱۹۳۸.
۹. NobelPrize.org، اطلاعات رسمی درباره دانشمندانی که تحت فشار حکومت نازی از دریافت نوبل محروم شدند: ریچارد کون، آدولف بوتنانت و گرهارد دوماک.
۱۰. NobelPrize.org، اطلاعات رسمی درباره اتو هان، برنده نوبل شیمی ۱۹۴۴ و دریافت‌کننده جایزه در سال ۱۹۴۵.
۱۱. German History in Documents and Images، اسناد تاریخی مربوط به «جایزه ملی آلمان برای دانش و هنر» و سیاست فرهنگی حکومت نازی.
۱۲. Max Planck Society، زندگی و کار آدولف بوتنانت و تاثیر فرمان هیتلر بر دریافت جایزه نوبل.