پرویز رضایی
لیلا ا.
در تاریخ ۵ ژوئن ۲۰۲۶ ده نفر از اعضای کمیته مرکزی کومله- سازمان کردستان حزب کمونیست ایران متنی دور و دراز را در جواب به گزارش کمیتۀ رهبری کومله و رو به اعضای حزب منتشر کردند. با وجود اشتباهات فاحش تئوریک، و نیز تاریخی مربوط به اتحاد جماهیر شوروی سابق و کشورهای بلوک شرق در آن متن، اینجا مجال پرداختن به آن نیست. اما لازم و ضروری است تا نکاتی کلیدی و اساسی مندرج در جوابیه مورد نقد قرار گیرد.
نگارندگان در پاسخ به گزارش کمیتۀ رهبری با صغری و کبری چیدن و چرخش ناشیانۀ قلم، موضوع مبارزه با کشورهای متروپل غربی و در رأس آنان آمریکا را از اصل پیکار با امپریالیسم تفکیک میکنند تا شاید بتوانند کومله را از امر مبارزه با قدرت های شمال جهانی که دقیقا «روح امپریالیسم» در آن ممالک حلول کرده، بی وظیفه ساخته و به این نحو زمینۀ ورود کومله را به درون ائتلاف احزاب بورژوا- ناسیونالیست کردستانی فراهم آورند.
انگار حافظۀ ایشان دچار عارضه ای سخت شده و فراموش کردهاند که امپریالیسم آمریکا به عنوان بزرگترین کشور سرمایه داری و سکاندار ستم و استثمار طبقاتی، «نماد» تمام و کمال نئوکلونیالیسم و اجرای سیاست های ضد بشری امپریالیستی، و چپاول ثروت و سامان ملل جنوب جهانی است. اینها فراموش کرده اند، امپریالیسم آمریکا طی سدۀ گذشته با تجاوز نظامی و تحمیل جنگ های خانمان سوز تا به حال باعث کشتار میلیون ها انسان بی گناه شده، و بحران و ویرانی های جبران ناپذیری را در مناطق مختلف جهان به بار آورده است.
انگار حافظۀ ایشان دچار عارضه ای سخت شده و فراموش کرده اند که امپریالیسم آمریکا در تقابل با سایر قدرت های اقتصادی و نظامی (چین و روسیه) و قطب بندی های جدید در عصر حاضر، به دنبال تداوم و تثبیت نظم امپریالیستی خود می باشد. آخرین مورد آن نقض حقوق بین المللی با تجاوز آشکار به ونزوئلا بود. آمریکا در این اقدام وقیحانه مانند دسته های “گانگستری” نیکلاس مادورو، رئیس جمهور آن کشور را ربود، و در یک معاملۀ پنهانی با معاون وی و دولت این کشور شخص مورد نظر خود (معاون مادورو) را در آنجا مستقر کرد.
جا دارد در این فرصت به نکتۀ دیگری در متن جوابیه اشاره کرد. امضاء کنندگان با ترم من درآوردی “چپ آمریکا ستیز” نقدهای غیرمنطقی به کمیتۀ رهبری وارد میکنند. واقعیت این است که، کومله جریانی مارکسیستی است و مبارزه با بورژوازی یک اصل جداناشدنی از فعالیت و پراتیک سیاسی اوست. به این اعتبار، همانگونه که نبرد طبقاتی جزو اصول این تشکیلات به شمار می آید، مقابله سیاسی با سلطه طلبی حاکمین ممالک امپریالیستی هم از اجزای لاینفک پیکار آن به شمار می رود.
نویسندگان متن به کمیتۀ رهبری کومله ایراد می گیرند که گویا این کمیته رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی را مقصر اصلی «جنگ، فقر، سرکوب، اعدام و ویرانی» معرفی نمی کند و خط آمریکا ستیزی را برای تبرئۀ جمهوری اسلامی در پیش گرفته است. این استدلال از جهات مختلف از واقع بینی سیاسی فاصله دارد. بعلاوه، حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومله) در چهل و هفت سال گذشته نه فقط علیه سیاست های جمهوری اسلامی مواضعی شفاف و انقلابی داشته، بلکه تلاش کرده تا موضع ضد رژیمی صرف را کنار گذاشته و مواضع ریشهای و طبقاتی اتخاذ کند. تاریخ مبارزاتی کومله نشان میدهد که این تشکیلات کمونیستی هیچگاه به تغییر روبنای سیاسی اکتفا نکرده و دهه هاست در پی تغییرات بنیادی در جامعۀ ایران و کردستان بوده است.
واضح است، این افراد با خلط مبحث، مسألۀ مسئولیت حاکمیت در برابر حمله و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را با مسألۀ عملکرد حکومتی در چهل و هفت ساله گذشته درهم آمیخته اند. این عبارت پردازی ها و سفسطه بافی ها ناشی از امید بستن این جمع به سرنگونی رژیم آنهم از مجرای عملی شدن «سناریوی سیاهِ» مداخله و یورش نظامی خارجی است که همیشه خط قرمز کومله بوده، ولی عبدالله مهتدی و سایر اپوزیسیون راست جامعه دهه هاست به آن امیدوار بوده اند.
نویسندگان جوابیه روی این موضوع غیر واقعی پافشاری می کنند که، کمیته رهبری کومله و رژیم بورژوا – اسلامی ایران در معرفی آمریکا به عنوان مقصر اصلی جنگ، روایت یکسانی دارند! خیر، این نه روایت کومله و نه روایت مختص به رژیم بلکه اذعان جهانیان است. بسیاری از حکومت های بورژوایی، و اکثریت مردم آزادیخواه جهان جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه، و حملۀ اخیر به ایران را تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل دانسته و آن را قاطعانه محکوم کرده اند.
اینکه آمریکا و اسرائیل مقصر اصلی جنگ اند واقعیتی خدشه ناپذیر است و روایت منتقدین هم که بی شباهت به روایت اپوزیسیون بورژوایی، فرقۀ پهلوی، و رسانه های زرد نیست، تغییری در آن ایجاد نمیکند. اما از این دردآورتر این است که، منتقدین از “کاسبان خون” یعنی سلطنت طلبان فراتر رفته و جانباختگان دی ماه ۱۴۰۴ را دهها هزار نفر اعلام کرده اند. چنین اعلامی بیانگر این است که منتقدین کاملاً به آمار رسانه های مزدوری مانند “اسرائیل اینترنشنال” استناد کرده اند. آیا منتقدین نمیدانند که بیان آمار غیر واقعی و بزرگنمایی کشتارها ترفندی برای عادی سازی جنایت است؟! آیا نمیدانند “عددسازی” پروپاگاندا و تبلیغاتی کثیف از سوی رسانه های وابسته به فرقۀ پهلوی، و رسانه های طرفدار نتانیاهو و ترامپ به منظور مشروعیت بخشیدن به تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران بوده، و کماکان هست؟
در بخش دیگری از جوابیه، منتقدین به گزارش کمیتۀ رهبری ابراز کرده اند که اختلاف آنها با این کمیته در خصوص عدم پیوستن کومله به ائتلاف احزاب کردستانی، ربطی به ماهیت این احزاب ندارد بلکه می خواهند کومله از این طریق حضوری فعال در سرنوشت سیاسی جامعه کردستان داشته باشد!
قابل ذکر است که، کمیتۀ رهبری کومله به حضور فعال در مبارزات مردم کردستان نه تنها باور و اعتقادی عمیق دارد، بلکه از نشریات و برنامه های تلویزیونی درمییابیم که به طور برنامه ریزی شده و منظم حجم عظیمی از فعالیت های کومله را به این امر اختصاص داده است.
در این دوره، کومله همراهی با احزاب کردستانی و ائتلاف آنها را به درستی به نفع پروژه های امپریالیسم آمریکا و رژیم نژاد پرست اسرائیل، و به زیان جنبش انقلابی مردم کردستان ارزیابی کرده، و در این باره استدلال می کند که، همراه و همگام شدن احزاب مؤتلفه با جنگ جاری، نتایج سال ها مبارزۀ مردم انقلابی کردستان را به کیسۀ آمریکا و اسرائیل می ریزد.
مضاف بر این استدلال کومله، نباید از نظر دور داشت که همراهی احزاب مذکور با تجاوز نظامی دو قدرت اتمی جهانی و منطقه ای، به مشروعیت و برحق بودن جنبش انقلابی مردم کردستان نزد مردم ایران و منطقه، و البته نزد جهانیان لطمه ای جبران ناپذیر می زند.
شایان توجه است که، تصمیم کمیتۀ رهبری کومله مبنی بر نپیوستن به ائتلاف احزاب کردستانی و مخالفت با جنگ و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، مورد استقبال و تأیید بخش قابل ملاحظه ای از کمونیست های رادیکال و انقلابی در درون و برون از مرزها قرار گرفته است.
جمع بندی:
در خاتمه با اغماز و گذشتن از سایر انتقادت مطروحه از جانب منتقدین که مسائل و اختلاف هایی بر سر شیوۀ رهبری و ادارۀ تشکیلات و نحوۀ تعامل با مخالفین را دربرمیگیرد، یادآور می شویم که، موضوع همکاری احزاب کردستانی با یکدیگر، ائتلاف آنها و حتی تشکیل نیروی نظامی مشترک در سال های اخیر در مرکز مباحث احزاب یاد شده و فعالین سیاسی قرار گرفته است. کومله بارها نظر و ملاحظه های خود را در ارتباط با هرکدام از این مباحث رسماً اعلام کرده است. از این جمع ده نفره هم یکی، دو نفر در این زمینه بحث های مکتوب و شفاهی ارائه داده اند. اما سوال این است که چرا منتقدین در بحبوحۀ جنگ ویرانگر جاری روی پیوستن کومله به ائتلاف احزاب کردستانی اصرار دارند و معتقدند از این طریق کومله از “انفعال” و “انزوا” ی مورد ادعایشان خارج خواهد شد؟!
بی تردید، منتقدین با طرح این بحث ها و آوردن استدلالات غیر منطقی، می خواهند توان و پایگاه اجتماعی کومله را مثل احزاب مؤتلفه به خدمت پروژه ای درآورند که اساساً به زیان مبارزات مردم ستمدیده و استقلال جنبش انقلابی کردستان است. پروژه ای که امید به سرنگون شدن رژیم در اثر این جنگ، و سپس کسب مجوز ورود به معادلات جدید روی ویرانه های کشور در آن موج می زند. آیا این به معنای تلاش برای بافتن کلاهی از نمد جنگ نیست؟
متاسفانه، ایشان از یاد برده اند که میدان مبارزۀ طبقاتی و توده ای کجاست! از یاد برده اند که در طول جنگ زیر ساخت های اقتصادی و تأسیسات زیربنایی و به تبع آن معیشت و امکانات حداقلیِ زندگی (آب و برق و گاز و…) طبقۀ کارگر و مردم تحت ستم جامعه نابود میشوند! از یاد بردهاند امپریالیسم و صهیونیسم نه قصد رهایی مردم ایران و کردستان بلکه قصد اسارت آنها و غارت منابع این سرزمین و کل منطقه را دارند، و هدف نهایی شان تحقق نقشۀ تغییر خاورمیانه به سود رژیم نژادپرست اسرائیل است!
بنابراین، بسیار حائز اهمیت و ضروری است که فعالین ریشه بین جنبش های اجتماعی و توده های کارگر و زحمتکش و صلح طلب بار دیگر جنگ و تجاوزهای متعدد نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کنند، و همچنین از نپیوستن کومله به ائتلاف احزاب بورژوایی کردستان دفاع کرده و در حفظ این تفکر و سنگر مبارزاتی اهتمام ورزند.
جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵
مبارزان کمونیست